hedayatgar.ir

bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۳۰ : ۱۲ - پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - 17 August 2017 -۲۵ ذی القعده ۱۴۳۸
کد خبر: ۱۰۴۵
تعداد بازدید: ۱۱۷۹
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۶:۰۰
به مناسبت ولادت حضرت امام حسن عسکری(ع)/۲

ربیع الأنام (بهار انسان‌ها)

مختصری از زندگانی امام علیه السّلام

حضرت عسكرى عليه السّلام در روز جمعه هشتم ربيع الآخر سال ۲۳۲ هجری در شهر مدینه منوّره به دنیا آمدند. پدر بزرگوارشان پیشوای دهم حضرت امام هادی علیه السّلام و مادر گرامیشان بانوئی صاحب فضل و کمالات به نام حدیثة یا سلیل بود. مرحوم شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال در توصیف آن مخدّره می گوید: «او در نهایت صلاح و ورع و تقوا و در سرزمین خود پادشاه زاده بوده است، در فضیلت او همین بس که بعد از شهادت امام عسکری علیه السّلام مفزع شیعه و پناه و دادرس ایشان بوده است. امام هادی علیه السّلام درباره ایشان فرموده اند: «سليل مسلولةٌ مِنَ الآفاتِ وَ العاهاتِ وَ الأرجاسِ وَ الأنجاسِ، (یعنی:) سلیل از هر آفت و پلیدی و نجاست بیرون کشیده شده است، و سپس آن حضرت به او فرمودند: سَيَهَبُ اللّهُ حُجَّتَهُ عَلى خَلقِهِ يَملَأُ الارضَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً، (یعنی:) به زودی خداوند حجّت خود بر خلقش را (به تو) عنایت خواهد کرد که زمین را همان طوری که از ظلم پر شده است، از عدل لبریز خواهد نمود». صاحب کتاب اعیان الشّیعه در شأن آن بزرگوار می گوید: «کانَتْ مِنَ العارِفاتِ الصّالِحاتِ، او از زنان عارف و صالح محسوب می شد.

نام مبارک حضرت عسکری علیه السّلام حسن و کنیّه ایشان ابومحمّد بود. آن بزرگوار القاب متعدّدی داشتند که برخی از آن ها عبارتند از: صامت، هادی، رفیق، زکی، تقی. رسول خدا صلّی الله علیه و آله درباره ایشان در روایتی فرمودند: «... وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ سِرَاجُ‏ أَهْلِ‏ الْجَنَّةِ يَسْتَضِيئُونَ بِهِ». و حسن بن علی (امام عسکری علیه السّلام) چراغ اهل بهشت است که بهشتیان از او کسب نور می کنند.

«عسکر» در لغت به معنای لشکر و یا پادگان است و از آن جائی که آن بزرگوار در محلّه ای به نام عسکر و یا در واقع در لشکرگاه (پادگان) حاکمان خبیث عبّاسی و تحت نظر ایشان به سر برده و زندگی می نمودند، به عسکری نیز مشهور گردیدند.

امام عسکری علیه السّلام در سال ۲۶۰ هجری در هشتم ربيع الاوّل، درحالی که بيست و هشت سال بیشتر از عمر شريفشان نگذشته بود، بر اثر مسمومیّت به شهادت رسیدند. مدّت امامت حضرت عسکری عليه السّلام شش سال بود، و در این مدّت با چند تن از خلفای عبّاسی هم عصر بودند که عبارتند از: معتزّ، مهتدى، معتمد و حضرت عسکری در زمان خلافت همين معتمد به شهادت رسیده، و در منزلشان در شهر سامراء کنار پدر بزرگوارشان حضرت هادی علیه السّلام دفن شدند.(۱)

ربیع الأنام

در کتاب شریف «البلد الأمین» دعایی منسوب به امام عصر حضرت مهدی علیه السّلام تحت عنوان «دعاء العبرات» آمده است که در قسمتی از این دعای شریف، امام زمان علیه السّلام به ذوات مقدّس و نورانی چهارده معصوم علیهم السّلام یک به یک و به ترتیب توسّل نموده و بدین وسیله به درگاه خدای متعال تقرّب می جویند. وقتی به پدر بزرگوارشان حضرت عسکری علیه السّلام می رسند، القاب و صفات زیبائی را برای آن بزرگوار ذکر می کنند که برای آشنائی با این کلمات نورانی آن ها را در ادامه می آوریم:

«أَتَقَرَّبُ إلَیکَ ... بِالْإِمَامِ الْمُنَزَّهِ عَنِ الْمَآثِمِ الْمُطَهَّرِ مِنَ الْمَظَالِمِ الْحَبِرِ الْعَالِمِ رَبِيعِ‏ الْأَنَامِ‏ وَ بَدْرِ الظَّلَامِ‏ التَّقِيِّ النَّقِيِّ الطَّاهِرِ الزَّكِيِّ مَوْلَايَ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِي‏». (خدایا!) به تو تقرّب می جویم ... به وسیله امامی که از گناهان پاک و منزّه، و از هرگونه ظلمی مطهّر و پیراسته است، عالمِ دانشمند، بهار انسان ها و ماه کامل در تاریکی ها، تقی، نقی، طاهر، زکیّ، مولای من، ابا محمّد حسن بن علی العسکری.(2)

گوشه ای از علم امام علیه السّلام

نصير خادم می گويد: من مكرّر از حضرت عسكرى عليه السّلام شنيدم كه با غلامان رومى و ترك و صقالبه به زبان آنان سخن مي گفتند، و از اين موضوع در شگفت بودم زيرا ایشان در مدينه متولّد شده بودند و تا كنون كسى نديده بود كه آن حضرت با اين زبان‏ ها صحبت كنند، من در اين گونه افكار بودم كه ناگهان امام علیه السّلام متوجّه من شده و فرمودند: خداوند تبارك و تعالى حجّت خود را از ساير مردم تميز مي دهد و معرفت هر چيزى را به او مرحمت مي كند، حجّت پروردگار تمام لغات و انساب و اجل ها و حوادث را مي داند و اگر اين چنين نبود او با ساير مردم (از این جهت) فرقى نداشتند.(3)

هدیه انگشتر

ابو هاشم می گويد: خدمت ابو محمّد (امام عسکری علیه السّلام) رسیدم و قصد داشتم از آن جناب نگينى بگيرم تا زرگر براى من انگشترى بسازد و به او تبرّك بجويم، هنگامى كه خدمت حضرت رسيدم و نشستم، موضوع نگين و انگشتر را فراموش كردم، پس از اين كه اراده كردم از خدمتشان خارج شوم، انگشترى به طرف من انداختند و فرمودند: تو مي خواستى از ما يك نگين ساده بگيرى و بعد برايت انگشتر بسازند، حالا اين انگشتر را بگير و از زحمت ساختن انگشتر راحت شو، راوى می گويد: من تعجّب كردم و گفتم: اى سرور من تو ولى خداوند و امام من هستى كه به اطاعت و فرمان بردارى از تو متديّن شده ‏ام، حضرت فرمودند: خداوند تو را رحمت كند.

ابو هاشم مي گفت: من هر گاه خدمت حضرت عسكرى عليه السّلام مي رسيدم دليل و برهانى در آن جا مشاهده مي كردم.(4)

آگاه به نیّات

محمّد بن حسن می گوید: بیماری سختی در چشمم پدید آمد، نامه ای به محضر مولایم امام حسن عسکری علیه السّلام نوشته و از آن حضرت خواستم که برای من دعا بفرماید. وقتی نامه را فرستادم با خودم گفتم: کاش از حضرتش می پرسیدم که سرمه ای برای چشمم بیان می کرد. پاسخ نامه که با خطّ مبارک آن حضرت نوشته بود، آمد، در آن برای سلامت چشم بیمارم دعا فرموده بود، چرا که یکی از چشمانم نابینا بود، و پس از آن مرقوم فرموده بود: «أَرَدْتَ أَنْ أَصِفَ لَكَ كُحْلًا عَلَيْكَ بِصَبْرٍ مَعَ الْإِثْمِدِ كَافُوراً وَ تُوتِيَا فَإِنَّهُ يَجْلُو مَا فِيهَا مِنَ الْغِشَاءِ وَ يُيَبِّسُ مِنَ الرُّطُوبَة»، خواسته بودی که برای تو سرمه ای را بیان کنم، بر تو باد که: صبر (عصاره درختی تلخ را گویند که مصرف داروئی دارد) را با اثمد (سنگی است که آن را نرم کرده و به عنوان سرمه به چشم می کشند)، کافور و توتیا مخلوط کن و از آن سرمه ای تهیه کرده و به چشمت بکش که این سرمه تاری چشم را از بین برده و چشم را جلا می دهد و رطوبت آن را نیز از بین می برد. محمّد بن حسن می گوید: من طبق دستور مولایم این سرمه را درست کردم و چشمم خوب شد و خدا را سپاس می گویم.(5)

آرزوی همه‏

ابو جعفر می گوید: من حسن بن علی سراج (امام عسکری علیه السّلام که به فرموده رسول خدا صلّی الله علیه و آله سراج [چراغ] اهل بهشت است) را دیدم که در بازارهای سامرا عبور می کرد و از کنار هیچ درب قفل شده ای عبور نکرد مگر آن که قفل درب (برای حضرتش) باز می شد و از کنار هیچ خانه ای نگذشت مگر آن که درب خانه باز می شد و آن بزرگوار از کارهائی که شب هنگام انجام داده بودیم ما را با خبر می ساخت.(6)

آری او امام کائنات است و عجیب نیست اگر بشنوی یا ببینی که قفل و درب های خانه ها برای او باز می شود چرا که همه آرزو داشتند تا قدوم پر مهر و برکتش را بر وجود نیازمندشان بگذارد و این قدم فخری شود در برابر کائنات و اهل آسمان که آی خلائق! این منم که قدمگاه حجّت حق و امام خلق حضرت مولا حسن عسکری شدم. همه با زبان حال به او اظهار عشق و نیاز می کنند گر چه دیگران از این التماس بی خبر باشند.

نامه نوشتن قلم

ابو هاشم می گوید: خدمت امام حسن عسکری علیه السّلام رسیدم دیدم حضرت مشغول نوشتن روی کاغذی هستند. وقت نماز شد و امام علیه السّلام کاغذ را روی زمین گذاشتند و مشغول نماز شدند. دیدم قلم روی کاغذ شروع به حرکت کرد و تا آخر کاغذ نوشت؛ با دیدن این صحنه به سجده افتادم. حضرت عسکری علیه السّلام پس از اتمام نمازشان قلم را به دست مبارک گرفتند و به مردم اجازه ورود دادند (تا به کار ها و مشکلاتشان رسیدگی کنند).(7)

کلامی از امام علیه السّلام

ابو هاشم جعفری می گوید از امام عسکری علیه السّلام شنیدم که می فرمودند: «مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي لَا تُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ: لَيْتَنِي لَا أُؤَاخَذُ إِلَّا بِهَذَا فَقُلْتُ فِي نَفْسِي إِنَّ هَذَا لَهُوَ الدَّقِيقُ يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَفَقَّدَ مِنْ أَمْرِهِ وَ مِنْ نَفْسِهِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَأَقْبَلَ عَلَيَّ أَبُو مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ يَا أَبَا هَاشِمٍ صَدَقْتَ فَالْزَمْ مَا حَدَّثَتْ بِهِ نَفْسُكَ فَإِنَّ الْإِشْرَاكَ فِي النَّاسِ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ الذَّرِّ عَلَى الصَّفَا فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ وَ مِنْ دَبِيبِ الذَّرِّ عَلَى الْمِسْحِ الْأَسْوَد». از جمله گناهانی که بخشیده نمی شود اين است که انسان بگوید: اى كاش جز بر اين گناه مؤاخذه نشوم (کوچک شمردن گناه). (ابو هاشم گفت:) پس با خود گفتم: این نکته دقیقی بود که سزاوار است هر فردی در خود و امورش، در باره هر چیزی کنکاش و دقّت کند (تا گرفتار این گناه نباشد). پس امام علیه السّلام رو به من نموده و فرمودند: ای ابا هاشم! درست گفتی، با حرفی که با خود حدیث نفس کردی ملازم باش، زیرا شرك در ميان مردم از حركت مورچه بر روى کوه صفا در شبى تاريك و حركت مورچه بر پارچه‏ اى سياه، پنهان ‏تر است.(8)

پی نوشت‌ها

برگرفته از کتاب های:

۱-مناقب آل أبي طالب عليهم السّلام (لابن شهرآشوب) ج‏1 ص292/ ترجمه إعلام الورى ص۴۸۵/ بحار الأنوار ج‏۵۰ ص۲۳۵/ تعريب منتهى الآمال ج‏۲ ص۶۴۹/ أعيان الشيعة ج‏۲ ص۴۰.

2-البلد الأمين و الدرع الحصين ص336.

3-ترجمه إعلام الورى ص494.

4-همان.

5-قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السّلام (ترجمه کتاب القطره) ج2 ص760.

6-إثبات الهداة ج‏5 ص45.

7-منتهى الآمال (مُتَرجَم) ج‏3 ص1926.

8-الغيبة (للطوسي) [كتاب الغيبة للحجة] ص207.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: