کد مطلب: ۲۱۲۱
تعداد بازدید: ۲۴۴
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۱
یاران معصومین(ع)| ۳۰
حذیفه از با وفاترین یاران حضرت علی علیه السّلام محسوب می شود. وی از معدود کسانی است که تا آخر عمر از روش پیامبر اکرم عدول نکرد و در امر دین و ولایت مولا امیر المؤمنین علیه السّلام دچار انحراف و تغییر نشد و همواره راه علی علیه السّلام را سرمشق خود قرار داد.
ارادت و اعتقاد حذیفه نسبت به اهل بیت علیهم السّلام
حذیفه از با وفاترین یاران حضرت علی علیه السّلام محسوب می شود. وی از معدود کسانی است که تا آخر عمر از روش پیامبر اکرم عدول نکرد و در امر دین و ولایت مولا امیر المؤمنین علیه السّلام دچار انحراف و تغییر نشد و همواره راه علی علیه السّلام را سرمشق خود قرار داد. حذیفه از اصحاب سرّ امیر المؤمنین علیه السّلام بود و در نزدیکی و تقرّب او به خاندان اهل بیت علیهم السّلام همین بس که او یکی از ارکان اربعه به شمار می آید.
ارکان جمع رکن و به معنای ستون است. چهار ستون از اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه و آله کسانی هستند که پس از شهادت پیغمبر اکرم تا پایان عمر، بر اعتقاد راستین خود مبنی بر ولایت و خلافت بلا فصل امیر المؤمنین علی علیه السّلام باقی ماندند. سه نفر از این چهار تن عبارتند از: ابوذر، سلمان، مقداد. در مورد نفر چهارم بین این که عمّار است یا حذیفه تردید وجود دارد. برخی نفر چهارم را عمّار نام برده اند و بعضی دیگر با توجّه به این که در برخی روایات از لحظه ای تردید عمّار سخن به میان آمده است، از حذیفه به عنوان رکن چهارم یاد کرده اند.
پس از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و در اوج غربت امیر المؤمنین علیه السّلام، حذیفه از معدود افرادی بود که توفیق یافت در نماز حضرت صدّیقه علیها السّلام شرکت نموده و در تشییع جنازه ی شبانه و مخفیانه ی آن حضرت حضور داشته باشد. این یکی از بزرگ ترین دلایلی است که بر تقرّب او و محرم سرّ بودنش نسبت به علی علیه السّلام دلالت دارد.
 
حذیفه و بیان فضائل امیر المؤمنین و اهل بیت علیهم السّلام
حذیفه در بیان حقیقت و فضائل امیر المؤمنین علی علیه السّلام و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین و در دفاع از آن بزرگواران از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد. در کتاب مناقب خوارزمی (از کتب اهل سنّت) آمده است: اصبغ بن نباته می گوید: موقعی که زید بن صوحان در جنگ جمل مجروح شد و روی زمین افتاده بود و هنوز رمقی در بدن داشت. امیر مؤمنان بر بالین او آمدند و فرمودند: «ای زید! خدا تو را رحمت کند، تو را نشناختم جز این که خفیف المؤونه (کم هزینه) و کثیر المعونه (پر بار) بودی». زید سرش را بلند کرد و با همان حال نزار و جان دادن گفت: ای امیر مؤمنان! خداوند تو را رحمت کند، به خدا سوگند تو را نشناختم جز این که به خدا عالم و به آیاتش آشنا و عارف بودی، به خدا قسم من از روی جهل و نا آگاهی در رکاب تو نجنگیدم بلکه از حذیفه شنیدم که می گفت: از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنیده ام که فرمود: «عليّ أمير البررة، و قاتل الفجرة، منصور من نصره، و مخذول من خذله، ألا و إنّ الحقّ معه، ألا و إنّ الحقّ معه، يتّبعه (فاتّبعوه)، ألا فميلوا معه»، علی امیر نیکوکاران و قاتل فاجران است، هر که وی را یاری کند، خدا یاریش کند و هر که خوارش گرداند، خدا او را خوار کند، آگاه باشید همانا حق با علی است، آگاه باشید همانا حق با علی است، او را پیروی کنید، آگاه باشید به هر سویی می رود بروید.
حاکم حسکانی (از علمای اهل سنّت) در کتاب شواهد التّنزیل نقل می کند: ربیعة بن مالک سعدی می گوید: نزد حذیفه بن یمان رفتم و گفتم: ای اباعبد الله! مردم فضائل و مناقب علی را حدیث می کنند، ولی اهل بصیرت و درایت به آنان می گویند: شما در ستایش این مرد (علی علیه السّلام) زیاده روی می کنید. حال آیا تو حدیثی برای من نقل می کنی که آن را برای مردم نقل کنم؟ حذیفه گفت: ای ربیعه! چه چیزی را در باره ی علی علیه السّلام از من می پرسی و من برای تو چه چیزی را بگویم؟ سوگند به خدایی که جان حذیفه در دست قدرت اوست، اگر همه ی اعمال امّت محمّد صلّی الله علیه و آله از روزی که آن حضرت برانگیخته شده است تا امروز در یک کفّه ی ترازو قرار دهند و یکی از اعمال علی علیه السّلام را کفّه ی دیگر قرار دهند، یک عمل علی بر همه ی اعمال آنان برتری خواهد داشت.
ربیعه با شنیدن این حدیث گفت: این دیگر مدح و ستایشی غیر قابل تحمّل است و من آن را زیاده روی می پندارم. حذیفه گفت: ای بدبخت و ای فرومایه! چگونه غیر قابل تحمّل است؟! این مسلمانان در روز جنگ خندق کجا بودند آن هنگام که عمرو بن عبدود و یارانش از خندق گذشتند و بیم و بی تابی سراپای وجود ایشان (مسلمانان) را فرا گرفته بود. و ابن عبدود فریاد می زد و هماورد می طلبید امّا همه خود را کنار کشیده و از مقابله با او خودداری می کردند و این علی بن ابی طالب علیه السّلام بود که به نبرد او شتافت و او را به هلاکت رساند.
حذیفه در ادامه گفت: «وَ الَّذِي نَفْسُ حُذَيْفَةَ بِيَدِهِ لَعَمَلُهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ أَعْظَمُ أَجْراً مِنْ أَعْمَالِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلّى الله عليه و آله) إِلَى هَذَا الْيَوْمِ وَ إِلَى أَنْ تَقُومَ الْقِيَامَةُ». سوگند به کسی که جان حذیفه در دست اوست، عمل آن روز علی علیه السّلام از لحاظ پاداش بزرگ تر از اعمال امّت محمّد صلّی الله علیه و آله نه تنها تا به امروز بلکه تا قیام قیامت است.
قاضی نور الله شوشتری رحمة الله علیه در کتاب شریف احقاق الحقّ به نقل از حافظ أبو نعيم اصفهانى از علمای اهل سنّت [در کتاب حلية الأولياء ج4 ص190 -طبع السّعادة ی مصر] می نویسد: حذیفه در حدیثی از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) نقل کرد که حضرت فرمودند: «غَفَرَ اللّهُ لَكَ و لِاُمِّكَ يا حذيفةُ! أما رأيتَ العارضَ الّذي عَرَضَ بي، قُلتُ: بَلى. قالَ: ذاكَ مَلكٌ لَم يَهبِط إلَى الأَرضِ قَبلَ السّاعَةِ، فَاستَأذَنَ اللّهَ فِي السَّلامِ عَلَىَّ، وَ بَشَّرَني بِأَنَّ الحسنَ وَ الحُسينَ سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ، وَ أَنَّ فاطمةَ سَيِّدَةُ نِساءِ أَهلِ الجَنَّةِ». ای حذیفه! خدا تو و مادرت را بیامرزد. آیا کسی را که نزد من آمد ندیدی؟ عرض کردم: دیدم. حضرت فرمودند: او ملکی بود که تا قبل از این ساعت به زمین نازل نشده بود، پس از خدا اجازه گرفت تا به من سلام کرده و بشارت دهد که همانا حسن و حسین دو سرور و آقای جوانان بهشت هستند و به درستی که فاطمه سرور زنان اهل بهشت است.
 
بیعت با امیر المؤمنین علیه السّلام
در سال 36 هجری حذیفه بیمار بود که خبر کشته شدن عثمان و بیعت مردم با علی علیه السّلام به او رسید. پس گفت مرا بیرون ببرید و ندای نماز همگانی دهید. پس از آن که روی منبر قرار گرفت، به حمد و ثنای الهی پرداخت و بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و خاندانش درود فرستاد و سپس گفت: ایّها الناس! مردم با علی علیه السّلام بیعت کرده اند، پس به شما سفارش می کنم پرهیزگار باشید و علی را یاری دهید و به او کمک کنید که به خدا سوگند، او از آغاز تا انجام بر حق است و او پس از پیامبرتان بهترین فرد در میان در گذشتگان و بازماندگان تا روز قیامت است.
سپس دست راستش را بر دست چپش نهاد و گفت: خدايا! شاهد باش كه من با على بيعت كردم. نيز گفت: سپاسْ خداى را كه مرا تا به امروز نگاه داشت. و به دو پسرش صفوان و سعد گفت: مرا ببريد و با على باشيد كه به زودى جنگ هاى زيادى خواهد داشت و در آن ها، مردمى بسيار هلاك خواهند شد، پس بكوشيد كه در ركاب او به شهادت برسيد كه به خدا سوگند، او بر حق است و مخالفانش بر باطل اند. در امالی شیخ طوسی آمده است که حذیفه پس از بیعت با امیر المؤمنین علیه السّلام گفت: «هَذِهِ‏ بَيْعَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ حَقّاً، فَوَ اللَّهِ لَا يُبَايَعُ بَعْدَهُ لِوَاحِدٍ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا أَصْغَرُ أَوْ أَبْتَرُ يُوَلِّي الْحَقَّ اسْتَهُ». این بیعت با امیر المؤمنین حقیقی است. به خدا سوگند، پس از او با هيچ كس از قريشْ بيعت نمى شود، مگر فرد كوچك و يا ناقصى كه به حق، پشت مى كند.
این کلام حذیفه از بصیرت و معرفت بالای او و علمی که به آینده داشت، خبر می دهد. حذیفه در این جملات به غصب لقب امیر المؤمنین توسّط دیگران اشاره می کند در حالی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله این لقب را تنها برای امیر المؤمنین علی علیه السّلام اعلان نمودند و استعمال آن را برای دیگران حرام شمردند. از سوی دیگر در ادامه ی جملات خود خبر از غصب مجدّد منصب خلافت، توسّط ظالمینی از بنی امیّه و بنی عبّاس می دهد که با این جنایت و ظلم عظیم، همگی پشت به حقّ خواهند نمود.
ابو حکم سیّار می گوید: بنی عبس (افراد قبیله ی حذیفه) به حذیفه گفتند: امیر مؤمنان عثمان کشته شده است. چه فرمانی به ما می دهی؟ گفت: به شما فرمان می دهم که همراه عمّار باشيد. گفتند: عمّار از على جدا نمى شود. گفت: حسد، شما را به هلاكت افكنده است، نه چيز ديگر. آيا نزديكى عمّار به على عليه السّلام، شما را از عمّار دور مى كند؟! به خدا سوگند، برترى على بر عمّار، بيشتر از فاصله ی خاك تا افلاك است و بى گمان، عمّار از نيكان و برگزيدگان است. و حذيفه مى دانست كه اگر آنان با عمّار باشند، با على عليه السّلام هم هستند.
 
نصب مجدّد حذیفه توسّط امیر المؤمنین علیه السّلام برای اداره ی مدائن
امیر المؤمنین علی علیه السّلام پس از بیعت مردم با حضرتش، به نصب استانداران و کارگزاران خود مشغول شدند. امام علیه السّلام بار دیگر حذیفه را برای اداره ی مدائن ابقا نموده و در این راستا دو نامه نوشتند: یکی برای خود حذیفه و دیگری برای مردم مدائن و در نامه ی خود برای مردم مدائن ضمن سفارش به مردم، از شأن و مقام حذیفه تجلیل به عمل آوردند.
امام علیه السّلام در نامه ای که برای حذیفه نگاشتند، این چنین فرمودند: «به نام خداوند بخشاينده ی مهربان! از بنده ی خدا، على امير مؤمنان، به حذيفة بن يمان. سلام بر تو! امّا بعد؛ من تو را بر همان كارهاى مدائن كه پيش از من به عهده داشتى، مى گمارم و جمع آورى خراج و كار روستاها و گردآورى جِزيه ی اهل ذمّه را نيز به تو واگذار مى كنم. پس افراد مورد اعتماد خودت را و از كسانى كه دين دارى و امانت داریشان را مى پسندى، هركس را كه دوست دارى، گِرد آور و از آنان براى كارهايت كمك بگير، كه اين براى تو و مولايت، عزّت آفرين تر و براى دشمنت، خوار كننده تر است. من تو را به پرواى الهى و اطاعت از او در نهان و آشكار، فرمان مى دهم و تو را از عقوبت او بر كارهاى مخفى و آشكار، برحذر مى دارم و به تو دستور مى دهم كه به نيكوكاران، نيكى كنى و بر ستيزه كنندگان، سخت بگيرى. به تو امر مى كنم كه در كارهايت مدارا داشته باشى و با مردمانت به نرمى و عدالت رفتار كنى، كه تو از اين امور بازخواست مى شوى. و نيز تو را امر مى كنم به انصاف ورزيدن با ستمديدگان و گذشت از مردم و رفتار نيكو تا آن جا كه در توان دارى، كه خداوند نيكوكاران را پاداش مى دهد. و به تو فرمان مى دهم كه ماليات زمين ها را به حق و انصاف بستانى و بيشتر از آن چه معيّن كرده ام، مگيرى و چيزى هم از آن فروگذار نكنى و در آن از خود بدعتى مگذارى. سپس هرچه گِرد آوردى، به عدل و مساوات در ميان مستحقّانش قسمت كن و در برابر مردم متواضع باش و در مجلس خود آنان را هم سهيم كن و در رعايت حقّ، دور و نزديك برايت يكسان باشد. و ميان مردم ، به حقْ داورى كن و عدالت را در ميان آنان بر پا بدار و از هوا و هوس دنباله روى مكن و در راه خدا از سرزنش هيچ كس مَهَراس، كه: إنَّ اللهَ مَعَ الّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنُونَ/خداوند با پرهيزگاران است و نيز كسانى كه نيكوكارند. برايت نامه اى فرستادم تا آن را بر مردم منطقه ات بخوانى تا نظر ما را درباره خود و همه ی مسلمانان بدانند. پس آنان را حاضر كن و آن را براى آنان بخوان و براى ما از كوچك و بزرگشان بيعت بگير، إن شاء اللّه».
حذیفه پس از قرائت نامه ی امیر المؤمنین علیه السّلام و آگاهی به این که از طرف آن حضرت به حکومت مدائن ابقا شده است، خطبه ای ایراد کرد که بخشی از آن چنین است: «ای مردم! کسی را اطاعت کنید که با سابقه ترین مردم در ایمان به پیامبر و بالاترین آنان در علم و متعادل ترین مردم در رفتار و نیکوترین و وارسته ترین آنان در اعمال نیک و سابقه دار ترین مردم در جهاد است. او بهترین مقام را نسبت به رسول خدا صلّی الله علیه و آله دارد، او برادر پیامبر و پسر عموی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و پدر حسنین علیهما السّلام و همسر سرور زنان عالمیان زهرای بتول علیها السّلام است. پس ای مردم برخیزید و بر کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله بیعت کنید که رضای خداوند متعال و همه ی خیر و صلاح شما در همین بیعت است».
 پس از آن همه ی مردم برخاستند و با دست حذیفه به بهترین وجه با امیر المؤمنین علی علیه السّلام بیعت کردند. در این میان جوانی به نام مسلم از عقب جمعیّت برخاست و گفت: ای امیر! خداوند تو را رحمت کند، زیرا در زمان پیامبر حضور داشتی، آن چه در باره ی علی علیه السّلام می دانی و پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در شأنش فرموده است، به ما بگو.
حذیفه گفت: ای جوان! اکنون که سؤال کردی و در صدد تحقیق هستی، پس آن چه به تو خبر دهم، بشنو و دقّت کن: همانا لقب امیر المؤمنین برای خلفای قبل (ابوبکر، عمر، عثمان) از ناحیه ی مردم بود و مردم لقب امیر مؤمنان را به آنان داده اند. امّا علی بن ابی طالب از طرف خداوند ملقّب به امیر المؤمنین گردید، زیرا جبرئیل این خبر را آورد و پیامبر صلّی الله علیه و آله شهادت داد که جبرئیل به حضرت علی به عنوان امیر المؤمنین سلام کرد و اصحاب همگی در زمان زندگانی پیامبر صلّی الله علیه و آله، علی را با نام «امیر المؤمنین» می خواندند.
 
وفات حذیفه
حذیفه پس از بیعتش با امیر المؤمنین علی علیه السّلام، فقط هفت روز و یا چهل روز زندگی کرد و به سال 36 هجری دار فانی را وداع گفت. ابن ابی الحدید نقل می کند: ابو مسعود بدری و طایفه ای که در موقع احتضار حذیفه حاضر بودند، می گویند: سخن از فتنه و اختلاف پیش آمد، ما پرسیدیم: اگر بین امّت اسلامی اختلافی پیش آید چه کنیم و به چه کسی ما را فرمان می دهی؟ حذیفه گفت: بر شما باد به ابن سمیّه (عمّار یاسر) زیرا او هرگز از حق جدا نمی شود تا بمیرد.
حذیفه چون می دانست عمّار در خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام است، لذا معیار حقّ را عمّار قرار داد تا مردم از طریق عمّار راه علی علیه السّلام را بپیمایند. حذیفه در حال احتضار فرزندانش را طلبید و به آنان چنین وصیّت کرد که: «خود را محتاج دیگران نکنید، امروزتان را بهتر از دیروز کنید و نماز را با خضوع به جا بیاورید». حذیفه فرزندان خود را به ملازمت و همراهی با امیر المؤمنین علی علیه السّلام سفارش کرد و به آنان گفت: «از آن حضرت دست بر ندارید، زیرا او بر حق است و کسی که با او مخالفت کند بر باطل است». لذا سعید و صفوان هر دو به وصیّت پدر عمل کردند و عاقبت در رکاب حضرت در صفّین جنگیدند و به شهادت رسیدند.
در زمان آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانی، چون قبر مطهّر حذیفه مُشرِف به رودخانه ی دجله بود و آب رودخانه به مزار او نزدیک شده بود، مصلحت دیدند که بدن مطهّر او را به جای دیگری نزدیک قبر نورانی سلمان فارسی منتقل کنند، در حین نبش قبر مشاهده کردند که بدن او پس از چندین قرن، صحیح و سالم بوده و گویی به تازگی از دنیا رفته است.
در پایان، حسن ختام این نوشتار را جمله ای از حذیفة بن یمان قرار می دهیم: «أَلَا مَنْ أَرَادَ -وَ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُهُ- أَنْ يَنْظُرَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ حَقّاً حَقّاً، فَلْيَنْظُرْ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَوَازِرُوهُ وَ اتَّبِعُوهُ وَ انْصُرُوهُ». هان! سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، هركس مى خواهد به امير حقيقى و واقعى مؤمنان بنگرد، به على بن ابى طالب بنگرد، پس ياورش باشيد و پيروى و يارى اش كنيد.
 
پی نوشت:
بر گرفته از کتاب های: الأمالي (للطوسي) ص486و487/ إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل ج10 ص70/ اصحاب امام علی علیه السّلام ج1 ص355تا361/ دانش نامه امیر المؤمنین ج13 ص173تا177/ فضائل الثقلين من كتاب توضيح الدلائل على ترجيح الفضائل (الشافعي الإيجي) ج1 ص286/ المناقب (الخوارزمي) ج1 ص177/ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل (الحاكم الحسكاني) ج2 ص16.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: