bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۳۷ : ۱۹ - چهارشنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۶ - 29 March 2017 -۲ رجب ۱۴۳۸
کد خبر: ۱۲۴
تعداد بازدید: ۶۲۱
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۳
حج راه رسیدن به خداست و آهنگ و قصد بسوی اوست حج در عالم مادی یعنی همنوا شدن با ملائکه ای که در بیت المعمور در عالم معنا مشغول طواف خانه خدا هستند.

انسان در عالم مادی ودر کشاکش مبارزه با نفس و شهوات خود دنبال مکان و زمانی می گردد تا بتواند کمی با خدای خود مناجات کند و از او طلب بخشش نماید و با نیرو و عزم بیشتری به سمت خدا حرکت کند.

خداوند متعال در این عالم مادی راههای زیادی را برای رسیدن به خود قرار داده تا ما به این وسیله بتوانیم به او نزدیک شویم و بخشش او را دریافت کنیم.

حج راه رسیدن به خداست و آهنگ و قصد بسوی اوست حج در عالم مادی یعنی همنوا شدن با ملائکه ای که در بیت المعمور در عالم معنا مشغول طواف خانه خدا هستند.

کعبه نشان مقصود راه یافتگان به سوی حضرت دوست می باشد تا در این وادی از ایشان استفاده کنیم البته نسبت بهره معنوی کسانی که از حج برمیگردند یکسان نیست و بستگی به معرفت وخداشناسی افراد دارد هر کسی به خداوند یقین بیشتری دارد و تقوا داشته باشد و عمل خالص و بهتری انجام می دهد او بیشترین بهره را از حج برده است.[1]

خداوند متعال می خواهد بنده اش بیشترین بهره را از این مناسک و اعمال ببرد و علاوه بر کسب معنویت و پاداش ،او را از گناهان پاک کرده ودر پیش ملائکه خود بالا برده تا به همه آنها بفهماند این همان انسانی بود که در ابتدای خلقت او از به خلافت رسیدنش در روی زمین خوشتان نیامد ،حال ببینید به کجا رسیده است و چقدر رشد کرده است به طوری که بعضی از آنها از شما ها بالاتر رفته اند،پس سجده شما به پدرش حضرت آدم علیه السلام بی دلیل نبوده است .

(عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: لِأَیِّ عِلَّةٍ صَارَ الطَّوَافُ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ؟ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِلْمَلَائِکَةِ: (إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً) فَرَدُّوا عَلَیْهِ وَ قَالُوا: (أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ؟) فَقَالَ: (إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ). وَ کَانَ لَا یَحْجُبُهُمْ عَنْ نُورِهِ، فَحَجَبَهُمْ عَنْ نُورِهِ سَبْعَةَ آلَافِ عَامٍ فَلَاذُوا بِالْعَرْشِ سَبْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ فَرَحِمَهُمْ وَ تَابَ عَلَیْهِمْ وَ جَعَلَ لَهُمُ الْبَیْتَ الْمَعْمُورَ فِی السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَ جَعَلَهُ مَثَابَةً وَ جَعَلَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ تَحْتَ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ جَعَلَهُ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً فَصَارَ الطَّوَافُ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ وَاجِباً عَلَی الْعِبَادِ لِکُلِّ أَلْف سَنَةٍ شَوْطاً وَاحِداً.)[2]

ابوحمزه ثمالی از امام سجاد پرسید: به چه علتی باید هفت دور گرد خانه طواف کرد؟ امام فرمود: آنگاه که خدا به ملائکه گفت: من در زمین برای خودم خلیفه­ای قرار می­دهم، ملائکه برگشتند و گفتند: آیا می­خواهی در روی زمین کسی را قرار دهی که در آن فساد کند و خون بریزد؟ خداوند فرمود: من چیزی را می­دانم که شما از آن خبر ندارید. خداوند مانع ملائکه از نور خود نمی­شد لیکن در اثر این اعتراض هفت هزار سال آنان را از نور خودمحجوب کرد. ملائکه هفت هزار سال به عرش پناه آوردند تا خداوند به آنان رحکم کرده و از خطایشان گذشت. خداوند در آسمان چهارم بیت المعمور را پناهگاه آنان قرار داد و بیت الله را در زیر بیت المعمور پناهگاه و محل آرامش مردم قرار داد پس طواف را هفت دور بر بندگانش واجب کرد، برای هر هزار سال یک دور.»

در منظر الهی کعبه آنقدر مقدس است [3] که حتی نگاه به آن هم ثواب دارد، وگناهان او بخشیده می شود

(عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ نَظَرَ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ لَمْ يَزَلْ تُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ وَ تُمْحَى عَنْهُ سَيِّئَةٌ حَتَّى يَنْصَرِفَ بِبَصَرِهِ عَنْهَا)[4]

«امام صادق علیه السلام می فرماید:هر کس به کعبه نگاه کند[مادامی که چشمش به کعبه است]مرتّب حسنه ای برایش نوشته و سیئه ای از او محو می شود تا [لحظه ای] که چشمش را از کعبه برگرداند.»

حج انسان آلوده شده در عالم مادی را تطهیر می کند و علاوه بر تطهیر و تزکیه او ،تربیت و تعلیمش نیز می دهد که یادت نرود تو بالاخره باید بسو ی خدا بازگردی و قبر و برزخ وقیامتی در پیش است و باید توشه ای از این عالم داشته باشی و یکی از بهترین توشه ها و واجبترین آنها حج است در غیر اینصورت ایمان تو زیر سوال است در صورتی که حج بر تو واجب بوده است و تو آن را انجام ندهی ،کافر مرده ای و به او در زمان مرگش گفته می شود یا میخواهی مسیحی بمیر یا یهودی ،شاید علتش این باشد که این شخص بدون انجام دادن این اعمال دینش ناقص است و گوییا هنوز دینش کامل نشده است و مانند ادیان قبلی است پس یا یهودی بمیرد یا مسیحی فرقی ندارد چون هر دو این ادیان نسبت به اسلام ناقص است .

حج در منظر بعضی از افراد شاید چیز بیهوده و بی فایده ای باشد چون معرفت ندارند و فقط یک سری اعمال خشک و خالی در منظرآنها جلوه دارد چون بدنبال کسب معرفت در مسیر دینی نیستند و فقط به یک سری اعمال و دینی دلشان را خوش کرده اند ،در اینجاست که باید به این افراد گفت که همان طور که خداوند در قرآن دستور به تفکر و تدبر در آیات الهی را می دهد یکی از این آیات در مورد حج است شما در این آیات تفکر کنید و ببینید خداوند متعال برای چه این اعمال را واجب کرده است و خداوند چه هدفی را نسبت به انجام این اعمال از شما داشته است،آیا خداوند می خواسته بندگانش را در شرایط سخت قرار دهد .

قال أبو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «لَا یَزَالُ الدِّینُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْکَعْبَةُ.» [5]

امام صادق علیه السلام فرمود: «مادامی که کعبه پابرجاست دین پاینده است.»

این حدیث اهمیت حج را می رساند که تا زمانی که حج انجام شود دین هم می ماند.

فضیلتی کسی که به حج می رود بسیار بالاست و پاداش بسیاری در انتظار اوست در حدیث از امام کاظم علیه السلام نقل است:

مردی بر امام کاظم علیه السلام وارد شد .امام از او سوال کرد ،به عزم حج آمده ای ؟عرض کرد :بله !فرمود:آیا می دانی برای آدم حاج چه فضیلتی است؟گفت :خیر! فرمود:کسی که به حج بیاید وبرگرد بیت طواف نماید و دو رکعت نماز بجا آورد،خدا می نویسد برای او هفتاد هزار حسنه و محو می کند از او هفتاد هزار سیئه و بالا می برد برای او هفتاد هزار درجه و می پذیرد شفاعت او را درباره هفتاد هزار خانواده و قضا می کند برای او هفتاد هزار حاجت و می نویسد او ثواب آزاد ساختن هفتاد هزار بنده که قیمت هر بنده ای ده هزار درهم باشد.[6]

در احادیث به مساله حج بسیار اهمیت داده شده است از جمله اینکه اگر مردم حج را ترک کنند عذاب می شوند و خداوند حج را پرچم قرار داده است وبنای اسلام بر پنج پایه استوار است که یکی از آن پایه ها حج است.[7]

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

(وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ‏)[8]

«و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است. »

در این آیه شریفه ، خداوند متعال دستور به حج داده است برای کسانی که توانایی انجام حج را دارند و در انتهای آیه ،ترک کننده حج را کافر شمرده شده است . کفر در این آیه از نوع کفر به فروع است که به معنای ترک واجبات و ارکاب محرمات است این نوع از کفر موجب جاودانه بودن در جهنم نمی شود یعنی اینکه اگر کسی این نوع کفر را داشته باشد وارد جهنم میشود ولی برای همیشه در جهنم نمی ماند ،مگر اینکه این کفرش نشانه بی اعتقادی او نسبت به اصلی از اصول عقاید دین گردد که در این صورت ،کفر ،به معنای الحاد و انکار دین خواهد بود و مستوجب جاودانه بودن در جهنم می شود.

شخصی از امام کاظم علیه السلام درباره کفر تارک حج سوال کرد،که اگر کسی از ما ،حج نرود کافر شده است؟فرمود:نه،اما کسی که بگوید این چنین نیست کافر شده است(یعنی بگوید حج ،واجب نیست و منکر وجوبش شود)

فیض (رحمه الله علیه)در بیان روایت می فرماید:

اینکه ترک کننده حج ،کافر به معنای کافر واقعی نیست،برای این است که کفر راجع به اعتقاد است نه عمل.پس به فرموده ی خدا ی تعالی :«و من کفر »یعنی کسی که معتقد به وجوب حج نباشد یا نسبت به ترکش بی مبالات باشد(هیچ گونه ترسی از ترک حج نداشته باشد)کافر است زیرا مسلم است که بی پروایی و بی مبالاتی ،ریشه از بی اعتقادی می گیرد و (این کافر است)

دهه اول ذی الحجه جز ایام مقدس می باشد چنانچه در حدیث نبوی داریم:

(ما مِنْ اَیّامٍ اَزْکی عِندَ اللهِ سُبحانَهُ وَ تَعالی وَ لااَعظَمَ اَجْراً مِنْ خَیرٍ فی عَشْرِ الاَضْحی)[9]

«هیچ زمانی نزد خداوند سبحان، پاکیزه تر و بزرگ تر در پاداش خیر، همانند دهۀ [اول] ذی حجّه نمی باشد»

در این ایام باید سعی بر بندگی وخودسازی و مبارزه با نفس داشت تا توشه و بهره برداری بیشتری از این ایام کرد.

مسلمانان در بهره برداری از معرفت و عمل و ایمان خود چند دسته می شوند چنانچه در حدیث داریم:

(قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : الْحُجَّاجُ یَصْدُرُونَ عَلَی ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ صِنْفٌ یُعْتَقُ مِنَ النَّارِ وَ صِنْفٌ یَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ کَهَیْئَةِ یَوْمٍ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ صِنْفٌ یُحْفَظُ فِی أَهْلِهِ وَ مَالِهِ فَذَاکَ أَدْنَی مَا یَرْجِعُ بِهِ الْحَاج.)[10]
امام صادق علیه السلام فرمود: «پس از اعمال حج، حاجیان بر یکی از سه حالت به خانه خود برمی­گردند: گروهی آزاد شده از آتش جهنم و جمعی از گناه بیرون شده مانند روزی که از مادر متولد شده­اند و دسته­ای کمترین بهره را برده در مال و خانواده­اش محافظت می­شوند تا او برگردد.»

در روایات اسلامی تاکید زیادی بر حج شده است در حدیث متواتر از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است،که فرمودند اسلام بر پنج پایه پایه گزاری شده است .نماز ،زکات ،روزه ،حج و ولایت.

و هرکس استطاعت حج داشت و نرفت در قیامت کور محشور می شود ،ابابصیر از شاگردان امام صادق علیه السلام از حضرت سوال کرد درباره شان نزول آیه

(وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا)[11]

«اما كسى كه در اين جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است.»

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :«این آیه در باره کسی نازل شده که پس از استطاعت ،حج را عقب اندازد و هر سال بگوید سال دیگر و سال بعد بگوید سال آینده و سرانجام بدون حج بمیرد.»

کسی که به حج می رود باید بداند به کجا می رود و برای انجام چه عمل بزرگی می رود و در پی کسب معرفت نسبت به این عمل بزرگ باشد ،چون معرفت داشتن به عمل باعث می شود که انسان بارغبت بیشتری آن کار را انجام دهد و در انجام عمل خسته نشود،اهل بیت علیهم السلام چنان عشق و علاقه و معرفت نسبت به حج داشتند که با پای پیاده به حج می رفتند،این معرفت از طریق احادیث ایشان به دست ما رسیده است.باید توجه داشت که یکی از اسرار اصلی حج معرفت پیدا کردن به امام زمان خویش است چنانچه در حدیث داریم :

(من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)[12]

«هر کس بمیرد در حالیکه امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است»

یکی از اسرار اصلی شناخت امام زمان خویش است ،امام زمان (عج )امیرالحاج است و در حج شرکت می کنند چون امام حقیقت دین و احکام است.

در ضمن یک روایت طولانی ،مفضل بن عمر نقل کرده است از امام صادق علیه السلام که در جواب مسائل او ،حقایق و اسرار خفیه ای را فرموده اند از جمله آن که:

«سپس من تو را باخبر سازم که اصل و ریشه ی دین ،مردی است وآن مرد است که یقین و ایمان است و او همان امام امت و امام اهل زمان خویش است. پس هر که او را بشناسد ،خدا و دین او را شناخته است و هر که او را منکر شود ،خدا و دین خدا را منکر شده است و هر کس نسبت به او جاهل بماند ،نسبت به خدا جاهل مانده است. خدا ودین خدا و حدود وشرایع خدا ،جز بوسیله ی امام شناخته نمی گردد و همین است معنای اینکه دین خدا ،معرفت وشناسایی مردهاست [یعنی مراد از مردها که معرفت آنان حقیقت دین است،امامان می باشند]تا این که فرمود :و خبر دهم تو را که اگر من بگویم ،نماز و زکات و روزه ی رمضان و حج و عمره ومسجدالحرام و بیت الله الحرام و وضو و غسل و بالاخره تمام فرائض و احکام ،همان پیغمبری است که آورنده ی این احکام از جانب خداست،هر آینه راست گفته ام.چه آنکه شناختن این حدود و شرایع و احکام و فرائض ،تنها راه منحصرش ،شناختن پیغمبر است و اگر نباشد شناسایی پیغمبر و ایمان به او و تسلیم در برابر او ،هیچ یک از این حقایق ،در دسترس معرفت انسان نخواهد بود.پس اصل و ریشه ی تمام این حقایق پیغمبر است [و امام هم بعد از پیغمبر،دارای همان سمتی است که پیغمبر در زمان خود واجد بوده است .

باید توجه داشت مقصود از روایاتی که امام را مصداق نماز و روزه وحج وزکات ،معرفی می کنند، این نیست که امام و شناخت امام ،کافی است و دیگر عبادات و تکالیف نیست انجام دهیم بلکه منظور یا این است که تنها راه شناخت و بدست آوردن تکالیف و احکام الهیه ،امام است،(چون خداوند و پیغمبر بعد از خود ، امام را برای این کار قرار داده است) و یا منظور این است که امام مصداق اعلا و درجه ی کامله ی اعمال عبادی ،عمل امام است یا برای اینکه شرط صحت و مقبولیت اعمال بندگان با ایمان،معرفت امام و محبت به او و اعتراف به ولایت اوست .[13]

حتی فرد مسلمان در نگاه کردن به خانه خدا اگر بامعرفت وشناخت به امام زمان خود باشد نگاهش بسیار بزرگ شمرده شده است که باعث کفایت امور دنیا وآخرت او می شود.

(عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ نَظَرَ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ بِمَعْرِفَةٍ فَعَرَفَ مِنْ حَقِّنَا وَ حُرْمَتِنَا مِثْلَ الَّذِي عَرَفَ مِنْ حَقِّهَا وَ حُرْمَتِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ كَفَاهُ هَمَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.)[14]

« امام صادق علیه السلام :كه هر كه نظر كند به كعبه بمعرفة يعنى عارف باشد بحق آن و حق حرمت ما كه ائمه معصومانيم بداند به آن كه ما را امامان واجب الاطاعه داند چنانكه حق و حرمت كعبه را مى‏داند حق سبحانه و تعالى همه گناهان او را بيامرزد و كفايت كند از او غمهاى دنيا و آخرت را يا مهمات دنيا و آخرت را»

شاید به دلیل این باشد که حرمت کعبه به امام و حجت خدا واولیاء خداست چنانچه در قضیه حمله ابرهه به کعبه ، خودش و سپاهیانش نابود شدند ولی در قضیه حمله حجاج به کعبه این اتفاق نیفتاد.[15]

(سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ رَأَى النَّاسَ بِمَكَّةَ وَ مَا يَعْمَلُونَ قَالَ فَقَالَ فِعَالٌ كَفِعَالِ الْجَاهِلِيَّةِ أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُمِرُوا بِهَذَا وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا أَنْ يَقْضُوا تَفَثَهُمْ‏ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ‏[16] فَيَمُرُّوا بِنَا فَيُخْبِرُونَا بِوَلَايَتِهِمْ وَ يَعْرِضُوا عَلَيْنَا نُصْرَتَهُمْ.)[17]

« امام باقر عليه السلام مردم را در مكه ديد كه چه ميكنند، سپس فرمود: كارهائى است مانند كارهاى جاهليت، همانا بخدا سوگند كه چنين دستور ندارند، آنچه دستور دارند اينست كه: حج خود را انجام دهند و بنذر خود وفا كنند و نزد ما آيند و ولايت خود را بما خبر دهند و نصرت خويش را بر ما عرضه كنند»

اولین حج توسط حضرت آدم علیه السلام انجام شد ،جبرییل بر او نازل شد و اعمال حج وساختن کعبه را به او یاد داد .

امام صادق علیه فرمود: «آدم به مقداری که خدا می­داند در روی زمین توقف کرد نه خدا با او سخن می­گفت و نه رسولی را به سویش می­فرستاد و خداوند به ملائکه از صبر آدم مباهات می­کرد. زمانی که اراده خدا تعلق گرفت به این که آدم توبه کند، جبرئیل را به سوی او فرستاد. جبرئیل به او گفت: سلام بر تو ای آدم که بر امتحان و آزمایش خدا و گرفتاری­ها صبر پبشه کردی و از اشتباهت به درگاه خداوند توبه نمودی؛ خداوند مرا فرستاد تا مناسکی را بتو یاد بدهم که خداوند می­خواهد به سبب آنها توبه­ات را بپذیرد..جبرئیل دست آدم را گرفت و به محل خانه خدا آورد. ابری در آسمان پدیدار شد و بر مکان خانه خدا سایه انداخت. جبرئیل گفت: ای آدم با پایت در اطراف سایه خط بکش که قبله­گاه تو و فرزندانت خواهد بود و آدم خط کشی نمود. آنگاه مکان مسجد الحرام را به او نشان داد تا خط کشی کند و او را به سرزمین منا آورد و از منا به عرفات آمدند.»

کعبه توسط حضرت آدم علیه السلام بنا شد و اول کسی است که کعبه را پوشاند وبه حج رفت همان آدم علیه السلام بود ،پس از او تُبَعُ و بعد از او حضرت ابراهیم علیه السلام و سپس حضرت سلیمان داود علیه السلام کعبه را [با پارچه ها و پوشش های مختلف پوشاندند.[18]

در حدیثی از امام سجاد علیه السلام به اسرار حج پرداخته می شود که به بعضی از قسمتهای آن می پردازیم:

...سپس امام ( علیه السلام ) به او فرمود: آیا نظافت کردی و «محرم» شدی، (لباس احرام پوشیدی) و نیّت حج کردی ؟شبلی گفت: آری.امام ( علیه السلام ) فرمود: آن‏گاه که نظافت می‏کردی و احرام می‏بستی و نیّت حج می‏نمودی، آیاقصدت این بود که با نور توبه و بازگشتی خالصانه به سوی خداوند، پلیدی‏ها وگناهان جانت را نیز بزدایی؟شبلی گفت: نه !امام ( علیه السلام ) فرمود: هنگام «محرم شدن» در این اندیشه بودی که علاوه بر آنچه در حالاحرام، بر تو حرام می‏گردد ( هر چه را خداوند ) برای همیشه حرام فرموده استنیز بر خویشتن حرام گردانی؟شبلی گفت: نه !امام ( علیه السلام ) فرمود: هنگام بستن پیمان حج، اندیشیدی که هر قید و بند غیر خدایی را از خویشتن بگشایی و تنها در گرو پیمان خداوند باشی ؟شبلی گفت: نه !

امام ( علیه السلام ) فرمود: پس، نه نظافت کردی و نه محرم شده‏ای و نه پیمان حج بسته‏ای !....[19]

در قسمتهای دیگر از این حدیث توجه به عمل در موقع انجام هر کدام از اعمال حج و خالص بودن آن عمل برای خداوند پرداخته است تابه این طریق ،حاجی، حج کاملی را انجام دهد و عبد خدا شود و از گناهان پاک شود و سعی کند دیگر گناهی انجام ندهد.

پی نوشتها:

[1] «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» سوره مائده آیه 27

[2] وسائل‌الشیعة، ج13، ص 332، ح 17874.

[3] شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه در علت نام گزاری خانه خدا به کعبه می­نویسد: «روایت شده خانه خدا را کعبه نامیدند زیرا چهار گوش است و چهار گوش ساختند زیرا برابر بیت المعمور است که چهار گوش می­باشد. و بیت المعمور چهار گوش شد زیرا برابر عرش خداست که آن چهار گوش می­باشد و عرش چهار گوش شد زیرا کلماتی که اسلام بر آن بنا شده است چهار کلمه است و آنها عبارتند از: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ.» من‌لایحضره‌الفقیه، ج 2، ص 191، ح2110

[4] کافی،جلد 4صفحه ی 241

[5] الکافی، ج4، ص 271، ح4.

[6] الوافي ج‏13 845

[7] قال أبو جعفر ع‏ بني‏ الإسلام‏ على خمسة أشياء على الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية،

امام ابو جعفر عليه السّلام فرمود: اسلام بر پنج‏ اصل‏ بنا شده است:نماز، زكات، حج، روزه و ولایت

من لا يحضره الفقيه ج‏2 388

[8] سوره آل عمران آیه97

[9] وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج١4، ص٢٧٣.

[10] الکافی، ج‌4، ص: 253، ح6.

[11] سوره الاسراءآیه74

[12] اصول کافی جلد 2 صفحه 132

[13] کتاب حج برنامه تکامل ص89

[14] الكافي ج‏4 241

[15]می ‏دانيم كه گروهى فيل سوار از سپاه ابرهه به قصد خراب كردن كعبه وارد مكه شدند ولى خداوند توسط پرندگانى به نام «ابابيل» با سنگريزه‏هايى كه بر سر آن لشكر فرو ريختند آنان را ذره ذره نموده، كعبه را حفظ كرد. اما وقتى كه يكى از مخالفان مقام امامت به نام «ابن زبير» به كعبه پناهنده شد و حكومت وقت به دست كثيف حجاج بن يوسف كعبه را به منجنيق بست و آن را خراب كرد، خداوند براى حفظ كعبه، ابابيل نفرستاد. چون كعبه‏اى كه پناهگاه ضد امام شود خراب مى‏شود و قهر خدا نازل نمى‏شود.آرى، مخالف مقام امام اگر به كعبه هم پناهنده شود كعبه خراب‏ مى‏شود، زيرا ارزش اصلى با مقام رهبرى است‏ و براى مخالف امام هيچ جايى نبايد محل أمن باشد.کتاب حج حجه الاسلام قرائتی صفحه 71

[16] سوره حج آیه29

[17] کافی جلد 1صفحه 392

[18] من لا یحضره الفقیه ،ج 2،ص235

[19] 1. مستدرک الوسائل، ج دهم، ص 166


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

حمیدرضا قاسمی
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: