bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۵۲ : ۱۸ - دوشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - 20 February 2017 -۲۴ جمادی الاول ۱۴۳۸
کد خبر: ۳۹۰
تعداد بازدید: ۲۰۹
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۰
معرفی مفاخر شیعه/ 17
در روزگاری‌ که شیعیان دوران سختی را می گذرانیدند، و سراسر‌ عالم‌ اسلام‌ بر‌ اثر اختلافات داخلی و جنگ های صلیبی در‌ آتش‌ ناامنی و تاخت و تاز می سوخت، ستاره‌ درخشانی‌ در خاندان شهر آشوب مازندرانی‌ طلوع کرد که در آسمان پیروان آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین وسیله هدایت حق جویان شد.

ابن شهر آشوب

شهر آشوب

«شهر آشوب» نام دانشمندی از مردم‌ ساری‌ مازندران‌ است. او مردی فاضل‌ و محدّث‌ بود و از شاگردان شیخ طوسی(ره) به شمار می رفت. در زمان شهر‌ آشوب‌ ساکنین مازندران‌ را گبران و مسلمانان اهل سنّت و قلیلی شیعیان زیدی و دوازده امامی تشکیل‌ می دادند چراکه‌ مازندران‌ به خاطر موقعیت خاص جغرافیائی که داراست مدّت ها بعد از فتح ایران‌ به دست‌ مسلمانان افتاد و بعد از آن که مسلمین به آن سرزمین راه یافتند و در آن جا‌ سکونت‌ گزیدند، نیز‌ مانند اکثر قسمت های ایران آن روز، از وجود شیعه‌ بی ‌بهره ماند.

به گفته عماد الدّین طبری مؤلف کتاب معروف «کامل‌ بهائی» که‌ خود از دانشمندان‌ مازندران است؛ تا قرن هفتم هجری در سراسر مازندران پانصد تن شیعه‌ نبود و‌ از اینجا ارزش واقعی امثال شهر آشوب دانشمند شیعی مازندرانی که‌ در‌ قرن پنجم هجری‌ می زیسته، معلوم می گردد.

فرزند وی علی بن شهر آشوب نیز از فقهاء‌ و محدّثین‌ است که از مکتب‌ پدرش بهره‌ مند گشته و در ضبط و نقل اخبار و آثار اهل بیت عصمت علیهم السّلام‌ تلاشی ستودنی‌ داشته است،‌ با این وصف آن چه موجب شهرت شهر آشوب و فرزندش علی‌ شد، شخصیت‌ بزرگ نوه نابغه او محمّد بن علی بن شهر آشوب معروف به «ابن شهر آشوب» است.

ابن شهر آشوب

در روزگاری‌ که شیعیان دوران سختی را می گذرانیدند، و سراسر‌ عالم‌ اسلام‌ بر‌ اثر اختلافات داخلی و جنگ های صلیبی در‌ آتش‌ ناامنی و تاخت و تاز می سوخت، ستاره‌ درخشانی‌ در خاندان شهر آشوب مازندرانی‌ طلوع کرد که در آسمان پیروان آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین وسیله هدایت حق جویان شد. حافظ ابو جعفر( ابو عبد الله) محمّد بن على بن شهر آشوب بن ابى نصر كياكى بن ابى الجيش مازندرانى سَرَوى ملقّب به رشيد الدّين و عزّ الدّين و مشهور به ابن شهر آشوب از علمای نامدار شیعه اثنی عشری است که حدوداً در سال 489 قمری به دنیا آمد و پس از گذران عمری با برکت، در سال 588 قمری بدرود حیات دنیوی گفت و به سوی اولیاء خود کوچ کرد.

مقام علمی

او فقيه، محدّث، مفسّر، اديب، شاعر، مطّلع نسبت به رجال و احاديث، جامع هنرها و فضيلت هاست از سوى مخالفان و بيگانگان نيز مورد احترام و تعظيم بوده است. در هشت سالگى قرآن را حفظ كرد، از دانشى گسترده برخوردار بود، بسیار عبادت مى ‏كرد، هميشه با وضو بود، علمش بسیار بود و در اکثر فنون‌ مهارت‌ داشت.

در بزرگواری او همین بس که‌ دانشمندان‌ ما، پس از شیخ طوسی کسی جز او را «شیخ الطائفه» نخوانده ‌اند. در تمام کتاب های تراجم، او را زنده کننده شیعه و آثار اهل بیت‌ علیهم السّلام دانسته، مقام والایش را‌ در‌ تمامی علوم ستوده ‌اند.

سفرهای فراوان

از همان‌ ایّام‌ که خود را شناخت، نزد پدر دانشمندش‌ به تحصیل علم‌ پرداخت. در‌ میان دانشمندان ما، او و دانشمند نامی معاصرش: شیخ منتجب الدّین‌ رازی از علمائی هستند که‌ بیش‌ از دیگران به ملاقات رجال علم‌ و أصحاب‌ حدیث‌ و اساتید فن‌ نائل‌ گشته و از آنان‌ به دریافت‌ اجازات مفتخر شده‌ اند. یکی از استادان وی‌ امین الدّین طبرسی مؤلّف تفسیر «مجمع البیان» است که‌ در‌ سبزوار می زیسته و دیگری فتّال‌ نیشابوری مؤلّف‌ کتاب «روضة‌ الواعظین»است که‌ در‌ نیشابور‌ اقامت داشته و دیگر ابو‌ الفتوح رازی و قطب الدّین راوندی و سیّد فضل اللّه راوندی و سیّد ناصح الدّین‌ آمدی‌ می باشند‌ کـه به ترتیب در ری و کاشان‌ و موصل‌ سکنی‌ داشته ‌اند. ابن شهر آشوب‌ در‌ راه فرا گرفتن دانش به تمام شهرهای مزبور مسافرت کرد و از محضر آنان و دانشمندان بسیار دیگری‌ در‌ شهرها و کشورهای مختلف به استفاده علوم مختلف از قبیل: نحو، قرائت، تفسیر، شعر، حدیث، فقه، اصول، معقول و ... پرداخت،‌ آن گاه مدّت ها در بغداد به تدریس علوم یاد شده اشتغال ورزید و در آن فنون‌ کتاب ها نوشت. سپس به شهر حلب رهسپار گشت و تا پایان عمر در آن جا به تدریس‌ و تألیف و تصنیف همّت گماشت.

ابن شهر آشوب از منظر دانشمندان شیعه و سنّی

شیخ حرّ عاملی در أمل الآمل درباره او می نویسد: «كان عالماً فاضلاً ثقةً محدّثاً محقّقاً عارفاً بالرجالِ و الاخبارِ، أديباً شاعراً جامعاً لِلمحاسنِ‏». او مردی عالم، فاضل، مورد اعتماد، محدّث، محقّق، آشنای به رجال حدیث و اخبار اهل بیت علیهم السّلام، ادیبی شاعر و جامع تمام محاسن بود.

میرزا حسین نوری در توصیف ابن شهر آشوب می گوید: «فخر الشيعة، و تاج الشريعة، أفضل‏ الأوائل‏، و البحر المتلاطم الزخّار الذي ليس له ساحل، محيي آثار المناقب و الفضائل، رشيد الملّة و الدين، شمس الإسلام و المسلمين، الفقيه المحدّث المفسّر المحقّق الأديب البارع، الجامع لفنون الفضائل». مایه مباهات و افتخار شیعه، تاج شریعت، افضل علمای متقدّم، دریای متلاطم و عمیقی که ساحل ندارد، زنده کننده آثار مناقب و فضائل اهل بیت علیهم السّلام، رشید ملّت و دین، خورشید اسلام و مسلمین، فقیه، محدّث، مفسّر، محقّق، ادیب ماهر و جامع فنون فضائل.

تفرشی در نقد الرجال می نویسد: «(ابن شهر آشوب) شيخٌ في هذه الطائفةِ و فقيهُها و كان شاعراً بليغاً منشياً». ابن شهر آشوب شیخ این طائفه و فقیه آن است و او شاعری بلیغ و نویسنده بود.

کم تر شخصیت علمی از میان شیعیان به مانند ابن شهر آشوب مورد تعریف و تمجید دانشمندان عامّه و اهل سنّت واقع شده است. طبق نقل کتاب «عبقات الانوار»، صلاح‌ الدّین‌ صفدی که از دانشمندان مشهور اهل تسنّن است، در کتاب «الوافی بالوفیات» می نویسد: «رشید الدین‌ محمد بن علی بن شهر آشـوب‌ مازندرانی از رؤسای طایفه شیعه است. بیشتر قرآن را از برداشت... . در اصول‌ شیعه‌ به منتها درجه مهارت رسید. به طوری که ‌‌از‌ شهرها مختلف، طالبین علوم به سویش می شتافتند. وی در علوم قرآن و عـربیّت و نـحو و وعظ، در‌ عصر‌ خلافت «المقتفی‌ باللّه» عبّاسی بر همه کس مقدّم بود. المقتفی به دیده إعجاب به او می نگریست و او را خلعت پوشانید! مردی نورانی‌ و خوش رو بود؛ گفتارش‌ راست و بیانش ملیح، علمش بسیار، تواضع و عبادت و تهجّدش‌ در پیشگاه خداوند زیاد و‌ همه اوقات بـا وضـو بود».

ابن حجر عسقلانی نیز در کتاب «لسان المیزان» می نویسد: «وی از حفّاظ و فقهای شیعه است».

ابن ابی طی در تاریخ خود گفته است: «ابن شهر آشوب‌ نخست به تحصیل حدیث پرداخت‌ و در این راه به ملاقات بسیاری از رجال حدیث توفیق‌ یافت. آن گاه به آموختن علم فقه اشتغال ورزید و در فقه اهل بیت به مقام نهائی رسید و در اصول نیز مهارت بهم رسانید. سپس در فن قرائت‌ و تفسیر و عربیت بر دیگران پیشی گرفت.‌ صورتی دل پسند و رخساری نمکین داشت و در همه رشته ‌ها کتاب نوشته است».

همچنین شمس الدّین محمّد بن علی بن احمد داودی مالکی، شاگرد سیوطی در کتاب «طبقات‌ المفسّرین» می نویسد: «وی یکی از رؤسای شیعه‌ است‌. نخست‌ سرگرم فرا گرفتن علم حدیث‌ شد‌ و بسیاری‌ از دانشمندان این فن را ملاقات کرد، آن گاه به آموختن فقه پرداخت و در فقهِ مذهب خود به مقام نهائی رسید و در اصول نیز‌ چنان‌ مهارت‌ پیدا نمود که از اطراف، طالبان‌ دانش به امید کسب‌ علم‌ بـه پیشگاهش شتافتند، سپس در علوم قرآن و قرائات و تفسیر و نحو تخصّص یافت. او پیشوای عصر خود بود و در‌ تألیف‌ کتب علمی یگانه روزگار به شمار می آمد. در ‌ ‌علوم قرآن و حدیث بر‌ همگان پیشی گرفت.

در بغداد

ابن شـهر‌ آشوب‌ تقریباً تا شصت سالگی در شهرها و کشورهای دور و نزدیک‌ دنبال استادان فن‌ می گشت‌ و سرگرم فرا گرفتن علوم بود. و چنان که اشاره شد در عصر خلافت المقتفی باللّه عباسی متوفی سال‌ 555‌ ق در بغداد مرکز خلافت و حوزه تجمّع دانشمندان اهل سنّت رحل اقامت افکند، در بغداد‌ به وعظ‌ و تدریس همّت‌ گماشت و چنان مقبولیّت یافت که خلیفه فریفته او گردید و به وی خلعت پوشانید. درست‌ معلوم‌ نیست در میان چه سال هائی او در بغداد می زیسته و چند سال‌ در‌ آن جا‌ توقّف‌ داشته است، ولی مسلّم است که گستره شهرت او در عصر المقتفی باللّه، مربوط به نزدیک‌ چهل سال پیش‌ از‌ وفات‌ اوست.

حلب محلّ پرواز شیخ

ابن شهر آشوب سال های آخر عمر را در حلب که آن ‌روز‌ از‌ شهرهای معروف سوریه‌ و مجمع علماء وفضلا بود، بسر آورد. مؤلّف روضات الجنّات می گوید: «علّت انتقال وی‌ به حلب این بود که‌ در‌ آن زمان شهر حلب محلّ آمد و رفت دانشمندان بزرگ شیعه بود‌ و مردم‌ آن با شیعه امامیه به رفق و مدار‌ا سلوک‌ می کردند، زیرا‌ مملکت آن ها (کشور سوریه آن روز) در دست سلاطین «آل حـمدان» بود کـه‌ هـمه‌ شیعه بودند و مشهور است کـه: «النّاسُ عَلی دینِ مُلُوکِهِم- مردم بر دین سلاطینشان هستند»، در این که سلاطین آل حمدان‌ شیعه‌ بودند و شهر حلب محل‌ آمد‌ و رفت علمای‌ ما‌ بوده‌ و مردم آن جا کم‌ و بیش با شیعیان‌ به‌ نیکی رفتار می کرده‌ اند بلکه حلب خود یکی از مراکز شیعه به شمار می رفته گفتگوئی‌ نیست. ولی مسلّم اسـت که هنگام عزیمت ابن‌ شهر آشوب به حلب از‌ اُمَرای‌ آل حمدان کسی‌ وجود نداشته و شیعه‌ از آزادی که در عصر آنان داشتند برخوردار نبودند. زیرا سلطه خاندان آل حمدان‌ بر‌ کشور سوریه تا قرن پنجم‌ هجری‌ نپائید‌ و سلسله آنان در‌ اواسط‌ قـرن چهارم به وسیله خلفای‌ فاطمی‌ مصر منقرض گردید. سپس سوریه و از جمله حلب به تصرّف اتابکان زنگی در آمد و از‌ آن پس در سال 579 ق شهر‌ حلب‌ به دست‌ صلاح الدّین‌ ایّوبی‌ فتح‌ شد و تا پایان‌ عمر وی(589) یعنی یک سال بعد از رحلت ابن شهر آشوب همچنان جزو متصرّفات او بود و این در حالی بود که اتابکان زنگی و سلاطین ایّوبی‌ نه‌ تنها‌ شیعه‌ نبودند، بلکه‌ از‌ سنّیان متعصّب نیز‌ به شمار‌ می آمدند. و این خود شایان کمال‌ توجّه است که در چنین روزگاری پیشوای علمای شیعه یعنی ابن شهر‌ آشوب‌ در‌ حلب‌ به نشر عقاید شیعه و فقه و آثار‌ اهل بیت علیهم السّلام‌ اشتغال‌ می ورزیده.

ابن شهرآشوب در شب بیست و دوم ماه شعبان سال 588 ق در حلب به دار باقی شتافت‌ و در دامنه كوهى كه جوشن مى ‏نامند به خاك سپرده شد. آرامگاه وی امروز در بیرون‌ شهر حلب معروف و زیارتگاه شیعیان است. دامنه كوه مزبور، در حقيقت، گورستانى است در حلب براى دفن بزرگان علماى شيعه.

تألیفات وی

از کتاب هاب نفیس مرحوم ابن شهر آشوب که همگی به زبان عربی هستند می توان به این کتاب ها اشاره کرد: الاسباب‌ و النزول علی مذهب آل الرسول، مثالب النواصب، المثال، الحاوی الاوصاف، المنهاج، اعلام‌ الطریق‌، ، کتاب حدیده مشتمل بر فوائد عالیه و مطالب نفیس پراکنده، متشابه القرآن و محکمه، معالم العلماء، مائدة الفائدة، الفصول فی النحو، المخزون المكنون في عيون الفنون.

مناقب آل ابیطالب

کتاب «مناقب آل ابیطالب» معروف ترین آثار‌ گران بهای‌ ابن شهر آشوب است‌ که تاکنون‌ مکرّر‌ به چاپ رسیده است. این کتاب که نموداری از تحقیقات و مهارت های وی در تاریخ و حدیث اسـت، مشتمل بر تاریخ حیات چهارده معصوم علیهم السّلام و فضائل و مناقب آن ها‌ می باشد. در بين حدود يكصد كتاب مناقب، كتاب ابن شهر آشوب را مى ‏توان يكى از كتب برتر دانست كه همگان را به تحسين واداشته است. ابن شهر آشوب از علماى قرن ششم هجرى است. قرنى كه دوران شكوفايى علم در بلاد اسلامى را به خود ديده است. در اين دوران كتابخانه ‏ها رونق فراوان يافته و كتاب‏ هاى بسيارى تأليف گشت. آمار كتاب‏ هاى كتابخانه ‏هاى بغداد و حلّه به صدها هزار نسخه مى ‏رسيد كه در اختيار مؤلّفان و دانشمندان قرار داشت و در تأليفات خود به نسخه ‏هاى نفيسى كه در دست داشتند مراجعه مى‏ كردند. كتاب مناقب آل ابى طالب عليهم السّلام نيز در چنين فضايى تأليف شد و در حدّى از اعتبار قرار گرفت كه علماى شيعه و سنى به آن اعتماد كرده، روايات آن را بدون هيچ تشويش خاطرى نقل مى ‏كنند.

پی نوشت ها

برگرفته از:

بحار الأنوار (ط - بيروت)، المدخل، ص: 141/ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، الخاتمة ج‏3، ص: 56/ أمل‏الآمل، ج‏2، ص: 285/ کتاب متشابه القرآن و مختلفه، مقدمة ج‏1، ص: 7/ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج‏6، ص: 286/ أعيان ‏الشيعة، ج‏1، ص: 83/ مجله درس هایی از مکتب اسلام شماره 13 ص: 55 تا 61/ کتاب شناسی نرم افزار جامع الاحادیث 5/3 (مؤسسه نور).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده


نام:
ایمیل:
* نظر: