کد مطلب: ۲۱۲۳
تعداد بازدید: ۱۲۳
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۱:۲۲
حجاب و عفاف| ۱۱
حضرت صدّیقه‌ی طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها، که محلّ اسرار پروردگار متعال و مخزن صفات و ملکات الهی و اخلاقی است، در اوج حیا و عفّت قرار داشته و می توان این ویژگی والا را در کلمات و سیره‌ی حضرتش جستجو کرد.
اهل بیت علیهم السّلام مصداق اکمل و اتمّ حیاداری و غیرتمندی
پیش از این بیان شد که در رعایت حجاب و عفاف، این اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین هستند که مانند سایر فضائل اخلاقی دیگر، الگوی واقعی بشریت محسوب می شوند. لذا در رعایت حیا و غیرت که ریشه در حفظ حجاب و عفّت فردی و اجتماعی دارد، باز هم حضرات معصومین به عنوان الگو و سرمشق همگان مطرح می باشند. برای این منظور، خوب است به روایاتی چند از حضرت زهرا سلام الله علیها توجّه کنیم.
حضرت صدّیقه‌ی طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها، که محلّ اسرار پروردگار متعال و مخزن صفات و ملکات الهی و اخلاقی است، در اوج حیا و عفّت قرار داشته و می توان این ویژگی والا را در کلمات و سیره‌ی حضرتش جستجو کرد. از جمله ی این کلمات، جمله ی مشهوری است که از آن بزرگوار به یادگار مانده و قبلاً نیز آن را مطرح کرده بودیم. آن حضرت می فرمایند: «مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلْمَرْأَةِ مِنْ أَنْ‏ لَا تَرَى‏ رَجُلًا وَ لَا يَرَاهَا». هیچ چیزی برای زن بهتر از این نیست که مرد (نامحرمی) را نبیند و مردی هم او را نبیند.[1]
این یعنی پرهیز از بسترهای گناه. تا آن جا که ممکن است و تا وقتی ضرورتی برای ملاقات با نامحرم وجود ندارد، خوب است که فرد مسلمان از این ملاقات ولو کوتاه و کاملاً عادی هم باشد، پرهیز نماید. چه بسیار انحرافات و گناه هایی که از همین برخوردهای به ظاهر ساده و عادی نشأت گرفته و افرادی را مبتلا نموده که هرگز گمانِ آلودگی به چنین ناهنجاری هایی را نداشتند. گاهی یک لبخند و یا حتّی سوء تفاهمی جرقّه ای می شود برای شعله ور شدن آتش شهوت و گناه.
 
اصلِ پیشگیری از گناه
در مقابله با انواع بیماری ها، اصلی وجود دارد که مورد اتّفاق تمام اطبّاء قدیم و جدید است، از طبّ اسلامی و سنّتی گرفته تا طب جدید و پزشکی روز. و آن اصل عبارت است از این جمله ی معروف: «پیشگیری بهتر از درمان است». در مقابله با بیماری های روحی هم این اصل وجود دارد. یعنی بهتر است مؤمن برای این که در دام شیطان اسیر نشده و به بیماری های روح و جان مبتلا نشود، اقدام به پیشگیری از گناه کند. برای پیشگیری از گناه و صفات رذیله، باید از زمینه های ابتلا به گناه در امان بود. ارتباط با نامحرم نیز زمینه ی پیدایش گناهان فراوانی است که تا جای ممکن باید از آن پرهیز کرد. این پیشگیری و پرهیز ریشه در صفت حیا دارد.
امروزه شاهد بی بند و باری ها ی فراوانی در جامعه هستیم. متأسّفانه خانواده های زیادی بر اثر ارتباط با نامحرم، ضربه های روحی و جسمی فراوانی خورده اند. اگر به اصل خود و آموزه های دینی و فطری خویش باز می گشتیم، اگر مردم و مسئولین در راه آسان کردن ازدواج و کمک به جوانان برای این امر مهمّ و فرهنگ سازی های لازم آن، قدم های جدّی و شایسته بر می داشتند و اگر در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن به درستی ایستادگی می کردیم، الآن این گونه از این ناحیه لطمه نمی دیدیم و نیروی فراوان جوانان ما بیشتر در راه سازندگی، پیشرفت و تعالی اخلاق هدایت می شد.  
 
سوء استفاده‌ی دشمن از شخصیت زن
دشمن که راه نفوذ و تأثیر گذاری بر مسلمین را پیدا کرده است، به خوبی می داند که ارتباط و اختلاط زن و مرد نامحرم با هم و عادی سازی این رابطه به بهانه های مختلف، چه ضربه ی سهمگینی به پیکره ی جامعه اسلامی خواهد زد. لذا سال ها روی فرهنگ این مرز و بوم و به طور کلّی سرزمین های اسلامی کار جدّی شد تا با شعارهای جذّابی چون: دفاع از حقوق زنان، تساوی مرد و زن، حقّ تحصیل و اشتغال برای بانوان، ضرورت حضور زن در اجتماع و ...، پای بانوان با حیا و محجوب مسلمان به عرصه های عمومی جامعه که محلّ آمد و شد مردان بود، باز شود.
در این میان مسلمانان با غفلت و سهل انگاری، ناخواسته در میدان دشمن بازی کردند و در دام شیاطین گرفتار شدند، در حالی که اگر به اسوه ها و الگوهای خود چون حضرت زهرا سلام الله علیها مراجعه می کردند، می آموختند که آن بزرگوار فرمودند: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ‏ قَعْرَ بَيْتِهَا». نزدیک ترین حالت زن نسبت به پروردگارش زمانی است که در خانه ی خود (به دور از چشم نامحرمان) باشد.[2]
البته این به معنای حصر بانوان در خانه نیست، بلکه به قدر متعارف و معقول برای کارهای چون صله ی رحم، مسافرت و تفریحات سالم، تحصیل علم و دانش سودمند، و در صورت نیاز تهیه ی مایحتاج خود و خانواده و ... هر یک از بانوان می توانند با حفظ حجاب و عفّت از خانه خارج شوند. حتّی بعضی از زنان به جهت از کار افتادگی و یا فوت همسر، ناچار به کار کردن در بیرون از خانه هستند و سرپرست خانه محسوب می شوند. امّا آن چه مورد نهی دین مبین اسلام قرار گرفته است، حضور بی مورد زنان و دختران در محیط عمومی و مخصوصاً اماکنی که بیشتر در رؤیت نامحرمان قرار می گیرند، می باشد، چراکه این کار خواسته یا ناخواسته موجبات فساد و آلودگی را برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت.
 
همیاری زن و شوهر برای صیانت از حریم حیا و غیرت
یکی از عواملی که در زندگی زناشویی باعث تعالی زن و شوهر می شود، همیاری هر دو برای کمال و تقرّب به خدای متعال است. یکی از کارهایی که در این رابطه می تواند باعث رشد و کمال طرفین شود، کمک کردن آن ها در تقویت روحیه ی حیامداری و غیرت ورزی ایشان است. به عنوان مثال برای صیانت و تقویت روح حیا در بانوی خانه، تا جایی که می شود کارهای بیرون از خانه به مرد محوّل شود، تا حدّ امکان زوجه نیازی به تردّد در خارج از محیط خانه نداشته باشد. از سوی دیگر این کار موجب تقویت روح غیرت در مرد هم می شود چراکه به این وسیله زمینه ی هر گونه تعرّض و گناه را به روی همسر خود و جامعه مسدود می سازد.
این برنامه ریزی دقیقاً سیره ی اهل بیت علیهم السّلام در تقسیم کارهای خانه و مسئولیّت های زن و شوهر است. امام باقر علیه السّلام می فرمایند: «تَقَاضَى عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ إِلَى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي الْخِدْمَةِ، فَقَضَى عَلَى فَاطِمَةَ بِخِدْمَةِ مَا دُونَ الْبَابِ، وَ قَضَى عَلَى عَلِيٍّ مَا خَلْفَهُ. قَالَ: فَقَالَتْ فَاطِمَةُ: فَلَا يَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِي مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللّهُ بِإِكْفَائِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَحَمُّلَ‏ رِقَابِ‏ الرِّجَالِ‏». علی و فاطمه (علیهما السّلام) برای داوری در باره ی کارهای خود، نزد پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله رفتند. رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در باره ی فاطمه (سلام الله علیها) این گونه قضاوت فرمود که کارهای داخل خانه با او باشد و در باره ی علی (علیه السّلام) به این که کار بیرون خانه را به عهده بگیرد. امام باقر علیه السّلام فرمودند: فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: کسی جز خدا نمی داند که چقدر خوش حال شدم از این که رسول خدا صلّی الله علیه و آله مرا از به عهده گرفتن مسئولیّت مردان (و خروج از خانه) معاف فرمود.[3]
 
رعایت حیا حتّی پس از مرگ
آری فاطمه سلام الله در مراقبت از مرزهای حیا و عفّت به شدّت کوشش می نمود و به راستی که او سیّده و سرور زنان دو عالم و بهترین الگو برای بشریّت مخصوصاً بانوان است. چرا این گونه نباشد در حالی که او در پاسداشت حریم حیا، حتّی از بعدِ مرگ خویش غفلت نکرد و برای رعایت عفاف و حجاب خود تا بدان جا نیز پیش رفت. ابن عبّاس می گوید: فاطمه سلام الله علیها به اسماء فرمود: مبادا پس از مرگم مرا (مانند دیگران) بر روی تختی آشکار بگذارید. اسماء گفت: نه به جان خودم سوگند، بلكه نظير تابوتى را براى شما درست مى‏ كنم كه در حبشه ديده‏ ام. فاطمه علیها السّلام به او فرمود: پس نمونه ی آن را به من نشان بده! اسماء فرستاد تا از بازار شاخه‏ هاى تازه ی خرما آوردند. سپس تابوتى را كه در حبشه ديده بود، ساخت و آن اوّلين تابوتى بود كه ساخته شد. فاطمه سلام الله علیها پس از ديدن آن تابوت خندان شد و (پس از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله) هيچ وقت غير از آن موقع خندان نشده بود.[4]
اسماء می گوید: فاطمه علیها السّلام به من فرمود: «إِنِّي‏ قَدِ اسْتَقْبَحْتُ‏ مَا يُصْنَعُ‏ بِالنِّسَاءِ إِنَّهُ يُطْرَحُ عَلَى الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ فَيَصِفُهَا لِمَنْ رَأَى‏/ همانا من قبیح می دانم کاری را که در باره ی زنان انجام می شود، این که (پس از مرگشان) پارچه ای روی جنازه ی زن می اندازند که هر کس او را می بیند به حجم و اوصاف بدن او آگاه می شود». من گفتم: ای دختر رسول خدا! من برای شما چیزی می سازم که آن را در سرزمین حبشه دیدم. پس فرستادم تا شاخه های تازه ی خرما آوردند و با آن تابوتی ساختم و روی آن پارچه ای انداختم. فاطمه علیها السّلام فرمود: «مَا أَحْسَنَ هَذَا وَ أَجْمَلَهُ لَا تُعْرَفُ بِهِ الْمَرْأَةُ مِنَ الرَّجُلِ/ چقدر این تابوت نیکو و زیباست، به وسیله ی آن زن از مرد تشخیص داده نمی شود.‏[5]
به راستی آیا وقت آن فرا نرسیده است که مسلمین و مخصوصاً شیعیان اهل بیت علیهم السّلام، از جملات و سیره ی حضرت زهرا سلام الله علیها درس بگیرند؟! بانوئی که نسبت به جنازه ی خود نیز غیرت داشت و جامه ی حیا و عفّت خود را تا درون قبر به خوبی گرامی داشت. امّا برعکس، درون جامعه ی مسلمین چه می گذرد؟! از وضعیّت حیاءِ برخی زنان و غیرت ورزی مردان ایشان به خوبی می توان فهمید که برای کسانی که حریم حجاب و عفّت را هتک کرده اند، الگوها تغییر یافته و ارزش ها دگرگون شده است. الگوی ایشان مدها و مدل هایی هستند که در اماکن آلوده ای چون سینمای هالیوود و ...، چوب حراج به شرافت، حُرمت و جایگاه والای «زن» زده اند. همان ها که دامن مادرانه ای را که از آن مرد را به معراج می رساند، به سودجوئی و بوالهوسی مردان شیطان صفت، در ازای ثمن بخسی فروخته و عامل فروپاشی کانون خانواده شده اند. و چقدر فرق است میان آن که فاطمه سلام الله علیها را الگو می داند و آن که عروسکان خیمه شب بازی شرق و غرب را اسوه ی خویش می پندارد!!
 
رعایت حیا در قیامت
مرحوم علّامه ی امینی رحمة الله علیه در کتاب «فاطمة الزهرا سلام الله علیها»[6] به نقل از کتاب شریف «تفسیر فرات کوفی» روایتی را ذکر می کنند که از حزن و اندوه حضرت زهرا سلام الله علیها به خاطر عریان محشور شدن مردم در قیامت، خبر می دهد. این بانوی بزرگوار نه تنها به فکر پوشش و حجاب خود در دنیا و حتّی به هنگام تشییع جنازه بودند، بلکه از عریان بودن مردم در روز حشر و جزا نیز واهمه داشتند. و این حکایت از اوج حیا و عفّت این بزرگوار دارد. برای آگاهی بیشتر از این جریان، قسمتی از این روایت شریفه را در ادامه می آوریم:
ابن عبّاس نقل می کند که: از امیر مؤمنان علی علیه السّلام شنیدم که می فرمود: «دَخَلَ رَسُولُ اللّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى فَاطِمَةَ ع وَ هِيَ حَزِينَةٌ فَقَالَ لَهَا مَا حَزَنَكِ‏ يَا بُنَيَّةِ قَالَتْ يَا أَبَتِ ذَكَرْتَ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النَّاسِ عُرَاةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ يَا بُنَيَّةِ إِنَّهُ لَيَوْمٌ عَظِيمٌ وَ لَكِنْ قَدْ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ [ع‏] عَنِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ...».‏[7]
ترجمه: روزى رسول خدا صلّی الله علیه و آله نزد فاطمه علیها السّلام رفت و آن بانو را محزون يافت. به فاطمه فرمود: دختر عزيز من! سبب غم و اندوه تو چيست؟ فاطمه علیها السّلام گفت: روز محشر و برهنگى مردم به خاطرم آمد. رسول خدا فرمود: آرى آن روز، روز بسيار بزرگى است. ولى جبرئيل از طرف خداوند رئوف به من خبر داد: هنگامى كه در آن روز زمين (قبرها) شكافته شود، اوّل كسى كه از زمين (قبر) خارج شود من هستم، بعد از من ابراهيم خليل، بعد از او شوهر تو على بن ابى طالب، آن گاه خداوند مهربان جبرئيل را با هفتاد هزار ملك نزد قبر تو خواهد فرستاد، بر قبر تو هفت قبّه ی نور نصب خواهد شد. اسرافيل سه حلّه (لباس) نور براى تو مى‏آورد و نزد سر تو توقّف مى‏ كند و صدا مى‏ زند: اى دختر محمّد! بيا به صحراى محشر!
تو در حالى از قبر بيرون مى‏ آيى كه بدنت پوشيده باشد و از خوف آن روز در امان خواهى بود. اسرافيل آن حلّه ‏ها را به تو مى‏ دهد و تو آن ها را مى ‏پوشى، آن گاه ملكى كه او را زوقائيل مى ‏گويند، ناقه ‏اى براى تو مى ‏آورد كه مهار آن از مرواريد و كجاوه ‏اى از طلا بر پشت آن نصب شده باشد. تو بر آن ناقه سوار مى ‏شوى و زوقائيل در حالى كه در پيش تو هفتاد هزار ملك باشد و عَلَم‏ هاى تسبيح در دست داشته باشند، مهار آن را خواهد كشيد.
هنگامى كه حركت كنى تعداد هفتاد هزار ملك به استقبال تو مى ‏آيند و از نظر كردن به تو خوشحال مى ‏شوند. هر يك از آنان منقلى از نور بدون آتش در كف دارند كه عود از آن ساطع مى ‏شود. هر يك از ايشان تاجى مرصّع از زبرجد بر سر خواهد داشت، آنان در طرف راست تو خواهند بود. و چون مقدارى از راه را طى كنى، مريم بنت عمران با هفتاد هزار حوريه به استقبال تو مى ‏آيند و بر تو سلام مى ‏كنند و در طرف چپ تو خواهند بود.
آن گاه مادرت خديجه دختر خويلد كه در ميان زنان عالم اوّل كسى است كه به خداوند و رسول ايمان آورده است، با هفتاد هزار ملك كه عَلَم‏ هاى تكبير در دست دارند به استقبال تو مى ‏آيند. پس از آن كه نزديك محشر رسيدى، حوّا با هفتاد هزار ملك و آسيه زن فرعون به استقبال تو خواهند آمد و با تو حركت مى ‏نمايند. هنگامى كه وارد صحراى محشر شوى منادى از زير عرش ندايى مى ‏كند كه همه ی خلايق مى ‏شنوند و مى‏ گويد: «چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اين زنان مطهّره كه با او مى ‏باشند عبور نمايند!»، در آن روز غير از ابراهيم و شوهرت على بن ابى طالب كسى به تو نظر نخواهد كرد.[8]
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] دعائم الإسلام ج ‏2 ص 215.

[2] النوادر (للراوندي) ص 14.

[3] قرب الإسناد (ط - الحديثة) ص 52.

[4] زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) [ترجمه روحانى] ص 628.

[5] وسائل الشيعة ج ‏3 ص 221.

[6] فاطمة الزهرا سلام الله علیها ص 565.

[7] تفسير فرات الكوفي ص 445.

[8] زندگانى حضرت زهرا عليها السلام (ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) [ترجمه روحانى] ص 855.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: