کد مطلب: ۲۵۴۵
تعداد بازدید: ۱۶۴
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۲:۳۹
حجاب و عفاف| ۱۹
جدائی والدین، حالت افسردگی، انزواجویی و تخیّل رؤیا در بیداری را برای کودک پدید می‌آورد و در مواردی قدرت اراده و اندیشه را از او می‌گیرد و در کل او را چنان پریشان می‌کند که اثرات شوم آن برای همیشه با کودک است، لذا پس از طلاق میزان اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان بالا می‌رود.
کثرت بیماری‌های روحی، روانی و جسمی
طلاق در بسیاری از موارد موجب بروز بیماری‌های روحی و روانی و در نتیجه بیمارهای جسمی در اعضای خانواده می‌شود. فرزندان طلاق چون از مشاهده و درک حضور پدر و مادر و ارتباط گرم و صمیمی میان این دو در خانه محروم هستند، نیازهای فراوان روحی و عاطفی را که در خانه و از جانب دو رکن اصلی خانواده یعنی پدر و مادر تأمین می‌شود، به دست نمی‌آوردند و همین نکته می‌تواند باعث لطمه‌های جدّی در روحیه‌ی فرزندان شود. بنا بر تحقیقات روان شناسان، طلاق و جدایی والدین از عمده‌ترین علل بیماری‌های روانی کودکان است. بر اثر طلاق زوجین، ترسی ناشی از احساس بی‌سرپرستی و واهمه‌ای ناشی از آینده‌ای مبهم، برای کودک به وجود می‌آید که روان او را به‌طور جدّی آزرده می‌کند.
جدائی والدین، حالت افسردگی، انزواجویی و تخیّل رؤیا در بیداری را برای کودک پدید می‌آورد و در مواردی قدرت اراده و اندیشه را از او می‌گیرد و در کل او را چنان پریشان می‌کند که اثرات شوم آن برای همیشه با کودک است، لذا پس از طلاق میزان اختلالات عاطفی و رفتاری در کودکان بالا می‌رود. پرخاشگری و ناسازگاری کودکان و نوجوانان، فرار از منزل، کاهش میل به ازدواج در بچه‌های طلاق، اهمال و مسامحه والدین در تحکیم و تربیت فرزندان و ...، این‌ها تنها گوشه‌ای از آسیب‌ها و اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان طلاق است.[1]
همچنین خود زوجین نیز به شدّت از طلاق و جدایی ضربه می‌بینند. در بسیاری از موارد زن و مردی که از هم جداشده‌اند، دچار افسردگی‌های شدید و طولانی می‌شوند. گاهی ضربات و لطمات ناشی از طلاق تا حدّی است که افراد خانواده را به سمت خودکشی و یا ارتکاب جرم و جنایت سوق می‌دهد. زنان پس از طلاق در معرض فشارهای روحی و روانی زیادی مانند اضطراب و نگرانی از بازگشت به منزل پدری، نوع برخورد اطرافیان، ترس از سرزنش شدن در مورد عدم توانایی اداره زندگی، و در بعضی مواقع عذاب وجدان و پشیمانی قرار می‌گیرند. بدبینی و انزوای اجتماعی، احساس تنهایی، عدم امنیت در کنار دیگران، بی‌پناهی و ناامنی عاطفی و ...، از دیگر پیامدهای روانی و اجتماعی طلاق برای زنان است. این موارد به‌تنهایی برای فرسوده کردن زن که از لحاظ روحی و جسمی بسیار آسیب‌پذیر و شکننده است کفایت می‌کند.[2]
از سوی دیگر -برخلاف تصوّر برخی که مردان را در امر طلاق آن‌چنان آسیب‌پذیر نمی‌دانند- مردان پس از طلاق و جدائی از همسر، به شدّت آسیب می‌بینند. آسیب شناسان و روان شناسان اجتماعی معتقدند احساساتی نظیر ناامیدی، یأس، افسردگی، کاهش اعتمادبه‌نفس، کاهش پذیرش شخصیت فردی، زیر سوال بردن زیبایی‌ها و توانایی‌های شخصی و فردی، بعد از متارکه به شکل گسترده و پنهان در مردان شکل می‌گیرد. ممكن است زنان از نگاه فرهنگي و يا موضوع امرارمعاش يا مسائل عاطفي آسيب ببينند، امّا با گريه و يا درد دل، تخلیه‌ی خود را ازنظر رواني انجام می‌دهند، ولی مردان بعد از طلاق نه‌تنها دچار آسیب‌های رواني بيشتری می‌شوند بلكه به خاطر ساختار اجتماعي، با درون‌ریزی ناراحتی‌ها، در معرض سكته و مرگ زودرس قرار می‌گیرند. به همین دلیل برخی از رفتارشناسان و روان‌پزشکان معتقدند که مردان بعد از كودكان، بيشترين آسيب را از طلاق می‌بینند. بسیاری از مردان توانایی کمتری در کنار آمدن با مشکلات دارند و توانایی روانی زنان (به جهت ترشحات هورمون استروژن) در این‌گونه مسائل بیشتر است، بنابراین هنگام متارکه، مردان به دلیل وابستگی به همسر ازنظر مسائل تربیتی و مسائل حاکم بر زندگی، ضربه‌ی بیشتری می‌بینند.[3]
چیزی که مسلّم است آن است که جسم و روح در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند. بنابراین هرگاه یکی دچار بیماری شد و این بیماری به طول انجامید، دیگری را نیز به انواع بیماری مبتلا خواهد کرد. بیماری‌های روح، جسم را کاهیده و بیماری‌های جسم در پاره‌ای از موارد بر روح شخص نیز اثر می‌گذارد. لذا در قرآن کریم بین خوراک جسم انسان و عمل صالح که بازگشت به روح انسان دارد، ارتباط مستقیمی قائل شده و فرموده است: «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ». اى پيامبران! از غذاهاى پاكيزه بخوريد، و عمل صالح انجام دهيد، كه من به آن چه انجام می‌دهید آگاهم.[4] لذا افسردگی‌ها و عقده‌های سنگینی که باعث عدم تعادل روحی و روانی اعضای خانواده می‌شود، به‌مرور زمان جسم ایشان را درگیر نموده و دچار بیماری می‌کند، چنان‌که امروزه جامعه‌ی پزشکی، عامل اصلی بسیاری از بیماری‌ها را ضعف اعصاب، استرس و مشکلات روحی و روانی می‌داند.
از سوی دیگر بی‌حجابی و عدم رعایت حدود عفت و حیاء، کسانی را که در دام خود گرفتار نموده‌اند را دچار بیمارهای فراوانی می‌کنند. این دسته از فریب‌خوردگان از دو حالت خارج نیستند: دسته‌ی نخست: اکثریّتی هستند که در این وادی به خواسته‌های نفس خود دست پیدا نمی‌کنند. این افراد دچار عقده‌ها، آرزوهای دست‌نیافتنی و حسرت‌های طولانی می‌شوند که صدمات جدّی بر روح و جسم آن‌ها خواهد گذاشت. و در پاره‌ای از موارد منجر به جنون و در برخی دیگر منتهی به مرگ شخص می‌گردد. شهید مطهّری دراین‌باره می‌گوید: «روح بشر فوق‌العاده تحریک‌پذیر است. اشتباه است كه گمان كنيم تحریک‌پذیری روح بشر محدود به حدّ خاصى است و از آن پس آرام می‌گیرد. همان‌طور كه بشر -اعمّ از مرد و زن- در ناحیه‌ی ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملّك جاه و مقام سير نمی‌شود و اشباع نمی‌گردد، در ناحیه‌ی جنسى نيز چنين است. هيچ مردى از تصاحب زيبارويان و هيچ زنى از متوجّه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالأخره هيچ دلى از هوس سير نمی‌شود. و از طرفى تقاضاى نامحدود خواه‌ناخواه انجام ناشدنى است و هميشه مقرون است به‌نوعی احساس محروميت. دست نيافتن به آرزوها به‌نوبه‌ی خود منجر به اختلالات روحى و بیماری‌های روانى می‌گردد. چرا در دنياى غرب این‌همه بيمارى روانى زياد شده است؟ علّتش آزادى اخلاقى جنسى و تحريكات فراوان سكسى است كه به‌وسیله‌ی جرايد و مجلّات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمى و غیررسمی و حتّى خیابان‌ها و کوچه‌ها انجام می‌شود».[5]
دسته‌ی دیگر: جمعیّت اقلّیّتی هستند که به خواسته‌های نفس خود دست‌یافته‌اند. اینان کسانی هستند که در شهوت‌رانی دچار افراط شده‌اند. از منظر پزشکی بر همگان روشن است که افسارگسیختگی در مقوله‌ی شهوت و امور جنسی، عامل بیماری‌های فراوان جسمی و روانی می‌شود. از منظر دین مبین اسلام نیز قضیه از همین قرار است. انسان شهوت‌ران اگر مسیر خود را تغییر نداده و به این راه ادامه دهد، جسم و روح خود را بیمار نموده و به قعر فلاکت روحی و شقاوت دنیا و آخرت سقوط خواهد کرد.
 
کاهش شدید امنیت و آسایش
وقتی به سبب بی‌حجابی و بی‌عفتی در تنور شهوت دمیده شود، شعله‌های آن خانمان‌سوز خواهد بود. چه بسیار از جرائم و جنایاتی که به خاطر شهوت‌رانی ایجاد می‌شود. در جامعه‌ای که شرایط ازدواج سخت شده و حریم حیا و عفت دریده شده است، دیگر نمی‌توان از آسیب بیماردلان در امان بود. در این میان امنیت بانوان بیش از هر قشر دیگری در خطر است. همان‌طور که قبلا بیان شد، از نظر روان‌شناسی کودکان طلاق که بسیاری از آن‌ها محصول شرایط نابسامان جامعه از نظر بی‌حجابی و بی‌عفتی هستند، در بسیاری از موارد به خاطر کمبودهای عاطفی و تربیت ناقص، آینده‌ی درخشانی نداشته و بر اساس تجربه و آمارهای موجود، تعداد زیادی از جمعیّت خلاف‌کار جامعه را تشکیل می‌دهند. همچنین و بلکه بدتر از آن، کودکان نامشروعی هستند که به حال خود رهاشده‌اند. این‌ها همه اوضاع نابسامانی را ایجاد می‌کند که در آن آمار جرم و جنایت به شدّت رو به فزونی می‌گذارد.
امّا به‌عکس به هر میزان که دامنه‌ی حجاب و عفت وسیع‌تر گردد، میزان امنیت و آسایش بیشتر خواهد شد. از ویژگی‌های دولت کریمه‌ی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف که در روایات اسلامی وارد شده است، گسترش امنیت و آسایشی است که نتیجه‌ی ترقّی عقول بشریّت و به‌تبع آن رشد عفت، حیا و حجاب است. چنان‌که از باب نمونه در روایتی از امیر مؤمنان علی علیه السّلام آمده است: «... حَتّى تَمشِيَ المَرأَةُ بَينَ العِراقِ إلَى الشّامِ لا تَضَعُ قَدَمَيها إلّا عَلَى النَّباتِ، و عَلى رَأسِها زينَتُها». (امنیت در دوران حکومت حضرت مهدی علیه السّلام تا بدان جاست که) حتّی زن (به‌تنهایی) از عراق تا شام را (در امنیت کامل) پیاده طی می‌کند درحالی‌که گام‌هایش را بر روی سبزه‌زار می‌گذارد و بر روی سرش زینتش قرار دارد.[6]
 
بالا رفتن آمار خودکشی
۱۰ درصد از مرگ‌های جهان مربوط به خودکشی است که این میزان رقمی حدود ۸۰۰ هزار نفر در جهان را دربرمی‌گیرد و خودکشی جزو ۱۰ عامل اصلی مربوط به مرگ در جهان محسوب می‌شود. آمار خودکشی‌ در جهان رقمی بیش از ۱۲ نفر بین هر ۱۰۰ هزار نفر است. شاید به همین دلیل هم باشد که روز ۱۰ سپتامبر به نام «روز پیشگیری از خودکشی» نام گرفته تا به بهانه‌ای برای پرداختن به این آسیب اجتماعی -که دارای ریشه‌های متعدّدی است- و نیز عوامل ایجاد و پیشگیری‌کننده‌ی آن، تبدیل شود.[7]
دقّت در آمار خودکشی‌ها در سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد، میزان خودکشی در کشورهایی که از مشکلات جنسی و اجتماعی بیشتر رنج می‌برند و ارزش‌های اخلاقی در آن‌ها رو به افول است، بالاتر می‌باشد. بر همین مبنا پایگاه‌های خبری از افزایش چنددرصدی خودکشی در کشورهای آمریکایی و اروپایی خبر می‌دهند، به‌طوری‌که آمار رسمی مراکز سلامت در سال 2014 نشان می‌دهد در برخی از این کشورها، خودکشی دومین عامل مرگ‌ومیر افراد بین سن 10 تا 34 و چهارمین عامل مرگ افراد بین سن 35 تا 54 بوده است.[8] وزارت بهداشت آمریکا اعلام کرده است: در سال 2006 بیش از 24 هزار دانشجو به خودکشی اقدام کرده‌اند که از این میان 1100 نفر جان باختند. بنابر اعلام مقامات انگلیسی، نرخ خودکشی در بین دانشجویان انگلیسی‌ بالاتر از آمار آن در کلّ جمعیت جوانان در این گروه سنی، در تمام جهان است. براساس تازه‌ترین تحقیقاتی که توسّط دفتر ملّی آمار انگلیس صورت گرفته است، نرخ خودکشی دانشجویان بین سال‌های 2007 تا  پایان 2016 با افزایش 56 درصدی از 6.6 نفر به 10.3 نفر از هر 100 هزار نفر رسیده است.[9]
گرچه خودکشی در جوامع مختلف و مخصوصاً قشر جوان عوامل مختلفی دارد ولی بااین‌حال به جرأت می‌توان نقش کم‌رنگ شدن اخلاق و رشد مشکلات روحی و روانی را از پررنگ‌ترین دلایل آن دانست.
همان‌طوری که اشاره شد، گاهی افسردگی‌های بعد از طلاق تا جایی حاد می‌شود که فرد اقدام به خودکشی می‌کند. همچنین عواملی چون خیانت، ترس از رسوایی و سوءاستفاده، ارتکاب جرائم زیاد و ترس از مجازات، شکست عشقی، بیماری‌های صعب‌العلاج یا لاعلاج مقاربتی و جنسی و ... این‌ها همه زمینه‌های خودکشی را در افرادی که از لحاظ روحی دچار لطمه‌های شدیدی شده‌اند، زیاد می‌کند. متأسفانه هرقدر کشورهای اسلامی و در این میان کشور عزیزمان ایران، رنگ و بوی جوامع غربی را به خود گرفته و از فرهنگ غنی و متعالی اسلام دور می‌شوند، به همان میزان آمار خودکشی در آن‌ها بالا می‌رود. امّا غافل از این‌که خودکشی نه‌تنها چیزی را درست نمی‌کند، بلکه چون امری مخالف شریعت و دستور پروردگار متعال است، موجبات عذاب اخروی را نیز فراهم می‌سازد.
بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور در سال 1396 مجموع تلفات خودکشی‌ها ۴۶۲۷ نفر بوده که نسبت به سال 1395 افزایش ۵ درصدی را نشان می‌دهد. از بین تعداد خودکشی‌های منجر به فوت ۳۲۶۲ مورد مربوط به مردان و ۱۳۶۵ مورد مربوط به زنان بوده است.[10]
مطالبی که با عنوان «مفاسد بی‌حجابی و بی‌عفتی» بیان شد، تنها گوشه‌ای از بحران‌هایی است که بر اثر کوتاهی در مقوله‌ی حجاب و عفاف، گریبان گیر جوامع بشری شده است. بیان بیش از آن را به مقالات و گزارش‌هایی ارجاع می‌دهیم که دراین‌باره به رشته‌ی تحریر درآمدهاست. نکته‌ای که لازم به ذکر می‌باشد، آن است که بشر تا وقتی به آغوش گرم و پُرمهر خالق خویش بازنگشته و عبد و مطیع او نباشد، اوضاع از این بهتر نخواهد شد، بلکه هرروز بیش‌ازپیش در این منجلاب فرو خواهد رفت.
انسانی که تحت تعالیم و تربیت انبیاء و اولیاء الهی رشد کند، هرگز به این مصائب و آلودگی‌ها گرفتار نمی‌شود. به همین دلیل است که جمعیت‌هایی که ارتباط خوبی با پروردگار متعال دارند و دین را آئین‌نامه‌ی عملی زندگی خویش قرار داده‌اند، حتّی در سختی‌های زندگی مثل مشکلات مالی و جانی، عنان از کف نداده و در مسیر سلامت و سعادت به راه خود ادامه می‌دهند. آمار جنایت، طلاق و خودکشی در کشورها و شهرهایی که به این حقیقت نزدیک‌ترند، به‌مراتب از جاهای دیگر کم‌تر است و این خود گواه خوبی بر این مدّعاست.

پی‌نوشت‌ها:
[1] https://www.isna.ir/news/94112818188.
[2] http://namnak.com.p44785.
[3] http://www.beytoote.com/psychology/zanashoe/divorced
[4] سوره مؤمنون/ آیه 51 (ترجمه مکارم).
[5] مجموعه آثار استاد شهید مطهّری ج 19 ص 436.
[6] میزان الحکمة ج 5 ص 219.
[7] https://www.isna.ir/news
[8] https://www.yjc.ir/fa/news
[9] https://www.farsnews.com/news
[10] https://www.isna.ir/news
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: