کد مطلب: ۳۹۵
تعداد بازدید: ۳۸۴
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۸:۱۶
معرفی مفاخر شیعه/ 21
محقّق حلّى از همان سنين كودكى به تحصيل مقدّمات علوم متداول عصر خويش پرداخت. او ادبيات عرب را كه زبان مادريش بود به خوبى فرا گرفت. هيئت و رياضيات و منطق و كلام را به مقدار لازم آموخت و در تمام اين رشته ‌ها با توجه به هوش سرشار خود تبحّر كامل يافت.

محقّق حلّى یا «صاحب شرایع»

ولادت

شيخ ابو القاسم جعفر بن الحسن بن يحيى بن سعيد هذلي حلّي، معروف به«محقّق حلّى» یا «محقّق اوّل» و «نجم الدّين» در سال 602 ق در شهر تاريخى حلّه قدم به عرصه وجود گذارد. او يكى از بزرگ ترين فقيهان عصر خويش است و داراى عظمت و اعتبار خاص در ميان مجتهدان مى ‌باشد، به حدّى كه وقتى كلمه «محقّق» را بدون قرينه و نشانه ‌اى در ميان فقها ذكر مى ‌كنند، شخصيّت تحقيقى و علمى ايشان مورد نظر است.

تحصيلات

محقّق حلّى از همان سنين كودكى به تحصيل مقدّمات علوم متداول عصر خويش پرداخت. او ادبيات عرب را كه زبان مادريش بود به خوبى فرا گرفت. هيئت و رياضيات و منطق و كلام را به مقدار لازم آموخت و در تمام اين رشته ‌ها با توجه به هوش سرشار خود تبحّر كامل يافت. وى آن گاه فقه و اصول را پيش پدرش حسن بن يحيى آموخت و از محضر فقهاى مشهور حلّه، مانند ابن نما و سيّد فخّار موسوى- شاگرد ابن إدريس حلّى- بهره برد. محقّق در اوايل جوانى اشعارى چند سرود، ولى به سفارش پدرش آن را دنبال نكرد. او با يك واسطه شاگرد ابن زهره و ابن إدريس حلّى است و استاد علّامه حلّى بوده است.

شخصيت علمى

محقّق حلّى در سايه قريحه سرشار و فكر موّاج و وسعت نظرى كه داشت، به تحكيم مبانى فقه شيعه و اساس مكتب اجتهاد پرداخت. وى فقه را بر پايه استدلال محكم بنا نهاد و در تحقيقات خود به آراى ديگران نيز توجّه داشت و در توسعه ابعاد آن كوشش مى ‌كرد. مقام او آن چنان است كه در فقه كسى را بر او مقدّم نمى ‌شمارند. فيلسوف و رياضى ‌دان بزرگ، خواجه نصير الدّين طوسى با او در حلّه ملاقات كرده و در جلسه درس فقهش حضور يافته است. كتاب ‌هاى محقّق مخصوصاً كتاب شرايع الاسلام او از کتب معروف و مطرح در حوزه های علمیّه است و تا مدّت ها به طور رسمی در کلاس های درسی طلّاب تدریس می شد. فقهاى زيادى كتب محقّق را شرح كرده يا حاشيه بر آن نوشته ‌اند.

نظرات بزرگان درباره او

علّامه حلّى درباره او مى‌ گويد:

« اين بزرگ، فقيه‌ ترين مردم روزگار خويش بوده است.»‌

علّامه نورى او را چنين مى ستايد:

«كشف كننده حقايق شريعت، رئيس علما و فقيه حكما، آفتاب درخشان فضلا، ماه شب چهارده عرفا، ... . او وارث علوم پيشوايان معصوم عليهم السّلام و حجّت هاى حق بر جهانيان مى ‌باشد. او برافرازنده پرچم تحقيق بر جهانيان است. وقتى محقّق گفته شد، هدف تنها اوست. خداوند متعال اشعه رحمت آشكار و پنهان خود را نثار قبر او كند و در بهشت جايگاه شايسته و مكان عالى به او عنايت فرمايد».‌

علّامه سيّد حسن صدر، صاحب تأسيس الشيعة مى ‌گويد:

«انگشت قلم، عاجز از باز شمارى اوصاف اوست. او كتاب شرائع الإسلام دارد كه به مثابه قرآن فقه است».

سیّد محسن امین در بیان جلالت شأن او می گوید:

«در بزرگی و جلالت قدر او همین کفایت می کند که او اشتهار به محقّق داشت و از علماء امامیّه با وجود کثرتی که در هر عصر داشتند، به غیر از او کسی به این لقب شهرت پیدا نکرد».

از مجالس عالى درس او بيش از 400 مجتهد آگاه كه شرح حال آنان در علم رجال آمده است، فارغ التّحصيل گرديده ‌اند و چنين موفّقيّتى تاكنون براى احدى نصيب نگرديده است.

انتقال مرکزیّت علم از بغداد به حلّه

در سال 656 ق هلاکوخان مغول، از خراسان برای فتح بغداد حرکت کرد. در این زمان بغداد و شهرهای دیگر عراق از مراکز مهمّ نشر علوم اسلامی بود. اکثر اهل حلّه قبل از فتح بغداد به دست لشکر مغول، به بیرون شهر فرار کردند، جز عدّه کمی از جمله علّامه حلّی و پدرش. این چند نفر نامه ای به هلاکو نوشتند و درباره حلّه، کوفه، نجف و کربلا امان خواستند که مردم و حوزه های علمیّه از بین نروند. هلاکو از حمله به این شهرها خودداری کرد. هلاکو علّامه و پدرش و . . . را طلبید و از آنان پرسید: چگونه پیش از فتح، به من نامه نوشتید و امان خواستید؟ از کجا فهمیدید که من شهرهای شما را نیز فتح خواهم کرد؟ پدر علّامه حلّی در جواب گفت: در حدیثی که از پیشوای ما علی علیه السّلام درباره حوادث آینده به ما رسیده است، اوصاف سرداری که بر آخرین خلیفه عبّاسی پیروز می شود، ذکر شده که آن اوصاف با شما مطابقت دارد. بنابراین خواستیم قبل از فتح و خونریزی از شما امان بگیریم. پس از فتح بغداد، حوزه های علمیّه آن شهر به کلّی ویران شد و حوزه علمیّه عظیم بغداد به شهر حلّه انتقال یافت. عالمان حلّه تصمیم گرفتند که مدارس حلّه را افزایش دهند و اندیشمندان را به این شهر جذب کنند و در واقع حوزه پر عظمت بغداد را در حلّه احیا نمایند. بعد از این، شهر حلّه مرکز علوم دینی تشیّع گردید و محقّق حلّی در این اقدامات احیاگرانه نقش مهمّی را ایفا می کرد.

استقبال از خواجه نصیر

در سال 662 ق خواجه نصیرالدّین طوسی آن دانشمند بلند آوازه و کم نظیر شیعه به همراه هلاکوخان مغول به بغداد آمد. وی می خواست از علمای حلّه و حوزه های علمیّه آن دیار دیدار کند. محقّق از آمدن خواجه به حلّه مطّلع شد و اعلام استقبال کرد. چون خواجه از اعلام استقبال محقّق و علمای حلّه آگاه شد، فروتنی و تواضع به او اجازه نداد که به زحمتِ ایشان در استقبال از او راضی شود. بنابراین بدون اطّلاع قبلی وارد شهر حلّه شد و قبل از هر چیز به قصد دیدن محقّق به حوزه مرکزی شهر رفت. محقّق بر فراز منبر مشغول تدریس بود که ناگاه خواجه وارد جلسه شد. چون چشم محقّق به خواجه افتاد، در بالای منبر بلند شد و پایین آمد و به پیشواز خواجه شتافت و او را در آغوش گرفت و خوش آمد گفت. محقّق خواست درس را تعطیل نماید ولی خواجه راضی نشد، بلکه بر ادامه تدریس اصرار ورزید.

تأليفات

محقّق علاوه بر تربیت شاگردان ممتاز، آثار مهمّی در زمینه فقه، اصول، کلام، منطق، ادبیات به جامعه اسلامی عرضه کرد. برخی از تأليفات به جاى مانده از محقّق حلّى عبارتند از:

1- شرایع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام‌، این کتاب یکی از کتب مهمّ فقه استدلالی است. در طی قرون متمادی حدود یکصد شرح بر این اثر نفیس نوشته شده است، از جمله: جوهر الکلام، مسالک الافهام و مدارک الاحکام. همچنین ده ها حاشیه از بزرگان شیعه بر این کتاب نوشته شده است، از جمله: حاشیه محقّق کرکی، حاشیه آقا جمال الدّین محمّد خوانساری و دیگران.

2- معارج الأصول‌

3- استحباب التياسر لأهل العراق‌

4- تلخيص الفهرست‌

5- شرح نكت النهاية‌

6- الكهنة (در منطق)

7- مختصر المراسم‌

8- المسائل الغريبة‌

9- المسائل المصرية‌

10- المسلك في أصول الدين‌

11- معارج الأحكام‌ و ... .

وفات

سرانجام محقّق حلّى، آن آفتاب درخشان آسمان فقاهت و مرجعيّت در سال 676 ق در سن 74 سالگى بدرود حيات گفت و جهانى را داغدار رحلت خويش كرد. بدن مطهّر آن بزرگوار را در جوار بارگاه ملكوتى امير المؤمنين عليه السّلام به خاك سپردند (و بنا بر نقلى مرقد آن عالم ربّانى در حلّه است).

پی نوشت

برگرفته از کتاب: الرسائل التسع (للمحقّق الحلّي)/ المختصر النافع في فقه الإمامية، المقدمة، ص: 9/ گلشن ابرار ج1/ و کتابشناسی نرم افزار جامع فقه اهل البیت2 (مؤسّسه نور).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: