کد مطلب: ۲۹۲۴
تعداد بازدید: ۲۱
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۱
معاد - عالم برزخ| ۸
وقتی انسان می‌میرد، در واقع بدن او مرده، ولی روح او که از بدن جدا شده، زنده است، زیرا روح از عوارض جسم نیست تا با مرگ جسم، او نیز بمیرد، بلکه «گوهر مستقلی» است که بدون جسم نیز به بقای خود ادامه می‌دهد...
فصل دوّم: معنی برزخ و دورنمایی از آن و برزخ از دیدگاه قرآن
معنی برزخ
واژه‌ی «بَرزَخ» در اصل به معنی چیزی است که در میان دو چیز حائل و واسطه شود و به هر امری که در میان دو چیز یا دو مرحله قرار گیرد، «بَرزَخ» می‌گویند. همچنین به زمینی که بین دو دریا قرار گرفته نیز برزخ گویند، و نیز آن مرزی که بین آب شیرین و شور قرارگرفته و مانع مخلوط شدن آن دو است، برزخ نام دارد.
در اینجا، موضوع مورد بحث این کتاب، «برزخ»، جهانی است که بین دنیا و آخرت قرار گرفته که از هنگام مرگ هر انسان شروع می‌شود و تا پدیدار شدن روز قیامت ادامه دارد، بنابراین هم‌اکنون عالم برزخ» وجود دارد، و آنان‌ که مرده‌اند در این عالم به سر می‌برند.
به عبارت روشن‌تر وقتی انسان می‌میرد، در واقع بدن او مرده، ولی روح او که از بدن جدا شده، زنده است، زیرا روح از عوارض جسم نیست تا با مرگ جسم، او نیز بمیرد، بلکه «گوهر مستقلی» است که بدون جسم نیز به بقای خود ادامه می‌دهد و بعد از مرگ جسم، در عالمی به نام «برزخ» قرار می‌گیرد، در عین آن که ارتباطی نامرئی با جسم خود نیز دارد.
 
دورنمایی از عالم برزخ
روح انسان بعد از پایان دنیا، در جسم لطیفی قرار می‌گیرد که آن جسم، از بسیاری از عوارض جسم مادی برکنار است و به آن «بدن مثالی» یا «قالب مثالی» می‌گویند، که نه کاملاً مجرّد است و نه مادّی محض، بلکه دارای یک نوع «تجرّد برزخی» است مثلاً جای گرفتن آب در میان کوزه، با جای گرفتن آن در میان نایلون فرق دارد در اولی در میان جسم غلیظ است و در دومی در میان جسم لطیف، هم چنان ‌که آب را می‌توان از بیرون نایلون دید، (چنان‌ که بعضی، می‌توانند صورت‌های برزخی را ببینند) البته حقیقت این مطلب برای ما که در زندان عالم ماده اسیر هستیم، به‌ طور روشن قابل‌ درک نیست، ولی برای آن که تا حدودی چگونگی آن را دریابیم، دانشمندان آن را به «حالت خواب» تشبیه کرده‌اند.
به گفته‌ی علّامه مجلسی(ره) نیز تشبیه عالم برزخ به حالت خواب و رؤيا، در بسیاری از روایات وارد شده است.
هر انسانی در عالم خواب، دیده است که روحش با استفاده از قالب، گاهی به‌ جاهای وسیع و زیبا رفته و با مناظر جالب همراه با نعمت‌های فراوان، روبرو و بهره‌مند شده و لذّت برده است، گاهی نیز به ‌عکس مناظر وحشتناکی مشاهده می‌کند که با آزردگی و ناراحتی فراوان و فریاد و گریه از خواب بیدار می‌شود.
دورنمایی از عالم برزخ، با توجّه به این تشبيه (عالم خواب) تا حدودی برای ما قابل ‌درک می‌شود، بنابراین «جسم مثالی» چنان ‌که از نامش پیدا است، شبیه این بدن است، ولی این ماده کثیف کیفیت عنصری را ندارد، بلکه جسمی است لطیف، نورانی و خالی از مواد و عناصر شناخته‌شده‌ی این جهان.
و به گفته‌ی بعضی: «قالب مثالی در باطن بدن هر انسانی وجود دارد، منتها به هنگام مرگ از بدن جدا می‌شود و زندگی برزخی خود را آغاز می‌کند، بنابراین روح بعد از مرگ به بدن دیگری منتقل نمی‌شود تا «تناسخ» به وجود آید، بلکه به قالب مثالی خود که در باطنش موجود است، انتقال می‌یابد.[1]
در روایات اسلامی به «جسم مثالی» تصریح شده است، به ‌عنوان نمونه:
شخصی از امام صادق(ع) پرسید: «عدّه‌ای معتقدند که ارواح مؤمنان در چینه‌دان پرندگان سبز رنگی، در اطراف عرش قرار دارند»، امام صادق(ع) فرمود: این اعتقاد، درست نیست، مؤمن نزد خدا گرامی‌تر از آن است که خداوند روحش را در چینه‌دان پرنده‌ای جای دهد.
«وَ لَكِنْ فِي أَبْدَانٍ كَأَبْدَانِهِمْ»
«بلکه ارواح در بدن‌هایی شبیه بدن‌های سابق خواهند بود».[2]
و نیز فرمود:
 «فَإِذَا قَبَضَهُ اَللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَيَّرَ تِلْكَ اَلرُّوحَ فِي قَالَبٍ كَقَالَبِهِ فِي اَلدُّنْيَا.»
«هنگامی‌که خداوند روح مؤمن را قبض می‌کند، او را در قالبی همانند قالبش در دنیا قرار می‌دهد.»
آنگاه فرمود: «این ارواح (در قالب برزخی) می‌خورند و می‌آشامند و هرگاه شخصی بر آن‌ها وارد شد، آن‌ها او را به همان صورتی که در دنیا بود، می‌شناسند.»[3]
نیز طبق روایات، ارواح مؤمنان در جهان برزخ در باغ‌ها و حجره‌هایی از بهشت (برزخی) هستند، و ارواح کافران و مجرمان گرفتار عذاب و آتش برزخی و در مکانی به نام «برهوت» که در «حضرموت يمن» واقع است، می‌باشند [4]و ارواح مؤمنان در دارالسّلام نجف اشرف هستند.[5]
 
تشبيه عالم برزخ به خواب در قرآن و روایات
در آیه ۴۲ زمر می‌خوانیم:
«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى.»
«خداوند ارواح را به هنگام «مرگ»، قبض می‌کند و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد، سپس ارواح کسانی را که حکم مرگ آن‌ها را صادر کرده نگه می‌دارد، و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) بازمی‌گرداند تا سرآمد معیّنی».
این آیه با صراحت بیانگر آن است که مرگ و خواب، از یک جنس هستند و خداوند در هر دو حال (مرگ و خواب) جان را می‌گیرد، با این تفاوت که آن‌ کس که اجلش رسیده، خداوند آن جان را نگه ‌داشته است، و آن‌ کس که اجلش نرسیده، آن جان را در وقت بیداری به او بازمی‌گرداند.
و در روایات اسلامی نیز تشبیه مرگ به خواب، بسیار دیده می‌شود، در اینجا به ذکر یک نمونه می‌پردازیم:
شخصی از امام جواد(ع) پرسید: «مرگ چیست؟».
آن حضرت در پاسخ فرمود: «مرگ همین خوابی است که هر شب به سراغ شما می‌آید، با این تفاوت که مدّت مرگ طولانی است و انسان در این خواب بیدار نمی‌شود، مگر در روز قیامت، افرادی که در عالم خواب خواب می‌بینند و در آن حال با انواع شادی‌ها و یا دهشت‌ها و دشواری‌ها روبرو می‌شوند، همچنین است در عالم مرگ و حوادث تلخ و شیرینی که برای انسان رخ می‌دهد. مرگ همین است، خود را برای آن آماده کنید».[6]
البته ناگفته نماند، عالم برزخ از یک نظر در مقایسه با آخرت و قیامت، یک نوع خواب است، ولی نسبت به زندگی دنیا، یک زندگی بسیار وسیع‌تر است از این‌رو در روایات آمده: مردم در خوابند؛
«وَ اِذَا مَاتُوا اِنتَبَهُوا»
«وقتی ‌که مردند، بیدار می‌شوند.»
 
برزخ از دیدگاه قرآن
در قرآن مجید، در سه مورد، واژه‌ی «برزخ» آمده که در دو مورد آن (۵۳ فرقان و ۲۰ الرّحمن) این واژه به معنی «مرز حاجب و حائلی» است که در دریا، بین آب شیرین و شور قرار دارد و از مخلوط شدن آن دو نوع آب، جلوگیری می‌کند.
ولی در یک مورد (۱۰۰ مؤمنون) منظور، همان عالم برزخ است که با کمال صراحت می‌فرماید:
«وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»
«پشت سر انسان‌ها، برزخی است تا هنگامی ‌که (روز قیامت) برانگیخته می‌شوند».
می‌توان گفت به دلیل همین آیه و روایات بسیار که واژه «برزخ» در متن آن‌ها آمده، به جهان بعد از مرگ تا روز قیامت، «عالم برزخ» می‌گویند.
در قرآن مجید علاوه بر آیه‌ی فوق، آیات متعددی درباره‌ی عالم برزخ وجود دارد که با صراحت یا اشاره، سخن از عالم برزخ به میان آورده است. در اینجا به ذکر چند آیه، که بعضی بیانگر پاداش صالحان در عالم برزخ است و بعضی عذاب ناصالحان را در عالم برزخ بازگو می‌کند می‌پردازیم:
 ۱- در آیه ۱۶۹ و ۱۷۰ آل‌عمران می‌خوانیم:
«وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ - فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
 «(ای پیامبر) هرگز گمان مبر آن‌ها که در راه خدا کشته‌ شده‌اند، مردگان‌اند، بلکه آن‌ها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند، آن‌ها به خاطر نعمت‌های فراوانی که  خداوند از فضل خود به آن‌ها بخشیده، خوشحالند و به خاطر مجاهدانی که بعد از آنان ملحق نشدند (نیز) خوشوقتند (زیرا مقامات برجسته‌ی آن‌ها را در آن جهان می‌بینند و می‌دانند) که نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمی خواهند داشت»
نظیر این آیه، آیه ۵۴ سوره‌ی بقره است.
 ۲- در آیه ۲۶ و ۲۷ سوره‌ی  یس می‌خوانیم:
«قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ - بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ.»
«مؤمن آل يس (حبیب نجّار، وقتی ‌که به دست ستمگران به شهادت رسید) از طرف خدا به او گفته شد وارد بهشت شو، او  گفت: ای‌ کاش قوم من می‌دانستند که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است»
۳- و در آیه ۴۶ سوره‌ی مؤمن می‌خوانیم:
«النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَ عَشِيّاً وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ»
«عذاب آن‌ها ( آل فرعون) آتش است که هر صبح و شام، بر آن عرضه می‌شوند، و روزی که قیامت برپا می‌گردد، خداوند دستور می‌دهد که آل فرعون را در سخت‌ترین عذاب‌ها وارد کنید.»
منظور از عذاب آل فرعون در صبح و شام، همان عذاب برزخی آن‌ها است.
آیه ۲۵ نوح، و ۱۱ مؤمن نیز از عالم برزخ سخن به میان آورده است.
 ۴- و در آیه ۱۰ سوره منافقون می‌خوانیم
«وَ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ»
«از آنچه به شما روزی داده‌ایم در راه خدا انفاق کنید، قبل از آن که مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: پروردگارا! چرا مرگ مرا مدّت کمی به تأخیر نینداختی تا صدقه دهم و انفاق کنم و از صالحان باشم.»
در این آیه نیز اشاره‌ای به عالم برزخ، عالم بعد از مرگ قبل از قیامت است که مقصّران تمنّای بازگشت و جبران می‌کنند، و به آن‌ها جواب داده می‌شود که بازگشتی در کار نیست که در دنبال همین آیه و آیه‌ی ۱۰۰ مؤمنون همین جواب آمده است.
به‌ علاوه در آیات متعددی از قرآن در مورد مرگ، تعبیر به «تَوَفَّی» (قبض و دریافت روح، نه مرگ) شده است، مثلاً در آیه‌ی ۴۲ زمر می‌خوانیم:
«اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا ...»
«خداوند، ارواح را هنگام مرگ، قبض و دریافت می‌کند».
این تعبیر نیز بیانگر زنده بودن روح انسانی، بعد از مرگ جسم است.
۵- در آیه ۲۵ سوره‌ی نوح می‌خوانیم:
«مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَاراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصَاراً»
«سرانجام همه‌ی آن‌ها (قوم گنه‌کار نوح(ع)) به خاطر گناهانشان غرق شدند، و در آتش دوزخ وارد شدند و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند.
از این آیه استفاده می‌شود که قوم گنه‌کار نوح(ع) پس از غرق شدن، بلافاصله وارد آتش دوزخ شده‌اند، روشن است که هنوز دوزخ روز قیامت برپا نشده است، بنابراین منظور از این دوزخ، همان دوزخ در عالم برزخ است.
 
نگاهی به پنج آیه‌ی قرآن با توجّه به روایات
۱- در آیه‌ی ۲۷ سوره‌ی ابراهیم می‌خوانیم:
«يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا بِالقَولِ الثّابِتِ فِي الحَياةِ الدُّنيا وَ فِي الآخِرَةِ»      
«خداوند کسانی را که ایمان آوردند (ویژگی‌های ایمان را رعایت کردند) به خاطر اعتقاد و گفتار ثابتشان، هم در دنیا و هم در آخرت، ثابت‌قدم می‌دارد»
در روایات متعدد آمده منظور از آیه، ثابت‌قدم بودن مؤمن، در عالم برزخ است.
علّامه‌ی طبرسی در تفسیر مجمع‌البیان می‌گوید: اکثر مفسّرین می‌گویند: منظور از «آخرت» در آیه‌ی فوق عالم قبر است، و آیه در مورد سؤال قبر نازل شده است، و این تفسیر از ابن عبّاس و ابن مسعود نیز نقل ‌شده و از امامان معصوم(ع) روایت گردیده است، از جمله امیرمؤمنان علی(ع)، در ضمن گفتاری فرمود: هنگامی‌ که دو فرشته نکیر و منکر وارد قبر می‌شوند، از مؤمن می‌پرسند: خدا و دین و پیغمبرت کیست؟
او در پاسخ می‌گوید: «خداوند، پروردگار من است، و اسلام دین من است و محمد(ص) پیامبر من است»
آن دو فرشته به او می‌گویند: «خداوند تو را در آنچه خشنود است، ثابت‌قدم بدارد» این است قول خداوند؛
«يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا ...»
آنگاه آن دو فرشته دری از بهشت را به روی قبر او می‌گشایند...[7]
 ۲- در آیه‌ی ۱۲۴ سوره طه می‌خوانیم:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْري فَإِنََّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَي»
«هر کس از یاد من روی‌گردان شود، زندگی تنگ (و پرزحمت) خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم.»
طبق پاره‌ای از روایات، این زندگی سخت، مربوط به عالم برزخ است.
علامه مجلسی روایتی از امام سجّاد(ع) نقل می‌کند که فرمود: «این زندگی سخت، در عالم برزخ است»، آنگاه می‌گوید:
«مراد از «معیشت ضَنک» (زندگی تنگ و سخت) در آیه‌ی فوق، عذاب قبر است، و مؤید این معنی آن است که در این آیه قیامت را، بعد از آن ذکر نموده است و بسیاری از مفسّران این‌گونه تفسیر کرده‌اند و نمی‌توان گفت که مراد از «معیشت ضَنک»، بدی حال در دنیا است، زیرا بسیاری از کافران در دنیا، زندگی راحت و گوارایی دارند. ولی بسیاری از مؤمنان برخلاف آن‌ها، زندگی سختی در دنیا دارند.
علّامه طبرسی (در مجمع‌البیان) می‌گوید: گفته‌ شده که منظور از «معیشت ضنک»، عذاب قبر است و این تفسیر از ابن مسعود و ابوسعید خدری و... نقل‌ شده است، و ابوهریره نیز در این مورد، روایتی نقل نموده است».[8]
و امیرمؤمنان على(ع) ضمن نامه‌ای که بر اهل مصر می‌نویسد و توسط محمّد بن ابوبکر می‌فرستد، می‌فرماید:
«وَ إِنَّ الْمَعِيشَةَ  الضَّنْكِ اَلَّتِي حَذَّرَ اَللَّهُ مِنْهَا عَدُوَّهُ عَذَابُ اَلْقَبْرِ.»
«همانا معیشت ضنک که خداوند دشمن خود را از آن برحذر داشته، عذاب قبر است.»
سپس فرمود: «چرا که خداوند نود و نه مار بر کافر مسلّط می‌کند آن‌ها گوشت او را نیش می‌زنند، استخوان او را می‌شکنند و تا روز قیامت با او این‌گونه رفتار می‌نمایند».[9]
{شاید تعداد ۹۹ مار، اشاره‌ای به ۹۹ عمل زشت دنیوی او باشد، که به‌ صورت ۹۹ مار درمی‌آیند و در عالم قبر او را می‌گزند.}
 ۳- در آیه‌ی ۸۸ و ۸۹ سوره‌ی واقعه می‌خوانیم:
«فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ - فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ»
«اما اگر انسان از مقرّبان باشد، در روح و ریحان (در نهایت آرامش و شادمانی) و در بهشت پرنعمت است.»
امام صادق(ع) فرمود: منظور از «روح و ریحان»، آرامش و شادابی در عالم قبر (برزخ) است و منظور از «بهشت پرنعمت»، بهشت آخرت (قیامت) می‌باشد.[10]
در حدیثی از رسول خدا(ص) می‌خوانیم: «نخستین چیزی که به مؤمن در هنگام وفات بشارت داده می‌شود، «روح و ریحان و بهشت پرنعمت» است و نخستین چیزی که به مؤمن در قبرش، بشارت داده می‌شود این است که به او می‌گویند: «بشارت باد بر تو به خشنودی خداوند، به بهشت خوش‌آمدی، خداوند تمام کسانی که تو را تا قبرت تشییع کرده‌اند، آمرزید و شهادت آن‌ها را درباره‌ی تو تصدیق و دعای آن‌ها را برای آمرزشت، مستجاب فرمود».[11]
۴- در آیه ۹۲ تا ۹۴ سوره واقعه می‌خوانیم:
«وَ أَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ - فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ - وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ»
«امّا اگر انسان از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد - با آب جوشان دوزخ از او پذیرائی می‌شود - سپس سرنوشت او، ورود در آتش جهنّم است»
امام صادق(ع) فرمود: «آب جوشان دوزخ، در عالم قبر (عالم برزخ) به تکذیب‌کنندگان می‌رسد، امّا ورود در آتش جهنم، مربوط به آخرت (قیامت) است».[12]
 ۵- در آیه ۶۲ سوره‌ی مریم می‌خوانیم:
«وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيّاً»
و هر صبح و شام روزی آن‌ها (بندگان صالح خدا) در بهشت مقرّر است.
مفسّر معروف، علی بن ابراهیم با استفاده از روایات می‌گوید: «منظور از این بهشت، بهشت دنیا (در عالم برزخ) است که ارواح افراد با ایمان به آن انتقال می‌یابد، چرا که در بهشت جاودان آخرت، صبح و شب وجود ندارد».[13]
نتیجه این که: در قرآن آیات متعددی به جهان برزخ، تصریح یا اشاره دارد و به ‌طور کلّی اصل جهان برزخ در قرآن آمده، گرچه به جزئیات آن اشاره نشده است، چنان که شیوه‌ی قرآن در طرح مسائل بیان اصول و کلیات مسائل است، نه جزئیات آن؛ و عالم برزخ شبیه عالم خواب است و وجه اشتراک مرگ و خواب این است که در هر دو حالت نفس از تصرف در بدن بازمی‌ماند، با این فرق که در خواب، قطع تصرف نفس به‌ طور موقّت است اما در مرگ، قطع تصرف از بدن طولانی است، نه ابدی! زیرا با فرا رسیدن قیامت، بار دیگر، بین نفس و بدن رابطه برقرار می‌شود و نفس به تدبیر بدن می‌پردازد.

  پی‌نوشت‌ها
[1] . شرح این مطلب را در تفسیر موضوعی پیام قرآن، ج ۵، ص ۴۶۱ تا ۴۶۵ بخوانید.

[2] . فروع کافی، ج ۳، ص ۲۴۴.

[3] . همان، ص ۲۴۵.

[4]. همان، ص ۲۴۴ و ۲۴۶.

[5] . بحارج ۶، ص ۲۴۳.

[6] . اقتباس از معانی الاخبار، انتشارات اسلامی، ص ۲۸۹.

[7] . تفسیر مجمع البیان، ج ۶، ص ۳۱۴ / بحار ج ۶، ص ۲۲۵ و ۲۲۸/ تفسیر برهان ج ۲، ص۳۱۴.

[8]. بحار، ج ۶، ص ۲۱۵.

[9] . امالی صدوق، چ نجف، ج ۱، ص ۲۷/ تفسیر برهان ج ۳، ص ۴۸.

[10]. تفسیر علی بن ابراهیم، ذیل آیات فوق / بحار، ج ۶، ص ۲۱۷.

[11] . تفسير الدر المنثور، ج ۶، ص ۱۶۶.

[12] . تفسیر علی بن ابراهیم، ذیل آیات فوق / بحار، ج ۶، ص ۲۱۷.

[13]. تفسیر علی بن ابراهیم، ص ۱۸ / مطابق نقل بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۱۸.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: