کد مطلب: ۱۷۲۹
تعداد بازدید: ۲۴۷
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۹
پاسخ به سوالات و شبهات دینی| اعتقادی| ۱۵
امیرالمؤمنین حداقل خود در دو نوبت این فضیلت را نسبت به خود برمی شمارند که حاکی از عظمت این حادثه است، یکی در جریان سقیفه بنی ساعده و دیگری در ماجرای شورای شش نفره.

واقعه ردّ الشّمس درباره امیر مومنان(ع) چگونه اتفاق افتاد؟

«ردالشمس» به معنی برگرداندن خورشید است. یکی از فضائل مسلّم امیرالمؤمنین(ع) واقعه ردالشمس است که خورشید برای ایشان قدری در آسمان به عقب برگشته است. قبل از بیان روایت تاریخی آن به چند نکته باید توجه کرد:

اولاً واضح است که در منظومه شمسی خورشید ثابت است و سیارات دیگر از جمله زمین به دور آن می چرخند و اگر در طول روز خورشید در آسمان از مکانی به مکان دیگر حرکت می کند، به دلیل حرکت وضعی زمین می باشد و به عبارت دیگر ، حرکت خورشید در آسمان و یا برگرداندن آن در آسمان تسامحی است و ناظر به نگاه انسان بر روی کره زمین بوده که از نظر عرفی خورشید در آسمان حرکت می کند.

ثانیاً «رد الشمس» یک معجزه الهی است که توسط پیامبر اکرم(ص) صورت گرفته است. لازم به توضیح است که معجزه از نظام هستی و نظام علت و معلول و اسباب ومسببات تخطی نمی کند.

به بیانی دیگر، تمامی معجزات الهی از سنت الهی تبعیت می کنند. سنت الهی بر این اساس استوار است که هر حادثه ای و یا هر شیئی از علتی بوجود می آید و امکان ندارد هیچ یک از حوادث حتی معجزات بی علت و بدون سبب به‌وجود آیند، بلکه معجزه خرق عادت است، یعنی مثلاً اگر تکه چوبی که در دست حضرت موسی(ع) بوده، پس از مدت های زیادی می بایست پوسیده شود و تبدیل به کود گردد و بدینوسیله در رشد یک گیاه قرار گیرد و ماری عظیم الجثه آن گیاه را بخورد و در درون بدن مار آن گیاه تبدیل به نطفه شود و از آن نطفه ماری دیگر بوجود آید و در مقابل فرعون ظاهر شود. خداوند در معجزه تبدیل عصای موسی(ع) به مار عظیم الجثه، خرق عادت کرده و عامل زمان را به حداقل رسانده و از بین می برد، لذا در یک چشم به هم زدن به اذن پروردگار عصا به مار تبدیل می گردد.

در معجزه ردالشمس نیز سلسله علت ها از بین نرفته و خرق عادت صورت گرفته، به نحوی که ناظر به خورشید می بیند خورشید در آسمان تغییر مکان داده و به عقب بر می گردد. معجزات الهی قهراً نباید با عقل های ناقص سنجیده شود، چرا که فهم بشر نسبت به اسباب و مسببات این عالم بسیار ناچیز است و در نهایت ردالشمس محال عقلی نیست.

ثالثاً واقعه رد الشمس به تعبیر برخی مفسرین قبل از صدر اسلام، در زمان یوشع بن نون و نیز در زمان سلیمان نبی(ع) هم اتفاق افتاده و برخی روایات هم آن را تأیید می کنند.[1]حتی به شهادت برخی روایات، غیر از وقوع آن در زمان پیامبر اکرم(ص)، این حادثه در زمان خلافت ظاهری امیرالمؤمنین هم اتفاق افتاده است.

رابعاً امیرالمؤمنین حداقل خود در دو نوبت این فضیلت را نسبت به خود برمی شمارند که حاکی از عظمت این حادثه است، یکی در جریان سقیفه بنی ساعده[2] و دیگری در ماجرای شورای شش نفره.[3]

اما متن روایت تاریخی ردالشمس در زمان پیامبر اکرم به نحو تواتر در کتب حدیثی شیعه و سنی با بیان ها و اختلافات اندک ذکر شده که در اینجا ما آن را از کتاب «الإرشاد» شیخ مفید نقل می کنیم:

... أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَنْزِلِهِ وَ عَلِيٌّ ع بَيْنَ يَدَيْهِ إِذْ جَاءَهُ جَبْرَئِيلُ ع يُنَاجِيهِ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَلَمَّا تَغَشَّاهُ الْوَحْيُ تَوَسَّدَ فَخِذَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمْ يَرْفَعْ رَأْسَهُ عَنْهُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ فَاضْطُرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لِذَلِكَ‏ إِلَى صَلَاةِ الْعَصْرِ جَالِساً يُومِئُ بِرُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ إِيمَاءً فَلَمَّا أَفَاقَ مِنْ غَشْيَتِهِ قَالَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَ فَاتَتْكَ صَلَاةُ الْعَصْرِ قَالَ لَهُ لَمْ أَسْتَطِعْ أَنْ أُصَلِّيَهَا قَائِماً لِمَكَانِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ الْحَالُ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا فِي اسْتِمَاعِ الْوَحْيِ فَقَالَ لَهُ ادْعُ اللَّهَ لِيَرُدَّ عَلَيْكَ الشَّمْسَ حَتَّى تُصَلِّيَهَا قَائِماً فِي وَقْتِهَا كَمَا فَاتَتْكَ فَإِنَّ اللَّهَ يُجِيبُكَ لِطَاعَتِكَ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ فَسَأَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ اللَّهَ عَزَّ اسْمُهُ فِي رَدِّ الشَّمْسِ فَرُدَّتْ عَلَيْهِ حَتَّى صَارَتْ فِي مَوْضِعِهَا مِنَ السَّمَاءِ وَقْتَ الْعَصْرِ فَصَلَّى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع صَلَاةَ الْعَصْرِ فِي وَقْتِهَا ثُمَّ غَرَبَتْ[4]

(... پيامبر اكرم(ص) در منزل خود بود و على(ع) هم در خدمت ایشان بودند. در آن لحظه جبرئيل آمد و وحى الهى آورد. پیامبر(ص) سر مبارك خود را روى پاى على(ع) گذاشتند و تا هنگامى كه آفتاب غروب نمود سر برنداشتند.على(ع) كه نماز عصر را به‌جا نياورده بودند بسیار پريشان شدند، چراکه نمي‌توانستند سر پيغمبر را از روى زانوى خود بردارند و هم‌چنین نمى‏توانستند نماز را به‌طور معمول به‌جا آوردند. لذا همچنان كه نشسته بودند، نماز خوانده و با اشاره ركوع و سجود را به‌عمل آوردند.

پیامبر اکرم(ص) پس از آن‌كه از آن حالت به‌خود آمدند به على(ع) فرمودند نماز عصرت قضا شد؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمودند چون حالت وحي براى شما پيش‏آمده بود نتوانستم نماز را ایستاده بخوانم. پیامبر اکرم(ص) فرمودند حال از خدا بخواه تا خورشيد را بجاى اول برگرداند تا نمازت را به‌وقتش به‌جا آورى زيرا خداوند دعاى تو را مستجاب مى‏كند چرا که از خدا و رسول او اطاعت كردى.

على(ع) از خداوند همان درخواست را كردند، دعاى ایشان مستجاب شد و خورشيد به‌محلى آمد كه مي‌توان نماز عصر را خواند. على(ع) نماز عصر را در وقت خود به‌جا آوردند، آنگاه خورشيد غروب نمود.)

ممکن است سؤالی به ذهن خطور کند که آیا امیرالمؤمنین(ع) که دارای مقام عصمت می باشند، نمازشان قضا شده است؟ در پاسخ باید گفت: اولاً طبق برخی از روایات نماز امیرالمؤمنین قضا نشده بود و فقط از وقت فضیلت گذشته بود.

تعبیری که در این روایت آمده «فوت» نماز عصر است، نه قضاء و این بدان معنی است که وقت فضیلت عصر از ایشان فوت شده است. در جریان شورای شش نفره پس از مرگ خلیفه دوم، امیرالمؤمنین(ع) در بیانی خطاب به حاضرین فرمودند:

فَهَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ رُدَّتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ بَعْدَ مَا غَرَبَتْ، أَوْ كَادَتْ، حَتَّى صَلَّى الْعَصْرَ فِي وَقْتِهَا غَيْرِي‏[5]

(آیا در بین شما کسی هست که خورشید نزدیک غروب کردن باشد و برای او برگردد تا نماز عصر را در وقتش بخواند؟)، در این سخن کاملاً مشخص است که هنوز نماز حضرت قضا نشده بوده و تنها وقت فضیلت از ایشان فوت شده است ثانیاً همانطور که در ارشاد آمده، امیرالمؤمنین(ع) در همان حالت نشسته نماز خود را در وقت فضیلت خوانده اند و نماز ایشان قضاء نشده، فقط به‌خاطر ادب، رسول گرامی اسلام(ص) را از خواب بیدار نکرده اند.

این فضیلت را شیعه و سنی نقل کرده اند، جز تعداد اندکی از متعصبین اهل سنت همچون ابن جوزی، ابن تیمیه و ابن حزم که اتفاقاً برخی از بزرگان اهل سنت مانند أخطب خوارزم و جلال الدین سیوطی[6] رساله ای در اثبات ردالشمس نگاشته اند.

پی‌نوشت‌ها:

[1] من لا یحضره الفقیه، جلد 1، صفحه 203-202

[2] خصال صدوق،جلد 2، صفحه 550

[3] أمالی طوسی، صفحه 548

[4] الإرشاد، جلد 1، صفحه 346-345

[5] أمالی طوسی، همان

[6] الغدیر، جلد 3، صفحه 380

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

صادق تهرانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: