شرمساری
داستان‌هایی از معصومین(ع)/۵

شرمساری

آفتاب سوزان از یک سو و حرارت زمین از سویی دیگر حقیقتاً کوره ای از آتش به راه انداخته بود. در این شرایط سفر کردن کار هر کسی نبود. مرد حتّی نای باز کردن پلک هایش را به صورت کامل نداشت.
آسیاب
داستان‌هایی از معصومین(ع)/4

آسیاب

توشه سفر
داستان‌هایی از معصومین(ع)/۳

توشه سفر

عیادت
داستان‌هایی از معصومین(ع)/ ۲

عیادت

ساحران کابلی
داستان هایی از معصومین(ع)/ ۱

ساحران کابلی