کد مطلب: ۱۷۱۱
تعداد بازدید: ۳۴۵
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۶
پاسخ به سوالات و شبهات دینی/ تاریخی/ 11
بر اساس آموزه های دینی و معارف مکتب شیعه، تعیین خلافت و امارت بر مسلمین به «أولی الأمر» سپرده شده که مصادیق آن همان معصومین علیهم السلام هستند.
چرا در صلح‌نامه امام حسن(ع) آمده پس از معاویه هر کس را که مردم انتخاب کردند حاکم باشد؟ 
متأسفانه صلح ‌نامه میان امام حسن(ع) و معاویه به طور دقیق و کامل در منابع معتبر نیامده و مواد معاهده میان امام حسن(ع) و معاویه در برخی کتب تاریخی و حدیثی با اختلافاتی نقل شده است. برخی از آن ‌ها از اعتبار بیشتری برخوردار است و بعضی دارای اعتبار نیستند. آنچه در این سؤال به آن اشاره شده به قسمتی از صلح نامه اشاره دارد که پس از مرگ معاویه را در بر دارد.

عمده کتب تاریخی در این قسمت بیان می‌کنند که شرط شد پس از معاویه، امام حسن(ع) خلافت و حکومت را به دست گیرند. ابن کثیر می‌گوید: «... فکره الحسن القتال و بایع معاویۀ علی أن جعل العهد للحسن من بعده ...»[1] پس حسن(ع) از جنگ روی برگرداند و با معاویه هم ‌پیمان شد که پس از معاویه امارت و حکمرانی برای حسن(ع) قرار گیرد.

همین عبارت یا شبیه به این عبارت را دیگرانی همچون ابن حجر عسقلانی در «الإصابۀ»[2] و «تهذیب التهذیب»[3]، ابن قتیبه در «الإمامۀ و السیاسۀ»[4]،محب الدین طبری در «ذخائر العقبی»[5] سیوطی در «تاریخ الخلفاء»[6] و بسیاری دیگر نیز در کتاب‌های خود آورده ‌اند. حتی أبن عنبه در «عمدۀ الطالب» نقل می‌کند: «منها؛ أنّ له ولایۀ الأمر بعده،فإن حدث به حدث فللحسین»[7]

از شروط صلح آن است که ولایت امر بعد از معاویه برای امام حسن باشد، اگر برای ایشان حادثه ‌ای رخ دهد، امام حسین زمام امور را به عهده گیرد.

تنها در کتاب «الفتوح»[8] ابن اعثم تعبیر متفاوتی آمده که إربلی در «کشف الغمۀ»[9] نیز آن را نقل می ‌کند و مرحوم مجلسی آن را در «بحار الأنوار»[10] آورده است:«... ليس لمعاوية بن أبي سفيان أن يعهد إلى أحد من بعده عهدا بل يكون الأمر من بعده شورى بين المسلمين‏...» (معاویه اجازه ندارد که امر خلافت را پس از خود به دیگری واگذار کند، بلکه این امر پس از معاویه بر اساس شورایی میان مسلمین مشخص می گردد.)

بنابراین، نقل ابن أعثم، صحیح نیست و چه بسا نوعی تحریف تاریخ نیز صورت گرفته باشد، زیرا اولاً بر اساس آموزه های دینی و معارف مکتب شیعه، تعیین خلافت و امارت بر مسلمین به «أولی الأمر» سپرده شده که مصادیق آن همان معصومین علیهم السلام هستند. لذا در زمانی که امام حسن(ع) با توجه به مصالح وقت و شرایط آن دوران، حکومت را به معاویه سپردند، بعید است که برای زمان پس از معاویه راضی به نظر اهل حلّ و عقد باشند؛ پس همانطور که اقوال متعدد تاریخی نیز گواه است، ایشان حکومت را بعد از معاویه به خود و پس از خودشان به امام حسین(ع) منتسب دانسته اند.

ثانیاً بحث خلافت و امارت مسلمین، مسئله ای نیست که بتوان آن را در شورای متشکل از خواصّ مطرح کرد و قطعاً ایشان به این نکته تفطن داشته اند چرا که مشورت در امور اجرایی جامعه متصور است، نه در امر مهمی همچون حکومت.

ثالثاً کثرت نقل مورخین نسبت به تعبیر اول بسیار زیادتر از تعبیر دوم است. این در صورتی است که ناقلان این خبر با تنوع فکری و قومی وجود داشتند و در صورت وجود تعبیر دوم، چه بسا رغبت به نقل آن را بیشتر داشتند؛ حال آن که به همان تعبیر نخست بسنده کرده اند.

رابعاً اگر برخی نامه هایی که بین امام(ع) و معاویه رد و بدل شده و یا عکس العمل برخی افراد نسبت به این صلح را مرور کنیم، به تحقیق آن را در تأیید نقل قول اول خواهیم یافت. بسی شگفت انگیز است که مرحوم مجلسی(ره) که تعبیر دوم را از کتاب «کشف الغمۀ» نقل کرده در عبارات پیشین از تاریخ أبی مخنف آورده که پس از صلح امام حسن(ع) برخی اصحاب ایشان همچون «سلیمان بن صرد» با لحنی انتقادآمیز نسبت به ایشان سخنانی گفته اند؛ از جمله اینکه: «... و كتبت عليه كتابا بأن الأمر لك بعده كان الأمر علينا أيسر و لكنه أعطاك شيئا بينك و بينه ثم لم يف به‏...»[11] (این که برای معاویه نوشتید که امر خلافت پس از او به شما برگردد برای ما گواراتر است اما چیزی میان خودتان به او بخشیدید که به آن وفادار نخواهد بود...). همچنین مقاتل الطالبین در نامه ای که معاویه خطاب به امام حسن(ع) می نویسد، آورده: «... و لک الأمر من بعدی...» (و خلافت پس از من برای شماست)[12]

پی نوشتها

[1] البدایۀ و النهایۀ ، جلد 8، صفحه 41

[2] الإصابۀ، ج2 ، صفحه 64

[3] تهذیب التهذیب، جلد 2، صفحه 229

[4] الإمامۀ و السیاسۀ ، جلد 1، صفحه 184

[5] ذخائر العقبی، جلد 2، صفحه 117

[6] تاریخ الخلفاء ، صفحه 194

[7] عمده الطالب، صفحه 63

[8] الفتوح ، جلد 1، صفحه 290

[9] کشف الغمۀ، جلد 1، صفحه 570

[10] بحارالأنوار، جلد 44، صفحه 65

[11] بحارالأنوار، همان، صفحه 29

[12] مقاتل الطالبین، صفحه 67

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

صادق تهرانی 
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: