کد مطلب: ۲۷۸۵
تعداد بازدید: ۶۵
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۰:۳۳
حجاب و عفاف| ۲۹
برترین مصادیق عفت و حجاب، حضرات اهل بیت علیهم السّلام هستند که تا روز قیامت بهترین الگو و اسوه برای بشریّت می باشند و قرآن کریم ایشان را به عنوان الگوی زندگی و مبرّای از هر گونه پلیدی و گناه معرّفی فرموده است.
کوتاهی در معرّفی الگوهای حجاب و عفاف
یکی از شیوه های قرآن کریم در تربیت انسان، معرّفی الگوهای واقعی از جنس خود انسان است. این شیوه نشان دهنده‌ی این حقیقت است که تنها، بیان طریق سعادت برای سعادتمندی افراد کفایت نمی کند، بلکه ارائه ی مصادیق عملی و حقیقی از سعادتمندان عالَم که در این راه بر سختی ها فائق آمده و به درجات والای انسانیّت دست یافته اند، نیز بسیار تأثیر گذار است. نفس انسان با پشتوانه ی وسوسه های شیطان، پیوسته به دنبال راه توجیحی است تا خود را از انجام تکالیف الهی معاف و معذور بدارد، به همین دلیل برای نیل به این مقصود، همواره اطاعت از فرامین حق تعالی را به نوعی غیر ممکن و اصطلاحاً «تکلیف بما لا یُطاق» یعنی: تکلیف به کاری که از طاقت انسان خارج است، می داند. ارائه ی مصادیق عینی و عملی از افرادی که با اطاعت از خداوند متعال به درجات والای انسانی دست یافته اند، کمک می کند تا این گونه از وسوسه های شیطانی و خدعه های نفسانی از میان برود و جای خویش را در اختیار امید به تحصیل کمالات بر اساس تقوا و بندگی حضرت حق، بدهد.
به عبارت دیگر انسان به چشم خود می بیند که اوامر الهی و برنامه ی رشد و سعادت بشر که توسّط انبیاء و اولیاء و کتب آسمانی در اختیار انسان قرار گرفته، تکلیف بما لا یطاق نیست و کاملاً با ظرفیت های انسانی او مطابقت دارد. به عنوان مثال قرآن کریم از بانویی سخن می گوید که در سخت ترین شرایط، یعنی کاخ فرعون و در حسّاس ترین موقعیّت، یعنی همسری فرعون، ایمان آورد و برای حفظ ایمان خود پایداری کرد تا جایی که بعد از شکنجه های فراوان به شهادت رسید: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ». و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا! خانه ‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش.[1]
معروف اين است كه نام همسر فرعون «آسيه» و نام پدرش «مزاحم» بوده است، گفته ‏اند هنگامى كه معجزه ی موسى علی نبیّنا و آله و علیه السّلام را در مقابل ساحران مشاهده كرد، اعماق قلبش به نور ايمان روشن شد، و از همان لحظه به موسى ايمان آورد. او پيوسته ايمان خود را مكتوم مى‌داشت، ولى ايمان و عشق به خدا چيزى نيست كه بتوان آن را هميشه كتمان كرد، هنگامى كه فرعون از ايمان او با خبر شد بارها او را نهى كرد، و اصرار داشت كه دست از دامن آئين موسى بردارد، و خداى او را رها كند، ولى اين زن با استقامت هرگز تسليم خواسته ی فرعون نشد.                      
 سرانجام فرعون دستور داد دست و پاهايش را با ميخ ها بسته، در زير آفتاب سوزان قرار دهند، و سنگ عظيمى بر سينه ی او بيفكنند، هنگامى كه آخرين لحظه ‏هاى عمر خود را مى ‏گذارند دعايش اين بود: «پروردگارا! براى من خانه‏ اى در بهشت در جوار خودت بنا كن و مرا از فرعون و اعمالش رهايى بخش و مرا از اين قوم ظالم نجات ده». خداوند نيز دعاى اين زن مؤمن پاكباز فداكار را اجابت فرمود و او را در كنار بهترين زنان جهان مانند مريم قرار داد. چنان كه در همين آيات در رديف او قرار گرفته است. ... مسلّماً زرق و برق و جلال و جبروتى برتر از دستگاه فرعونى وجود نداشت همان طور كه فشار و شكنجه‏ اى فراتر از شكنجه‏ هاى فرعون جنايتكار نبود، ولى نه آن زرق و برق، و نه اين فشار و شكنجه، آن زن مؤمن را به زانو در نياورد و هم چنان به راه خود در مسير رضاى خدا ادامه داد تا جان خويش را در راه معشوق حقيقى فدا كرد.[2]
یکی دیگر از بانوان بزرگواری که قرآن کریم از او با عنوان پاک دامن یاد می کند و سوره ای به نام او اختصاص می دهد، جناب مریم سلام الله علیها است که طبق روایات عدیده، در کنار آسیه همسر فرعون، یکی از چهار بانوی برتر بهشتی است. خداوند متعال بلافاصله پس از ذکر آسیه، در آیه ی بعدی از حضرت مریم علیها السّلام سخن گفته و می فرماید: «وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ». و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در آن دميديم، او كلمات پروردگار و كتاب هايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.[3]  
این تنها دو نمونه از اسوه های معرّفی شده در قرآن کریم است، یکی آسیه که در آلوده ترین شرایط، ایمان خویش را حفظ کرد و دیگری مریم که با وجود آن که بنا به شرایطی تا پایان عمر ازدواج نکرد، امّا هرگز دامن خود را آلوده نساخت و حریم حجاب و عفت را حفظ نمود. مصادیق فراوان دیگری در قرآن کریم و روایات اسلامی وجود دارد که توجّه دادن به آن ها و معرّفی ایشان مخصوصاً برای نسل جوان، بسیار راه گشاست. نمونه ی دیگری از مصادیق عفت ورزی و حیا، وجود مقدّس پیامبر خدا حضرت یوسف علی نبیّنا و آله و علیه السّلام است که داستان پاکدامنی و پرهیز او از گناه و عمل منافی عفت، زبان زد خاص و عام است، در حالی که او در اوج زیبایی و جوانی، تقاضای همسر عزیز مصر که زیباترین بانوی مصر بود را به خاطر خداوند متعال رد کرد و حاضر شد برای دوری از گناه سال ها در زندان سپری کند.
ناگفته نماند که برترین مصادیق عفت و حجاب، حضرات اهل بیت علیهم السّلام هستند که تا روز قیامت بهترین الگو و اسوه برای بشریّت می باشند و قرآن کریم ایشان را به عنوان الگوی زندگی و مبرّای از هر گونه پلیدی و گناه معرّفی فرموده است. لذا برای تمام اصناف و اقوام مردم از هر ملیّت و نژادی در هر زمینه ای، می توان برنامه ی عملی در زندگانی این بزرگواران جستجو کرد. وجود نورانی صدّیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و دختر بزرگوار ایشان زینب کبری علیها السّلام، بهترین الگو برای حجاب و عفت ورزی می باشند که پیش از این نیز در این رابطه از سیره ی آن بزرگواران سخن گفته شد.
دین مبین اسلام و مخصوصاً مذهب حقّه ی تشیّع الگوهای فراوانی دارد که یک تن از ایشان برای سرمشق قرار گرفتن برای تمام بشریّت کفایت می کند، ولی مع الأسف ما در دریای نعمت به سر می بریم و از نعمت ها غافلیم. وقتی نهادهای فرهنگی جامعه در معرّفی الگو از خود سستی نشان دهند، دشمن به راحتی الگوهای خود را به جوانان و نوجوانان معرّفی می کند. 
 
کم رنگ شدن نقش خانواده
اگر تربیت فرزندان از خانه به مهد کودک و مدرسه منتقل شود، آن را می توان به هر جای دیگری نیز کشاند. تلاش دشمن، جدا کردن جوان از کانون خانواده است؛ زیرا بدین وسیله زمینه ی آسیب پذیری آنان و آمادگیشان برای اثرپذیری از القای فرهنگی دشمن دوچندان می شود. این جدایی ممکن است ظاهری یا فکری باشد. اسلام برای ارتباط عاطفی و روحی والدین با جوان اهمّیت قائل است. اگر جامعه ی پاک می خواهیم، باید خانواده را تطهیر کنیم. کودک در پرتو ویژگی همانند شدن، بدون اراده از رفتار بزرگ سالان حتّی جارو کردن مادر، روزنامه خواندن پدر و نزاع و مشاجره ی آنان تقلید می کند. کودک به مناسبت زود باوری و تقلید، فکر خانواده و پدر و مادر را می پذیرد و روح و روان او از این طریق تکامل می یابد.
ولی دوره ی نوجوانی و جوانی، از حساسیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا تا پیش از آن، هرچه را والدین مناسب می پنداشتند، او بی چون و چرا می پذیرفت. اکنون که به درستی گزینش آنان شک کرده است، درصدد برمی آید خود با حس استقلالی که یافته است، آن را انتخاب کند. در این هنگام بسیاری از جوانان در معرض دام و فریب دشمن قرار می گیرند. باید بدانیم که هر قدر ما در تربیت و جذب فرزندان خود ناتوان باشیم، به همان اندازه دشمن در این زمینه قوی کار کرده و از اسباب و ابزار چشم گیر و جاذبی برای فریب فرزندانمان بهره می گیرد.
بنا بر این والدین مسئولیت ویژه ای در قبال فرزندان به عهده دارند. این مسئولیت از قبل از تولّد فرزند آغاز می شود و تا دوران رشد و بلوغ ادامه می یابد. رعایت آموزه های دینی در زمینه های بهداشت جسمی و روحی فرزندان و اهتمام در تربیت آنان و فراهم آوردن محیط مناسب در درون خانواده و مراقبت از آنان در محیط بیرون، در شکل گیری شخصیت اخلاقی و روانی فرزندان، تأثیری سازنده دارد. رعایت حجاب و عفاف از سوی افراد خانواده و به طور خاص پدر و مادر، و همچنین فرهنگ سازی حجاب و عفاف از طریق تعلیم و تشویق و حمایت، با زبانی زیبا و جذّاب، در تشویق فرزندان و تربیت ایشان در رعایت حجاب و عفاف بسیار تأثیر گذار است، به طوری که دسیسه های دشمن را به طور کامل یا تا حدّ زیادی خنثی می کند.
 
عدم سلامت محیط های اجتماعی
یکی از وظیفه های اجتماعی مدیران جامعه و همچنین نهادهای فرهنگی و اجتماعی این است که برای ایجاد محیط تربیتی سالم، نظام کارآمدی را برنامه ریزی و اجرا کنند. ساختن محیط سالم در مدارس، دانشگاه ها، رسانه های جمعی، محیط های فرهنگی و هنری و اجرای شیوه های صحیح و مؤثّر، از اقدامات ضروری در ارتقای اخلاق اجتماعی است. ساختن جامعه سالم از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اداری و ارزش های حاکم، شرط ضروری در تربیت عمومی است. در جامعه ای که از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ناسالم باشد، جرایم و مفاسد اخلاقی فزونی خواهد یافت. اگر کسب مال از طریق مشروع، مشکل باشد، افراد بسیاری به راه های نامشروع روی می آورند. در چنین فضایی، نصیحت، تذکّر و امر به معروف و نهی از منکر چندان تأثیری نخواهد داشت. مهم ترین وظیفه ی مدیران در چنین شرایطی، تلاش برای رفع مشکلات و بهبود وضع اجتماعی، تصحیح مدیریت ها، اصلاح اداری و تقویت بنیه ی اقتصادی است.
 
عدم شناخت فلسفه‌ی حجاب و ثمرات آن
رسالت اصلی انقلاب اسلامی، ایجاد بستر مناسب برای رشد و تعالی فکری و عملی کشورمان ایران و در مرحله ی بعد صادر کردن آن به دیگر نقاط جهان بوده و هست. مردم به رهبری معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی رحمة الله علیه، با کوتاه کردن دست شیاطین، ابرقدرت های ظالم و مزدوران ایشان در داخل کشور، به دنبال این هدف بودند و در این راه ملّت مسلمان ایران شهدای فراوانی را تقدیم اسلام کرد. بنا بر این واضح است که چنین امّتی باید در ادامه ی سیر خود، تمام تلاش خود را مبذول دارد تا ارزش های دینی و اخلاقی را بیش از پیش به نقطه ی کمال و اوج خود نزدیک سازد. لازمه ی این کار علاوه بر اصلاح ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی بر مبنای اسلام عزیز، اصلاح و ترویج فرهنگ ناب اسلامی است.
بدیهی است که در امور فرهنگی و اعتقادی، هرگز نمی توان بدون شناخت کافی کسی را وادار به پذیرش امری کرد. در زمینه ی حجاب و عفاف نیز باید از همان ابتدای انقلاب تا کنون، به طور شایسته و بایسته به طرح فلسفه ی حجاب و عفاف و آثار ضروری و چشم گیر آن در فرد و اجتماع پرداخته می شد. البته این بدان معنا نیست که از ابتدا کاری صورت نگرفته، بلکه منظور آن است که باید کارها سنجیده تر، قوی تر و بسیار بیش از آن چه صورت گرفته، انجام می پذیرفت. برای احیاء و تقویت و حفظ حجاب و عفت در توده ی جامعه از هر طبقه و قشری، باید تمام اصناف و ارگان ها دست به دست هم دهند و تلاش کنند. رسانه ی ملّی و جراید و انتشارات، در این باره سهم بزرگی را به خود اختصاص می دهند.
استفاده از شیوه های علمی و روانشناختی جدید، و ابزارهای به روز و قویِ رسانه های سمعی و بصری در تبیین فلسفه ی حجاب و عفاف، دعوت و تشویق مؤلّفین و نویسندگان خوش قلم و پُر مخاطب نسبت به کتابت این موضوع، دعوت و تشویق صاحبان خوش بیان و دانشمندِ کرسیِّ تدریس و تبلیغ در دانشگاه ها و سطوح مختلف جامعه برای تبین فلسفه ی حجاب و عفاف و ...، این ها ابتدایی ترین کارهایی است که باید کشور برای آن هزینه کند تا ثمراتش را در بلند مدّت ببیند. اگر از نظر فرهنگی و شناختی نتوانیم در افکار و آراء مردم تأثیر لازم را بگذاریم، با این هجمه ی سنگین شبیخون فرهنگی دشمن نمی توان انتظار داشت تا تنها با دعوتی آن هم به شکل ناقص و یا اجبار، مردم را به این سو سوق داد.
در حالی که برخی از مسئولین کشوری صرف هزینه های ضروری برای رشد و ترقّی تدیّن و فرهنگ مردم کشورشان –از جمله در زمینه ی فرهنگ حجاب و عفاف- را اتلاف سرمایه می پندارند، چند هزار کیلومتر دورتر از مرزهای این آب و خاک، سیاستمدارانی پلید امّا پُرکار، از خزانه ی مردم خود، هزاران میلیارد دلار هزینه می کنند تا برای دست یابی به اهداف شوم خویش، فرهنگ بی‌حجابی و بی‌عفتی را در سراسر جهان و مخصوصاً کشورهای اسلامی و به طور خاص ایران عزیزمان، گسترش دهند. امروزه به طور واضح شاهد هستیم که هر قدر برای تحقّق کاری، از سرمایه های فکری و مالی بیشتر هزینه کرد، نتیجه ی بیشتری به دست خواهد آمد. با این که هزاران کیلومتر از جهان غرب فاصله داریم، ولی هر روز آثار سیاه فرهنگ منحرف غرب را در کوچه و بازار و رسانه های کشورمان نظاره گریم.[4]
 
خودآزمایی
1-معرّفی الگوهای اسلامی چه تأثیری در تقویت فرهنگ حجاب و عفاف دارد؟
2-نقش خانواده را در تقویت فرهنگ حجاب و عفاف بیان کنید؟
 
پی‌نوشت‌ها
[1] سوره تحریم/ آیه 11 (ترجمه مکارم).
[2] تفسير نمونه ج ‏24 ص 302 الی 304.
[3] سوره تحریم/ آیه 12 (ترجمه مکارم).
[4] در این نوشتار از کتاب «مروارید عفاف (کاوشی در حیا، غیرت و حجاب) ص 43 تا 52»، استفاده فراوان شد.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: