کد مطلب: ۲۱۱۲
تعداد بازدید: ۱۲۲
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۳
احکام موضوعی| ۲۲
«پزشكى» نيز مانند ساير موضوعات فقهى، داراى احكام بسيارى است؛ از قبيل: نگاه و لمس مريض، سقط جنين، تلقيح، تشريح و پيوند اعضا، تغيير جنسيت، عقيم كردن و... هر يك از اين عنوان ها، خود داراى مسائل گوناگون و جزئى است...
مقدمه
«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً »[1]؛
«... و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است».
پزشكى شغل بسيار خطير و حساسى است؛ چه اينكه پزشك هم با جسم و جان مريض و هم با حكم و دستور الهى در درمان و معالجه ارتباط دارد. در حقيقت او بايستى به خوبى از عهده اين وظيفه و حق بر آيد (وظيفه الهى و حق انسانى). اگر پزشك جان يك انسان را نجات دهد، گويا به همه انسان ها جان بخشيده و به ارزش والايى دست يافته است. در كنار آن اگر به احكام و مسائل مربوط به خود عمل كند، ثواب او دو چندان مى گردد. از آنجايى كه پزشك، رسالت بزرگى را بر دوش دارد، بايد به احكام و مسائل پزشكى آشنا و آگاه گردد و چنانچه در اين راه اندكى غفلت و كوتاهى كند، مورد غضب الهى قرار مى گيرد. امام صادق (علیه السلام) مى فرمايد: اهل هر مملكتى به سه كس محتاج و نيازمندند تا در دين و دنياى خود، به آنها پناه برند: فقيه دانشمند و باتقوا، حاكم نيكوكارى كه مورد اطاعت مردم باشد و پزشك كاردان و مورد اعتماد».
«پزشكى» نيز مانند ساير موضوعات فقهى، داراى احكام بسيارى است؛ از قبيل: نگاه و لمس مريض، سقط جنين، تلقيح، تشريح و پيوند اعضا، تغيير جنسيت، عقيم كردن و... هر يك از اين عنوان ها، خود داراى مسائل گوناگون و جزئى است كه در اين كتاب، تنها به بخشى از آن پرداخته شده است.
 
پزشك نامحرم
پرسش 436. در جايى كه پزشك زن در دسترس باشد، آيا لمس بدن زن از روى لباس، به وسيله پزشك مرد جايز است؟
همه مراجع: اصل لمس بدن زن نامحرم، از روى لباس حرام نيست؛ ولى اگر تلذّذ و مفسده اى در بين باشد، جايز نيست.[2]
 
پزشك متخصص نامحرم
پرسش 437. در صورتى كه پزشك هم جنس هم وجود دارد و معالجه مستلزم نگاه و لمس است؛ ولى احتمال مى رود كه متخصص غيرهم جنس بيمارى را بهتر تشخيص دهد، تكليف چيست؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): تخصص بيشتر باعث نمى شود كه زن به پزشك مرد مراجعه كند؛ مگر آنكه ضرورت و احتمال خطر در ميان باشد.[3]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر تخصص پزشك مرد در آن بيمارى بيشتر باشد، مراجعه به او اشكال ندارد.[4]
 
معاينه نامحرم
پرسش 438. لمس بيمار براى معاينه و درمان، چه حكمى دارد؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): اگر پزشك هم جنس در دسترس نباشد، لمس بيمار براى معاينه و درمان اشكال ندارد؛ ولى بايد به مقدار ضرورت اكتفا كند.[5]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر پزشك هم جنس در دسترس نباشد و يا مهارت مرد بيشتر باشد، لمس بيمار براى معاينه و درمان اشكال ندارد؛ ولى بايد به مقدار ضرورت اكتفا كند.[6]
تبصره 1. اگر معاينه از روى لباس ممكن باشد، بايد به اين راه بسنده كند.
تبصره 2. جواز لمس بيمار به منظور معاينه، باعث نمى شود كه نگاه به بدن نيز جايز باشد؛ مگر آنكه نگاه به آن لازم باشد.
 
پرستار نامحرم
پرسش 439. آيا پرستار مى تواند براى گرفتن نبض و فشار خون و... به بدن نامحرم نگاه و او را لمس كند؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): با وجود پرستار هم جنس، اين كار براى غيرهم جنس جايز نيست؛ ولى اگر ضرورت باشد، اشكال ندارد.[7]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر براى انجام دادن اين امور، پرستار هم جنس در دسترس نباشد و يا مهارت غير هم جنس در اين زمينه بيشتر باشد، اشكال ندارد.[8]
تبصره 1. پرستار در نگاه و لمس تنها بايد به همان قسمت از بدن ـ كه انجام معاينه به آن ارتباط دارد ـ اكتفا كند.
تبصره 2. چنانچه پرستار براى معاينه، به نگاه و لمس بدن بيمار نياز داشت، مانعى ندارد و در غير اين صورت، تنها بايد به يكى از آن دو اكتفا كند.
تبصره 3. در صورتى كه معاينه از روى لباس ممكن باشد، بايد به اين مقدار اكتفا كند و لمس بدن جايز نيست.
 
تزريقات نامحرم
پرسش 440. حكم آمپول زدن توسط نامحرم چگونه است؟
همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): اگر هم جنس در دسترس نباشد و ضرورت اقتضا كند، اشكال ندارد.[9]
آيات عظام تبريزى و سيستانى: اگر هم جنس در دسترس نباشد يا آمپول زن غيرهم جنس مهارتش در تزريق بيشتر باشد، اشكال ندارد.[10]
 
سقط جنين
پرسش 441. آيا سقط جنين در ماه هاى اول حاملگى، اشكال شرعى دارد؟
همه مراجع: آرى، سقط جنين پس از انعقاد نطفه، در هر ماهى كه باشد، جايز نيست.[11]
 
ديه سقط جنين
پرسش 442. ديه سقط جنين چه مقدار است؟
همه مراجع: ديه براى نطفه، 20 مثقال شرعى طلاى سكه دار؛ براى علقه (خون بسته شده)، 40 مثقال و براى مضغه (پاره گوشت)، 60 مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت كامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دميده شده؛ چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال و اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعى طلاى سكه دار ديه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنين دميده مى شود.[12]
 
پرسش 443. ديه جنينى كه به وسيله پزشك سقط مى شود، بر عهده كيست؟ وظيفه پدر و مادرى كه اقدام به چنين كارى كرده اند، چيست؟
همه مراجع (به جز مكارم و وحيد): ديه سقط جنين بر عهده قاتل مباشر است و چون اين عمل به وسيله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكليفى نيست؛ بلكه او ضامن است و اين ديه به پدر و مادر پرداخت مى شود. البته مى توانند از حق خود بگذرند و از او چيزى دريافت نكنند. در هر حال بايد از كار خود توبه كنند.[13]
آيات عظام مكارم و وحيد: در صورتى كه پدر و مادر نيز رضايت داشته باشند پرداخت ديه بر عهده آنان نيز مى باشد كه بايد به وارثان بپردازند و يا رضايت آنان را جلب كنند.[14]
 
جنين نامشروع
پرسش 444. سقط جنين نامشروع، چه حكمى دارد؟
همه مراجع: جايز نيست.[15]
  
اعضاى مرگ مغزى
پرسش 445. آيا استفاده از اعضاى بدن شخصى كه دچار مرگ مغزى شده (مانند قلب و كليه)، براى نجات جان بيماران ديگر جايز است؟
آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى، فاضل و وحيد: در فرضى كه هنوز شخص از دنيا نرفته، استفاده از اعضاى او، قتل نفس محسوب مى شود و جايز نيست.[16]
آية اللّه خامنه اى: اگر استفاده از اعضاى بدن شخص ياد شده، باعث تسريع در مرگ وى شود، جايز نيست. در غير اين صورت اگر با اجازه قبلى او صورت گرفته باشد و يا نجات جان نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.[17]
آية اللّه مكارم: اگر مرگ مغزى به طور كامل و مسلم باشد و هيچ گونه احتمال بازگشت به زندگى عادى وجود نداشته باشد ـ چنانچه براى نجات جان مسلمانى باشد ـ اشكال ندارد.[18]
آية اللّه نورى: آرى، جايز است؛ ولى اگر ميت در اين باره وصيت نكرده باشد، بايد اين كار با اجازه مجتهد جامع شرايط انجام گيرد.[19]
 
اعضاى غيرمسلمان
پرسش 446. آيا پيوند اعضاى بدن ميت غيرمسلمان (غير ذمى)، به بدن بيماران مسلمان جايز است؟
همه مراجع (به جز تبريزى و نورى): اشكال ندارد.[20]
آية اللّه تبريزى: اگر جزء باطنى بدن مسلمان شود (مانند كليه)، اشكال ندارد.[21]
آية اللّه نورى: اشكال ندارد ولى بايد اين كار با اجازه مجتهد جامع شرايط انجام گيرد.[22]
 
خريد و فروش كليه
پرسش 447. در مواردى كه پيوند عضو جايز است؛ آيا خريد و فروش اعضا و كليه جايز است؟
آيات عظام امام، خامنه اى و نورى: در فرض ياد شده، خريد و فروش آن جايز است؛ و نيز مى تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگيرد.[23]
آيات عظام بهجت، سيستانى، صافى و وحيد: در فرض ياد شده، مى تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگيرد.[24]
آية اللّه تبريزى: اعضاى بدن انسان، قابل خريد و فروش نيست.[25]
آيات عظام فاضل و مكارم: در فرض ياد شده، خريد و فروش آن جايز است؛ ولى بهتر است پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگيرد.[26]
 
 ديه قطع عضو
پرسش 448. آيا قطع عضو ميت مسلمان براى پيوند زدن، ديه دارد؟ اين ديه به چه كسى مى رسد؟
آيات عظام امام، خامنه اى، سيستانى و نورى: اگر ميت در زمان حيات خود وصيت نكرده، بر قطع كننده، ديه تعلّق مى گيرد. اين ديه بين ورثه ها تقسيم نمى شود؛ بلكه در راه خيرات، براى خود ميت صرف مى شود.[27]
آيات عظام بهجت، تبريزى و وحيد: بر قطع كننده ديه تعلق مى گيرد و اين ديه بين ورثه ها تقسيم نمى شود؛ بلكه بايد در راه خيرات، براى خود ميّت صرف شود.[28]
آية اللّه فاضل: بر قطع كننده ديه تعلق مى گيرد و اين ديه بين ورثه ها تقسيم نمى شود؛ بلكه بنابر احتياط واجب، بايد در راه خيرات، براى خود ميت صرف شود (هر چند ميت در زمان حيات خود هم وصيت كرده باشد).[29]
آية اللّه مكارم: اگر ميت در زمان حيات خود وصيت نكرده، بر قطع كننده، ديه تعلق مى گيرد. اين ديه بين ورثه ها تقسيم نمى شود؛ بلكه بنابر احتياط واجب در راه خيرات، براى خود ميت صرف مى شود.[30]
 
طهارت عضو پيوندى
پرسش 449. پيوند قسمتى از بدن ميت به انسان زنده، از نظر طهارت و نجاست چه حكمى دارد؟
همه مراجع: اگر جزء بدن انسان زنده شود، پاك است.[31]
 
كالبد شكافى
پرسش 450. كالبد شكافى براى كشف جرايم و شناسايى قاتل، چه حكمى دارد؟
آيات عظام بهجت و مكارم: اگر ضرورت ايجاب كند اشكال ندارد؛ مانند نجات جان بى گناه و شناسايى قاتل.[32]
آية اللّه تبريزى: خير، جايز نيست.[33]
آيات عظام خامنه اى، فاضل و نورى: اگر كشف حقيقت متوقف بر آن است، اشكال ندارد.[34]
 
تشريح جسد غيرمسلمان
پرسش 451. حكم كالبد شكافى و تشريح بدن ميت غيرمسلمان (غيرذمى) چيست؟
همه مراجع: تشريح بدن ميت غيرمسلمان اشكال ندارد.[35]
 
پرسش 452. آيا تشريح جسد كافر ذمى جايز است؟
آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، فاضل و مكارم: اشكال ندارد.[36]
آيات عظام سيستانى و وحيد: بنا بر احتياط واجب جايز نيست؛ مگر آنكه در آيين آنها، تشريح جسد اشكال نداشته باشد.[37]
آية اللّه نورى: جايز نيست.[38]
 
فروش خون
پرسش 453. آيا شخص مى تواند در مقابل اهداى خون به بيماران نيازمند، پول بگيرد؟
همه مراجع: آرى، جايز است [؛به شرط آنكه براى او خطر و ضرر قابل توجهى نداشته باشد].[39]
 
تلقيح مصنوعى
پرسش 454. حكم باردار نمودن مصنوعى زن با نطفه شوهرش چيست؟ آيا فرزندى كه از اين راه متولد مى شود، حكم فرزند حقيقى را دارد؟
همه مراجع: اصل اين كار اشكال ندارد؛ به شرط آنكه از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهيز شود و بچه به دنيا آمده، همه احكام فرزند آن زن و شوهر را دارا است.[40]
 
اسپرم مرد اجنبى
پرسش 455. حكم وارد كردن اسپرم مرد اجنبى به رحم زن ـ در صورتى كه شوهرش عقيم باشد ـ چيست؟ فرزندى كه متولد مى شود، متعلق به كيست؟
همه مراجع (به جز خامنه اى): اين كار حرام است و اگر فرزندى به دنيا آيد، به صاحب نطفه و به زنى كه صاحب رحم است، تعلّق دارد.[41]
آية اللّه خامنه اى: اصل اين كار اشكال ندارد؛ به شرط آنكه از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهيز شود و اگر فرزندى به دنيا آيد، به صاحب نطفه و به زنى كه صاحب رحم است، تعلّق دارد.[42]
 
استعمال مواد مخدر
پرسش 456. حكم استعمال موادمخدر (هرويين، ترياك، حشيش و...) چيست؟
آيات عظام امام، بهجت، تبريزى و وحيد: اعتياد به مواد مخدر جايز نيست.[43]
آيات عظام خامنه اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: استفاده از مواد مخدر، جايز نيست.[44]
آية اللّه سيستانى: بنابر احتياط واجب، از استعمال مواد مخدر اجتناب شود.[45]
 
مواد مخدر و درمان
پرسش 457. در مواردى كه مواد مخدر جنبه درمانى پيدا كند، استفاده از آن چه حكمى دارد؟
همه مراجع: اگر بر اساس تشخيص پزشك متخصص و مورد اطمينان، استفاده از مواد مخدر، تنها راه درمان محسوب شود (به مقدار ضرورت)، اشكال ندارد.[46]
تبصره. هر چيزى كه در دين حرام شمرده شده، استفاده از آن به عنوان درمان با شرايط ياد شده، جايز است و مواد مخدر هم مصداقى از آن محسوب مى شود.
 
پرسش 458. آيا حشيش و ترياك نجس است؟
همه مراجع: خير، پاك است.[47]
 
حكم سيگار
پرسش 459. كشيدن سيگار چه حكمى دارد؟
همه مراجع (به جز مكارم): اگر باعث ضرر قابل توجه باشد، جايز نيست.[48]
آية اللّه مكارم: با توجه به شهادت و گواهى جمعى از پزشكان آگاه و اساتيد متعهد دانشگاه و نيز آمارهاى تكان دهنده از مرگ و مير ناشى از سيگار و بيمارى هاى خطرناكى كه از آن نشأت مى گيرد؛ ثابت شده كه خطرات مهم دود سيگار، يك واقعيت است. از اين رو كشيدن آن به طور مطلق حرام است.[49]
 
 پوست لب
پرسش 460. كندن و جويدن پوست لب و جاهاى ديگر بدن، چه حكمى دارد؟
همه مراجع: پوست هاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن ـ كه به آسانى كنده مى شود و در حال افتادن است ـ پاك است.[50]
 
خون دهان
پرسش 461. اگر از دندان خون بيايد و با آب دهان مخلوط شود، فرو بردن آن چه حكمى دارد؟ آيا بايد دهان را آب كشيد؟
همه مراجع (به جز مكارم و نورى): اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين مى رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد.[51]
آية اللّه نورى: اگر خون به حدى كم باشد كه واسطه مخلوط شدن با آب دهان، از بين مى رود، پاك است؛ ولى فرو بردن آن اشكال دارد.[52]
آية اللّه مكارم: اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بين مى رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد؛ ولى عمدا اين كار را نكند.[53]
 
خون زخم
پرسش 462. آيا خونى كه بر روى زخم خشك مى شود، نجس است؟
همه مراجع: آرى، نجس است؛ هر چند خشك شده باشد.[54]
 
خون تزريقات
پرسش 463. گاهى هنگام خون گيرى از بيمار، مقدار بسيار كم و ناچيزى از خون سرايت مى كند؛ آيا با پنبه الكلى مى توان محل را تطهير كرد؟
همه مراجع: خون ـ هر چند به مقدار ناچيز هم باشد ـ نجس است و بايد آن را با آب شست.[55]
 
تنفس مصنوعى ميّت
پرسش 464. آيا ماساژ فردى كه نمى دانيم زنده است يا مرده، غسل مس ميّت دارد؟
همه مراجع: تا وقتى كه روح از بدن او جدا نشده و يا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى شود.[56]
 
لمس مرگ مغزى
پرسش 465. آيا دست زدن به بيمارى كه در كما بوده و يا دچار مرگ مغزى شده و چند لحظه ديگر مى ميرد، غسل مس ميت دارد؟
همه مراجع: تا وقتى كه روح از بدن او جدا نشده و يا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى شود.[57]
 
غسل مس ميّت
پرسش 466. در هنگام تشريح، اگر دست ما به مرده اى بخورد كه نمى دانيم مسلمان است يا كافر؛ آيا غسل مس ميت لازم است؟
همه مراجع: غسل مس ميت واجب است، خواه ميت مسلمان باشد يا كافر؛ مگر آنكه بدانيد ميت مسلمانى است كه او را غسل داده اند.[58]
 
استخوان ميّت
پرسش 467. حكم دست زدن دانشجويان پرستارى به استخوان هاى (بدون گوشت) ميت چيست؟
آيات عظام امام، خامنه اى و نورى: اگر ميت را غسل نداده اند، بايد براى مس استخوان او غسل كرد.[59]
آيات عظام بهجت، صافى و فاضل: اگر ميت را غسل نداده اند، بنابر احتياط واجب بايد براى مس استخوان او غسل كرد.[60]
آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد: اگر استخوانى باشد كه گوشت ندارد، براى مس آن غسل واجب نيست.[61]
 
مس ميّت
پرسش 468. كسى كه به بدن ميت قبل از غسل دست بزند، آيا بدن و لباسش هم نجس مى شود و بايد آب بكشد، يا فقط غسل كند؟
همه مراجع (به جز مكارم): اگر دست يا لباس خودش و يا بدن ميت، مرطوب باشد، نجس مى شود و بايد محل تماس را تطهير كند. اگر خشك باشد، بهتر است (احتياط مستحب)، محل تماس را بشويد.[62]
آية اللّه مكارم: اگر دست يا لباس خودش و يا بدن ميت مرطوب باشد، نجس مى شود و بايد محل تماس را تطهير كند. اگر خشك باشد، بنابر احتياط واجب، بايد محل تماس را بشويد.[63]
 
پرسش 469. اگر مس ميت با دستكش صورت گيرد، باز غسل مس ميت لازم است؟
همه مراجع: خير، غسل واجب نمى شود.[64]
 
حكم الكل
پرسش 470. آيا الكل صنعتى مورد استفاده در آزمايشگاه ها و الكلى كه در تزريقات و مانند آن به كار مى رود، نجس است؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى و نورى: اگر يقين نداشته باشيد كه از الكل مست كننده تهيه شده، پاك است.[65]
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم و وحيد: خير، پاك است.[66]
تبصره. الكل صنعتى از مايع مست كننده تهيه نمى شود بلكه از گازهاى اتيل و استيل كه از فرآورده هاى نفتى است به دست مى آيد. اين الكل آن قدر غلظتش بالا است كه باعث مسموميّت مى شود نه مستى.
 
پرسش 471. به طور كلى حكم طهارت و نجاست انواع الكل ها چيست؟
آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: هر كدام از اين الكل ها، اگر اصلشان مايع مست كننده باشد، نجس است.[67]
آيات عظام تبريزى و خامنه اى: هر كدام از اين الكل ها، اگر اصلشان مايع مست كننده باشد، بنابر احتياط واجب نجس است.[68]
آيات عظام سيستانى و وحيد: تمامى انواع الكل ها پاك است. البته اگر اصل آن مايع مست كننده باشد، بنابر احتياط مستحب نجس است.[69]
آية اللّه مكارم: هر الكلى كه به صورت فعلى آن قابل نوشيدن نباشد و بايد آن را رقيق كرد، نجس نيست؛ ولى اگر به صورت كنونى آن قابل نوشيدن باشد، بنابر احتياط واجب نجس است.[70]
 
پی‌نوشت‌ها: 
[1] . مائده (5) ، آيه 32.

[2] . بهجت، احكام، استفتائات پزشكى، ص 31، س 9 ؛ امام، فاضل، مكارم و نورى، تعليقات على العروة، النكاح، م 47 ؛ صافى، هداية العباد، ج2، النكاح، م20 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج3، النكاح، م 16 ؛ دفتر: وحيد و تبريزى.

[3] . صافى، هداية العباد، ج2، النكاح، م22، نورى، استفتائات، ج1، س933 ؛ امام، استفتائات، ج3، (نظر) ، س42 و 43 و84 ؛ بهجت، احكام و استفتائات پزشكى، ص30، س 5 و 6 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س2089 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1303 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س1572 ؛ دفتر: وحيد.

[4] . سيستانى، منهاج الصالحين، ج2، النكاح، م21 و Sistani.org، (پزشكى) ، س1 ؛ تبريزى، استفتائات، س1545 و صراط النجاة، ج5، س1024 و 1023.

[5] . مكارم، نورى، فاضل و امام، تعليقات على العروة، النكاح، ج35 و 48 ؛ صافى، هداية العباد، ج2، النكاح، م22 ؛ توضيح المسائل مراجع، م2441 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م2450.

[6] . سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، النكاح، م 20 و 21 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1039 و 1024.

[7] . بهجت، احكام و استفتائات، ص 29، س 3 و 4 ؛ مكارم، نورى، فاضل و امام، تعليقات على العروة النكاح، م 35 ؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح، م 22 ؛ وحيد، توضيح المسائل م 2450 ؛ توضيح المسائل مراجع م 2441 .

[8] . تبريزى، صراط النجاة، ج5، س1023 و 1024 و استفتائات، س 1545 ؛ سيستانى، Sistani.org، (پزشكى) ، س1 و منهاج الصالحين، ج2، النكاح، م20 و 21.

[9] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1303 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س803 و 1567 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س2091 و 2087 ؛ بهجت، احكام و استفتائات پزشكى، ص30، س4 و 8 ؛ امام، استفتائات، ج3، (نظر) ، س42 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س933 و 966 ؛ صافى، هداية العباد، ج2، النكاح، م22 و دفتر: وحيد.

[10] . تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1023 و 1024 و استفتائات، س1545 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج3، النكاح، م21 و Sistani.org (پزشكى) ، س 1 و 5.

[11] . بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 43 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1263 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1498 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1752 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1408 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 876 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2099 ؛ امام، استفتائات، ج 3، سقط جنين، س 12 ؛ دفتر: وحيد.

[12] . وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 379 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1946 ؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، دية الجنين و دفتر: همه مراجع.

[13] . دفتر: همه مراجع.

[14] . دفتر.

[15] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1266 ؛ بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 42 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1498 ؛ سيستانى، Sistani.org، سقط و دفتر: همه مراجع.

[16] . صافى، استفتائات پزشكى، س 59 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2142 بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 24 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2071 و 2058 و دفتر: امام.

[17] . اجوبة الاستفتائات، س 1291.

[18] . مكارم، استفتائات، ج 1، س 1456.

[19] . نورى، استفتائات، ج 1، س 995.

[20] . امام، تحريرالوسيله، ج 2، التشريح، م 6 ؛ صافى، استفتائات پزشكى، س 49 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام پيوند، م 64 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2897 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س 1461 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 24 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2127.

[21] . تبريزى، استفتائات، س 2064.

[22] . نورى، استفتائات، ج 1، س 996.

[23] . امام، تحرير الوسيله، ج 2، التشريح، م 7 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 1004 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1290.

[24] . بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 24 ؛ صافى، استفتائات پزشكى، س 56 و 50 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام پيوند، م 62 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2894.

[25] . تبريزى، استفتائات، س 2078.

[26] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2122 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1448 و 1460.

[27] . امام، تحرير الوسيله، ج 2، التشريح، م 5 و 7 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1288 ؛ نورى، استفتائات،1، س 992 و 995 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام پيوند، م 58 و 61.

[28] . تبريزى، استفتائات، س 2075 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2894 و دفتر: بهجت.

[29] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2135.

[30] . مكارم، استفتائات، ج 1، س 1443 و دفتر: مكارم.

[31] . امام، تحرير الوسيله، ج 2، التشريح، م 6 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام پيوند، م 59 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2894 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 902 و دفتر: بهجت و فاضل، مكارم، خامنه اى و تبريزى.

[32] . مكارم، استفتائات، ج 1، س 1478 ؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 50.

[33] . تبريزى، استفتائات، س 2062.

[34] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1281 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 977 و 982 ؛ فاضل، جامع المسائل،1، س 219.

[35] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2142 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2892 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1477 ؛ امام، تحريرالوسيله، ج 2، التشريح، م 1 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1280 ؛ تبريزى، استفتائات،2060 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام تشريح، م 56 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 893 ؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 49.

[36] . امام، تحرير الوسيله، ج 2، التشريح، م 1 ؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 45 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2081 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2145 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1477.

[37] . وحيد، توضيح المسائل، م 2892 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام تشريح، م 56.

[38] . نورى، استفتائات، ج 2، س 894 و ج 1، س 974.

[39] . بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 15 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، التشريح، بعد از م 7 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 1005 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام پيوند، م 63 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2896 و دفتر: فاضل، مكارم و خامنه اى.

[40] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1271 و 1277 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، التلقيح، م 1 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1013 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2103 و 2104 ؛ وحيد، توضيح المسائل، 2900 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، تلقيح مصنوعى، م 69 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1392 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 903 و ج 1، 985 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 1757 و دفتر: بهجت.

[41] . امام، تحرير الوسيله، ج 2، التلقيح، م 2 و 3 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2094 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2105 و وحيد، توضيح المسائل، م 2898 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، تلقيح مصنوعى، م 65 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1391 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 908 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1527 ؛ بهجت، استفتائات پزشكى، ص 35.

[42] . اجوبة الاستفتائات، س 1277 ـ 1271.

[43] . امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 103 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2184 و دفتر: وحيد، بهجت.

[44] . نورى، استفتائات، ج 2، س 561 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1403 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 749 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 964 ؛ دفتر: صافى.

[45] . سيستانى، Sistani.org، مواد مخدر.

[46] . مكارم، استفتائات، ج 2، س 749 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1004 ؛ سيستانى، Sistani.org، استمنا، ش 1 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 985 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1404 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحيد، تبريزى، نورى.

[47] . توضيح المسائل مراجع، م 111 و وحيد، توضيح المسائل، م 112 و دفتر: خامنه اى.

[48] . نورى، استفتائات، ج 2، س 562 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 944 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1408 ؛ سيستانى، Sistani.org، مواد مخدر ؛ دفتر: صافى، امام، تبريزى، بهجت و وحيد.

[49] . دفتر: مكارم.

[50] . توضيح المسائل مراجع، ج 1، م 91 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 91 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 92 و خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 272.

[51] . توضيح المسائل مراجع، م 100 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 527 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 101 ؛ دفتر: خامنه اى.

[52] . نورى، توضيح المسائل، م 100.

[53] . مكارم، توضيح المسائل، م 106.

[54] . دفتر: همه مراجع.

[55] . العروة الوثقى، ج 1، فى النجاسات، الخامس.

[56] . همان.

[57] . همان.

[58] . العروة الوثقى، فصل فى غسل الميت و فصل فى تغسيل الميت.

[59] . توضيح المسائل مراجع، م 529 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 530 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 229 و 252.

[60] . توضيح المسائل مراجع، م 529.

[61] . توضيح المسائل مراجع، م 529 و وحيد، توضيح المسائل، م 535.

[62] . امام، فاضل، نورى، تعليقات على العروة، فى غسل الميت، م 20 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 325 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 333 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 333 ؛ دفتر: خامنه اى.

[63] . مكارم، تعليقات على العروة، فى غسل الميت، م 20.

[64] . العروة الوثقى، فصل فى غسل الميت.

[65] . امام، استفتائات، ج 1، نجاسات، س 260 خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 307 ـ 304 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س150 و 152 و نورى، استفتائات، ج 2، س 23.

[66] . فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 73 و ج 2، س 99 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 48 و 49 و ج 2، س 40 و 42 ؛ تبريزى، استفتائات، س 90 و 94 ؛ سيستانى، Sistani.org، الكل و دفتر: وحيد.

[67] . توضيح المسائل مراجع، م 111 و 2633.

[68] . خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 301 و تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 111 و 2633.

[69] . سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 111 و 2633 و وحيد، منهاج الصالحين، الاعيان النجسه، الثامن.

[70] . مكارم، استفتائات، س 42.

سیدمجتبی حسینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: