کد مطلب: ۱۵۶۹
تعداد بازدید: ۸۹
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۹
مهدویّت/ ۲
فضیل بن یسار می‌‏گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم آیا ظهور حضرت مهدی زمان معینی دارد، حضرت در پاسخ این سؤال سه بار فرمود: هر کس هنگام ظهور را تعیین کند دروغ می‌‏گوید.

غیبت حضرت ولی عصر (عج) / غیبت کبری (۱)

از بحث جلسه گذشته این مطلب روشن شد که تاریخ شروع غیبت صغری و تاریخ پایان آن کاملاً معلوم است و هیچ جای ابهامی وجود ندارد ولی در مسئله‌ی غیبت کبری تاریخ آغاز آن را می‌‌‏دانیم ولی تاریخ پایان آن را نمی‌‌‏دانیم و کاملاً مجهول و نامعلوم است. زمان پایان غیبت کبری و زمان ظهور امام، یکی است. هر 2 تعبیر یک معنا دارد و بین غیبت کبری و ظهور، از نظر زمان هیچ فاصله‌ای وجود ندارد پس گویا این‌طور بگوییم که زمان ظهور حضرت معلوم نیست. باید توجه داشت که اگر می‌‌‌گوییم زمان ظهور مجهول است یعنی برای همه‌ی بندگان خدا، مجهول است، بر ای ملائکه و انبیاء و ائمه معصومین و حتی برای خود حضرت مهدی(عج) و دیگران هر کس که باشد تنها کسی که از این تاریخ باخبر است خداست. البته حوادثی در آینده انتظار ما هست که اصل وقوع آن مسلّم است ولی تاریخ آن نامعلوم است. از باب نمونه:

1ـ حادثه مرگ: ما می‌‌‏دانیم روزی مطمئناً از دنیا می‌‌‏رویم و می‌‌‌میریم؛

«کُلُّ نَفْسٍ ذائقۀ الْمُوت» تمام نفوس عاقبت مزه‌ی مرگ را می‌‌‏چشند ولی تاریخ آن را نمی‌‌‏دانیم که می‌‌‌میریم نمی‌‌‏دانیم. در روایت آمده است برای این حادثه‌ی مرگ که نمی‌‌‏دانی چه زمانی برایت اتفاق می‌‌‏افتاد. خودت را آماده کن مرگ ناگهانی به سراغ انسان می‌‌‌آید یعنی بَغْتَۀً

2ـ حادثه و واقعه‌ی قیامت: ما می‌‌‏دانیم قیامت که حتماً واقع خواهد شد. در سوره‌ی واقعه می‌‌‏خوانیم «لَیس لِوَقعَتِها کاذِبۀ» یعنی در وقوع قیامت هیچ دروغی وجود ندارد. یعنی هر کس خبر داده که قیامت واقع می‌‏شود دروغ‌گو نبوده است، امّا تاریخ آن را نمی‌‏دانیم زمان مرگ ما و وقوع روز رستاخیز، را خدا می‌‏داند و بس، هیچ بنده‌ای از این دو تاریخ، اطلاعی ندارد آن‌قدر مسئله مهم است که در احادیث برای ما فرمودند که هرکس تاریخ ظهور را تعیین کرد دروغ می‌‏گوید. سخن او را باور نکنید بلکه او را تکذیب کنید چون سخن او دروغ درمی‌‌آید.

این احادیث را ملاحظه بفرمایید، فضیل بن یسار می‌‏گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم آیا ظهور حضرت مهدی زمان معینی دارد، حضرت در پاسخ این سؤال سه بار فرمود: هر کس هنگام ظهور را تعیین کند دروغ می‌‏گوید.[1]

عبدالرحمان بن کثیر می‌‏گوید خدمت امام صادق(ع) بودم که شخصی به نام اسدی وارد شد عرض کرد فدایت شوم ظهور قائم آل محمد و تشکیل دولت حق که در انتظارش هستید طول کشید پس کی واقع می‌‏شود. حضرت فرمود تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغ می‌‏گویند، افرادی که برای ظهور عجله می‌‏کنند هلاک می‌‏شوند، فقط افرادی که تسلیم اراده‌ی خداوند هستند نجات می‌‏یابند و به‌سوی ما بازمی‌‌گردند.[2]

3ـ محمد بن مسلم می‌‏گوید: امام صادق(ع) به من فرمود هر کس وقت ظهور را برایت تعیین کرد از دروغ‌گو خواندنش ترس نداشته باش زیرا ما برای ظهور وقت تعیین نمی‌‏کنیم.

یکی از مباحث مهم در بحث مهدویت (وقت ظهور است) به‌گونه‌ای که سال‏ها قبل از ولادت حضرت مهدی درباره‌ی آن از معصومان سؤال می‌‏کردند ائمه‌ی هدی هم مسائل مربوط به آن حضرت را مخصوصاً زمان ظهور امام را از اسرار الهی می‌‏دانستند و تعیین‌کنندگان وقت را تکذیب می‌‏کردند و آشکار کردن وقت ظهور، فقط از آن خداوند متعال است.

این روایت را ملاحظه بفرمائید: وقتی دعْبل شاعر بلندآوازه‌ی شیعه در محضر امام رضا(ع) در ضمن قصیده‌ای، سخن از ظهور و قیام امام زمان بر زبان جاری کرد آن حضرت در حالی که اشک از چشمانش جاری بود رو به دعبل کرد و فرمود ای دعبل همانا روح‏القدس این 2 بیت را که مربوط به حضرت مهدی است بر زبان تو جاری کرد آیا می‌‏دانی امام کیست و چه زمانی قیام خواهد کرد.

آنگاه خود امام به معرفی امام مهدی(عج) پرداخت و سپس درباره زمان ظهورش چنین فرمود: «امّا اینکه چه زمانی ظهور خواهد کرد، این سؤال خبر دادن از وقت است. پدرم از پدرش و ایشان از پدرانش از رسول اکرم(ص) نقل کرده‌اند که وقتی از آن حضرت سؤال شد که ای رسول خدا قائم از ذرّیه‌ی شما چه زمانی ظهور می‌‏کند آن حضرت فرمود: مَثَل ظهور مَثَل وقوع قیامت است، هیچ‌کس جز خداوند زمان آن را نمی‌‏داند و هیچ‌کس زمان آن را نمی‌‏تواند آشکار کند مگر خداوند متعال و این امر ظهور ناگهانی اتفاق می‌‏افتد.[3]

مخفی بودن زمان ظهور مثل مخفی بودن زمان وقوع قیامت است، نتیجه‌ی این پنهان بودن این است که در هر زمانی احتمال دارد این اتّفاق بیفتد، پس باید در حالت آماده باش دائم به سر ببریم و درباره‌ی ظهور حضرت هم اگر تاریخ تعیین می‌‏شود و زمان ظهور هم در آینده‌ی دور بود همه در غفلت و غرور و بی‏توجّهی فرو می‌‏رفتند و اگر زمان ظهور نزدیک بود ممکن بود آزادی در عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبه‌ی اضطراری و یک نوع جبر پیدا کند. پس همان‌طوری که آشکار کردن زمان غیبت بزرگ فقط در اختیار خداوند است اعلان زمان ظهور حضرت مهدی(ع) نیز در دست خداوند است، بر این اساس است که عده‌ای به خود جرئت می‌‏دهند و به‌راحتی زمان ظهور را تعیین می‌‏کنند جای بسی تأمّل و تأسّف است. ملاحظه بفرمائید وقتی از حضرت مهدی سؤال می‌‏کنند تاریخ ظهورت کی می‌‏باشد، حضرت در پاسخ می‌‏فرماید:

«وَ اَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَاِنَّهُ اِلَی الله وَ کَذَبَ الْوَقَّاتُوُن.»[4]

حضرت فرمود: و امّا تاریخ ظهور من در اختیار خداوند است فقط و هر کس وقت تعیین کند دروغ می‌‏گوید، علت دروغ‌گویی این شخص هم این است کسی که چیزی را نمی‌‏داند اگر درباره آن اظهارنظر کند حتماً دروغ می‌‏گوید.

و حضرت مهدی در آخرین نامه‌اش به سفیر و نائب خاص چهارمی فرمود: «وَ لاظُهُورَ الّا بَعْدَ اِذْنِ الله»[5] ظهور من اتفاق نمی‌‏افتد مگر بعد از آن که خدا اجازه بدهد یعنی به دست اوست.

علی علیه اسلام فرمود: «المَهدِی مِنَّا اْهلُ اْلبَیْتِ یُصْلحُ الله لَهُ اَمْرَهُ فِی لَیلَۀٍ.»[6]

حضرت مهدی از ما اهل‌بیت است، خداوند امر فرج او را در یک شب اصلاح می‌‏کند و این یک شب را هیچ‌کس نمی‌‏داند چه شبی است.

غیبت کبری بسیار طولانی است. در احادیث این تعبیر آمده؛ «تَطُولَ اَمَدُها» یعنی عمر غیبت طولانی است و به درازا می‌‏کشد. اما امام صادق(ع) فرمود:

«لِلقائم غِیْبَتان اِحْداهُما طَویلَۀٌ»، قائم آل محمد دو غیبت دارد، یکی از این دو غیبت طولانی است[7]. این غیبت طولانی نتایجی دارد، یکی از مهم‏ترین نتایج آن این است که بسیاری از مردم از اعتقاد به وجود حضرت دست برمی‌‌دارند و نسبت به مسئله مهدویت مرتدّ می‌‏شوند و جملاتی را به زبان جاری می‌‏کنند و ما نمونه‌ای از گفتار مردم را در اینجا ذکر می‌‏کنیم.

1ـ هَلَکَ: یعنی امام در این مدت طولانی هلاک شده است.

لایُدری فی اَیِّ وادٍ سَلَکَ: یعنی نمی‌‏دانیم در کدام سرزمین رفته است.

3ـ ماتَ: یعنی امام مُرده است.[8]

4ـ قُتِلَ: یعنی امام کشته شده است.

5ـ ذَهَب: از بین رفت

6ـ بُلِیَتْ عظامُه: استخوان‏های او هم پوسیده شده است.

7ـ لَوْ کانَ لَجاء: اگر وجود داشت می‌‏آمد.

8ـ مَا لله فِی آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ: خداوند احتیاجی به آل محمّد ندارد که به‌وسیله‌ی آن‌ها دین خود را تقویت کند.

9ـ شک در امامت او می‌‏کنند.

10ـ مَتَی هَذَا الوَعد: پس این ظهور و وعده، چه زمانی تحقق پیدا می‌‏کند.

آن‌قدر مسئله ارتداد و برگشتن از عقیده به امام زمان در زمان غیبت کبری مهم است که در روایت این‌طور آمده است؛

«حَتّی لاَ یَبقی عَلی اَمْرِه مِنْ اَصْحابِهِ اِلاّ نَفَرٌ یَسیرٌ» «امام صادق(ع)[9]»

امام صادق(ع) فرمود: فقط افراد بسیار محدود و کمی بر اعتقاد به امامت ایشان باقی می‌‏مانند و اکثراً از عقیده‌ی به امام دست برمی‌‌دارند.

یک سؤال بسیار مهم: چرا در غیبت طولانی امام، اکثر مردم مرتد می‌‏شوند و به‌طوری که تیر از کمان رها و جدا می‌‏شود و از دین خدا بیرون می‌‏آیند و گاهی صبح از منزل خارج می‌‏شود مؤمن است و شب وقتی برمی‌‌گردد کافر است و افرادی که در آن زمان زندگی می‌‏کنند اکثراً «یَخْرُجَون مِنَ الدّنیا بِلا ایمان» بی‏ایمان از دنیا می‌‏روند و افرادی که ثابت می‌‏مانند بر اعتقاد به امامت حضرت «لَا عَزُّ مِنَ الْکِبْریتِ اْلاَحْمَر» از طلای سرخ کمیاب‏تر است.

و اما چرا مردم مرتد می‌‏شوند: دو دلیل مهم دارد:

1ـ همین که غیبت طولانی می‌‏شود خود این مسئله سبب می‌‏شود که مردم بی‏عقیده بشوند، مثل مسافری است که به سفر رفته است و هر چه منتظر او می‌‏نشینیم از سفر برنمی‌‏گردد. طبعاً انسان حالت انکار به خود می‌‏گیرد و می‌‏گوید: اگر این مسافر زنده بود، می‌‌آمد.

2ـ دومین دلیل و شاید مهم‏ترین دلیل ارتداد مردم گناهان و معاصی و رذائل اخلاقی و انحطاط و سقوط اخلاقی جامعه است که فساد و گناه عاقبت مردم را به این ارتداد می‌‏کشاند. قرآن مجید می‌‏فرماید:

«ثُمّ کانَ عاقِبَۀَ الَّذینَ اَساؤ السُّوَی اَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ الله»

یعنی عاقبت کسانی که گناه روی گناه انباشته می‌‏کنند این است که آیات خداوند را تکذیب می‌‏کنند و کم کم می‌‏گویند همه‌چیز دروغ است و شاهد اینکه یزید بن معاویه در مجلس شهر شام وقتی اشعاری را خواند و کفر خود را اظهار کرد و گفت پیامبر دروغ است و حدیث و جبرئیل دروغ است، وحی از طرف آسمان نازل نشده است، زینب کبری خطاب به او، این آیه کریمه را تلاوت کرد که ما متذکر شدیم. یعنی این تکذیب یزید محصول گناه روی گناه است و مردم در زمان غیبت کبری عجیب اما از نظر اخلاقی سقوط می‌‌کنند و ما از میان احادیث درباره‌ی این موضوع فقط یک حدیث را انتخاب می‌‏کنیم و می‌‏نویسیم.

از زمینه‏های ظهور بر اساس اسناد روایاتی که در دست است توسعه و فراگیری مفاسد است. این سخن به این معنا نیست که مردم حق دارند بر مفاسد دامن بزنند و آن را گسترش دهند تا ظهور و شرایط آن تحقق پیدا کند بلکه به این معناست که جامعه بر اساس هوس‏مندی‏ها و پای‏بندی‏ها به خواسته‏ها و ترک قیود دینی و اخلاقی بدان سمت حرکت می‌‏کنند. هرج‌ومرج و فساد اخلاقی شیوع یافته و افراد در خط گناه قرار می‌‏گیرند، چنان است که گویی آنان هیچ اعتقادی به خداوند ندارند و عذاب و کیفر و حسابرسی روز قیامت را باور ندارند. مرام‏های وارده از شرق و غرب افکار مردم را تحت نفوذ قرار داده و آنان را به بی‏بندوباری سوق می‌‏دهد. مردم در گناه و فساد جرئت پیدا می‌‏کنند و حاکمان و فرمانروایان آن‌ها هم در دامن زدن به آلودگی‏ها و مفاسد نقش اساسی دارند که از قدیم گفته‌اند «اَلنّاسُ عَلی دینِ مُلوِکِهِمْ» مردم تابع دین اُمَرا و فرمانروایان خود هستند. مفاسد چنان دامن می‌‏گستراند که گویی جهان در کام منافقان است، صدای ناحقّ فراوان شده و نهی از منکر ترک می‌‏شود، گوش‏ها به لاطائلات چنان انس می‌‏گیرد که سخن حقّ بر مردم سنگین می‌‏آید، ناپاکی‏ها شیوع یافته و حرام‏خواری‌ها رأی و فکر مردم را تحت‏الشعاع قرار می‌‏دهد. در این میان نرخ آلودگی‏های جنسی از نظر آمار فراگیرتر و بالاتر است و چنان است که گویی حیوانیت در میان مردم رواج یافته است.

ما برای ارائه و نشان دادن تصویری از آینده و در آخرالزمان روایاتی را ذکرشده است برای شما دسته‏بندی می‌‏کنیم.

(و امّا اوضاع اجتماعی) و زمان غیبت طولانی و آخرالزمان؛

به علت توسعه مفاسد جنسی، وضع خانواده‏ها متزلزل می‌‏شود آن‌چنان‌که مردم به‌سوی گناه روی می‌‏آورند. اولاد زنا زیاد می‌‏شود و روابط جنسی از غیر طریق مشروع و طبیعی زیاد می‌‏شود. مردان با مردان و زنان با زنان آمیزش می‌‏کنند. همین اصطلاح امروز «همجنس‏بازی». علی(ع) می‌‏فرماید:

در آخرالزمان و نزدیک برپایی روز قیامت که برترین زمان‏ها هم هست، زنان بی‏‏حجاب و برهنه‌ی زینت کرده ظاهر می‌‏شوند که خارج از دین هستند و در فتنه‏ها داخل می‌‏شوند و به شهوات تمایل زیادی دارند و به‌سوی لذت‏های شهوتی و جنسی سرعت پیدا می‌‏کنند و شتاب‌زده هستند. حرام خدا را بر خود حلال می‌‏شمارند و این زن‏ها اهل آتش جهنم هستند.[10]

از امام باقر(ع) پرسیدند قائم شما کی قیام می‌‏کند فرمود زمانی که مردان خود را به زنان شبیه می‌‏کنند و زنان خود را به مردان شبیه می‌‏کنند. و زمانی که مردان با مردان و زنان با زنان آمیزش می‌‏کنند و سرگرم می‌‏شوند و طلاق زیاد می‌‏شود و علناً و آشکارا زنا می‌‏کنند.[11]

(امّا جامعه از نظر روابط): در آن روزگار قطع رحم بسیار می‌‏شود، مردم به جان هم می‌‏افتند، همسایه بر همسایه ظلم می‌‏کند، پدران و مادران از فرزندان خود بدگویی می‌‏‏کنند، دورویی و دوگویی و نفاق در جامعه بسیار می‌‏شود، مردم بد زبان و بد دهن می‌‏گردند.

امام حسین(ع) فرمودند: امر ظهور حضرت مهدی که مورد انتظار است واقع نمی‌‏شود مگر اینکه زمانی بیاید، عدّه‌ای از عدّه دیگر تنفر پیدا کنند و عدّه‌ای علیه عدّه‌ی دیگر به ناحق شهادت دهند و عدّه‌ای عدّه‌ی دیگر را لعنت می‌‏کنند. افراد به یکدیگر از شدّت نفرت به‌صورت هم آب دهان می‌‏اندازند و عدّه‌ای عدّه‌ی دیگر را متهم به کفر می‌‏کنند.[12]

(جامعه از نظر اخلاق) خون مردم را سبک می‌‏شمارند، دروغ‌گویی را جایز می‌‏دانند و حالا، اسیر هوای نفس می‌‏شوند. دین خود را به دنیا می‌‏فروشند، ظلم و صبر را ضعیف می‌‏شمارند، ظلم و ستم را مایه‌ی فخرفروشی می‌‏دانند، شهادت به‌دروغ فراوان می‌‏شود.[13]

در آن روزگار مردم از یکدیگر بیزاری می‌‏جویند. در این بین وفا کم می‌‏شود. به عهد و پیمان‏ها عمل نمی‌‏شود، عمل زشت زیاد می‌‏شود، انصاف در میان مردم کمک می‌‏شود. سخن‌چینی زیاد می‌‏شود، تکبّر و حرص و بخل و پستی زیاد می‌‏شود.

افترا، غیبت، تهمت زیاد می‌‏گردد و حقّ و باطل با هم مخلوط می‌‏شود و از یکدیگر تشخیص داده نمی‌‏شود، رحم‏ و عاطفه در میان مردم می‌‏میرد، تفرقه و اختلاف در میان بندگان زیاد می‌‏شود.

(امّا اوضاع گناه) در زمان غیبت طولانی گناه زیاد می‌‏شود، منکرات علنی می‌‏شود، مردم علناً شراب می‌‏خورند، قماربازی رایج می‌‏گردد، ظلمت و تاریکی زندگی مردم را فرامی‌‌گیرد، گناه و معصیت و فسق علنی می‌‏شود، شخص فاسق و گناهکار در میان مردم آبرو پیدا می‌‏کند، صدای افراد معصیت‌کار بلند است و اعمال به‌قصد ریا و خودنمایی انجام می‌‏شود، امربه‌معروف ترک می‌‏شود، فتنه‏ها از هر سو پدید می‌‏آید ، فحشاء و منکرات زیاد می‌‏شود، اشرار بر دیگران مقدّم می‌‏گردند و رفتار خائنانه می‌‏شود، آرزوها دراز می‌‏شود، مؤمن قدرت نهی از منکر را ندارد و هیچ‌کس بر هیچ‌کس رحم نمی‌‏کند و مردم سرگرم آلودگی‏های خود هستند.

(امّا اوضاع اقتصادی) مردم رباخوار می‌‏شوند، معامله‏شان بر مبنای رباخواری است، اگر به فقیری غذا می‌‏رسانند بر او منّت می‌‏گذارند و فقرا فاسق می‌‏شوند، افراد حرام‏خوار زیاد می‌‏شوند، گرانی و قحطی زیاد می‌‏شود، معاملات سود کمی دارد، آرزوها دنیوی می‌‏شود، پول‏های زیادی خرج اموری می‌‏شود که در او غضب خداست، زراعت مرم فاسد می‌‏شود، کار بر مردم تنگ می‌‏شود، ثروتمندان را در جامعه تعظیم و تکریم می‌‏کنند، ثروتمندان در زندگی بخل می‌‏ورزند، فقیر در چشم مردم حقیر می‌‏شود، ثروتمندان سهم فقرا را می‌‏دزدند، به مسکین صدقه داده نمی‌‏شود، شکم‌پرستی و تجمّل و شهوت‌پرستی زیاد می‌‏گردد، قصرهای محکم ساخته می‌‏شود، برکت از اموال مردم برداشته می‌‏شود، مردم از آلودگی به مال حرام اجتناب نمی‌‏کنند و حتّی مال حرام شبهه‏ناک بسیار می‌‏گردد، رشوه و ربا در جامعه فراوان می‌‏شود، تقلب در خریدوفروش ظاهر می‌‏شود، کم‌فروشی رایج می‌‏گردد و دروغ‌گویی در معاملات رسمیّت پیدا می‌‏کند، زنان وارد بازار کار و تجارت می‌‏شوند.

(امّا اوضاع فرهنگی) بدعت‏ها در جامعه ظاهر می‌‏شود، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می‌‏شمارند، معروف به جای منکر و منکر به جای معروف می‌‏نشیند و مردم تدریجاً به آن عادت می‌‏کنند، در آن زمان زشتی‏ها شایع می‌‏گردد، مردم به‌سوی رقص و طرب و فساد رو می‌‏آورند و آن را حلال می‌‏دانند، سازوآواز و موسیقی در جامعه ظاهر می‌‏شود، حرام خدا هتک می‌‏شود، در معصیت جرئت پیدا می‌‏کنند و مردم از گناه باکی ندارند، اعمال قبیح شهادت به‌دروغ قسم زیاد می‌‏گردد.

علم و تعلّم جنبه ریا به خود می‌‏گیرد و هدف خدایی در آن پیدا نمی‌‏شود، آداب‌ورسوم جاهلیّت زنده می‌‏شود و قرآن به صورت غنا خوانده می‌‏شود و زمانی هم قرآن را با ساز و آواز همراه می‌‏کنند، افکار عام برخلاف دین و قرآن می‌‏شود و حتّی در آداب و رسوم خود مردان با زنان نامحرم معاشرت می‌‏کنند و هم‏صحبت می‌‏شوند و زینت زنان برای غیرشوهر است، بی‏حیایی و بی‏ادبی کوچک و بزرگ را فرامی‌‌گیرد و برخی از مردان در برابر رفتار حرام زن بی‌تفاوت می‌‌شود یاد خدا در زندگی مردم کم می‌‌شود، خشوع در برابر خداوند از میان می‌‏رود و ذکر خدا بر مردم سنگین می‌‏شود، اعمال برای خاطر رضای خدا انجام نمی‌‏شود، قرآن متروک و غریب می‌‏شود و حتّی نماز می‌‏میرد.

(امّا اوضاع سیاسی) اشرار امّت والی و زمامدار مردم می‌‏شوند، والیان اهل رشوه و اختلاس و دزدی می‌‏شوند، حکومت بر مردم را برای متاع بیگانه طلب می‌‏کنند، خائنان امین مردم می‌‏شوند، اهل کفر را در نزد خود مقرّب می‌‏کنند. زمامداری امور مردم به دست کسی می‌‏افتد که اهلیّت آن را ندارد، افراد سفیه در جامعه تصمیم‏گیرنده می‌‏شوند، زمامداران مخالفان خود را می‌‏کُشند، حکومت‏ها حرمت مردم را لگدکوب می‌‏کنند و خون مردم را مباح می‌‏دانند، اهل مکر و قتل می‌‏شوند، افراد پست و احمق زمامدار می‌‏شوند، مؤمن خوار می‌‏گردد.

وزیران به مردم دروغ می‌‏گویند، افراد امین خائن می‌‏شوند و همکاران آن‌ها به مردم ستم می‌‏کنند، جور و ظلم و تبعیض ظاهر می‌‏شود، مردم در مسیر گمراهی قدم برمی‌‏دارند و راه هدایت را رها می‌‏کنند، قتل و خونریزی و تفرقه و اختلاف زیاد می‌‏شود، اسلحه‏های مرگ‌آفرین زیاد می‌‏شود، حکومت‏ها دستخوش هرج‌ومرج می‌‏شود و مردم دچار رعب و وحشت می‌‏شوند و این قدرت تسلیحاتی خود مانع بزرگی در راه رشد و وحدت ‏باشد.

در آن زمان فتنه‏ها زیاد می‌‏شود و همه گرفتار این تنش‏ها می‌‏شوند و رهایی از آن‌ها پیدا نمی‌‏کنند، راه‏های نجات بر مردم بسته می‌‏شود، کبیر بر صغیر رحم نمی‌‏کند و صغیر حرمت کبیر را نگه نمی‌‏دارد، در آن زمان بلایی شدید بر مردم وارد می‌‏شود که سخت‏تر از آن شنیده نشده است تا حدّی که بشر پناهی نداشته باشد. فرمودند در آن زمان خود را داخل آن فتنه‏ها نکنید اگر خود را از آن فتنه‏ها دور نگه‌دارید برای شما بهتر است از اینکه داخل آن بشوید.

از همه مهم‏تر اینکه وضع مذهب واژگون می‌‏شود، اسلام وارونه می‌‏شود، همان‌طوری که ظرفی با هر چه در اوست واژگون شود.

حج و جهاد برای غیرخدا باشد، مسجدها مانند کلیسای مسیحیان طلا و زینت داده می‌‏شود، مناره‏ها بلند و دل‏ها از هدایت‏ها خراب است.

تمام همّ و غم مردم پول می‌‏شود و دین خدا در میان مردم متروک می‌‏شود، قرآن را با نی و آلات موسیقی می‌‏خوانند. فقها خائن می‌‏گردند ، علما با ستمگران رفت‌وآمد می‌‏کنند، امر به تقوا می‌‏کنند و خودشان عمل نمی‌‏کنند، فقیه فقه را برای غیر دین یاد می‌‏گیرد، علما برترین خلق خدا هستند در آن زمان، قاری قرآن زیاد می‌‏شود و فهم قرآن کم می‌‏شود، نماز را می‌‏میرانند، دین فروشی زیاد می‌‏شود، اسلام غریب می‌‏شود، از دین اسلام فقط اسم آن می‌‏ماند. دنیا در نظر مردم مهم‏تر از دین می‌‏شود الی آخر و از قرآن فقط درس آن می‌‏ماند.

روی این جهت است که فرمودند:

«یأتی عَلَی النّـاسِ زَمانٌ لاَ یَسْلُمُ لِذِی دِینٍ دِینُهُ اِلّا مَنْ یَفِرُّ مِن شاهِقٍ اِلَی شاهِق وَ مِنْ جُهْرٍ اِلَی جُهْرٍ کَالثَّعْلَبِ باَشْبَالِهِ»

زمانی خواهد آمد که برای هیچ صاحب دینی، دین او سالم نمی‌‏ماند مگر اینکه فرار کند از کوهی به کوه دیگر و از دشت و صحرائی به صحرای دیگر، مثل روباه که وقتی بچّه می‌‏زاید از ترس گرگ، فرزند خود را از این کوه و صحرا به آن کوه و صحرا می‌‏برد که بچه سالم بماند و مؤمن اگر بخواهد در جامعه آن روز بماند و زندگی کند، دین او، عقیده‌ی او، مذهب او، از او گرفته می‌‏شود و بی‏دین می‌‏شود مگر اینکه از آن مردم فاسد فرار کند و سر به بیابان‏ها بگذارد چون درباره آن مردم این‌طور آمده «وجُوهُهُم وُجُوهُ اْلآدمیین وَ قُلُوبُهُم قُلُوبُ الشَّیاطین» صورت و چهره‌ی آن‌ها مثل چهره و صورت انسان‏هاست ولی قلب و دل آن‌ها، قلب و دل شیاطین است.

در حدیث آمده است، امام صادق(ع) فرمودند: امام زمان غیبتی دارد که در آن زمان غیبت کسی که بخواهد دین خود را حفظ کند مثل کسی است که می‌‏خواهد دست خود را به شاخه‌ی گل پر از تیغ بکشد (از بالا به پایین). و در بعضی از روایات آمده مثل نگه‌داشتن آتش بر کف دست است.[14]

البتّه نکته‌ی بسیار مهم این است که این موضوع فاسد شدن و بی‏دین شدن عمومی و همگانی نیست. عده‌ای کم از این ماجرا سالم می‌‏مانند و ثابت هستند در مسیر مستقیم و در راه هدایت الهی و به آفت نمی‌‏خورند. البتّه این جماعت بسیار کمیاب هستند. در حدیث آمده است؛

«وَ اِنَّ الثّابِتِینَ عَلَی الْقَوْلِ بِهِ فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ لَاَعَزُّ مِنَ الکِبرِیتِ الْاَحْمَرِ»

افرادی که در زمان غیبت کبری بر دین و اعتقاد به امامت حضرت ثابت می‌‏مانند از طلای سرخ کمیاب‏تر هستند.[15]

سؤال بسیار مهم این است که چه کنیم در زمان غیبت از خطر ارتداد و خارج شدن از دین در امان باشیم و دین خود را از دست ندهیم. جواب این سؤال این است که ماندن و ثابت بودن آن‌قدر سخت و مشکل است که در روایت این‌طور آمده است که «اِلّا مَنْ ثَبَّتَهُ الله» مگر کسی را که خدا او را ثابت‌قدم نگهدارد یعنی خداوند باید به فریاد ما برسد و او ما را حفظ کند تا دین خود را از دست ندهیم، گویا کاری از خود ما ساخته نیست «فَاللهُ خَیْرٌ حافظاً وَ هُو اَرْحَمُ الرّاحِمِینَ.»

خداوند بهترین حافظ‌هاست و او ارحم‏الراحمین است البته در عین این مطلب انسان خودش هم باید فعالیت کند و حواس خود را جمع کند. وقتی از امام سؤال می‌‏کنند عِلْم چیست؟ امام فرمود: 4 مطلب و در مطلب چهارم فرمود:

«اَنْ تَعْلَمَ ما یُخُرِجُکَ عَنْ دینکْ»

تحقیق کن و بفهم که چه اموری و عواملی تو را از دین خارج می‌‏کند آن امور و عوامل را ترک کن و از آن‏ها اجتناب کن و به آن‏ها نزدیک نشو.

دعا کردن برای اینکه انسان در مسیر خدا ثابت بماند هم بسیار مؤثر است. این روایت را ملاحظه کنید. شخصی به نام عبدالله بن سنان نقل می‌‏کند که امام صادق(ع) فرمود: از آن اوضاع و زمان غیبت نجات پیدا نمی‌‏کند مگر کسی که دعا کند مثل دعای شخصی که در حال غرق شدن است؛

«لایَنجُوا مِنْها اِلّا مَنْ دَعا بُدُعاءِ الغَرِیقِ.»

این عبدالله بن سنان می‌‏گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم دعای غریق چه دعایی است و چگونه باید دعا کرد. «قُلْتُ وَ کَیْفَ دُعاءُ الْغَریق». امام علیه‌السلام فرمودند: این‌طور می‌‌گویی:

«یا اللهُ یاَرحمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقَلَوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ» ای الله ای رحمان ای رحیم ای کسی که دل‏ها را منقلب می‌‏کنی و دگرگون می‌‏سازی، قلب مرا بر دین خود ثابت بدار.[16]

در دعای دیگر آمده؛ «وَ اَنْ تُخْرِجْنِی مِنَ الدُّنیا سَالِماً» خدایا تقاضای من از تو این است که مرا سالم از دنیا ببر، یعنی با دین و عقیده و اخلاق سالم. در بعضی از روایات هم آمده کسانی که برای تعجیل در فرج حضرت مهدی دعا می‌‏کنند از خطرات دوره‌ی آخرالزمان محفوظ می‌‏مانند.

البته موفقیّت انسان در این مرحله اراده‌ی خود انسان را هم لازم دارد، باید مواظب لقمه‏ها بود، باید مواظب محیط بود، باید مواظب رفاقت و دوستی‏ها بود، باید مواظب مجالس و محافل بود، باید مواظب روابط با مردم بود، باید مواظب مکر و حیله و نیرنگ‏های شیطان بود و هزاران احتیاط‏های لازم دیگر و تا حدّ امکان از مردم فاصله گرفتن در بین مردم زندگی کردن ولی از نظر عمل از مردم جدا بودن.

دستور این است؛

«کُونُوا فیِ النَّاس وَ لا تَکُونُوا مَع النَّاسِ.»

پی‌نوشت‌ها

[1] - بحار، ج 52، ص 103، حدیث شماره 5

[2] بحار، ج 52، ص 103، حدیث شماره 5

[3] - عیون الاخبارالرضا، ج 2، ص 266.

[4] - کمال‌الدین صدوق ج 2 ص 516.

[5] - کتاب الغیبة ص 395.

[6] - غیبت نعمانی، ص 163.

[7] - بحار، ج 52، ص 155.

[8] - بحار، ج 52، ص 1252 ص 153و

[9] - بحار، ج 52، ص 153.

[10] - کتاب من لایحضره الفقیه.

[11] - کتاب فصول المهمّۀ، فصل 12.

[12] - کتاب غیبت نعمانی، ص 109.

[13] - فصول المهمّۀ، فصل 12.

[14] - بحار، ج 52، ص 135

[15] - تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 395.

[16] - بحار، ج 52، ص 149.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

عباس ابوالحسنی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: