bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۵۲ : ۱۸ - دوشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - 20 February 2017 -۲۴ جمادی الاول ۱۴۳۸
کد خبر: ۲۸۷
تعداد بازدید: ۳۳۸
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۴ - ۲۳:۴۰
وهابیت ایده استعمار
آنچه در زیر می خوانید، پیشگفتار کتاب «وهابیّت ایده استعمار، یادداشتهای یک جاسوس انگلیسی به نام مستر همفر» است که توسط آیت الله سیداحمد علم الهدی ترجمه شده و از سوی دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت منتشر و بارها تجدید چاپ شده است.
پیشگفتار مترجم

PDF

اي خدا!

سخنم را با نيايش به درگاهت و رازسرایی در پيشگاهت آغاز مي‌كنم.

اين ملّت شيعه كه مظلوم‌ترين مظلومان جهان امروز است و همه دژخيمان درّنده او را به زير لگد گرفته‌اند. مت

همه چشمان ازرقي كينه‌بار به او دوخته شده و همه دل‌هاي ماده‌پرستان از دشمني او لبريز است.

همه اسلحه‌هاي مرگبار او را هدف گرفته‌اند، و همه نيروهاي قلدران براي نابودي وي بسيج شده‌اند، همه مشت‌هاي گره شده بر مغز او فرود مي‌آيد،‌ و همه پنگال‌هاي خون‌آشام به خون او رنگين است، همه چنگال‌هاي عفريتان حلق او را مي‌فشرد، و همه دشنه‌هاي جلّادان زبان او را مي‌بُرَد.

آيا جز نام علي(ع) و نام حسين(ع) از نظر دنياي كفر و ماده‌پرستي جرم ديگري دارد؟

بارالها!

آيا براي هيچ گاه اين محروميّت‌ها پاياني ندارد؟ و براي هيچ وقت در اين جهان درياي رحم تو خداي جبّار به جوشش نمي‌آيد؟ و براي هيچ زمان ستمديدگان محروم نبايد با نيروي غيبي تو امداد شوند؟

مناجاتم به اينجا كه رسيد:

از عمق جانم و از كانون فطرتم نداي الهام‌آميزي بلند شد:

آري.

آن هنگام كه اين ملّت محروم ريشه‌هاي ناتواني و عقب افتادگي اجتماعي خود را درك كند، درد خود را احساس نمايد، عامل آن را بشناسد و با تمام همّت براي درمان بكوشد كدام درد؟ كدام انحطاط؟ كدام ضعف؟

همان درد و ضعفي كه عامل آن زهر است.

زهري كه دست‌هاي جائرانه و بي‌رحمانه عامل استعمار از دو قرن گذشته جرعه جرعه به حلقوم اجتماعي ما ريختند،‌ و جسم ملّت و روح ملّت ما را مسموم نمودند. آن زهرآشامي‌هاي پدران غافل و نياكان بي‌خبر ما بود كه اين همه بيماري و درد و ناتواني براي ما فرزندان محروم به بار آورد.

آخر مگر از اول آن‌ها، از ما چه مي‌خواستند كه امروز ما را اين‌گونه سيه بخت و نكبت‌زده ساختند!

چه خوب است نسل نو شيعه به اين نكته خوب توجّه كند:

دو پرسش:

1. چرا از روز اول استعمار غرب به سوي ما دست دراز كرد؟ آيا جز ربودن ثروت ما و دستبرد به منابع طبيعي ما هدف ديگري داشت؟

2. هم‌اكنون چرا قلدران استعمارگر دنيا از همه طرف (هم شرق و هم غرب) تنها شيعه را هدف گرفته و فقط اين مكتب و پيروان مظلومش را مي‌كوبند؟

پاسخ اول: معمولاً هنگامي كه در بين نسل روشن ما، پرسش اول به ميان مي‌آيد، آن‌ها كشورهاي اسلامي و شيعه‌نشين و ممالك خاورميانه را در رديف كشورهاي آفريقايي درآورده و از نظر فلسفه استعمار براي همه يك حساب باز مي‌كنند:

و آن اينكه استعمارگران در مقام استعمار اين ملل و ممالك، جز چپاول ثروت‌ها و منابع طبيعي و به بيگاري كشاندن افراد و يا ايجاد بازار سياه براي توليدات خودشان هدف ديگري ندارند. اين نكته نسبت به همه مستعمرات صحيح و قابل قبول است، و كشورهاي اسلامي و شيعه‌نشين هم مشمول اين جهت مي‌باشند؛ ولي درخصوص ملّت شيعه كه از روز اول استعمارگران درصدد تسلّط بر اين جمعيّت و نابود كردن افكار و عقايد مذهبي آن‌ها برآمده‌اند، جهت دومي هم وجود دارد.

و آن اينكه در بين اديان و مكاتب و مذاهب دنيا، يگانه مكتب و مذهبي كه حس آزادي‌خواهي و عدل‌طلبي مردم را با يك ايدئولوژي مذهبي و آسماني در مزاج فكر آن‌ها ممزوج مي‌كند و آن را به صورت يك نيروي محرّك تخلّف‌ناپذير درمي‌آورد، فقط مكتب شيعه است كه بنيان و اساسش بر يك اصل استوار است، و آن اينكه تو بشر بايد سر در اطاعت موجودي درآوري كه دستگاه خلقت خدا او را براي رهبري تو ساخته و در جهات ذاتيش بر تو امتياز دارد و غير از او نبايد عنصر و نيروي ديگري زمام تو را به دست بگيرد. مكتبي كه بر اين اصل استوار است براي استعمار دو زيان دارد:

1. اينكه وجود اين مكتب موجب مي‌شود كه براي هيچ‌گاه نيروهاي استعماري نتوانند بر پيروانش مسلّط شوند و بر هستي و ثروت و موجوديّت آن‌ها دست پيدا كنند.

2. اينكه چون اين مكتب مورد كشش همه انسان‌هاي دنيا است، اگر جلوی او را باز بگذارند در اندك زماني در همه ملّت‌ها سرايت مي‌كند و با اين كيفيّت، ريشه استعمار آنان كنده مي‌شود.

پاسخ دوم: از پاسخ پرسش اول دانسته شد با اين خصوصيّتي كه از مكتب شيعه به عرض رسيد، اگر شيعه و معارف و رهبران مكتبي آن در دنيا آزاد باشند، در فاصله كوتاهي دنيا در پرتو اين مكتب قرار مي‌گيرد و ملّت‏هاي جهان به‌ويژه محروم‌ها و استعمار شده‌ها همه آزادي‌خواه و عدالت‌طلب ساخته مي‌شوند.

شاهد بر اين حقيقت، گزارش‏ها و يادداشت‌هايي است كه يك جاسوس انگليسي به نام مستر همفر (Humpher) كه در دو قرن گذشته در كشورهاي اسلامي از طرف وزارت مستعمرات بريتانيا مأموريت داشته، در زمره خاطرات خود نوشته است و يك مجله فرانسوي توانسته اين خاطرات را به دست بياورد و پاره‌اي از آن‌ها را منتشر سازد، و يكي از دانشمندان روشنفكر لبنان كه از معرّفي خويش خودداري نموده اين گزارش‏ها را به زبان عربي ترجمه كرده است.

نسخه عربي آن كه به دست بنده رسيد، جهت توجّه و هشداري به دوستان جوان آن را به فارسي ترجمه نمودم؛ از ترجمه اين كتاب دو مقصود داشتم:

1. توجّه نسل امروز به بذرهايي كه ايادي مرموز استعمار غرب از دو قرن گذشته براي بيچاره ساختن ملّت‌هاي مسلمان كشت كرده و امروز ميوه تلخ و كُشنده آن نصيب ما تيره‌بختان شده است.

2. به پيروي از اين برنامه‌هاي كوبنده ريشه‌دار استعمار، امروز درصدد برآمده كه از نقشه‌هاي شوم گذشته بهره‌برداري كند، و اين برنامه مهم اخير خود (نابود كردن شيعه و تشيّع) را با تعقيب تشكيلات گذشته اجرا كند. لذا اخيراً عوامل جاسوسي در كشور ما دست به فعاليّت تازه‌اي زده‌اند و جوانان خام و نپخته‌ی ما را از اطراف و اكناف مي‌دزدند و با وعده و نويد آن‌ها را گول مي‌زنند، از دانشگاه‌هايي كه در بعضي از كشورهاي اسلامي پايگاه آموزش وهابيّت است و به وسيله عوامل استعمار آمريكا و انگليس اداره مي‌شود براي آن‌ها بورس تحصيلي گرفته، براي مدّتي آن‌ها را به عنوان تحصيل آن‌جا اعزام مي‌كنند، و در آن مكان فاسد، مغزشان را از اراجيف وهابيّت پر كرده به صورت ارمغان تازه وارد اين مملكت مي‌سازند.

از طرف ديگر اخيراً كتاب‌هايي از طرف همين عوامل استعماري بر ردّ شيعه منتشر مي‌شود، و آن‌ها را به زبان فارسي ترجمه مي‌كنند، به شيعيان و ايراني‌هايي كه با قلبي مالامال از صفا و عشق به زيارت كعبه و حرم پيغمبر(ص) و ائمه بقيعŒ به آن كشور مسافرت مي كنند از اين كتاب‌ها به آن‌ها مي‌دهند، در حالی که در آن ورق پاره‌ها از هرگونه اهانت و گستاخي به ائمه اطهارŒ و بزرگان محدّثين و علماء شيعه خودداري نشده و عموم مقدّسات شيعه را به باد اهانت و تكفير گرفته‌اند.

براي اينكه عموم شيعيان به‌ويژه نسل جوان اين مكتب از بنيان اين مرام خرافي مطّلع گردند، اعترافات اين جاسوس انگليسي كه خود پديدارسازنده آيين وهابيّت است در اختيار عزيزان قرار مي‌گيرد.

تهران ـ سید احمد علم الهدی

رمضان 1398

***

کتاب: وهابيّت ايده استعمار

يادداشت‌هاي يك جاسوس انگليسي به نام مستر همفر

ترجمه: سيد احمد علم‌الهدی

ناشر: دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

نام:
ایمیل:
* نظر: