کد مطلب: ۱۸۳۹
تعداد بازدید: ۲۲۴
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۰
احکام موضوعی/ ۱۴
«خمس» در لغت به معناى پنج يك مى باشد و در اصطلاح فقه عبارت است از: «پرداخت يك پنجم درآمدى كه از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و يا از طريق كارگرى و كارمندى در مؤسسات گوناگون، به دست مى آيد. خمس به امام (علیه السلام) و سادات اختصاص مى يابد و بايد آن را در عصر غيبت به فقيه جامع شرايط داد».
 اهميّت خمس
پرسش 231. درباره خمس و اهميّت آن توضيح دهيد؟
﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَأنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ﴾[1]
«و بدانيد كه هر چه غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خويشاوندان [ او] و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است».
«خمس» در لغت به معناى پنج يك مى باشد و در اصطلاح فقه عبارت است از: «پرداخت يك پنجم درآمدى كه از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و يا از طريق كارگرى و كارمندى در مؤسسات گوناگون، به دست مى آيد.[2] خمس به امام (علیه السلام) و سادات اختصاص مى يابد و بايد آن را در عصر غيبت به فقيه جامع شرايط داد».[3]
شارع مقدّس به صاحب مال، فرصت داده چنانچه تا يك سال، آن را در مؤونه و نيازهاى خود و خانواده استفاده نكند و تمام و يا مقدارى از آن تا پايان سال زياد بيايد، خمس آن را بپردازد.
آيه خمس، در عصر رسالت، نازل شده و پيامبراكرم (صلّی الله علیه و آله)  اين فريضه را به اجرا درآورده است. به طور مسلّم آن حضرت، خمس غنيمت هاى جنگى را دريافت مى كرد. اما خمس سود تجارت ـ هر چند بنا به ضرورت و مصالحى ـ تا عصر امامان (علیهم السلام)  به تأخير افتاد؛ ولى بى شك وجود آن در دوره امامان، غيرقابل انكار است.[4]
«خمس» يكى از فريضه هاى اسلامى است و قرآن مجيد آن را در كنار جهاد قرار داده و هر دو را از ريشه ايمان دانسته است؛ چه اينكه نشانه صداقت ايمان، مبارزه با مال اندوزى و تطهير نفس است. حضرت باقر (علیه السلام)  فرموده است: «براى هيچ كس جايز نيست از مالى كه خمس به آن تعلق گرفته، چيزى بخرد؛ مگر اينكه حق ما را به ما برساند».[5]
آيه 41 سوره «انفال» به طور روشن و صريح، بر اصل وجوب خمس دلالت مى كند؛ از اين رو شيعه و سنى بر اصل آن اتفاق نظر دارند. البته ممكن است دلالت آيه بر مواردى از آن (مانند درآمد كسب) روشن و شفاف نباشد؛ ولى بى شك به كمك روايات متعددى، به خوبى وجوب خمس درآمد استفاده مى شود.[6]
خمس داراى حكمت ها و اسرار گوناگونى است كه به بعضى از آنها اشاره مى شود:
1. خمس به منظور تأمين هزينه هاى امام (علیه السلام) به عنوان رئيس حكومت، براى پيشبرد نظام اسلامى و اداره جامعه، واجب گرديده است[7]؛ از اين رو در روايت از خمس به عنوان «وجه الاماره» ياد شده است.[8]
2. خداوند متعال براى حفظ كرامت و عزت پيامبر اسلام، محل تأمين بودجه فقيران بنى هاشم و منسوبان به آن حضرت را از خمس قرار داد و سهم آنان را قرين سهم خود و رسول كرد تا زمينه تحقير نسبت به آنان از بين برود.[9]
3 .خمس براى تأمين بودجه هر كار خيرى است كه امام بخواهد انجام دهد و براى هر موردى كه صلاح بداند، مصرف كند.[10]
4. خمس وسيله اى براى رشد و كمال انسان محسوب مى شود كه اداى آن، باعث جلب روزى و وسيله آمرزش گناهان مى گردد.[11]
5. خمس براى احياى دين خدا و تحقّق حكومت اسلامى واجب گرديده است.[12]
 
پرسش 232. مؤونه چيست؟
«مؤونه» به مخارجى گفته مى شود كه در زندگى، هزينه مى گردد و شامل موارد ذيل است:
1 . هزينه هاى زندگى شخصى؛ مانند: خوراك و پوشاك، خانه مسكونى، وسايل زندگى، وسايل نقليه، وسايل تحصيلى، رايانه، هزينه ازدواج و...؛
2 . هدايا و بخشش ها؛ مانند: خيرات، صدقات، جوايز و...؛
3.  مخارج سفر حج (واجب و مستحب)، سفر زيارت، گردش و تفريح؛
4 . حقوقى كه بر عهده شخص است؛ مانند: ديه، غرامت و كفاره[13].[14]
 
خمس درآمد دانشجو
پرسش 233. آيا به درآمد دانشجويى كه تحت تكفّل خانواده است، خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع: چنانچه از درآمد كسب تهيه شده و يك سال از آن گذشته باشد، خمس دارد.[15]
تبصره. حكم درآمدهايى مانند هديه، جايزه و... در بخش «خمس هديه» بيان شد.
خمس كمك هزينه
پرسش 234. آيا به پولى كه در مدت تحصيل در دانشگاه به عنوان كمك هزينه دريافت مى شود، خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع: خير، خمس ندارد.[16]
تبصره 1. كمك هزينه تحصيلى، وامى است كه در مدت تحصيل، به دانشجويان پرداخت مى شود و اقساط آن چند سال بعد، باز پس گرفته مى شود.
تبصره 2. چنانچه كمك هزينه تحصيلى تا پس از پرداخت اقساط آن پس انداز شود، به اصل و سود آن خمس تعلّق مى گيرد.
 
خمس كتاب
پرسش 235. آيا به كتاب هايى كه براى ترم هاى آينده تهيه مى كنيم، خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع (به جز بهجت، فاضل، نورى): در فرض ياد شده خمس دارد مگر آنكه داشتن آنها مورد نياز و در شأن شخص باشد، در اين صورت خمس ندارد.[17]
آيات عظام بهجت، فاضل و نورى: آرى، خمس دارد؛ مگر آنكه نتوانيد در سال آينده تهيه كنيد، در اين صورت خمس ندارد.[18]
 
خمس درآمد زن
پرسش 236. آيا به درآمد زنى كه براى خود كسبى داشته و مخارج او را شوهر مى دهد، خمس تعلّق مى گيرد؟
همه مراجع: آرى، بايد خمس آن را بدهد؛ ولى اگر مقدارى از آن را در نيازهاى زندگى خرج كرده باشد، تنها بايد خمس باقى مانده را بدهد.[19]
 
خمس بورسيه
پرسش 237. آيا پولى كه به عنوان بورسيه به دانشجو مى دهند، خمس دارد؟
همه مراجع: آرى، چنانچه تا سر سال خمسى زياد بيايد، خمس دارد.[20]
تبصره. دانشجويان بورسيه دبيرى و... كسانى اند كه چند سال آموزش مى بينند و در اين مدت، از سوى دانشگاه يا وزارتخانه مربوطه حقوق دريافت مى كنند و تعهّد مى دهند كه پس از پايان تحصيلات، در مقابل حقوق دريافت شده، خدمت كنند. اين حقوق تفاوتى با ساير درآمدها ندارد؛ از اين رو به آن خمس تعلق مى گيرد.
 
خمس سپرده گذارى
پرسش 238. آيا به پولى كه در بانك سپرده گذارى شده و از درآمد (سود) آن ارتزاق مى شود، خمس تعلّق مى گيرد؟
آيات عظام امام، سيستانى، فاضل و مكارم: اگر پول سپرده گذارى از درآمد كسب باشد، خمس دارد. [ اما در صورتى كه] با پرداخت خمس (هر چند به صورت اقساط) نتواند زندگى خود را اداره كند، خمس ندارد.[21]
آيات عظام بهجت، تبريزى و نورى: اگر از درآمد كسب باشد، آن مقدار از پول سپرده ـ كه اداره زندگى به آن بستگى دارد ـ خمس ندارد؛ ولى به مقدار بيشتر از آن، خمس تعلق مى گيرد.[22]
آيات عظام خامنه اى، صافى و وحيد: اگر پول سپرده گذارى از درآمد كسب باشد، خمس دارد و چنانچه نمى تواند با پرداخت خمس آن، امرار معاش كند، مى تواند با حاكم شرع دستگردان نمايد.[23]
تبصره 1. به سود حاصل از آن، خمس تعلق مى گيرد.
تبصره 2. اگر پول سپرده گذارى از راه هديه، جايزه و مانند آن به دست آمده باشد، حكم اصل را دارد.[24]
 
خمس سهام بورس
پرسش 239. آيا سهامى كه از سازمان بورس خريدارى مى كنيم، خمس دارد؟
همه مراجع: آرى، سر سال بايد خمس آن را بدهيد؛ چون حكم سرمايه را دارد.[25]
 
خمس شركت
پرسش 240. اگر شريك من، خمس سهم و سرمايه خود را ندهد، تكليفم چيست؟ آيا ادامه شركت با او جايز است؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): هيچ كدام نمى توانيد در آن تصرف كنيد و ادامه شركت با او جايز نيست؛ مگر آنكه از حاكم شرع اجازه بگيريد.[26]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر شما خمس سهم و درآمد خود را بدهيد، مى توانيد در سرمايه مشترك تصرف كنيد.[27]
 
خمس هديه
پرسش 241. اگر چيزى به انسان هديه يا جايزه بدهند، آيا بايد خمس آن را پرداخت؟
آيات عظام امام، خامنه اى و نورى: هديه، خمس ندارد.[28]
آيات عظام بهجت، فاضل و مكارم: چنانچه تا سر سال خمسى زياد بيايد، بنابر احتياط واجب، بايد خمس آن را بدهد.[29]
آيات عظام تبريزى و وحيد: چنانچه مقدار آن زياد و قابل توجه باشد و از مخارج سال زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.[30]
آيات عظام سيستانى و صافى: چنانچه تا سر سال خمسى زياد بيايد، خمس دارد.[31]
 
پرسش 242. آيا به پولى كه براى خريد وسايل ضرورى زندگى ذخيره مى شود، خمس تعلق مى گيرد؟
آيات عظام امام، تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد: چنانچه سال خمسى از آن بگذرد، خمس دارد.[32]
آیة الله بهجت: اگر بدون پس انداز كردن، نمى توانند وسايل مورد نياز خود را در آينده تهيه كنند؛ چنانچه پس انداز كوتاه مدت (مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد.[33]
آيات عظام فاضل و نورى: اگر بدون پس انداز كردن، نمى توانند وسايل مورد نياز خود را در آينده تهيه كنند، خمس ندارد.[34]
آیة الله خامنه اى: اگر براى تهيه وسايل مورد نياز در آينده نزديك (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن نتواند آنها را تهيه كند، خمس ندارد.[35]
آیة الله صافى: اگر هم اكنون به آن وسيله نياز دارد و تهيه آن بدون پس انداز در مدت چند سال ممكن نباشد، خمس ندارد.[36]
تبصره. چنانچه در آينده با پس انداز خود، لوازم مورد نياز خويش را تهيه نكند، بايد خمس آن را بدهد.
 
خمس وام مسكن
پرسش 243. آيا به پولى كه جهت گرفتن وام مسكن، در بانك گذاشته مى شود و چندين سال از آن مى گذرد، خمس تعلق مى گيرد؟
آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، سيستانى، مكارم و وحيد: آرى، خمس دارد.[37]
آيات عظام بهجت، فاضل و نورى: اگر براى تهيه خانه مورد نياز، راهى جز اين ندارد، به پول پس انداز شده خمس تعلق نمى گيرد.[38]
آیة الله صافى: اگر خانه مسكونى در حال حاضر مورد نياز او و در شأنش باشد و راهى جز طريق ياد شده ندارد، به آن خمس تعلق نمى گيرد.[39]
تبصره. بنا بر نظر مراجعى كه معتقدند پول مزبور خمس ندارد؛ چنانچه در آينده، صرف خريد منزل نشود، خمس آن را بايد بدهد.
 
خمس فيش حج عمره
پرسش 244. كسانى كه قصد تشرف به حج و عمره دارند، براى حفظ نوبت بايد مبلغ مقررى را به بانك بسپارند كه اين مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودى نيز به آن تعلق مى گيرد. زمانى كه نوبت تشرف آنان فرا مى رسد، اصل پول و سود را دريافت و به سازمان حج و زيارت مى سپارند و به عمره و حج مشرف مى شوند و چنانچه كسى اين پول را به بانك نسپارد، نوبتى براى تشرف او منظور نخواهد شد؛ آيا در اين فرض به اصل پول و سود آن خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع (به جز بهجت و مكارم): اگر در سال سپرده گذارى پول به بانك (همان سال خمسى) به حج مشرف شود، خمس ندارد؛ ولى اگر نوبت حج پس از آن سال است، به اصل پول سپرده گذارى خمس تعلق مى گيرد، اما سود آن اگر قابل وصول نباشد و براى تشرف به حج از آن استفاده شود خمس ندارد.[40]
آیة الله بهجت: اگر براى رفتن به حج و عمره چاره اى جز سپرده گذارى و ثبت نام ندارد، به آن خمس تعلق نمى گيرد.[41]
آیة الله مكارم: اگر پول سپرده گذارى از درآمد سالى باشد كه نام نويسى كرده، خمس ندارد (نه اصل و نه سود آن).[42]
تبصره. حكم ياد شده در صورتى است كه شخص با بانك قرارداد شرعى (مانند مضاربه و ...) انجام دهد.
 
خمس وسايل ضرورى
پرسش 245. به جهت نياز وسايلى خريده ام؛ ولى با اينكه بيش از يك سال از خريد آنها مى گذرد، هيچ استفاده اى نكرده ام، آيا به اينها خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع (به جز سيستانى و وحيد): چنانچه در معرض استفاده بوده، خمس ندارد.[43]
آیة الله سيستانى: بايد خمس آن را بپردازد؛ مگر اينكه وجود آن در خانه ضرورى باشد و در وقت نياز نتواند فورى آن را تهيه كند. در اين صورت اگر تهيه آن از قبل، متعارف باشد، خمس ندارد.[44]
آیة الله وحيد: خمس دارد.[45]
تبصره. هر چند عبارت رساله ها در مورد «كتاب» است؛ ولى كتاب خصوصيتى ندارد و اين حكم شامل هر وسيله اى است كه مورد نياز انسان باشد.
 
خمس زمين
پرسش 246. از درآمد خود، زمينى خريده ام تا دو سال ديگر آن را بسازم و در آن زندگى كنم، آيا سر سال به آن خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع (به جز تبريزى، مكارم و وحيد): چنانچه براى تهيه خانه مسكونى، راهى جز نگه داشتن زمين تا چند سال نيست، خمس ندارد.[46]
آيات عظام تبريزى و وحيد: بايد خمس زمين را به قيمت فعلى بدهد.[47]
آیة الله مكارم: خمس ندارد.[48]
 
خمس رهن
پرسش 247. آيا به پولى كه از درآمد كسب تهيه شده و به عنوان رهن به صاحبخانه پرداخت مى شود، خمس تعلق مى گيرد؟
آيات عظام امام و سيستانى: خمس دارد و هر زمان دريافت شد يا دريافت آن ممكن گرديد، بايد فورى خمس آن را بپردازد.[49]
آيات عظام بهجت، تبريزى، فاضل و وحيد: چنانچه بدون پول رهن، نياز مسكن او تأمين نمى شود، خمس ندارد و هر زمان آن را باز پس گرفت و نيازى به آن نداشت و از مخارج سال زياد آمد، خمس دارد.[50]
آیة الله خامنه اى: هنگامى كه براى اين منظور نياز دارد، پرداخت خمس آن واجب نيست؛ ولى هر زمان آن را بازپس گرفت، بايد خمس آن را بدهد؛ مگر آنكه براى اجاره در جاى ديگر، به آن نياز داشته باشد.[51]
آيات عظام صافى و مكارم: پول رهن جزء مؤونه است و خمس ندارد؛ ولى اگر آن را باز پس گرفت و نيازى به آن نداشت، بنابر احتياط خمس آن را بپردازد.[52]
آیة الله نورى: اگر نتواند خانه را از راه ديگرى اجاره كند، به مبلغ مذكور خمس تعلق نمى گيرد.[53]
تبصره. اصطلاح «رهن» در رهن و اجاره خانه غلط مشهور است، اصطلاح قرض و اجاره (اجاره به شرط قرض) صحيح است. از اين رو اصل قرض خمس ندارد.
 
خمس پول ازدواج
پرسش 248. آيا به پولى كه انسان براى ازدواج ذخيره كرده، خمس تعلق مى گيرد؟
آيات عظام امام، تبريزى، سيستانى، مكارم و صافى: خمس دارد.[54]
آیة الله بهجت: چنانچه پس انداز كوتاه مدت و در حد متعارف (مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد.[55]
آيات عظام فاضل و نورى: چنانچه بدون پس انداز نمى تواند در آينده ازدواج كند، خمس ندارد.[56]
آیة الله خامنه اى: اگر براى تهيه هزينه هاى ازدواج در آينده نزديك (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن، نتواند آنها را تهيه كند، خمس ندارد.[57]
 
خمس جهيزيه
پرسش 249. شخصى وسيله اى براى جهيزيه دختر خود خريده و چندين سال نگه داشته است؛ اكنون نمى خواهد آن را به عنوان جهيزيه به دختر بدهد. حال اگر آن را براى زندگى خويش استفاده كند، باز بايد خمس آن را بپردازد يا نه؟ اگر بفروشد چطور؟
همه مراجع: اگر جهيزيه را به دختر بخشيده، جايز نيست آن را از او بگيرد و اگر نبخشيده، بايد خمس آن را بپردازد.[58]
 
خمس موبايل و خودرو
پرسش 250. آيا به پول درآمدى كه براى تهيه موبايل و خودروى مورد نياز، به حساب ريخته مى شود و سال هم بر آن مى گذرد، خمس تعلق مى گيرد؟
آيات عظام امام، تبريزى، سيستانى، صافى و وحيد: خمس دارد.[59]
آيات عظام بهجت، خامنه اى، فاضل و نورى: چنانچه خودرو، مورد نياز بوده و تنها راه تهيه آن، واريز كردن پول به حساب است، خمس ندارد.[60]
آیة الله مكارم: اگر به عنوان پيش خريد به حساب ريخته است، خمس ندارد و چنانچه به صورت وديعه باشد، خمس دارد.[61]
تبصره 1. پولى كه به سازمان مربوطه ريخته مى شود، چنانچه سود داشته باشد و يك سال از آن بگذرد، به سود آن خمس تعلق مى گيرد.
تبصره 2. حكم بالا به خودرو اختصاص ندارد؛ بلكه هر گونه وسيله مورد نيازى را كه با ثبت نام خريدارى شود، شامل مى شود.
 
خمس قرض الحسنه
پرسش 251. به پولى كه از درآمد كسب تهيه شده و به عنوان قرض الحسنه به ديگرى داده ايم، آيا خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع: چنانچه سر سال خمسى دريافت آن (بدون زحمت) ممكن باشد، بايد خمس آن را بپردازد و در غير اين صورت هر زمان دريافت كرد، بايد فورى خمس آن را بدهد.[62]
 
بدهى مؤجل
پرسش 252. بدهى كه به جهت نياز زندگى بوده و چند ماه بعد از سال خمسى، زمانش فرا مى رسد؛ آيا مى توان هنگام محاسبه مقدار آن را از درآمد كم كرد؟
همه مراجع: اگر بدهى را پيش از سال خمسى ادا كند، به مقدار آن، از درآمد كسر مى شود.[63]
 
خمس طلا
پرسش 253. خانمى از حقوق خود طلا و زيورآلاتى كه هميشه خود را با آن زينت مى كند، خريده است. شوهرش پولى ندارد كه وى بتواند در اين زمينه صرف كند، آيا دادن خمس اين گونه خريدها بر زن لازم است؟
همه مراجع: اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، خمس ندارد.[64]
 
خمس سكه
پرسش 254. آيا به سكه بهار آزادى، خمس تعلق مى گيرد؟
همه مراجع: اگر از درآمد كسب تهيه شده و از مخارج سال زياد بيايد، خمس دارد.[65]
تبصره 1. سكه بهار آزادى جزء مؤونه (هزينه زندگى) شمرده نمى شود؛ از اين رو سر سال به آن خمس تعلق مى گيرد.
تبصره 2. بنابر نظر مراجعى كه معتقدند هديه خمس دارد، چنانچه سكه بهار آزادى به آنها بخشيده شود و از مخارج سال زياد بيايد، خمس دارد.
 
پرداخت خمس
پرسش 255. خمس را بايد به چه كسى پرداخت كرد؟
امام: بايد به مرجع تقليد خود يا مجتهدى كه مانند او از نظر كميّت و كيفيت به مصرف مى رساند، بپردازد و نيز مى تواند در جايى مصرف كند كه مرجع تقليدش اجازه مى دهد.[66]
آيات عظام بهجت، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بايد سهم امام را به مرجع تقليد خود يا مجتهدى كه مانند او از نظر كميّت و كيفيت به مصرف مى رساند، بدهد و نيز مى تواند در جايى مصرف كند كه مرجع تقليدش اجازه مى دهد. سهم سادات را بنابر احتياط واجب، بايد به مرجع تقليد خود و يا با اجازه او به سادات بدهد.[67]
آية اللّه تبريزى: بايد سهم امام را به مرجع تقليد خود يا به مصرفى كه او اجازه مى دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد ديگرى بدهد، بنابر احتياط واجب بايد از مرجع تقليد خود، اجازه بگيرد. سهم سادات را مى توان به خود آنان داد.[68]
آية اللّه سيستانى: بايد سهم امام را به مرجع تقليد خود يا به مصرفى كه او اجازه مى دهد، برساند و احتياط واجب آن است كه او مرجع اعلم و آگاه بر جهات عامه باشد. سهم سادات را مى توان به خود آنان داد.[69]
آية اللّه خامنه اى: بايد خمس را به ولى امر مسلمين يا وكيل او بدهد و اگر به فتواى مرجع تقليد خود نيز عمل كند، موجب برائت ذمه مى شود.[70]
آیة الله صافى: بايد سهم امام را به مرجع تقليد خود يا مجتهدى كه مانند او از نظر كميت و كيفيت به مصرف مى رساند، بدهد و نيز مى تواند در جايى مصرف كند كه مرجع تقليدش اجازه مى دهد. سهم سادات را مى توان به خود آنان داد.[71]
تبصره. خمس دو قسمت مى شود: نصف آن سهم امام و نصف ديگر سهم سادات است. آيات عظام سيستانى، تبريزى و صافى در پرداخت سهم سادات، اجازه مجتهد را لازم نمى دانند.
 
مصرف خمس
پرسش 256. آيا مى توان خمس را در امور فرهنگى و احداث اماكن علمى و دانشگاهى، مصرف كرد؟
همه مراجع: بايد طبق اجازه حاكم شرع مصرف شود.[72]
 
سهم سادات
پرسش 257. آيا به سيدى كه بيش از مخارج سالش داشته باشد، مى توان خمس داد؟
همه مراجع: خير، در سهم سادات «فقر» شرط است.[73]
 
زن سيّده
پرسش 258. آيا مى توان به زن سيّده اى كه فقير است و شوهرش قادر به اداره زندگى او نيست، سهم سادات داد؟
آيات عظام امام و خامنه اى: با اجازه حاكم شرع اشكال ندارد.[74]
آيات عظام بهجت، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب، بايد با اجازه حاكم شرع انجام گيرد.[75]
آيات عظام تبريزى، سيستانى و صافى: آرى، جايز است.[76]
 
پرسش 259. آيا در پرداخت خمس لازم است به مستحق گفته شود كه اين پول خمس است؟
همه مراجع: خير، لازم نيست گفته شود؛ بلكه مى تواند به عنوان هديه به او بدهد و نيّت خمس كند.[77]
تبصره. فرض مسئله جايى است كه شخص براى به مصرف رساندن سهم سادات (طبق برخى فتاوا) و سهم امام (علیه السلام) ، از حاكم شرع اجازه گرفته باشد.
 
پرسش 260. از كسى طلبكار هستم؛ آيا جايز است طلب خود را بابت خمس حساب كنم؟
آيات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى: اگر بدهكار مستحق است، بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[78]
آية اللّه تبريزى: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى تواند طلب خود را بابت خمس حساب كند؛ ولى نسبت به سهم امام (علیه السلام)  بنا بر احتياط واجب، بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[79]
آية اللّه سيستانى: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى تواند از مستحق وكالت گرفته و از جانب او قبض نموده و بابت طلبش دريافت كند و نسبت به سهم امام (علیه السلام) ، بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[80]
آية اللّه صافى: اگر بدهكار مستحق است، مى تواند سهم سادات را به او بدهد و مستحق بابت بدهى، به او برگرداند، ولى نسبت به سهم امام (علیه السلام)  بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[81]
آية اللّه مكارم: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى تواند طلب خود را بابت خمس حساب كند، ولى نسبت به سهم امام (علیه السلام) ، بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[82]
آية اللّه وحيد: اگر بدهكار مستحق است، بنابر احتياط واجب بايد با اجازه حاكم شرع باشد.[83]
تبصره. فرض مسئله جايى است كه طلب انسان پول است، نه جنس و كالا.
 
سال خمسى
پرسش 261. شخص از چه زمانى بايد سال خمسى داشته باشد؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و فاضل: آغاز سال خمسى براى كسانى كه درآمد تدريجى روزانه دارند (مانند تاجر و كاسب)، از وقتى است كه شروع به كار مى كند و براى كارمند و كارگر اولين درآمد و حقوق آنان است و براى كشاورز و مانند آن، از اولين محصولى است كه برداشت مى كند و چنانچه از مخارج سال زياد آمد، بايد خمس آن را بپردازد.[84]
آيات عظام تبريزى، مكارم و نورى: آغاز سال خمسى براى هر كس، اولين درآمد او است و چنانچه از مخارج سال زياد آمد، بايد خمس آن را بپردازد.[85]
آيات عظام سيستانى و وحيد: آغاز سال خمسى براى هر كس، از وقتى است كه شروع به كار مى كند و چنانچه از مخارج سال زياد آمد، بايد خمس آن را بپردازد.[86]
 
زمان خمس
پرسش 262. كسى كه درآمد او كمتر از مخارجش باشد و در عين حال سر سال مقدارى پول، خوراكى و... زياد مى آورد، آيا باز هم واجب است حساب سال داشته باشد و خمس بپردازد؟
همه مراجع (به جز بهجت و نورى): آرى اگر درآمد او تا يك سال در نيازهاى زندگى مصرف نشود و سر سال زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.[87]
آيات عظام بهجت و نورى: خير و چنانچه سر سال پول و يا چيزهايى از مؤونه زياد بيايد، مى تواند آنها را در مخارج مورد نياز صرف كند و خمس ندارد.[88]
 
پرسش 263. آيا پرداخت خمس به صورت اقساط جايز است؟
همه مراجع: خير، پرداخت خمس به صورت اقساط جايز نيست؛ ولى اگر حاكم شرع صلاح بداند، مى تواند با او يا نماينده اش، مقدار بدهى خود را دستگردان كند و به ذمه بگيرد و به صورت اقساط بپردازد.[89]
 
محاسبه خمس
پرسش 264. راه محاسبه خمس را ذكر كنيد.
كشاورزان، كارمندان، كارگران، كاسب ها و كسانى كه درآمد كسب دارند، بايد براى خود حساب سال خمسى داشته باشند و جهت محاسبه خمس، به صورت زير عمل كنند:
هنگامى كه از دريافت اولين درآمد[90] يك سال گذشت، آن روز، وقت حساب سال است. هر چه از مؤونه كه مورد استفاده قرار مى گيرد و عين آن از بين مى رود (مانند خوراكى ها، موادهاى شوينده، وسايل تحصيلى دفتر، خودكار و غير آنها) چنانچه تا آخر سال خمسى زياد بيايد و در بازار ارزشى داشته باشد، بايد خمس (يك پنجم) آن را با قيمت روز بپردازند. چيزهايى از مؤونه كه مورد نياز انسان است و با استفاده عين آن، از بين نمى رود (مانند وسايل زندگى مثل فرش، يخچال، وسيله نقليه و...)، هر چند سال هم بر آنها بگذرد، خمس به آنها تعلق نمى گيرد.[91]
مثال: كارمندى در پايان خرداد سال 80، اولين حقوق خود را دريافت مى كند؛ حساب سال او پايان خرداد سال 81 است. در اين تاريخ ده كيلو برنج، پنج كيلو لپه، پنج عدد تايد و مبلغ پنجاه هزار تومان زياد آمده است. او بايد يك پنجم هر يك از اجناس بالا را جدا كرده و بابت خمس بپردازد و جايز است قيمت آن را به روز حساب كرده و يك پنجم آن را به صورت پول نقد بدهد.
تبصره 1. كسى كه شغل ندارد، اگر اتفاقا معامله اى كند و سودى ببرد ـ بعد از آنكه يك سال از وقتى كه فايده برده، بگذرد ـ بايد خمس مقدارى را كه از خرج سالش زياد آمده بدهد.[92]
تبصره 2. درباره خمس بعضى از درآمدها (مانند حقوق خانواده شهدا، هديه، جايزه بانكى و...) ميان مراجع تقليد اختلاف نظر هست.
 
پرسش 265. اگر مال مخمس با مال غيرمخمس، در يك حساب بانكى جمع شود؛ آيا مى توانيم براى مخارج زندگى نيت كنيم مال غيرمخمس كسر شود؟
آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، سيستانى و نورى: آرى، جايز است.[93]
آيات عظام خامنه اى، فاضل، مكارم و وحيد: خير، جايز نيست؛ بلكه بايد در پايان سال، خمس باقى مانده را به نسبت اموال بپردازيد؛ مگر آنكه پيش از هزينه كردن، آن دو را جدا و از مال غيرمخمس خرج كنيد.[94]
آية اللّه صافى: بنابر احتياط واجب، بايد در پايان مال، خمس باقيمانده را به نسبت اموال بپردازيد؛ مگر آنكه پيش از هزينه كردن، آن دو را جدا و از مال غيرمخمس خرج كنيد.[95]
 
فرار از خمس
پرسش 266. آيا شخص قبل از رسيدن سال، مى تواند اموال خود را به قصد فرار از خمس به همسرش ببخشد تا بعد از سال خمسى، او دوباره همان پول را به شوهرش ببخشد؟
همه مراجع (به جز مكارم): خير، بايد خمس آن را سر سال بپردازد.[96]
آیة الله مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد خمس آن را سر سال بپردازد.[97]
 
پرسش 267. آيا به پولى كه خمس تعلق گرفته، جايز است به مقدار خمس جدا كرد و در بقيه آن تصرف نمود؟
همه مراجع (به جز بهجت): خير، جايز نيست؛ مگر با اجازه حاكم شرع.[98]
آية اللّه بهجت: آرى، اشكال ندارد.[99]
 
مال خمس نداده
پرسش 268. رفت و آمد با خانواده اى كه خمس پرداخت نمى كنند، چه حكمى دارد؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): معاشرت با آنان اشكال ندارد و اگر يقين نداشته باشد به غذاى آنها خمس تعلق گرفته، خوردن آن نيز جايز است و چنانچه احتمال تأثير بدهد، آنان را ارشاد كند.[100]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: معاشرت با آنان اشكال ندارد و مى تواند از غذاى آنها استفاده كند؛ هر چند بداند كه خمس آن پرداخت نشده است. چنانچه احتمال تأثير بدهد، آنان را ارشاد كند.[101]
 
پرسش 269. جنسى كه به آن خمس تعلق گرفته فروخته ام؛ آيا مى توانم در پولى كه به دست آورده ام، تصرف كنم؟ وظيفه ام چيست؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): معامله يك پنجم جنس فضولى است و نياز به اجازه حاكم شرع (مجتهد جامع شرايط) دارد. اگر آن را امضا كرد، خريدار بايد خمس جنس را به حاكم شرع بدهد و به مقدار آن از شما پس بگيرد.[102]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: بايد خمس جنس را بدهيد و بر خريدار چيزى نيست.[103]
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] . سوره انفال( 8) ، آيه 41.
[2] . البته در مورد هدايا، جوايز و هر فايده اى كه بدون كسب به دست مى آيد، ميان مراجع بزرگوار تقليد اختلاف نظر است كه در متن بدان اشاره شده است.
[3] . العروة الوثقى، ج 2، م 72.
[4] . خويى، سيدابوالقاسم، مستند العروة الوثقى، كتاب الخمس، ص 196 ؛ هاشمى شاهرودى، سيدمحمود، كتاب الخمس، ج 2، ص 45 و مدرسى، محمدتقى، احكام الخمس، ص 16.
[5] . «لا يَحِلُّ لاِحَدٍ أنْ يَشْتَرى مِنَ الْخُمْسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ اِلَيْنا حَقَّنا»: وسائل الشيعه، ج 6، باب 1، ح 4.
[6] . ر.ك: وسائل الشيعه، ابواب ما يجب فيه الخمس و ابواب الانفال.
[7] . ناصر، مكارم شيرازى، يك صد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص 423 ـ 425 و تعليقات على العروة، كتاب الخمس، ص 392.
[8] . ر.ك: وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الخمس، باب 2، ح 12.
[9] . ر.ك: وسائل الشيعه، ج 6، ابواب قسمة الخمس، باب 1، ح 4 و 8.
[10] . «فَما كانَ لِلّهِ فَهُوَ لِرَسُولِه يَضَعُهُ حَيْثُ شاءَ» ؛ «آنچه خاص خدا است، براى پيامبر اسلام است، هر جا صلاح بداند قرار مى دهد»: همان، ابواب الانفال، باب 1، ح 12.
[11] . در مكاتبه امام رضا (علیه السلام)  به يكى از يارانش آمده است: «اِنَّ اِخْراجَهُ خمس مِفْتاحُ رِزْقِكُم و تَمْحيصُ ذُنُوبِكُم» ؛ «پرداخت خمس كليد جلب روزى و وسيله آمرزش گناهان است»: همان، ابواب الانفال، باب 3، ح 2.
[12] . در همان مكاتبه آمده است «اِنَّ الْخُمْسَ عَوْنُنا عَلى دينِنا» ؛ «خمس، كمك ما در پياده كردن دين خداست»: همان، ابواب الانفال، باب 3، ح 2.
[13] . العروة الوثقى، ج 2، كتاب الخمس، م 61.
[14] . هزينه هاى زايد بر نياز و شأن افراد، جزء مؤونه محسوب نمى شود. بنابراين اگر بيشتر از اين مقوله صرف كند ؛ به گونه اى كه در عرف اسراف شمرده شود، بايد سر سال، خمس آنها را بپردازد.
[15] . توضيح المسائل مراجع، م 1757 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1753 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 996 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1765.
[16] . امام، استفتائات، ج 1، س 165 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 974 ؛ مكارم، استفتائات، ج2، س 527 ؛فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 850 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1379 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س332 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1389 ؛ سيستانى،Sistani.org ، خمس ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 727 ؛ دفتر: وحيد.
[17] . امام، استفتائات، ج 1، س 89 ؛ خامنه اى، اجوبة، س 899 ؛ تبريزى، استفتائات، س 805 ؛ مكارم، توضيح المسائل، م 1507 ؛ صافى، جامع الاحكام، ح 1، س 738 و 744 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1783 ؛ دفتر: سيستانى .
[18] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1391 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 341 .
[19] . توضيح المسائل مراجع، م 1757 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1753 ؛ العروة الوثقى، ج 2، م 83 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 997 ؛ دفتر: وحيد.
[20] . توضيح المسائل مراجع، م 1752 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1748 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 995 و وحيد، توضيح المسائل، م 1760.
[21] . العروة الوثقى، ج 2، م 59 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 708 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س543 ؛ سيستانى، المسائل المنتخبه، م 588 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1213.
[22] . نورى، استفتائات، ج 1، س 271 ؛ تبريزى، التعليقة على منهاج الصالحين، م 32 ؛ تبريزى، استفتائات، س 948 و بهجت، توضيح المسائل، م 1401.
[23] . دفتر: خامنه اى، صافى و وحيد.
[24] . ر.ك: خمس هديه.
[25] . س 23.
[26] . توضيح المسائل مراجع، م 1793 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1810 ؛ دفتر: خامنه اى.
[27] . توضيح المسائل مراجع، م 1793.
[28] . توضيح المسائل مراجع، م 1753 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 850 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1749.
[29] . همان، م 1753.
[30] . توضيح المسائل مراجع، م 1753 و وحيد، توضيح المسائل، م 1761.
[31] . توضيح المسائل مراجع، م 1753.
[32] . امام، استفتائات، ج 1، س 24 ؛ تبريزى، استفتائات، س 856 ؛ سيستانى، sistani.org، خمس، ش 8 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 516 ؛ دفتر: وحيد.
[33] . بهجت، توضيح المسائل، م 1391 .
[34] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 330 .
[35] . خامنه اى، اجوبة، س 987 و 860.
[36] . صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 738.
[37] . مكارم، استفتائات، ج 2، س 533 ؛ تبريزى، استفتائات، س 889 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 908 ؛ سيستانى، Sistani.org، خمس، ش 10 ؛ دفتر: امام و وحيد.
[38] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 677 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1391 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 328.
[39] . صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 706.
[40] . دفتر: همه مراجع.
[41] . دفتر: بهجت.
[42] . استفتائات، ج 3، س 336.
[43] . امام، استفتائات، ج 1، س 41 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 740 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 922 و 904 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 267 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 702 ؛ بهجت، توضيح المسائل،1376 ؛ تبريزى، استفتائات، س 888 و 826 ؛ مكارم، توضيح المسائل، م 1507.
[44] . دفتر: سيستانى.
[45] . دفتر: وحيد.
[46] . امام، استفتائات، ج 1، س 23 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 283 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 675 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1391 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1219 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 719 و خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 902 و 956.
[47] . تبريزى، استفتائات، س 804 ؛ دفتر: وحيد.
[48] . مكارم، استفتائات، ج 2، س 514.
[49] . امام، استفتائات، ج 1، س 116 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 687 ؛ دفتر: سيستانى.
[50] . بهجت، توضيح المسائل، م 1396 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 687 و 688 ؛ دفتر: وحيد و تبريزى.
[51] . اجوبة الاستفتائات، س 897 و 945.
[52] . مكارم، استفتائات، ج 2، س 524 و توضيح المسائل، م 506 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 707.
[53] . استفتائات، ج 2، س 344.
[54] . امام، استفتائات، ج 1، س 24 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 516 ؛ تبريزى، استفتائات، س 880 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 747 ؛ سيستانى، sistani.org، خمس، ش 8.
[55] . بهجت، توضيح المسائل، م 1391 .
[56] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 748 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 330 .
[57] . خامنه اى، اجوبة، 860، 978.
[58] . نورى، استفتائات، ج 2، س 328 ؛ دفتر: همه مراجع.
[59] . امام، استفتائات، ج 1، س 98 ؛ دفتر: سيستانى، تبريزى و وحيد.
[60] . بهجت، وسيله النجاة، م 1389 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 704 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 883 ؛ دفتر: نورى.
[61] . دفتر: مكارم.
[62] . امام، استفتائات، ج 1، س 96 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 833 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 319 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1379 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1251 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 372 ؛ تبريزى، استفتائات، س 946 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 870 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 621 ؛ دفتر: وحيد.
[63] . العروة الوثقى، ج 2، كتاب الخمس ، م71.
[64] . العروة الوثقى، ج 2، م 83 ؛ توضيح المسائل مراجع، م 1757 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 998 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1783.
[65] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 649 ؛ العروة الوثقى، ج 2، م 1 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 628 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 952.
[66] . توضيح المسائل مراجع، م 1834.
[67] . توضيح المسائل مراجع، م 1834 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1830 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1843.
[68] . توضيح المسائل مراجع، م 1834.
[69] . همان.
[70] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1004 و 1002.
[71] . همان.
[72] . توضيح المسائل مراجع، م 1834 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 830 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1843 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1003 و 1004.
[73] . توضيح المسائل مراجع، م 1834 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1830 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1020 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1843.
[74] . توضيح المسائل مراجع، 1834 ؛ خامنه اى، اجوبة، س 1017.
[75] . توضيح المسائل مراجع، م 1834 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 355 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1830 و 1839 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1843 و 1852.
[76] . توضيح المسائل مراجع، م 1834.
[77] . مكارم، توضيح المسائل، م 1582 و دفتر: همه مراجع.
[78] . امام، تحرير الوسيله، ج 1، (الخمس) ، م 11 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1420 ؛ نورى و فاضل، توضيح المسائل مراجع، م 1834 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1002 و 1004.
[79] . تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1269.
[80] . سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، م 1269 ؛ توضيح المسائل مراجع، م 1834.
[81] . صافى، هداية العباد، ج 1، 1674 ؛ توضيح المسائل مراجع، م 1834.
[82] . مكارم، توضيح المسائل مراجع، م 1850.
[83] . وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 1269.
[84] . امام، استفتائات، ج 1، س 135 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 995 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 806 و 814 ؛ بهجت، وسيله النجاة، م 1382 ؛ صافى، توضيح المسائل، م 1774 و جامع الاحكام، ج 1، س 608.
[85] . نورى، استفتائات، ج 2، س 310 ؛ تبريزى، التعليقة على منهاج الصالحين، م 1218 ؛ مكارم، توضيح المسائل، م 1486.
[86] . سيستانى، المسائل المنتخبه، م 593 و وحيد، توضيح المسائل، م 1773.
[87] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 807 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 996 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 308 ؛ دفتر: امام، تبريزى، صافى، سيستانى و وحيد.
[88] . نورى، استفتائات، ج 2، س 318 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1400.
[89] . مكارم، توضيح المسائل، م 1568 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 773 ؛ دفتر: همه مراجع.
[90] . البته در آغاز سال خمسى ميان مراجع اختلاف نظر هست. (ر.ك: زمان سال خمسى)
[91] . العروة الوثقى، ج 2، باب الخمس، م 67.
[92] . توضيح المسائل مراجع، م 1765 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1761 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1773.
[93] . امام، استفتائات، ج 1، خمس، س 201 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 376 ؛ دفتر: بهجت، سيستانى و نورى.
[94] . مكارم، استفتائات، ج 1، س 358 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 789 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1026 ؛ دفتر: وحيد.
[95] . جامع الاحكام، ج 1، س 598.
[96] . امام، استفتائات، ج 1، س 177 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 352 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 830 ؛ تبريزى،صراط النجاة، ج2، س 580 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 856 ؛ دفتر: سيستانى، بهجت و صافى.
[97] . استفتائات، ج 2، س 580.
[98] . امام، نورى، مكارم و فاضل: تعليقات على العروة، ج 2، م 76 ؛ تبريزى، استفتائات، س 924 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 983 ؛ وحيد و سيستانى، منهاج الصالحين، م 1256 ؛ دفتر: صافى.
[99] . دفتر: بهجت.
[100] . توضيح المسائل مراجع، م 1795 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1791 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1408 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 932، 933 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1803.
[101] . توضيح المسائل مراجع، م 1795.
[102] . توضيح المسائل مراجع، م 1762، وحيد ؛ توضيح المسائل، م 1779 ؛ دفتر: خامنه اى.
[103] . تبريزى و سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 1762.

سیدمجتبی حسینی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: