کد مطلب: ۲۵۴۴
تعداد بازدید: ۱۰۶
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۳
در لغت «فَتْن» به معنی امتحان است. اصل «فَتْن»، گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى آن از ناخوبى آشكار شود. برخی از علمای لغت می‌گویند: فتنه، امتحان، اختبار همه نظیر یکدیگر و به یک معنا هستند.
حضرت زین‌العابدین علیه السّلام در ادامه دعای مکارم الاخلاق، چنین به درگاه پروردگار عرضه می‌دارند: «وَ لَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ». و مرا به سبب نگاه، مورد آزمایش سخت قرار مده.
 
معنی لغوی فتنه
در لغت «فَتْن» به معنی امتحان است. اصل «فَتْن»، گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى آن از ناخوبى آشكار شود. برخی از علمای لغت می‌گویند: فتنه، امتحان، اختبار همه نظیر یکدیگر و به یک معنا هستند.  این جمله: «فَتَنْتُ‏ الذهبَ فِى النارِ» را وقتی می‌گویند كه طلا را در آتش براى خالص و ناخالص بودن آن امتحان كنى. «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ‏ فِتْنَةٌ ...» (انفال/ 28). بدانيد كه اموال و اولاد شما امتحانى است كه با آن‌ها امتحان می‌شوید، تا بدتان از خوبتان روشن شود. در الميزان آمده است: فتنه آن است كه به‌وسیله‌ی آن چيزى امتحان شود. فتنه به خود امتحان و به لازم امتحان كه شدّت و عذاب است و به ضلال و شرك كه سبب‏ عذاب‌اند، (نیز) اطلاق می‌شود. فتنه در قرآن در همه‌ی اين معانى به كار رفته است.[1]  
امّا صاحب کتاب «معجم فروق اللغویة» تفاوت ظریفی را میان فتنه، و اختبار و آزمایش قائل شده است. او می‌نویسد: «أنّ الفتنة أشدّ الإختبار و أبلغه و أصله عرض الذهب علی النّار لتبیّن صلاحه من فساده و منه قوله تعالی [یوم هم علی النّار یفتنون] (الذاریات/ 13) و یکون فی الخیر و الشر ألا تسمع قوله تعالی [إنّما أموالکم و اولادکم فتنة] (التغابن/ 15) و قال تعالی [لأسقیناهم ماء غدقا لنفتنهم فیه] (الجن/ 16و17) فجعل النعمة فتنة لأنّه قصد بها المبالغة فی إختبار المنعم علیه بها کالذهب إذا ارید المبالغة فی تعرف حاله فیرانی أدخل النار ...».
فتنه شدیدترین نوع اختبار و آزمایش است و اصل آن عرضه‌ی طلا بر آتش است تا خوب و بدش از هم معلوم شود و از همین معناست این کلام خداوند تعالی: [(آرى) همان روزى است كه آن‌ها را بر آتش می‌سوزانند]، و فتنه در خیر و شر (هر دو) است، آیا کلام خدای تعالی را نشنیده‌ای (که فرمود): [اموال و فرزندانتان فقط وسیله‌ی آزمايش شما هستند]، و خداوند تعالی فرمود: [با آب فراوان سيرابشان می‌کنیم! هدف اين است كه ما آن‌ها را با اين نعمت فراوان بيازماييم]، پس نعمت را فتنه قرار داد به این خاطر که به‌وسیله‌ی آن، شدّت آزمایش کسی را که مورد نعمت واقع شده است را قصد نمود مانند طلا که هر گاه بخواهند در شناختن آن شدّت به خرج دهند، آن را در آتش می‌افکنند.[2]
با این توضیح معنی عبارت دعا تا اینجا چنین می‌شود: «مرا به سبب نگاه، مورد آزمایش سخت قرار مده».
 
اقسام فتنه در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام
امام على عليه السّلام در پاسخ به سؤال از معناى فتنه كه از كلمات متشابه در قرآن است فرمودند:
«[الم * أ حَسِبَ الناسُ أنْ يُتْرَكُوا أنْ يَقُولوا آمَنّا وَ هُم لا يُفْتَنُونَ] (عنکبوت/ 1و2) و قولِهِ لِموسى عليه السّلام: [و فَتَنّاكَ فُتُوناً] (طه/ 40) و مِنهُ فِتنَةُ الكُفرِ، و هُو قولُهُ تعالى: [لَقَدِ ابْتَغَوُا الفِتنَةَ مِن قَبْلُ و قَلَّبُوا لَكَ الاُمورَ حَتّى جاءَ الحَقُّ و ظَهَرَ أمْرُ اللّهِ] (توبه/ 48) و (قولُهُ تعالى: [و الفِتنَةُ أكْبَرُ مِنَ القَتلِ] –بقره/217- يَعنِي هاهنا الكُفرَ) و قولُهُ سبحانَهُ في الّذينَ استَأذَنوا رسولَ اللّهِ صلّى الله عليه و آله في غَزوَةِ تَبُوكَ أن يَتَخَلَّفُوا عَنهُ مِن المُنافقينَ، فقالَ اللّهُ تعالى فيهِم: [و مِنهُم مَن يَقولُ ائذَنْ لي و لا تَفْتِنّي] يَعني: ائذنْ لي و لا تُكفِّرْني، فقال عَزَّ و جلّ: [ألاَ في الفِتنَةِ سَقَطُوا و إنّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالكافِرِينَ] (توبه/ 49) و مِنهُ فِتنَةُ العَذابِ، و هُو قولُهُ تعالى: [يَومَ هُم علَى النّارِ يُفْتَنُونَ] (ذاریات/ 13) أي يُعَذَّبُونَ، [ذُوقُوا فِتْنَتَكُم هذا الّذي كُنتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ] (ذاریات/ 14) أي ذُوقُوا عذابَكُم، و مِنهُ قولُهُ تعالى: [إنّ الّذينَ فَتَنُوا المُؤمِنينَ و المُؤمِناتِ ثُمَّ لَم يَتُوبُوا] (بروج/ 10) أي عَذَّبُوا المؤمنينَ. و مِنهُ فِتنَةُ المَحَبَّةِ للمالِ و الوَلدِ، كقولِهِ تعالى: [إنّما أمْوالُكُم و أوْلادُكُم فِتنَةٌ] (تغابن/ 15- انفال/ 28) أي إنّما حُبُّكُم لَها فِتنَةٌ لَكُم. و مِنهُ فِتنَةُ المَرَضِ، و هُو قولُهُ سبحانَهُ: [أ وَ لا يَرَوْنَ أنّهُم يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أو مَرَّتينِ ثُمّ لا يَتُوبُونَ و لا هُم يَذَّكَّرُونَ] (توبه/ 126) أي يَمرَضُونَ و يَعتَلُّونَ».
«الف، لام، ميم. آيا مردم پنداشتند كه همين كه بگويند ايمان آورديم رها می‌شوند و مورد آزمايش قرار نمی‌گیرند؟». و اين سخن خداوند به موسى عليه السّلام كه: «و تو را بارها آزموديم»، (در اینجا فتنه به همان معنی اصلی خود یعنی آزمایش است). و از آن جمله است فتنه‌ی كفر، مانند آیه‌ی «در حقيقت پیش‌ازاین [نيز] در صدد فتنه‌جویی برآمدند و كارها را بر تو وارونه ساختند، تا آن‌که حق آمد و امر خدا آشكار شد درحالی‌که آنان ناخشنود بودند» (و آیه‌ی: «و فتنه بزرگ‌تر از كشتار است» كه در اینجا به معناى كفر می‌باشد) و سخن خداوند متعال درباره‌ی منافقانى كه در جنگ تبوك از پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اجازه گرفتند در جنگ شركت نكنند. پس خداوند متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: «و از آنان كسى است كه می‌گوید: مرا [در ماندن و شرکت نکردن در جنگ] اجازه ده و در فتنه‌ام مينداز» يعنى به من اجازه ده و مرا (به خاطر عدم اطاعت از فرمان خدا و رسول) به كفر مينداز، پس خداوند عزّ و جلّ فرمود: «هان! آنان خود به فتنه افتاده‌اند. و بی‌تردید جهنّم بر كافران احاطه دارد».
و از آن جمله است فتنه‌ی عذاب كه نمونه‌اش اين سخن خداوند متعال است: «روزى كه آنان در آتش مفتون شوند» يعنى عذاب شوند، «بچشيد فتنه‌ی خود را. اين همان چيزى است كه به‌شتاب آن را می‌خواستید» يعنى بچشيد عذاب خود را. و نمونه ديگرش اين سخن خداوند متعال است: «كسانى كه مردان و زنان مؤمن را گرفتار فتنه كردند و سپس توبه ننمودند» يعنى مؤمنان را عذاب و شكنجه دادند.
و از آن جمله است فتنه‌ی عشق به مال و فرزند (که نوعی از آزمایش است)، مانند اين سخن خداوند متعال: «جز اين نيست كه اموال و فرزندان شما فتنه‌اند»، يعنى دوست داشتن آن‌ها مایه‌ی فتنه و آزمايش شما می‌باشد. و از آن جمله است فتنه‌ی بيمارى (این مورد نیز نوع دیگری از آزمایشات الهی است) كه نمونه‌اش اين سخن خداوند سبحان است: «آيا نمی‌بینند كه آنان در هرسال يك يا دوبار به فتنه گرفتار می‌شوند؟ باز هم توبه نمی‌کنند و عبرت نمی‌گیرند.» يعنى بيمار و دردمند می‌شوند.[3]
در این حدیث شریف، حضرت اقسام فتنه را با استناد به آیات قرآن ذکر فرموده‌اند. بنابراین گاهی فتنه در معنای اصلی خود یعنی آزمایش استعمال می‌شود، گاهی هم به معنای کفر و در برخی موارد به معنای عذاب و شکنجه به کار می‌رود. بعضی از اوقات نیز بر نوع خاصی از آزمایشات الهی مانند محبت مال و فرزند یا بیماری دلالت دارد. امّا در اینجا منظور از فتنه، همان آزمایش سخت است که توضیح و تفسیری دارد که آن را بیان خواهیم کرد.
 
پرهیز از آزمایش، آری یا خیر؟
سؤالی اینجا مطرح می‌شود و آن این‌که آیا می‌توان از خدا خواست که اصلاً انسان را مورد آزمایش و اختبار قرار ندهد؟ پاسخ منفی است. یعنی چنین دعا و درخواستی از خداوند متعال صحیح نیست، چراکه فلسفه‌ی حضور انسان‌ها در این دنیای مادّی و زودگذر، همین آزمایش‌ها و امتحانات الهی است. هر فردی در دنیا بسته به نوع عملکردی که در برابر امتحانات پروردگار دارد، آخرت خود را می‌سازد. همچنین سنّت پروردگار در دنیا بر این استوار گشته که انسان را در بوته‌ی آزمایش‌های مختلف، رشد داده و به کمال برساند و این سنّت ولو با دعا و درخواست از پروردگار هرگز تغییر نخواهد کرد: «... فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً». هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمی‌یابی.[4]
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در حکمت 93 از نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِأَنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ وَ لَكِنْ مَنِ‏ اسْتَعَاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ‏ الْفِتَنِ‏ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ مَعْنَى ذَلِكَ أَنَّهُ [سُبْحَانَهُ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ‏] يَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِيَتَبَيَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِيَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ كَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَكِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِي بِهَا يُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ». فردی از شما نگوید: «خدایا! از فتنه به تو پناه می‌برم»، زیرا احدی نیست مگر آن‌که در فتنه‌ای قرار می‌گیرد ولی هر کس می‌خواهد (به خدا) پناهنده شود، باید از فتنه‌های گمراه‌کننده (به خداوند) پناه ببرد، همانا خداوند سبحان می‌فرماید: «و بدانید جز اين نيست كه اموال و فرزندان شما فتنه‌اند». و معنی این آیه آن است که خدای سبحان بندگانش را امتحان می‌کند. ایشان را با اموال و اولاد می‌آزماید تا فردی که از روزی‌اش ناراضی و آن‌که خشنود است، روشن گردد، گرچه پروردگار سبحان این مطلب را از خودشان بهتر می‌داند ولی (این آزمایش را) به خاطر آشکار شدن افعالی که مستحقّ ثواب و عقاب هستند (برای مردم)، انجام می‌دهد.‏[5]
بنابراین مراد از دعای امام سجّاد علیه السّلام این است که: «مرا به سبب نگاه، مورد آزمایش سختی که گمراه‌کننده است، قرار مده». چنان‌که نظیر همین عبارت در آخرین فراز از آخرین دعای صحیفه سجّادیه وارد شده است، آنجا که امام علیه السّلام (در دعای 54) فرمودند: «وَ نَجِّنِي مِنْ مَضَلَّاتِ‏ الْفِتَنِ‏ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ». و به سبب رحمت و مهربانیت از فتنه‌های گمراه‌کننده نجاتم بده، ای مهربان‌ترین مهربانان.
حال باید دید مراد از «نگاه» در این فراز از دعای امام سجّاد علیه السّلام چیست؟
 
مراد از نگاه
درباره‌ی این‌که منظور امام علیه السّلام از «نگاه» در این قسمت از دعا چیست، احتمالاتی داده‌شده است. سید علی‌خان مدنی در شرح ریاض السالکین می‌نویسد: «قيل: هو بمعنى الانتظار، أي: لا تفتنّي بانتظار حصول الرزق، بل عجّل لي بالغنى و السعة. و قيل: هو بمعنى الإبصار، أي: لا تفتنّي بالنظر و الالتفات إلى ما في أيدي الناس من متاع الدنيا، كما قال تعالى: [و لا تمُدّنَّ عَيْنَیْكَ إلى ما مَتّعنا بهِ أزواجاً مِنْهُمْ زَهْرةَ الحياةِ الدُنيا لِنَفْتِنَهم فيهِ و رِزق رَبّكَ خَيرٌ و أبْقى][6] ...». گفته‌شده است، نگاه به معنی إنتظار است، یعنی: (خدایا!) به سبب انتظار به دست آوردن روزی، مرا مورد آزمایش هلاک‌کننده قرار مده، بلکه بی‌نیازی و وسعت روزی را به‌زودی به من عنایت کن. و (همچنین) گفته‌شده است، نگاه به معنای إبصار است، یعنی: (خدایا!) به سبب نگاه کردن و توجّه به آنچه در دستان مردم است از دارائی‌های دنیا، مرا مورد آزمایش هلاک‌کننده قرار مده، همان‌طور که پروردگار تعالی فرموده است: «و هرگز چشمان خود را به نعمت‌های مادّى، كه به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم، ميفكن! این‌ها شکوفه‌های زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است». خدای سبحان پیامبرش را از نگاهِ با رغبت و میل به دارائی‌های بعضی از اهل کفر از اموال زودگذر دنیا و زینت‌ها و گنجینه‌هایش، به خاطر دوری از میل پیدا کردن (مسلمین) به این زخارف دنیوی، نهی نموده است. و به‌طورقطع علمای متّقی و ربّانی درباره‌ی وجوب کوتاه کردنِ نگاه از مشاهده‌ی ساختمان‌ها و البسه و مرکب‌های کفّار، شدّت به خرج داده و سخت گرفته‌اند، به جهت آن‌که کفّار دارائی‌های خود را برای چشم‌های نظاره‌گر آماده ساخته‌اند، پس کسی که به داشته‌های آن‌ها نگاه می‌کند، غرض ایشان را محقّق می‌سازد، پس (نگاه به دارائی‌های دنیوی کفّار) موجب چسبیدن و ملحق شدن ایشان (مسلمین) به کفّار می‌گردد.[7]
 با این تفسیر دو چیز ممکن است موجب گمراهی و هلاکت انسان گردد: 1-انتظار زیاد برای روزی. بسیاری از مردم طاقت فقر و تنگدستی را نداشته و پیش از گشایش، عنان صبر از کف داده و لب به گلایه و ناشکری و بعضاً کفریّات می‌گشایند. این همان ورطه‌ی گمراهی و هلاکتی است که امام علیه السّلام از آن به خدای متعال پناه می‌برند. 2-چشم دوختن به داشته‌های مردم و مخصوصاً اهل فسق و کفر. نگاه به این امور، بذرِ تردید، ناشکری، حسادت و بسیاری از معاصی دیگر را در دل می‌افشاند و صاحب خود را در معرض سقوط به وادی گمراهی قرار می‌دهد. به همین دلیل حضرت زین‌العابدین علیه السّلام از این فتنه، به خدای متعال پناه می‌برند.
 
خودآزمایی
1-تفاوت «فتنه» با «آزمایش» در چیست؟
2-آیا درخواست «مورد امتحان قرار نگرفتن» از خداوند صحیح است؟ چرا؟
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] قاموس قرآن ج ‏5 ص 147 و 148/ لسان العرب ج ‏13 ص 317.
[2] معجم فروق اللغویة ص 396.
[3] میزان الحکمة ج 9 ص 30 تا 32.
[4] سوره فاطر/ آیه 43 (ترجمه مکارم).
[5] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص 483.
[6] سوره طه/ آیه 131 (ترجمه مکارم).
[7] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏3 ص 294.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: