bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۳۸ : ۱۹ - چهارشنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۶ - 29 March 2017 -۲ رجب ۱۴۳۸
کد خبر: ۳۹۴
تعداد بازدید: ۳۲۶
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۰
معرفی مفاخر شیعه/22
او از اكابر فقها و علماى اماميه در قرن هشتم و نهم هجرى بوده و جامع كمالات ظاهرى و باطنى و علم و عمل و دربردارنده معارف عقلى و نقلى است. بهترين معرّف مقامات باطنى او، آثار و تأليفات باقى مانده از اوست كه حكايت از مقامات باطنى و معنوى او مى‏ نمايد.

ابن فهد حلّى‏

گذری بر ولادت و حیات

سال ها از حمله وحشیانه مغول گذشته بود امّا زخم آن همچنان باقی و ماندگار. شهرهای اسلامی به ویرانه مبدّل شده بود ولی حلّه به تدبیر عالمان آن دیار از این حملات در امان مانده، در آرامشی نسبی به سر می برد. در این میان، در شهر حلّه و در سال 757 قمری در منزل یکی از شیعیان به نام شیخ شمس الدّین محمّد بن فهد، کودکی به دنیا آمد که نامش را احمد نهادند. احمد در خانه ساده و زندگی با صفای شیخ شمس الدّین محمّد، روحانی شیعه، پا به جهان گذارد و زندگی پر برکت خویش را آغاز نمود.

بیشترین مدّت حیات جمال الدّين (یا جمال السّالکین)، ابو العبّاس، احمد بن محمّد بن فهد اسدى حلّى، در زمان حکومت جلایریان بوده است. جلایریان از سال 740 تا سال 813 ق بر حلّه حکومت می کردند. بنیان گزار این سلسله شیخ حسن چایلکانی بود که پس از او سلطان اویس و سپس سلطان حسین و سلطان احمد بر حلّه حکومت کردند. ابن فهد حلّی 56 سال از مدّت 84 سال حیات خود را در زمان آل جلایر بسر برده و در حلّه بوده است.

احمد پس از آن که به سنّ تحصیل رسید چون دیگر فرزندان حلّه به مکتب خانه رفت و خواندن و نوشتن را آموخت. چنانکه بیان شد، به تدبیر عالمان حلّه، شهر حلّه و حوزه علمیّه آن از گزند مغول در امان مانده بود و چون ابن فهد به سنین جوانی رسید یکی از حوزه های پر قدرت شیعی به حساب می آمد. احمد بن فهد پس از فراگیری خواندن و نوشتن به حوزه علمیّه حلّه رفته و تحصیل علوم اسلامی را شروع کرد. او جدّی و مصمّم به درس خواندن پرداخت و با تقوا و پرهیزگاری توفیق بیشتری برای ادامه تحصیل یافت. سال ها می گذشتند و ابن فهد سخت مشغول تحصیل شده و دوره های علوم اسلامی را پشت سر می گذاشت تلاش پی گیر و زحمت شبانه روزی از او عالمی بزرگ و فقیهی سترگ ساخت که در آسمان حلّه درخشید.

مقام علمى و عملی

او از اكابر فقها و علماى اماميه در قرن هشتم و نهم هجرى بوده و جامع كمالات ظاهرى و باطنى و علم و عمل و دربردارنده معارف عقلى و نقلى است. بهترين معرّف مقامات باطنى او، آثار و تأليفات باقى مانده از اوست كه حكايت از مقامات باطنى و معنوى او مى‏ نمايد. ابن فهد در محضر استادانش همگام با علوم ظاهری و ابعاد علمی به پالایش روح و تهذیب نفس پرداخت و از معرفت الهی بهره ها برد و راهبری توانا شد. او در پرتو مراقبه و محاسبه فروغی تابناک یافت و زندگی اش نمونه یک موحّد والاتبار شد. گر چه ابن فهد در علوم مختلف از جمله فقه و تاريخ و كلام و غير اين ها تأليفاتى دارد امّا نام او تداعى كننده خود سازی و زهد و تقوا است و بيشتر به ‏اين صفات شهرت دارد و در يك نظر سريع به نوشته‏ هاى او نيز اين مطلب به خوبى مشاهده مى‏ گردد.

كلام بزرگان‏

صاحب روضات الجنات در شرح زندگى او مى‏ نويسد:

«عالم عارف پر از اسرار، كاشف اسرار فضائل، جمال الدّين ابوالعباس احمد بن شمس الدّين محمّد بن فهد اسدى حلّى، در اثر شهرت و اعتبار، بى ‏نياز از توصيف و تعريف مى ‏باشد. وى جامع معقول و منقول، فروع و اصول ظاهرى و باطنى و علم و عمل است. او از شاگردان شهيد اوّل و فخر المحقّقين مى ‏باشد...».

میرزا حسین نوری درباره ابن فهد می نویسد:

«صاحب مقامات عالی در میدان علم و عمل و دارنده خصال روحی و باطنی ای که در کمتر انسانی یافت می شود، جمال الدّین احمد بن فهد حلّی ...».

محقق تستری درباره اش گفته است:

«شیخ با افتخار جلیل، یگانه کامل، نیک بختی که روشنایی مسلمین و راهنمای مومنین بود، عالمی که ... دلیر عرصه های مناظره با مخالفین و دشمنان بود. الگوی عابدان و نادره عارفان و زاهدان، پدر فضایل و نیکی ها، جمال الدّین احمد بن محمّد بن فهد حلّی قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ».

جملاتى چند از آيت اللّه جوادى آملى

ابن فهد در بين علماء نظير بحر العلوم، نظير سيّد بن طاوس از آن علماى طراز اوّلند يعنى بعد از ائمه- عليهم السّلام- وقتى علماء را بررسى مى ‏كنند خيلى فاصله دارد تا نوبت به صاحب جواهر و شيخ مرتضى انصارى ‏ها برسد، آنچه كه در صف مقدّم ديده مى‏ شود سيّد بحر العلوم است، ابن طاوس است، ابن فهد حلّى است، ... اين ها كسانى ‏اند كه بزرگان فقهاى ما روى عظمت اين ها صحّه گذاشته‏ اند. وقتى شيخ مرتضى انصارى اعلى اللّه مقامه الشريف درباره عظمت‏ اين گونه از علماء صحّه مى ‏گذارند، آن گاه نوبت به ديگران كه مى‏ رسد يقيناً بايد با خضوع بيشترى سخن بگويند. اين چند نفر جزء ستاره‏ هاى صدر اوّل آسمان فقاهتند. سيّد بحر العلوم، ابن طاوس، ابن فهد، اين ها كه ارتباط تنگاتنگى با ولى عصر ارواحنا فداه دارند، به حضور حضرت مشرّف مى‏ شوند، سخنان حضرت را مى ‏شنوند، پيام حضرت را براى مردم نقل مى ‏كنند، آن ها يك راه هاى خاص دارند، آن ها كسانى ‏اند كه اهل ناله ‏اند، اهل لابه ‏اند، اهل سوزند، اهل دردند، آن ها نه ‏تنها عالمند كه عاملند، نه ‏تنها عاملند كه حرفشان پيام علم و عمل را به ديگران منتقل مى ‏كند.

مناظره با اهل سنّت‏

او در مناظره و بحث تبحّر و توانايى كامل داشت و با برخى از پيروان فقه اهل سنّت به ويژه در مورد مسأله امامت و رهبرى گفتگوهايى انجام داد و بر جمع كثيرى از علماى مذاهب اهل سنّت غلبه يافت. ابن فهد در مناظره ‏اى كه با حضور حاكم عراق و دانشمندان هم مذهب او تشكيل شده بود تمامى ادلّه آنان را رد كرده و حقّانيّت تشيّع را به اثبات رساند. حاكم عراق هم كه تحت تأثير براهين محكم ابن فهد قرار گرفته بود مذهب خويش را تغيير داده و شیعه شد و به جمع دوستداران اهل بيت پيامبر صلى الله عليهم اجمعين پيوست و خطبه خويش را به نام امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد پاك و معصوم او انشاء كرد و در زمره شيعيان مولا امير المؤمنين عليه السّلام درآمد. او همچنین به نام دوازه امام علیهم السّلام سکّه زد و مذهب شیعه را مذهب رسمی حوزه حکمرانی اش قرار داد.

تأليفات‏

ابن فهد حلّی همچون ستارگان دیگر آسمان تشیّع، کتاب های پر ارزش و فراوانی از خود به یادگار گذارد که برخی از آن ها عبارتند از: 1- آداب الداعي 2- استخراج الحوادث و بعض الوقايع المستقبلة من كلام أمير المؤمنين عليه السلام فيما أنشأه في صفين بعد شهادة عمار بن ياسر، در اين كتاب برخى از اسرار علوم غريبه مانند خروج چنگيز و پديد آمدن اسماعيل صفوى از كلمات معجزه آميز على عليه السلام استنباط و استخراج شده است. 3- أسرار الصلاة 4- تاريخ الأئمة عليهم السلام

5- التحرير، در فقه (مرحوم مجلسی می گوید: مرحوم ابن فهد شبى حضرت‏ امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را در خواب ديد. آن حضرت در روضه مطهّره نجف اشرف دست سيّد مرتضى را گرفته، و با وى راه مى ‏رفت و لباس آن دو بزرگوار از حرير سبز بوده است. پس شيخ احمد بن فهد جلو آمد و به ايشان سلام كرد حضرت و سيّد مرتضى جواب او را دادند. سيّد مرتضى به او رو كرد و گفت: خوش آمدى اى ناصر و يارى ‏كننده اهل بيت! پس سيّد از تصانيف ابن فهد پرسيد، وقتى در جواب آن ها را ذكر كرد، سيّد گفت: كتابى مشتمل بر تحرير مسائل و تسهيل طرق و دلايل، تأليف كن و ابتداى كتاب را با اين عبارت شروع كن: بسم اللَّه الرحمن الرحيم الحمد لله المقدّس بكماله عن مشابهة المخلوقات. وقتى شيخ ابن فهد از خواب بيدار شد، شروع به تصنيف كتاب تحرير کرد و آن را با گفتار سيّد شروع كرد).

6- التحصين في صفات العارفين من العزلة و الخمول بالأسانيد المتلقاة عن آل الرسول عليهم السلام 7- ترجمة الصلاة، در بيان معانى، اقوال، افعال و فوائد نماز 8- تعيين ساعات الليل و تشخيصها بمنازل القمر 9- عدة الداعي و نجاح الساعي (این کتاب از مشهورترین آثار ابن فهد حلّی و یکی از مهم ترین کتاب ها در ادعیه و اخلاق است. ابن فهد ابواب شش گانه کتاب را چنین تنظیم کرده است: ترغیب بر دعا، عوامل استجابت دعا، آداب و شرایط دعا کننده، شیوه های دعا، ذکر، تلاوت قرآن) 10- مصباح المبتدي و هداية المهتدي 11- المقتصر في شرح إرشاد الأذهان 12- الموجز الهادي 13- المهذب البارع في شرح المختصر النافع 14- الموجز الحاوي و كتب و رساله‏هاى ديگر.

نکته ای که ذکر آن بجاست تلاش مداوم و پویای این دانشمند و عارف شیعی قرن نهم است که تا دمادم مرگ به مجاهدت و تحقیق و تألیف پرداخته است. بخشی از کتاب هایش نیمه تمام مانده و حتّی برخی در میانه مطلب رها شده است. بعلاوه در میان اندیشه های مکتوب او به دو عنصر نماز و دعا توجّه خاصّی شده است و چیزی در حدود یک سوّم تألیفات ایشان در این باره است. این ریشه در یافته ها و نهفته های روح پاک او دارد.

هجرت به کربلا

ابن فهد در سال های آخر عمر به کربلا هجرت کرد و در آن سرزمین پاک و مقدّس، مرجعی پرنفوذ و والامقام بود. بررسی استفتاءات مختلفی که از او شده نشانگر والایی موقعیّت و منزلت وی در آن زمان است. او از زیارت حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام و فیوضات آن بهره ها برد. عشق، ادب و معرفت او نسبت به مقام نورانی ولایت، او را به خضوعی غیر قابل توصیف واداشته بود. در این باره گفته اند: ابن فهد هرگز زمین کربلا را به قضای حاجتش آلوده نکرد تا حرمت حرم را حفظ کرده باشد. (برای این منظور ظرف مخصوصی داشت که پس از مدّتی آن را خارج از شهر مقدّس کربلا تخلیه می کرد).

وفات‏

ابن فهد حلّى- قُدِّسَ سِرُّهُ- پس از يك عمر پر بركت و سرشار از تلاش خستگى ناپذير در راه معشوق و معبود و سير و سياحت روحى، در سال‏841 هجرى و در سن 84 سالگى در كربلاى معلّى‏ به رحمت ايزدى پيوست. قبر شريفش اکنون در حاشیه خیابان قبله بعد از چهار راه فهد قرار گرفته است.

پی نوشت

برگرفته از کتاب: آداب راز ونياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعي)، ج‏1، ص: 10/ آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعي)، ص: 7/گلشن ابرار ج1/ کتابشناسی نرم افزار جامع الاحادیث5/3 (مؤسّسه نور).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: