bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۵۴ : ۱۸ - دوشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - 20 February 2017 -۲۴ جمادی الاول ۱۴۳۸
کد خبر: ۳۹۶
تعداد بازدید: ۱۰۵۰
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۰
معرفی مفاخر شیعه/ 23
محقّق کرکی در نجف اشرف بر کرسی تدریس نشسته بود که پیکی از دربار ایران و شاه اسماعیل صفوی رسید و او را برای تلاش و کار به دربار ایران دعوت کرد.

محقّق ثانی (کَرَکی)

ولادت

نور الدّین ابو الحسن علیّ بن حسین بن عبد العالی عاملی کرکی، ملقّب به شیخ علائی و محقّق ثانی در کرک نوح در سال 868 ق به دنیا آمد تا مبلّغی برای شریعت اسلام و مذهب حقّه تشیّع و مدافعی برای حریم اهل بیت علیهم السّلام باشد. سرزمین کرک از زمانی که به دست مسلمانان فتح شد به خاطر وجود برخی از قبائل که از محبّین و شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام بودند و به همراه لشکر مسلمین بلاد شام را فتح کردند همانند قبیله همْدان و خزاعة، محلّ تجمّعی برای شیعیان اهل بیت علیهم السّلام بود.

حوزه علمیّه کرک

حوزه علمیّه کرک در قرن دهم و یازدهم از حیث تعداد علماء و دانشمندان و طالبان علم و انواع علومی که در آن تدریس و تدرّس می شد به اوج شکوفائی خود رسید به طوری که طلّاب علم و معرفت از سرزمین های مختلف مخصوصاً جبل عامل به کرک می آمدند تا مراحل تحصیل خود را در آن جا سپری کرده و از سرچشمه فیض منطقه کرک بهره مند گردند. بزرگانی چون شهید ثانی زین الدّین جبعی و شیخ حسین بن عبد الصمد پدر شیخ بهائی- عطش علمی جانشان را در این سرزمین سیراب ساختند و خود قلّه هایی در علم و تقوا شدند و راهنمایان حقیقی طالبان حقیقت.

محقّق ثانی در این سرزمین به دنیا آمد و در این جوّ علمی و مملوّ از ولای آل محمّد صلّی الله علیه و آله رشد نمود و تحصیل کرد.

تحصیلات

نور الدّین فقه را طبق مذهب شیعه در بلد کرک نزد اساتید فن همچون شیخ علی بن هلال جزائری آموخت، ولی از آن جائی که جان تشنه او از طلب علم سیراب نمی شد از وطن خویش به قصد فراگیری علوم فِرَق اسلامی به جانب مصر هجرت کرد تا فقه مذاهب اربعه را از علماء خود ایشان اخذ نماید و از اساتید آن فنّ موفّق به تحصیل اجازات روائی گردد. البته تاریخ از نقل شرح احوال او در این برحه زمان ساکت است و تنها مختصر اطّلاعاتی که خود در اجازاتی که برای طلّاب مرقوم داشته از آن ایّام به جای مانده.

محقّق بعد از اقامت در مصر و استفاده از علماء آن خطّه، در حوالی سال 909 ق قصد هجرت به عراق را نمود و بدین منظور به نجف اشرف شهر علوم آل محمّد صلّی الله علیه و آله وارد شد و به قدری از فیوضات وجود مقدّس و نورانی باب علم نبیّ امیر المؤمنین علی علیه السّلام و علماء اعلام و ربّانی این خطّه بهره ها برد که خود نادره زمان گشت و آوازه علم او در آفاق پیچید.

هجرت به ایران

محقّق کرکی در نجف اشرف بر کرسی تدریس نشسته بود که پیکی از دربار ایران و شاه اسماعیل صفوی رسید و او را برای تلاش و کار به دربار ایران دعوت کرد. او دید از این فرصت می تواند برای سربلندی شیعیان و رساندن فرهنگ ناب تشیّع به جامعه استفاده کند. به همین دلیل آن دعوت را پذیرفته، در سال 916 ق در جنگ هرات به شاه اسماعیل صفوی پیوست. در این حال او در حدود 50 بهار از عمر خود را گذرانده و پای به عرصه مبارزه و تلاش، آن هم در محیط بسیار حسّاس دربار صفوی گذاشته بود. تأثیر او و دیگر عالمان شیعه در هدف بخشی به سلسله صفوی بود که تفکّر آنان را تصحیح می کرد. گویند شاه طهماسب به محقّق می گفت: «شما به حکومت و تدبیر امور مملکت سزاوارتر از من می باشید. زیرا شما نایب امام زمان - سلام الله علیه - هستید و من یکی از حکّام شما هستم و به امر و نهی شما عمل می کنم».

در واقع وجود کسانی چون شیخ لطف الله میسی، شیخ علی منشار (پدر زن شیخ بهایی)، شیخ عبدالصّمد (پدر شیخ بهایی)، سیّد ماجد بحرانی، شیخ حرّ عاملی و شیخ بهایی در طول دوره صفویّه تا اندازه ای توانست جلو انحرافات آنان را بگیرد و تشیّع را مذهب رسمی کشور گرداند.

خدمات محقّق به تشیّع، در ایران

یکی از بخش های حسّاس زندگی محقّق کرکی انتخاب او به عنوان شیخ الاسلام رسمی کشور ایران و دادن اختیارات به اوست که وظیفه وی را بیش از پیش سنگین کرد و از طرفی این فرمان نشانگر عظمت او در میان شاهان صفوی به مثابه یک رهبر شیعی است. قسمتی از متن فرمان شاه طهماسب گویای این مطلب است که با هم مرور می کنیم:

فرمان مبارک شاهی جاری شد که: «بلند گردانیدن پرچم شریعت نبوی را از بنیادهای کامکاری می دانیم و زنده کردن مراسم دین سیّد پیامبران و روش امامان علیهم السّلام را از جمله مقدّمات ظهور امام زمان می شماریم. و بدون تردید سرچشمه و راه تحقّق یافتن این مقصود جز پیروی و اطاعت از عالمان دین نیست و به خصوص در این زمان با وجود عالی مقامی که به آستان ائمه هدی پا نهاده، ختم مجتهدین، وارث علوم سیّد پیامبران و نگهبان آیین امیرالمومنین، قبله تقوا پیشگان با اخلاص و پیشوای دانشمندان، مقتدای مردم، نایب امام زمان - سلام الله علیه - علی بن عبدالعالی. مقرّر فرمودیم که سادات و اشراف ایران، وزرا و سایر ارکان دولت، ایشان را مقتدا و پیشوای خود دانسته، در تمام امور اطاعت و فرمان برداری به تقدیم رسانند. و نیز هر کس از دست اندر کاران امور شرعیّه و از لشکریان حکومت را عزل کند، برکنار خواهد بود و هر که را مسئول کند، مسئول خواهد بود و مورد تأیید است. مقرّر شده آن چه از مستمرّی سال های قبل از محل ضرب سکّه باقی مانده، بدون درنگ به ایشان برسانند و سکّه مدینة المومنین (حلّه) را نزد نمایندگان ایشان ببرند و بدون نظر ایشان از ضرب سکّه خودداری نمایند و از مخالفت با این دستورات بپرهیزند».

محقّق در ایران با حمایت صفویان تلاش زیادی کرد و به راستی از مروّجان آیین توحید و تشیّع بود. در آن روزگاری که ایران اوضاع نابسامانی داشت، کسانی چون محقّق ثانی بودند که مردانه در میدان به تلاش می پرداختند. در آن اوان مردم از مسائل مذهب حقّ جعفری و قوانین آن اطّلاعی نداشتند و شیعیان از دستورات دینی خود بی خبر بودند. زیرا از کتب فقه امامیه چیزی در دست نبود و فقط جلد اوّل (قواعد علّامه حلّی) بود که از روی آن تعلیم و تعلّم مسائل دینی صورت می گرفت.

در این زمان بود که او قلم به دست گرفت و بر غنای حوزه ها و اندیشه های علوم دینی افزود و در ترویج دانش آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم کوشش کرد. شرح قواعد و رسائل و کتاب های زیادی که در زمینه های اخلاقی، عبادی، اقتصادی و اجتماعی نگاشته در پی انجام این مهمّ صورت گرفته است.

درباره اقدامات اجتماعی و مذهبی محقّق کرکی جای سخن بسیار است. در آن زمان «اشهد أنّ علیّاً ولی الله» و «حیَّ علی خیر العمل» که از آمدن سلطان طغرل بیک سلجوق در سال 450 تا این تاریخ (906 ق) چهار صد و پنجاه و شش سال بود که ممنوع شده بود، در سایه اقتدار صفویان و درایت محقّق به اذان ضمیمه شد و بر مأذنه ها گفته شد.

یکی دیگر از اقدامات محقّق را حسن بیک روملو چنین آورده است: «محقّق در جلوگیری از فحشا و منکرات و ریشه کن کردن اعمال نامشروع و رواج دادن واجبات الهی و دقّت در وقت اقامه نماز جمعه و جماعت و بیان احکام نماز و روزه و دل جویی از علما و دانشمندان و رواج دادن اذان در شهرهای ایران و همچنین قلع و قمع مفسدین و ستمگران، کوشش های فراوان و نظارت شدیدی را به عمل آورد».

درباره اصلاح ساختار اخلاقی جامعه آن روز آمده است: «شاه طهماسب با کمک محقّق کرکی بدعت ها را برداشت و شرع را رواج داد. شیره کش خانه ها، شراب خانه ها، مرکز فحشا و فساد را ویران کرد و نیز منکرات را از بین برد و آلات لهو قمار را بشکست».

محدّث جزایری می نویسد: «من بعضی از فرمان ها و دستورهایی را که محقّق ثانی به حکّام و زمام داران نواحی کشور نوشته، دیده ام؛ همه در بردارنده قوانین عدالت پیشه و چگونگی برخورد مسئولین با مردم و راجع به اخذ مالیات و مقدار آن است و در آن ها دستور داده شده در هر شهر و دهی باید پیشنمازی تعیین شود تا با مردم نماز گزارد و احکام دینی و مراسم اسلامی را به آنها بیاموزد».

درباره تلاش این مُصلِح بزرگ در أحسن التواریخ آمده است: «بعد از خواجه نصیرالدّین طوسی هیچ کس مانند محقّق ثانی در راه اعتلای مذهب شیعه و مرام ائمه طاهرین علیهم السّلام سعی و کوشش به عمل نیاورده است».

تلاش محقّق به این ها نیز پایان نمی یابد بلکه او اهتمام فراوانی در شکوفایی حوزه های علمیّه داشت. او هر ساله از شاه طهماسب هفتاد هزار دینار شرعی می گرفت تا به مصرف تحصیل دانشجویان علوم اسلامی برساند و از این راه مبانی اعتقادی تشیّع را استحکام بخشد.

دیگر از خدمات محقّق، اصلاح روش صوفیانه صفویان بود. زیرا آنان با تصوّف پیوندی ناگسستنی داشتند و دچار انحرافاتی شده بودند. شهید مطهّری نقش محقّق و عالمان دین را در کنار سلاطین صفوی چنین تبیین می کند:

«فقهای جبل عامل نقش مهمّی در خط مشی ایران صفویه داشتند ... صفویه درویش بودند. راهی که ابتدا آن ها بر اساس سنّت خاص درویشی خود طی می کردند اگر با روش فقهی عمیق فقهای جبل عامل تعدیل نمی شد ... به چیزی منتهی می شد نظیر آنچه در علوی های ترکیه و شام هست. این جهت تأثیر زیادی داشت در این که اوّلاً روش عمومی دولت و ملّت ایرانی از آن گونه انحرافات مصون بماند و ثانیاً عرفان و تصوّف شیعی نیز راه معتدل تری طی کند. از این رو فقهای جبل عامل از قبیل محقّق کرکی، حقّ بزرگی برگردن مردم این مرز و بوم دارند».

رجعت به نجف اشرف

در سال 929 ق محقّق مناصب رسمی را رها کرد و دست از کار اجتماعی شست و به درس و بحث در حوزه نجف مشغول شد. شاید یکی از دلایل کناره گیری او فشارهایی بود که از طرف مخالفان وی وجود داشت. او در نجف مدّت شش سال به تدریس و پرورش طالبان علوم و تشنگان دانش آل محمّد صلی الله علیه و آله پرداخت و حوزه نجف از آبشار اندیشه اش بهره ها برد و پس از آن در سال 935 ق دیگر بار به کار اجتماعی روی آورد و در این زمان شاه طهماسب پسر شاه اسماعیل اوّل بر تخت نشسته و موقعیّت حساس جدیدی پیش آمده بود. چرا که در پی نفوذ بیشتر بیگانگان مخالفان داخلی تحرّک زیادتری داشتند.

ولایت فقیه

«باید در دل بذر حکومت مستضعفین را کاشت و برای عملی شدن آن گام برداشت. ما بر این عقیده ایم که فقیه جامع الشّرایط باید بپا خیزد و به عنوان حاکم جامعه اسلامی مقتدر و استوار، رهبری را به دست گیرد و اسلام را به عنوان یک اندیشه مهمّ سیاسی و اجتماعی مطرح کند و آن را بسان نظام کاملی برای اداره جوامع بشری عرضه کند. اختیارات حکومتی رسول الله را امامان معصوم یکی پس از دیگری دارا هستند و فقیه جامع الشّرایط نایب امام معصوم است و تمامی اختیارات حکومتی او را داراست».

این سخنان، اندیشه های فقیه سترگ، محقّق کرکی بود. او این اندیشه بلند را در رساله نماز جمعه چنین بیان می کند: «فقها و دانشمندان امامیه اتّفاق کرده اند که فقیه عادل امین که جامع شرایط فتوی باشد - فقیهی که از او به مجتهد در احکام شرعی تعبیر می شود و نایب امامان شیعه است - در حال غیبت در تمام آنچه که یک امام در راستای حکومت می تواند انجام دهد، می تواند عمل کند و البته عدّه ای از اصحاب، کشتن و جاری کردن حدّ را استثنا کرده اند».

حاضر جوابی محقّق

روزی سفیری از روم به دربار شاه صفوی آمد در حالی که محقّق کرکی هم حضور داشت. همین که سفیر روم او را شناخت خواست باب جدل را باز کند و شیخ بزرگوار را مقابل انظار دیگران کوچک ساخته و مفتضح نماید. لذا به جناب محقّق گفت: ای شیخ! تاریخِ (ترویجِ) مذهب شما (تشیّع در دوره صفوی) سال 906 است که مطابق با اوّل سلطنت صفویّه می باشد و این تاریخ به زبان ابجد می شود: «مذهب ناحق» که اشاره به بطلان مذهب شما دارد. محقّق هم بداهةً و بدون مکث در جواب او گفت: ما عرب هستیم و زبان ما بر عربی می چرخد نه فارسی، بر مبنای زبان عربی 906 به ابجد می شود: «مذهبنا حقٌّ» یعنی: مذهب ما حق است. و این جا بود که سفیر روم مانند سنگی جامد و ساکت شد و مقابل دیگران مفتضح گردید.

فرزندان محقّق

محقّق ثانی دارای دو پسر و دو دختر بود که پسر اوّل او شیخ عبدالعالی نام داشت و از دانشمندان بزرگ عصر خود شناخته می شد و در کاشان مقیم بود. پسر دیگرش شیخ حسن نام داشت. یکی از دختران محقّق در جبل عامل ازدواج کرده است که فرزندی از این پیوند مبارک متولّد شد که میر سیّد حسین حسینی نام داشت. او در اردبیل به تدریس و حلّ و فصل مشکلات مردم پرداخته، شیخ الاسلام آن شهر بوده است. دختر دیگرش در ایران با میرشمس الدّین محمّد استرآبادی ازدواج کرد و از آنان فرزندی عزیز به دنیا آمد که نامش را سیّد محمّد باقر گذاردند. او در آسمان علم و معرفت ایران درخشید و به میرداماد معروف شد.

تألیفات

محقّق بزرگوار شیخ علی کرکی علاوه بر آن همه خدمات علمی و اجتماعی، از تألیف کتاب های سودمند در زمینه های مختلف علمی غافل نبود. بنا بر آن چه نقل شده است، تألیفات او قریب به صد جلد می رسد. برخی از آثار گران سنگ محقّق ثانی عبارتند از: جامع المقاصد (شرح قواعد الاحکام )، منهج السداد (شرح ارشاد الاذهان علّامه حلّی)، حاشیه بر مختلف الشیعه علّامه حلّی، رساله جعفریّه، رساله ای در صیغه های عقود و ایقاعات، نفحات اللاهوت در لعن جبت و طاغوت، رساله ای در آب کر، رساله ای در تعقیبات نماز، رساله غیبت، رساله نجمیه، رساله ای در تعریف طهارت و رساله ای در احکام شیر دادن، حاشیه بر الفیه و نفلیه شهید اوّل، شرح الفیه، حاشیه بر تحریر علّامه حلّی، حاشیه بر (الدروس الشرعیه) شهید اوّل، حاشیه بر (الذکری فی الفقه)، رساله ای در قبله، رساله ای در تسبیح، رساله ای در تقیه و ... .

شهادت

سال 940 ق فرا رسید و محقّق باز به نجف اشرف بازگشته بود. قریب 75 سال از عمر شریفش گذشته بود. تلاش ارزشمند و قابل ستایش او موجب کینه توزی های فراوانی نسبت به او گردیده بود و این حقد و حسدها هنوز ادامه داشت و هر لحظه جان او را تهدید می کرد. تا این که عاقبت در ماه ذیحجه سال 940 در ایّامی که با عید غدیر مصادف بود خبری در نجف پیچید! و آن خبر این بود که:

محقّق کرکی، شیخ الاسلام، به وسیله زهر عدّه ای از متعصّبان اهل سنّت مسموم شده و شربت شهادت نوشیده است. پیکر آن عالم الهی را در جوار مرقد امیرالمومنین علیه السّلام به خاک سپردند و دفتر زندگی اش بسته شد ولی نام و یادش و میراث ماندگارش تا ابد زنده است . تاریخ فوتش (سال 940) به زبان ابجد «مقتدای شیعه» را رقم زد. خدای متعال او را با اولیائش محشور گرداند.

پی نوشت

جامع المقاصد في شرح القواعد، (المقدمة)/ رسائل المحقق الكركي، (مقدمة التحقیق) ج‌1، ص: 7/ رسالة قاطعة اللجاج في تحقيق حل الخراج، (مقدّمة التحقیق) ص: 23/گلشن ابرار ج1.


دفتر نشر و فرهنگ اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: