کد مطلب: ۱۱۲۶
تعداد بازدید: ۱۷۲۰
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۷:۰۰
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
فاطمه تنها زنی است که سواره از محشر عبور خواهد کرد. شأنش برتر از آن است که در محشر نمایان شود ولی خدا برای مباهات به او در برابر خلق خود و نجات محبّینش چنین اراده نموده.

زهرا(س) قیامت می‌کند(3)

روزى رسول خدا صلّی الله علیه و آله دخترش فاطمه را محزون دید. فرمود: دخترکم! چرا محزونی؟ عرضه داشت: پدرجان! روز محشر و برهنگى مردم به خاطرم آمد. رسول خدا فرمود: آرى دخترم، آن روز روز بسيار بزرگى است ولى جبرئيل از طرف خداوند عزّ و جلّ مرا خبر داد: هنگامى كه در آن روز زمين شكافته شود، اوّل كسى كه از زمين خارج می شود من هستم، بعد از من پدرم ابراهيم خليل، بعد از او شوهر تو على بن ابى طالب، آن گاه خداوند جبرئيل را با هفتاد هزار ملك نزد قبر تو خواهد فرستاد، بر قبر تو هفت قبه نور نصب خواهد شد، اسرافيل سه حُلَّه‏[1] نور براى تو مى ‏آورد و بالای سر تو می ایستد و صدا مى ‏زند: اى فاطمه دختر محمّد! برخیز و به صحراى محشر خود آی! تو از قبر بيرون مى ‏آيى در حالی که ایمن و پوشیده هستی و سه حُلَّه اسرافیل را به تن می کنی.[2]

عبور بانوی بهشت از صحنه محشر

در هیاهو و سرگشتگی قیامت، در این همه ترس و واهمه، در اوج تشویش و اضطراب، ندائی از جانب پروردگار به گوش اهل محشر می رسد که: «مَعَاشِرَ الْخَلَائِقِ‏ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ هَذِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكُمْ زَوْجَةُ عَلِيٍّ إِمَامِكُمْ أُمِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ». ای تمام مخلوقات من! چشمانتان را فرو بندید و سرهایتان را به زیر افکنید، این بانو، فاطمه دخت محمّد (صلّی الله علیه و آله) پیامبرتان، همسر علی امامتان (و) مادر حسن و حسین است.‏[3]

ناگهان سکوتی سراسر محشر را فرا می گیرد و خورشید عصمت و ولایت از مشرق یوم الحساب شروع به تابیدن می کند. طلوع آفتاب عترت و انوار نبوّت و امامت، ظلمتکده قیامت را غرق نور و حیرت می کند، «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ...». و زمين (در آن روز) به نور پروردگارش روشن مى ‏شود[4]، چراکه زهرا نور خداست[5]. آری این جا روز «تُبلَی السّرائر» (آشکار شدن اسرار نهان) است و فاطمه بزرگ ترین سرّ خداست. خورشیدی است که در سراپرده لیله ی قدر خدا، قدرش نهان و تبلور انوارش پنهان است[6]. امّا خدا اراده نموده ذرّه ای از راز مگو و قدر نهانش را افشا کند و قطره ای از نور مروارید خلقتش را از صدف حجاب عیان سازد تا دوست دارانش بیش از پیش شیدایش شده و دشمنانش پی به عظمت خسران و کیفر خود ببرند.

فاطمه تنها زنی است که سواره از محشر عبور خواهد کرد. شأنش برتر از آن است که در محشر نمایان شود ولی خدا برای مباهات به او در برابر خلق خود و نجات محبّینش چنین اراده نموده. عروس جوان علی از گوشه ای از محشر طلوع می کند و مقصدش جوار قُرب خداست و بهشت مشتاق زیارت اوست. بهشتی که به برکت وجود صدّیقه کبری خلق گردیده و آبرو یافته.

در حالی که همگان پیاده اند خدا برای فاطمه اش مرکبی را آزین می بندد. چه مرکبی؟! شتری برایش پیشکش شده که: «رَأْسُهَا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ عَيْنَاهَا مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ خِطَامُهَا مِنْ جَلَالِ اللَّهِ وَ عُنُقُهَا مِنْ بَهَاءِ اللَّهِ وَ سَنَامُهَا مِنْ رِضْوَانِ اللَّهِ وَ ذَنَبُهَا مِنْ قُدْسِ اللَّهِ وَ قَوَائِمُهَا مِنْ مَجْدِ اللَّهِ إِنْ مَشَتْ سَبَّحَتْ وَ إِنْ رَغَتْ‏ قَدَّسَت».‏

سرش جلوه ای از ترس و خشیت پروردگار و دو چشمش از نور خداست، زمامش از جلالت و بزرگی حضرت حق و گردنش از نکوئی و زیبائی خداوند، بالا و کوهانش از رضوان پروردگار، پائین و دُمش از پاکی و قداست او و چهار پایش از فرّ و شکوه و عظمت حق تعالی است، هر گاه راه رود تسبیح خدا می گوید و اگر صدائی کند خدا را تقدیس می نماید.[7]

و چه سواری؟! ارزش و قیمت مرکب بسته به سوار آن است. هر قدر راکب عزیزتر و دارای مقام والاتر باشد مرکب را گران تر و با شکوه تر انتخاب می کنند. وقتی مرکب از هیبت و جلالش این چنین لرزه بر اندام محشریان افکنده و عقل ها را مبهوت نموده، پس به تحقیق دیدن راکبش، قالب همگان را تهی خواهد کرد، لذا فرمود: چشم ها بسته و سرها افتاده تا بانوی محشر گذر کند.

«عَلَيْهَا هَوْدَجٌ مِنْ نُورٍ فِيهِ جَارِيَةٌ إِنْسِيَّةٌ حُورِيَّةٌ عَزِيزَةٌ ...‏».

بر آن مرکب کجاوه ای از نور نهاده شده و در آن کجاوه، حوریه بانوئی است انسان نما، وجودی عزیز و بی همتا.[8]

«لَوْ تَفَلَتْ تَفْلَةً فِي سَبْعَةِ أَبْحُرٍ مَالِحَةٍ لَعَذُبَتْ وَ لَوْ أَخْرَجَتْ ظُفُرَ خِنْصِرِهَا إِلَى دَارِ الدُّنْيَا لَغَشِيَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ».

اگر در هفت دریای شور آب دهانی بیندازد، هر آینه همه را شیرین و گوارا سازد و اگر ناخن انگشت کوچک خود را در دنیا نمایان کند، خورشید و ماه را (از شعاع نور خود) بپوشاند.[9]

بانوئی چنین جلیل القدر، بر مرکبی عرشی و آسمانی، منبع تلؤلؤ انوار روحانی، باید که اطرافیان و پاسبانانی گران قدر داشته باشد تا با تجلیلی که شایسته ی شأن اوست او را به سمت بهشت بدرقه کنند. نگاه کن و ببین اطراف این ناقه ی خدائی چه خبر شده! چه شلوغ است و چهره های ملکوتی و آسمانی چشم های محشریان را خیره نموده. تو کیستی فاطمه؟! که خدا ملائکه و اولیائش را به اطراف تو حلقه کرده؟!

«جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهَا وَ مِيكَائِيلُ عَنْ شِمَالِهَا وَ عَلِيٌّ أَمَامَهَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَرَاءَهَا وَ اللَّهُ يَكْلَؤُهَا وَ يَحْفَظُهَا».

جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپش، علی (علیه السّلام) در پیش رو و حسن و حسین (علیهما السّلام) در پشت سرش و خود خدای متعال نگهدار و حافظش می باشد.[10]

«حَوَالَيْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ». هفتاد هزار حوری بهشتی دو طرف حضرتش را احاطه نموده اند.[11] «عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ جَبْرَئِيلُ آخِذٌ بِخِطَامِ النَّاقَةِ». از سمت راستش هفتاد هزار ملک و از چپش هفتاد هزار ملک دیگر او را در بر گرفته اند و جبرئیل افسار ناقه را به دست گرفته است.[12] «فَيَبْعَثُ اللَّهُ مِائَةَ أَلْفِ مَلَكٍ لِيَسِيرُوا عَنْ يَمِينِهَا وَ يَبْعَثُ إِلَيْهَا مِائَةَ أَلْفِ مَلَكٍ عَنْ يَسَارِهَا وَ يَبْعَثُ إِلَيْهَا مِائَةَ أَلْفِ مَلَكٍ يَحْمِلُونَهَا عَلَى أَجْنِحَتِهِمْ حَتَّى يُصَيِّرُوهَا عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ». سپس خداوند صد هزار ملک از سمت راست و صد هزار ملک از سمت چپ می فرستد و صد هزار ملک دیگر هم به ایشان اضافه می کند تا فاطمه را بر روی بال های خود تا درب بهشت همراهی کنند.[13] هنگامى كه حركت می کند هفتاد هزار ملك به استقبالش مى ‏آيند و از رؤیت جمال تابناکش غرق سرور و شادی مى‏ شوند، هر يك از آن ها منقلى از نور و بدون آتش در دست دارند كه عود از آن ساطع مى ‏شود، و هر يك تاجى مرصّع از زبرجد بر سر دارد. آن ها هم در سمت راست فاطمه سلام الله علیها جای می گیرند و چون مقدارى از راه را طى كند، مريم دختر عمران با هفتاد هزار حوريه به استقبالش آمده و بر او سلام مى‏ كنند و در سمت چپش قرار می گیرند. مادرش خدیجه کبری، اوّل بانوئی که به خدا و رسولش ایمان آورد با هفتاد هزار ملك دیگر كه عَلَم‏ هاى تكبير در دست دارند به استقبال فاطمه مى‏ آيند و پس از آن كه زهرا علیها السّلام نزديك محشر شد، حوّا با هفتاد هزار ملك و آسيه زن فرعون، نزدش آمده و بانوی خود و سیّده زنان عالَم را همراهی می کنند[14].

آری همگان چشم ها را بسته و سرها را به زیر افکنده اند. حتّی انبیاء، صدّیقان و شهدا هم سر به زیراند تا فاطمه سلام الله علیها گذر کند[15]. تنها حضرات محمّد صلّی الله علیه و آله و علی و حسن و حسین علیهم السّلام و اولاد پاک ایشان که محارم سیّدة النّساء هستند، کسانی اند که اذن نگاه به جمال نورانی صدّیقه کبری را دارند و محو چهره ملکوتی فاطمه اند[16].

از سوی دیگر بهشت خود را آراسته و مهیّای میزبانی بانوی کائنات شده و هر لحظه اشتیاقش به زیارت او بیشتر می شود. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و سیزده معصوم، تمام علماء و شهداء و صدّیقین کوچه ای باز کرده اند تا معصومه ی عالَم امکان با شکوه و جبروتش پیش از همه داخل بهشت گردد و پس از او بهشت به قدوم بهشتیان آشنا شود[17].

دوازده هزار حوريه و پنجاه هزار مَلَک از فردوس اعلی او را استقبال خواهند كرد که (احدى را قبل از فاطمه و بعد از آن بانو استقبال نكرده و نخواهند كرد) بر ناقه ‏هايى سوارند كه بال هاى آن از ياقوت، افسارشان از لؤلؤ و ركاب ‏هایشان از زبرجد است که روی آن رحل ‏هايى از دُرّ می باشد و بر هر يك از آن ها بالشى از سندس قرار دارد. آن ها از صراط مى‏ گذرند تا این که فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را وارد فردوس مى ‏نمايند و اهل بهشت برای زیارت آن بزرگوار مشرّف می شوند. آن حضرت بر منبری از نور می نشیند و اهل بهشت دور آن بزرگوار حلقه می زنند و آن بهشت فردوس است که سقفش عرش خدای رحمان است.[18]

امّا پیش از ورود فاطمه سلام الله علیها به بهشت، برای شفیعه روز جزا وعده ایست نزد خدای تعالی، که تا تحقّق کامل آن، بانوی بهشت، جنّت را به یُمن قدوم خود مبارک نمی کند ... (به امید خدا ادامه دارد)

پی‌نوشت‌ها:

[1] لباسی که تمام بدن را می پوشاند.

[2] ابن عبّاس از امیر المؤمنین علی علیه السّلام نقل می کند که حضرت فرمودند: «دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ هِيَ حَزِينَةٌ فَقَالَ لَهَا مَا حُزْنُكِ يَا بُنَيَّةِ قَالَتْ يَا أَبَتِ ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النَّاسِ عُرَاةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّهُ لَيَوْمٌ عَظِيمٌ وَ لَكِنْ قَدْ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ قَالَ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنَا ثُمَّ أَبِي إِبْرَاهِيمُ ثُمَّ بَعْلُكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْكِ جَبْرَئِيلَ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ فَيَضْرِبُ عَلَى قَبْرِكِ سَبْعَ قِبَابٍ مِنْ نُورٍ ثُمَّ يَأْتِيكِ إِسْرَافِيلُ بِثَلَاثِ حُلَلِ مِنْ نُورٍ فَيَقِفُ عِنْدَ رَأْسِكِ فَيُنَادِينَكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قُومِي إِلَى مَحْشَرِكِ فَتَقُومِينَ آمِنَةً رَوْعَتَكِ مَسْتُورَةً عَوْرَتُكِ فَيُنَاوِلُكِ إِسْرَافِيلُ الْحُلَلَ فَتَلْبَسِينَهَا». [بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏43 ص 225].

[3] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ص 473.

[4] سوره زمر/ آیه 69 (ترجمه مکارم).

[5] مفضّل بن عمر می گوید از امام صادق علیه السّلام در باره این آیه شریفه شنیدم که فرمودند: «رَبُّ الأَرضِ يُعني إمامُ الأَرضِ»، مقصود خداوند از ربّ زمین، امام زمین است. پرسیدم: زمانی که امام (در قیامت از قبر) خارج می شود چه خواهد شد؟ امام فرمودند: «إِذَن يَستَغنِي النّاسُ عَن ضَوءِ الشَّمسِ وَ نُورِ القَمَرِ وَ يَجتَزُونَ بِنُورِ الإمامِ»، در این هنگام مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز شده و با نور امام بهره مند می گردند. [البرهان في تفسير القرآن ج ‏4 ص 733]. چرا این گونه نباشد و حال آن که امام خلیفه و جانشین خدا روی زمین و مربّی مخلوقات او بر روی این کره خاکی می باشد. چنان چه ملاحظه می شود صحنه قیامت از نور ائمّه علیهم السّلام نورانی خواهد شد و از آن جائی که فاطمه علیها السّلام هم شأن و همتای امیر المؤمنین علی علیه السّلام است، در این فضیلت با آن بزرگواران شریک بوده بلکه به جهت روایات کثیره ای که در باب انوار وجود مقدّسش وارد شده است، شاید بیش از همه در قیامت نور افشانی کند. جابر از امام صادق علیه السّلام سؤال کرد: «لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ، زَهْرَاءَ؟»، چرا فاطمه ی زهرا، زهرا نامیده شد؟ امام علیه السّلام فرمودند: «لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ، فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا، وَ غَشِيَتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِكَةِ، وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِينَ، وَ قَالُوا: إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا، مَا هَذَا النُّورُ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ: هَذَا نُورٌ مِنْ‏ نُورِي‏، وَ أَسْكَنْتُهُ فِي سَمَائِي، خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِي أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِي، أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً يَقُومُونَ بِأَمْرِي، يَهْدُونَ إِلَى حَقِّي، وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِي فِي أَرْضِي بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْيِي». زیرا خدای عزّ و جلّ او را از نور عظمت خود آفرید، وقتی که درخشید، تمام آسمان ها و زمین از نور او روشن گردید و چشمان ملائکه را پوشاند. ملائکه برای خداوند به سجده افتادند و عرضه داشتند: خدای ما و آقای ما! این نور چه بود؟! پس خداوند به ایشان وحی فرمود: این نوری از نور من بود و من او را در آسمان خودم سکونت دادم و از عظمت خودم خلق نمودم. او را از صلب پیغمبری از پیامبرانم خارج خواهم ساخت که او را بر تمام انبیاء برتری خواهم داد و از آن نور امامانی را خارج خواهم کرد که امر من را اقامه نموده و به سوی حقّ من هدایت کنند و من ایشان را خلیفه های خودم در زمین قرار خواهم داد پس از آن که وحی من پایان یابد. [الإمامة و التبصرة من الحيرة ص 133].‏

[6] از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ اللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا ...». «ما آن را در شب قدر نازل کردیم»، شب فاطمه است و قدر خداوند است، پس هر کس فاطمه را آن طور که شایسته اوست بشناسد حتماً شب قدر را درک نموده است (ولی هیهات) و فقط او فاطمه نامیده شد چون تمام خلق خدا از شناخت او بریده شده اند. [تفسير فرات الكوفي ص581].

[7] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ص 473.

[8] همان./ زهرای مرضیّه سلام الله علیها گرچه در میان زنان عالم بی نظیر است و همتا ندارد ولی در میان مردان، امیر المؤمنین علی علیه السّلام همتای اوست. چنان که امام صادق علیه السّلام فرمودند: «لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ يَكُنْ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ عَلَى‏ وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ». اگر خدای تعالی امیر المؤمنین را خلق نمی کرد برای فاطمه از زمان آدم به بعد، کفو و همتائی بر روی زمین نبود. [بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏43 ص 107].

[9] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ص 473.

[10] همان.

[11] تفسير فرات الكوفي ص 269.

[12] الأمالی (للصدوق) ص 18.

[13] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏8 ص 52.

[14] ابن عبّاس از امیر المؤمنین علی علیه السّلام نقل می کند که حضرت فرمودند: (رسول خدا صلّی الله علیه و آله خطاب به دخترشان فاطمه سلام الله علیها فرمودند:) «فَإِذَا جَدَّ بِكِ السَّيْرُ اسْتَقْبَلَتْكِ سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالنَّظَرِ إِلَيْكِ بِيَدِ كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ مِجْمَرَةٌ مِنْ نُورٍ يَسْطَعُ مِنْهَا رِيحُ الْعُودِ مِنْ غَيْرِ نَارٍ وَ عَلَيْهِنَّ أَكَالِيلُ الْجَوْهَرِ الْمُرَصَّعِ بِالزَّبَرْجَدِ الْأَخْضَرِ فَيَسِرْنَ عَنْ يَمِينِكِ فَإِذَا سِرْتَ مِثْلَ الَّذِي سِرْتَ مِنْ قَبْرِكِ إِلَى أَنْ لَقِينَكِ اسْتَقْبَلَتْكِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فِي مِثْلِ مَنْ مَعَكِ مِنَ الْحُورِ فَتُسَلِّمُ عَلَيْكِ وَ تَسِيرُ هِيَ وَ مَنْ مَعَهَا عَنْ يَسَارِكِ ثُمَّ تَسْتَقْبِلُكِ أُمُّكِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ أَوَّلُ الْمُؤْمِنَاتِ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِأَيْدِيهِمْ أَلْوِيَةُ التَّكْبِيرِ فَإِذَا قَرُبْتِ مِنَ الْجَمْعِ اسْتَقْبَلَتْكِ حَوَّاءُ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ حَوْرَاءَ وَ مَعَهَا آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ فَتَسِيرُ هِيَ وَ مَنْ مَعَهَا مَعَك‏». [بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏43 ص 226].

[15] رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «فَلَا يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لَا رَسُولٌ وَ لَا صِدِّيقٌ وَ لَا شَهِيدٌ إِلَّا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَة». در آن روز هیچ پیامبر و رسول و صدّیق و شهیدی نیست مگر آن که چشمان خود را بر هم می گذارند تا این که فاطمه سلام الله علیها عبور می کند. [الأمالی (للصدوق) ص 18].

[16] رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْقِيَامَةِ إِلَّا غَضَّ بَصَرَهُ عَنْهَا إِلَّا مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الطَّاهِرُونَ مِنْ أَوْلَادِهِمْ فَإِنَّهُمْ مَحَارِمُهَا». احدی در قیامت باقی نخواهد ماند مگر آن که چشمانش را از (نگاه به) فاطمه (سلام الله علیها) می بندد مگر محمّد (صلّی الله علیه و آله) و علی و حسن و حسین (علیهم السّلام) و پاکان از فرزندان ایشان، چون آن ها محارم آن بزرگوار هستند. [التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام ص 434]. و در روایتی دیگر جدّ بزرگوار حضرت زهرا سلام الله علیها یعنی ابراهیم خلیل الله نیز جزء کسانی است که اجازه دارند به حضرت صدّیقه علیها السّلام نگاه کنند. [بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏43 ص 226].

[17] از ابوهریره روایت شده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «أَوَّلُ‏ شَخْصٍ‏ يَدْخُلُ‏ الْجَنَّةَ فَاطِمَةُ». اوّلین شخصی که داخل بهشت می شود فاطمه (سلام الله علیها) است. [مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهر آشوب) ج ‏3 ص 329]- «أوّلُ شَخصٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ فاطمةُ بنتُ مُحَمَّدٍ». اوّلین شخصی که داخل بهشت می شود فاطمه (سلام الله علیها) دختر محمّد (صلّی الله علیه و آله) است. [كنز العمّال (المتقي الهندي) ج 12 ص 110/ جامع الأحاديث (السيوطي) ج 10 ص 284/ لسان الميزان (ابن حجر العسقلاني) ج 4 ص 16- از منابع اهل سنّت].

[18] از رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ‏ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى تَمُرَّ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يُكْسَى وَ تَسْتَقْبِلُهَا مِنَ الْفِرْدَوْسِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ حَوْرَاءَ وَ خَمْسُونَ أَلْفَ مَلَكٍ عَلَى نَجَائِبَ مِنَ الْيَاقُوتِ أَجْنِحَتُهَا وَ أَزِمَّتُهَا اللُّؤْلُؤُ الرَّطْبُ رُكُبُهَا مِنْ زَبَرْجَدٍ عَلَيْهَا رَحْلٌ مِنَ الدُّرِّ عَلَى كُلِّ رَحْلٍ نُمْرُقَةٌ مِنْ سُنْدُسٍ حَتَّى يَجُوزُوا بِهَا الصِّرَاطَ وَ يَأْتُوا بِهَا الْفِرْدَوْسَ فَيَتَبَاشَرُ بِمَجِيئِهَا أَهْلُ الْجِنَانِ فَتَجْلِسُ عَلَى كُرْسِيٍّ مِنْ نُورٍ وَ يَجْلِسُونَ حَوْلَهَا وَ هِيَ جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ الَّتِي سَقْفُهَا عَرْشُ الرَّحْمَن». [‏مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها ص 345].

 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: