bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۱۴ : ۰۲ - سه‌شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - 28 February 2017 -۲ جمادی الثانی ۱۴۳۸
کد خبر: ۴۱۳
تعداد بازدید: ۳۶۸
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۲
درسنامه شماره 2

موانع استجابت دعا


PDF

خداوند متعال نظام هستی را نظام علّی و معلولی قرار داده است،یعنی در عالم،هر پدیده ای محصول علّتی است و هیچ امری بدون سبب محقّق نمی شود.برای تحقّق هر امری باید علّت تامّه آن امر محقّق شود.علّت تامّه هر شیء،مجموعه شرایط و عوامل پدید آمدن آن شیء است به اضافه نبود هر آن چیزی که مانع از تحقّق آن شیء می شود که اصطلاحاً به آن «وجود مقتضی و فقدان مانع» می گویند.مثلاً در به وجود آمدن آتش،وجود مادّه سوختنی مانند پنبه وحرارت و اکسیژن لازم است ولی همین عوامل به تنهائی برای ایجاد آتش کفایت نمی کند،بلکه باید در این میان مانعی همچون خیس بودن پنبه وجود نداشته باشد. اجابت دعا نیز از این قاعده مستثنی نیست. در اجابت دعا، بودن عواملی ضروری است که در فصل قبل تحت عنوان «شرایط اجابت دعا» به صورت خلاصه بیان شد. حال وقت آن فرا رسیده است که به بررسی موانع اجابت دعا بپردازیم، تا با گردآوری شرایط و برطرف کردن موانع اجابت دعا به مقصود خود که همان استجابت دعاست، دست پیدا کنیم.

فقدان تمامی شرایطی که برای اجابت دعا ذکر شد،مانعی برای اجابت محسوب می شود، ولی در جملات معصومین علیهم السّلام به برخی از موانع اجابت به طور خاص اشاره شده است که مِن باب نمونه به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

1- عدم شناخت خدای متعال.

قال موسی بن جعفر علیهما السّلام(این روایت ذیل شرط اوّل اجابت دعا ذکر شد):

«قال قومٌ للصّادق عليه السّلام: نَدعُو فَلا يُستَجابُ لَنا، قال: لِأنَّكُم تَدعُونَ مَن لا تَعرِفُونَهُ». حضرت کاظم عليه السّلام فرمودند: عدّه ای از امام صادق عليه السّلام پرسیدند: چرا ما دعا می کنیم ولی مستجاب نمی شود حضرت فرمودند: چون شما کسی را که نمی شناسید می خوانید. خداوند متعال در قرآن کریم(سوره اعراف آیه 180)می فرماید: «و للهِ الاَسماءُ الحُسنی فَادعُوهُ بِها ...» و برای خدا نام های نیک است، خدا را به وسیله آن نام ها بخوانید. طبق دستور خداوند در این آیه شریفه ما موظّفیم هرگاه قصد مناجات و عرض حاجت به درگاه الهی داشتیم، حضرت حق را با نام های نیکویش بخوانیم و لازمه این مهمّ شناخت نام ها و صفات خدای متعال است.

2- اعتقاد نداشتن به حجج الهی(انبیاء و ائمّه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین.)

قَالَ الصَّادِقُ علیه السّلام: «إِنَّ أَوَّلَ مَا يُسْأَلُ عَنْهُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ الصَّلَوَاتُ [عَنِ الصَّلَوَاتِ‏] الْمَفْرُوضَاتِ وَ عَنِ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ وَ عَنِ الصِّيَامِ الْمَفْرُوضِ وَ عَنِ الْحَجِّ الْمَفْرُوضِ وَ عَنْ وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَإِنْ أَقَرَّ بِوَلَايَتِنَا ثُمَّ مَاتَ عَلَيْهَا قُبِلَتْ مِنْهُ صَلَاتُهُ وَ صَوْمُهُ وَ زَكَاتُهُ وَ حَجُّهُ وَ إِنْ‏ لَمْ‏ يُقِرَّ بِوَلَايَتِنَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ أَعْمَالِهِ». امام صادق علیه السّلام فرمودند: چون بنده برابر خدا ايستد اول پرسش او از نمازهاى واجب و از زكاة واجب و از روزه واجب و از حج واجب و از ولايت ما خاندانست و اگر معترف به ولايت ما خاندان باشد و بر آن عقيده بميرد نماز و روزه و زكاه و حج او پذيرفته است و اگر برابر خدا اعتراف به ولايت ما نكند خدا چيزى از اعمال او نپذيرد.

(همانطور که از روایت به خوبی پیداست- مخصوصاً قسمت انتهائی حدیث-بدون اعتقاد و پذیرش ولایت اهل بیت علیهم السّلام،خدای متعال هیچ عملی را بندگان نمی پذیرد. دعا هم یکی از اعمالی است که انسان ها به درگاه خدای متعال با آن عرض حاجت کرده و تقرّب به آستان او می جویند،که به بیان پر نور حضرت صادق علیه السّلام در روایت، اگر ولایت حضرات معصومین علیهم السّلام به آن ضمیمه نشود، به درگاه خداوند پذیرفته نیست.)

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السّلام كَانَ يَقُولُ: «لَا خَيْرَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ، رَجُلٍ يَزْدَادُ كُلَّ يَوْمٍ إِحْسَاناً، وَ رَجُلٍ يَتَدَارَكُ مَنِيَّتَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَ أَنَّى‏ لَهُ‏ بِالتَّوْبَةِ- وَ اللهِ إِنْ سَجَدَ حَتَّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ- مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ إِلَّا بِوَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْت‏». مولا امیرالمومنین علیه السّلام(زیاد)می فرمودند: خيرى در دنيا نيست مگر براى دو كس: كسى كه هر روز بر احسان كردن خود مى ‏افزايد و كسى كه گناه خود را با توبه كردن جبران مى ‏كند، او كى مى ‏تواند توبه كند؟ به خدا سوگند كه اگر سجده كند به گونه‏اى كه گردنش قطع شود، خدا توبه او را نمى ‏پذيرد مگر با ولايت ما خاندان.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السّلام:‏« فِي قَوْلِ اللَّهِ: [وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏] قَالَ أَ لَا تَرَى كَيْفَ اشْتَرَطَ وَ لَمْ يَنْفَعْهُ التَّوْبَةُ وَ الْإِيمَانُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَتَّى اهْتَدَى وَ اللَّهِ لَوْ جَهَدَ أَنْ يَعْمَلَ بِعَمَلٍ مَا قُبِلَ‏ مِنْهُ‏ حَتَّى‏ يَهْتَدِيَ‏، قُلْتُ إِلَى مَنْ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ إِلَيْنَا». از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که درباره کلام خداوند [و بدرستی که من بخشنده هستم برای هر آن کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد سپس هدایت شود] فرمودند: آیا نمی بینی چگونه خداوند شرط کرده است(توبه، ایمان و عمل صالح را به هدایت)؟ توبه و ایمان و عمل صالح به او سود نمی رساند تا اینکه هدایت شود، به خدا قسم اگر تلاش کند که طاعت و عملی انجام دهد، از او قبول نمی شود تا هدایت شود. راوی می گوید از حضرت پرسیدم: خدا مرا فدایت کند، به سوی چه کسی هدایت شود؟ حضرت فرمودند: به سوی ما اهل بیت.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السّلام قَال‏: «قلْتُ لَهُ إِنَّا نَرَى الرَّجُلَ مِنَ الْمُخَالِفِينَ عَلَيْكُمْ لَهُ عِبَادَةٌ وَ اجْتِهَادٌ وَ خُشُوعٌ فَهَلْ يَنْفَعُهُ ذَلِكَ شَيْئاً- فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّمَا مَثَلُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ مَثَلُ‏ أَهْلِ بَيْتٍ كَانُوا فِي بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ وَ كَانَ لَا يَجْتَهِدُ أَحَدٌ مِنْهُمْ‏ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً إِلَّا دَعَا فَأُجِيبَ وَ إِنَّ رَجُلًا مِنْهُمُ اجْتَهَدَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ دَعَا فَلَمْ يُسْتَجَبْ لَهُ فَأَتَى عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع يَشْكُو إِلَيْهِ مَا هُوَ فِيهِ وَ يَسْأَلُهُ الدُّعَاءَ لَهُ فَتَطَهَّرَ عِيسَى وَ صَلَّى ثُمَّ دَعَا فَأَوْحَى اللهُ إِلَيْهِ- يَا عِيسَى إِنَّ عَبْدِي أَتَانِي مِنْ غَيْرِ الْبَابِ الَّذِي أُوتَى مِنْهُ إِنَّهُ دَعَانِي وَ فِي قَلْبِهِ شَكٌّ مِنْكَ فَلَوْ دَعَانِي حَتَّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ وَ تَنْتَثِرَ أَنَامِلُهُ‏ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ- فَالْتَفَتَ عِيسَى ع فَقَالَ تَدْعُو رَبَّكَ‏ وَ فِي قَلْبِكَ شَكٌّ مِنْ نَبِيِّهِ قَالَ يَا رُوحَ اللهِ وَ كَلِمَتَهُ قَدْ كَانَ وَ اللهِ مَا قُلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ أَنْ يَذْهَبَ بِهِ عَنِّي فَدَعَا لَهُ عِيسَى ع فَتَقَبَّلَ اللهُ مِنْهُ وَ صَارَ فِي حَدِّ أَهْلِ بَيْتِهِ كَذَلِكَ نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يَقْبَلُ اللهُ عَمَلَ عَبْدٍ وَ هُوَ يَشُكُّ فِينَا». محمّد بن مسلم گويد: به امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام عرض كردم: ما پاره‏اى از مخالفين شما را مى ‏بينيم كه در عبادت كوشا و داراى خشوع فراوانى هستند، آيا اينها براى ايشان سودى دارد؟ فرمود: اى محمّد همانا مَثَل ما اهل بيت با شما مردم مَثَل آن خاندان در بنى اسرائيل است كه كسى از آنها نبود كه چهل شب در عبادت بكوشد جز اينكه وقتى دعا مى ‏كرد مستجاب مى ‏شد. يك بار مردى از آنان مدّت چهل شب به عبادت پرداخت و بعد دعا كرد امّا مستجاب نشد، نزد عيسى بن مريم(ع) رفته و از آنچه بر او گذشته بود گلايه كرد و از آن حضرت التماس دعا نمود. عيسى(ع) وضو ساخت و نماز گزارد و دعا كرد. خداوند به او وحى فرستاد كه اى عيسى اين بنده‏ام از غير آن بابى كه بايد نزد من آيند نزد من آمده، او مرا خوانده در حالى كه در نبوّت و پيغمبر بودن تو در شكّ است بنا بر اين اگر به اندازه‏اى مرا بخواند كه گردنش قطع و بندهايش از هم بگسلد من دعايش را مستجاب نخواهم كرد. عيسى(ع) به وى رو كرده فرمود: پروردگارت را مى ‏خوانى و در دل خود به پيامبرش شك دارى؟ گفت: اى روح و كلمه خدا، به خدا سوگند همين طور است كه مى ‏فرمائى، از خداوند بخواه كه اين شك را از دل من بزدايد. عيسى(ع) براى وى دعا كرد و خداوند از وى پذيرفت، و او در حدّ ساير افراد خاندان خويش قرار گرفت. ما خاندان نيز اين چنين هستيم، خداوند عمل بنده‏اى را كه در باره ما شك دارد قبول نمى ‏فرمايد.

3- عدم توسّل به اهل بیت سلام الله علیهم.

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السّلام:‏ «كَانَ‏ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ‏ وَ إِجَابَةُ الدُّعَاءِ، إِذَا سُئِلَ اللهُ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ آلِهِمَا علیهم السّلام، مَشْهُوراً فِي الزَّمَنِ السَّالِفِ، حَتَّى إِنَّ مَنْ طَالَ بِهِ الْبَلَاءُ قِيلَ: هَذَا طَالَ بَلَاؤُهُ، لِنِسْيَانِهِ الدُّعَاءَ لِلهِ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ». مولا امیر المومنین علیه السّلام فرمودند: در زمان گذشته(امت های پیشین) برآورده شدن حاجات و اجابت دعا، با توسّل به (حضرات) محمّد و علی و خاندان پاکشان مشهور بود، تا جائی که هر کس بلا و گرفتاریش طولانی می شد، گفته می شد: این شخص گرفتاریش طولانی شده چون توسّل به حضرت محمّد و آل پاکش(صلوات الله علیهم اجمعین) را فراموش کرده است.

عَنْ مَعْمَرِ بْنِ رَاشِدٍ قالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ الصَّادِقَ علیه السّلام يَقُولُ:‏ «أَتَى يَهُودِيٌّ إِلَى النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله فَقَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ يُحِدُّ النَّظَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا يَهُودِيُّ مَا حَاجَتُكَ فَقَالَ أَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النّبیُّ الَّذِي كَلَّمَهُ اللهُ تَعَالَى وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ التَّوْرَاةَ وَ الْعَصَا وَ فَلَقَ الْبَحْرَ وَ أَظَلَّهُ بِالْغَمَامِ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ إِنَّهُ يُكْرَهُ لِلْعَبْدِ أَنْ يُزَكِّيَ نَفْسَهُ وَ لَكِنِّي أَقُولُ إِنَّ آدَمَ ع لَمَّا أَصَابَ الْخَطِيئَةَ كَانَتْ تَوْبَتُهُ [إلى‏] أَنْ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لمَّا غَفَرْتَ لِي فَغَفَرَ اللهُ لَهُ وَ إِنَّ نُوحاً لَمَّا رَكِبَ فِي السَّفِينَةِ وَ خَافَ الْغَرَقَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَيْتَنِي مِنَ الْغَرَقِ فَنَجَّاهُ اللهُ عَنْهَا وَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَمَّا أُلْقِيَ فِي النَّارِ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أنجَیتَنی مِنْهَا فَجَعَلَهَا اللهُ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً وَ إِنَّ مُوسَى لَمَّا أَلْقَى عَصَاهُ‏ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَمَّنْتَنِي مِنْهَا فَقَالَ اللهُ جَلَّ جَلَالُهُ‏ لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَى يَا يَهُودِيُّ إِنَّ مُوسَى ع لَوْ أَدْرَكَنِي ثُمَّ لَمْ يُؤْمِنْ بِي وَ بِنُبُوَّتِي مَا نَفَعَهُ إِيمَانُهُ شَيْئاً وَ لَا نَفَعَتْهُ النُّبُوَّةُ يَا يَهُودِيُ‏ وَ مِنْ‏ ذُرِّيَّتِيَ‏ الْمَهْدِيُّ‏ إِذَا خَرَجَ نَزَلَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِنُصْرَتِهِ فَقَدَّمَهُ وَ صَلَّى خَلْفَه». معمر بن راشد گويد شنيدم امام صادق علیه السّلام ميفرمود يك يهودى خدمت پيغمبر آمد و تند به آن حضرت نگاه مي كرد، فرمود اى يهودى چه حاجت دارى؟ عرض كرد تو برترى يا موسى بن عمرانِ پيغمبر كه خدا با او سخن گفت و تورات و عصا به او داد و دريا را برابرش شكافت و با ابر بر سرش سايه انداخت، پيغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: خوب نيست كسى خودستايی کند ولى می گويم كه چون آدم گناه كرد توبه‏اش اين بود كه گفت خدايا بحقّ محمّد و آل محمّد از تو می خواهم که مرا بيامرزى و خدايش آمرزيد و چون نوح سوار كشتى شد و از غرق شدن ترسيد،گفت خدايا از تو می خواهم بحقّ محمّد و آل محمّد كه مرا از غرق شدن نجات دهى و خدا او را نجات داد و چون ابراهيم را به آتش افكندند، گفت خدايا بحقّ محمّد و آل محمّد مرا از آن نجات ده و خدا آن را بر او سرد و سلامت كرد و چون موسى عصا افكند و از آن ترسيد، گفت خدايا از تو می خواهم بحقّ محمّد و آل محمّد كه مرا امان دهى و خداى جلّ جلاله فرمود مترس تو برترى.اى يهودى اگر موسى مرا درك مي كرد و به من ايمان نمی آورد، ايمانش سودى نداشت و نه نبوّتش، اى يهودى از ذريّه من است آن مهدى كه چون ظهور كند عيسى بن مريم براى ياريش فرود آيد و او را پيش دارد و پشت سرش نماز گذارد.‏

اسماعيل بن غزوان بصرى گويد: از امام صادق علیه السّلام شنيدم كه مى ‏فرمود: زنى از جنّيان كه عفرا نام داشت به حضور پيامبر صلّی الله علیه و آله شرفياب مى ‏شد و سخن آن حضرت را مى ‏شنيد و به نزد شايستگان جنّ مى ‏آمد و آنها به دست او اسلام را مى ‏پذيرفتند، مدّتى پيامبر او را نديد...، (پس از مدّتی عفرا برگشت، رسول اکرم صلّی الله علیه و آله به او فرمودند:) اى عفرا! چه ديدى؟ گفت: ابليس را در درياى سبز بر روى سنگى سفيد ديدم كه دستان خود را به آسمان بلند كرده و مى ‏گفت: «إِلَهِي إِذَا بَرَرْتَ قَسَمَكَ وَ أَدْخَلْتَنِي نَارَ جَهَنَّمَ فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ إِلَّا خَلَّصْتَنِي مِنْهَا وَ حَشَرْتَنِي مَعَهُمْ فَقُلْتُ يَا حَارِثُ مَا هَذِهِ الْأَسْمَاءُ الَّتِي تَدْعُو بِهَا قَالَ لِي رَأَيْتُهَا عَلَى سَاقِ الْعَرْشِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَخْلُقَ اللهُ آدَمَ بِسَبْعَةِ آلَافِ سَنَةٍ فَعَلِمْتُ أَنَّهَا أَكْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَنَا أَسْأَلُهُ بِحَقِّهِمْ فَقَالَ النَّبِيُّ صلّی الله علیه و آله: وَ اللهِ‏ لَوْ أَقْسَمَ‏ أَهْلُ‏ الْأَرْضِ‏ بِهَذِهِ‏ الْأَسْمَاءِ لَأَجَابَهُم». ‏ خداى من! آنگاه كه تو به سوگند خود وفا كرده و مرا به دوزخ وارد كنى، پس من تو را به حق محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين سوگند خواهم داد كه مرا از آن رهايى بخشيده و با آنان محشور گردانى. من به او گفتم: اى حارث! اين نام‏هايى كه خدا را با آنها فرا مى ‏خوانى چيست؟ او به من گفت: من اين نام‏ها را هفت هزار سال پيش از آنكه خداوند آدم را بيافريند، بر پايه عرش ديدم، و دانستم كه آنها گرامى ‏ترين آفريدگان در پيشگاه خدا هستند. اينك من خدا را به حق آنان می خوانم.پيامبر فرمود: سوگند به خدا! اگر همه مردم روى زمين خدا را به اين نام‏ها سوگند دهند، خداوند آنها را پاسخ مى ‏دهد.

(به خاطر جلوگیری از طولانی شدن مطلب، قسمتی از حدیث آورده شد، برای رؤیت حدیث به شکل کامل، می توانید به آدرس مندرج در پاورقی مراجعه کنید.)

4- ارتکاب گناه.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ: «إِنَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَةَ فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ أَوْ إِلَى وَقْتٍ بَطِي‏ءٍ فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمَلَكِ لَا تَقْضِ‏ حَاجَتَهُ‏ وَ احْرِمْهُ‏ إِيَّاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِي وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّي». از امام باقر عليه السّلام روایت است که فرمودند: همانا بنده از خدا حاجتى مي خواهد كه اقتضا دارد، زود يا دير برآورده شود (زيرا حاجت مشروعست و شرايط دعا موجود) سپس آن بنده گناهى مرتكب مى ‏شود، و خداى تبارك و تعالى به فرشته مي فرمايد: حاجتش را روا مكن و او را از آن محروم دار، زيرا در معرض خشم من در آمد و سزاوار محروميت من گشت.

عَنِ الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: «مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ بِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ فَانْصَرَفَ مِنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ عَلَى حَالِهِ فَقَالَ لَهُ مُوسَى لَوْ كَانَتْ حَاجَتُكَ بِيَدِي لَقَضَيْتُهَا لَكَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا مُوسَى لَوْ سَجَدَ حَتَّى يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ مَا قَبِلْتُهُ حَتَّى يَتَحَوَّلَ عَمَّا أَكْرَهُ إِلَى مَا أُحِبُّ». از حضرت صادق علیه السّلام روایت است که حضرتش فرمودند: روزی موسی بن عمران از کنار مردی از اصحابش عبور کرد در حالتی که او در سجده بود. هنگامی که موسی از کارش فارغ شد در بازگشت دید که آن شخص همچنان در حال سجده است.موسی به او فرمود اگر حاجت تو در دست من بود حتماً اجابت می کردم. پس خدای عزّوجلّ به موسی وحی فرمود: ای موسی اگر این مرد آنقدر سجده کند تا گردنش قطع شود از او نمی پذیرم تا زمانی که از آن چه کراهت دارم به آنچه دوست دارم بازگردد. ‏

5- ظلم و ستم.

6- لقمه حرام.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السّلام قَالَ: «إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يُسْتَجَابَ لَهُ فَلْيُطَيِّبْ كَسْبَهُ وَ لْيَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا يُرْفَعُ إِلَيْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِي‏ بَطْنِهِ‏ حَرَامٌ‏ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ». از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده کرد تا دعایش مستجاب شود پس باید کاسبیش را پاک کند و از ظلم به مردم خارج شود، به درستی که خداوند دعای بنده ای که در شکمش حرام یا نزد او ظلمی نسبت به احدی از خلقش باشد،مستجاب نمی کند.

فِي الْحَدِيثِ الْقُدْسِيِ‏: «فَمِنْكَ‏ الدُّعَاءُ وَ عَلَيَ‏ الْإِجَابَةُ فَلَا تَحْتَجِبُ‏ عَنِّي دَعْوَةٌ إِلَّا دَعْوَةَ آكِلِ الْحَرَامِ». در حدیث قدسی آمده است که خدای متعال فرمود: از تو دعا كردن است و بر من اجابت نمودن، هيچ دعايى از من محجوب نمى ‏ماند مگر دعاى انسان حرامخوار.

عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ علیه السّلام أَنَّهُ قَالَ لِنَوْفٍ الْبِكَالِيِّ: «يَا نَوْفُ إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَى الْمَسِيحِ(ع) قُل لِبَنی اسرائیل... أَنِّي لَا أَسْتَجِيبُ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ دَعْوَةً وَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي قِبَلَهُ‏ مَظْلِمَة». اى نوف به درستى كه خداى متعال جلّت عظمته به حضرت مسيح عيسى بن مريم- عليه السّلام- وحى فرمود كه: به بنى اسرائيل بگو ... كه من مستجاب نمى ‏كنم دعاى هيچ يك از آنها را در حالى كه حقّى از يكى از خلق من به عهده آنها باشد.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السّلام قَالَ: «كَانَ فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهِ عِيسَى بْنَ مَرْيَمَ(ع) أَنْ قَالَ لَهُ ... يَا عِيسَى‏ قُلْ‏ لِظَلَمَةِ بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ‏ لَا تَدْعُونِي وَ السُّحْتُ تَحْتَ أَحْضَانِكُمْ وَ الْأَصْنَامُ فِي بُيُوتِكُمْ فَإِنِّي رَأَيْتُ أَنْ أُجِيبَ مَنْ دَعَانِي وَ أَنْ أَجْعَلَ إِجَابَتِي إِيَّاهُمْ لَعْناً عَلَيْهِمْ حَتَّى يَتَفَرَّقُوا». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: در مواعظ خدای تبارک و تعالی به عیسی بن مریم آمده است که خداوند به عیسی(ع) فرمود: اى عيسى! به ظالمان بنى اسرائيل بگو: مرا نخوانيد در حالى كه احكام كسبهاى حرام را لگدكوب مى ‏كنيد و بتها در خانه‏هايتان جاى كرده، چون من قسم ياد كردم كه هر كس مرا خواند، او را اجابت كنم(اگر اينان نيز بخواهند مرا بخوانند اجابتشان خواهم كرد) و اجابت من براى اينان، لعن و نفرين آنان است تا جمعشان پراكنده گردد.

قَالَ الصَّادِقُ علیه السّلام: «يَقُولُ اللَّهُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أُجِيبُ دَعْوَةَ مَظْلُومٍ‏ دَعَانِي‏ فِي مَظْلِمَةٍ وَ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ مِثْلُهَا». حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: خدای تعالی می فرماید: به عزّت و جلالم قسم، اجابت نمی کنم دعا و نفرین مظلومی را در حقّ ظالم به او، در حالی که خود آن مظلوم درباره دیگری مرتکب همان ظلم شده است.

7- مخالف بودن دعا با حکمت الهی.

قال مولانا امیرُالمومنینَ علیٌّ علیه السّلام: «إِنَّ كَرَمَ اللَّهِ تَعَالَى لَا يَنْقُضُ‏ حِكْمَتَهُ‏ فَلِذَلِكَ لَا تَقَعُ الْإِجَابَةُ فِي كُلِّ دَعْوَةٍ». مولا امیرالمومنین علیه السّلام فرمودند: بدرستى كه كرم خدای تعالی برهم نمى ‏زند حكمت او را، پس بسبب اين است كه اجابت در هر دعائى واقع نمى ‏شود. ‏

8- ترک امر به معروف و نهی از منکر.

رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ‏ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسَلِّطَنَّ اللَّهُ شِرَارَكُمْ عَلَى خِيَارِكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ». از نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله روایت شده است که حضرت فرمودند: باید امر به معروف و نهی از منکر کنید وگرنه خدا اشرارتان را بر خوبانتان مسلّط خواهد کرد، پس خوبانتان دعا می کنند ولی مستجاب نخواهد شد.

9- عقوق والدین.

عن ابی عبدالله علیه السّلام قال: «(الذّنوب) الَّتِي‏ تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ». گناهى كه موجب ردّ شدن دعا و مستجاب نشدنش بوده و هوا را تيره و تار مى ‏كند عاق والدين شدن مى ‏باشد.

10- نیّت بد.

11- پلید بودن باطن.

12- نفاق و دوروئی با برادران دینی.

13- ترک اجابت برادران دینی.

14- به تأخیر انداختن نماز تا قضا شدن آن.

15- ترک تقرّب به خدا با انجام کارهای نیک و صدقات.

16- بد دهنی و استعمال کلام زشت.

عن مولانا زين العابدين علي بن الحسين(ع) فَقَال‏: «الذُّنُوبُ الَّتِي‏ تَرُدُّ الدُّعَاءَ سُوءُ النِّيَّةِ وَ خُبْثُ السَّرِيرَةِ وَ النِّفَاقُ مَعَ الْإِخْوَانِ وَ تَرْكُ التَّصْدِيقِ بِالْإِجَابَةِ وَ تَأْخِيرُ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ حَتَّى تَذْهَبَ أَوْقَاتُهَا». گناهانى كه موجب برگشتن دعا مى ‏شوند عبارتند از: نيّت بد داشتن، در باطن پليد بودن، با برادران دين دورويى و نفاق نمودن، برادران دينى را با ترك اجابت تصديق نكردن. و نمازهاى واجب را به تأخير انداختن تا وقتشان بگذرد. «وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبِرِّ وَ الصَّدَقَةِ وَ اسْتِعْمَالُ الْبَذَاءِ وَ الْفُحْشِ فِي الْقَوْل». و ترك تقرّب جستن بخدا به وسيله نيكى و خيرات، و بد دهنى و گفتن سخن زشت، هستند.‏

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ: «كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ فَدَعَا اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَهُ غُلَاماً ثَلَاثَ سِنِينَ فَلَمَّا رَأَى أَنَّ اللَّهَ لَا يُجِيبُهُ قَالَ يَا رَبِّ أَ بَعِيدٌ أَنَا مِنْكَ فَلَا تَسْمَعُنِي أَمْ قَرِيبٌ أَنْتَ مِنِّي‏ فَلَا تُجِيبُنِي قَالَ فَأَتَاهُ آتٍ فِي مَنَامِهِ فَقَالَ إِنَّكَ تَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُنْذُ ثَلَاثِ سِنِينَ بِلِسَانٍ بَذِي‏ءٍ وَ قَلْبٍ‏ عَاتٍ‏ غَيْرِ تَقِيٍ‏ وَ نِيَّةٍ غَيْرِ صَادِقَةٍ فَأَقْلِعْ عَنْ بَذَائِكَ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ قَلْبُكَ وَ لْتَحْسُنْ نِيَّتُكَ قَالَ فَفَعَلَ الرَّجُلُ ذَلِكَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ». از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: در بنی اسرائیل مردی بود که سه سال به درگاه خدا دعا می کرد تا خداوند به او پسری عنایت کند. زمانی که دید پروردگار دعایش را مستجاب نمی کند، به درگاه خدا عرضه داشت: ای پروردگارم آیا من از تو دورم پس صدایم را نمی شنوی! یا تو به من نزدیکی و دعایم را اجابت نمی کنی؟! در عالم خواب به او گفته شد: تو به مدت سه سال خدا را با بد زبانی و قلبی ناپاک و آلوده و نیّت غیر صادق خواندی(لذا دعایت مستجاب نشد). پس دست از بد زبانی بردار و قلبت را با تقوای الهی پاک و نیّتت را نیکو کن(تا دعایت مستجاب شود). حضرت فرمودند: آن مرد چنین کرد و بعد از آن به درگاه خداوند دعا نمود،پس خداوند پسری به او عنایت کرد.

17- سبک شمردن نماز.

البتّه سبک شمردن نماز مصادیق مختلف و درجات متفاوتی دارد. بدترین حالت آن ترک عمدی نماز است که در این باره روایات سنگینی در مجامع روایی وجود دارد، من جمله این که: رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ‏ تَرَكَ‏ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَر». هر کس از روی عمد نماز را ترک کند کافر شده است. / همچنین آن حضرت فرمودند: مَنْ‏ تَرَكَ‏ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ (صلّی الله علیه و آله)‏هر كس نماز را عمداً ترك كند از ذمّه خدا و رسول و امانشان بيزارى جسته است‏. از دیگر مصادیق سبک شمردن نماز من باب نمونه به سه مورد اشاره می کنیم: (1) اهمیّت ندادن به یادگیری مسائل نماز و صحیح خواندن آن، جای تأسّف و بسی شگفتی دارد که بسیاری از ما انسان ها نسبت به امور دنیوی و معاش خود نهایت دقّت و کنجکاوی را به کار می بریم امّا وقتی به امور دینی و اخروی، مخصوصاً نماز می رسیم یا اصلا از اصل انجام نمی دهیم و یا اگر انجام دهیم نسبت به آموختن مسائل و احکام آن توجّهی نداریم و از خود سستی نشان می دهیم. (2) با وجود بلد بودن مسائل نماز،بی دقّتی و اهمّیّت ندادن به رعایت و اجرای صحیح و کامل مسائل نماز. (3) در اولویّت قرار ندادن نماز نسبت به سایر امور. نوعاً مردم پس از فارغ شدن از کارهای خود،برای انجام فریضۀ نماز اقدام می نمایند،غافل از این که این نهایت بی لطفی و قدرنشناسی بنده نسبت به مقام شامخ خالق منّان است. برای درک بهتر مطلب، کارمند جزئی یک اداره را تصوّر کنید که مشغول کار است، در این میان به او خبر می رسد که رئیس اداره مشتاق دیدار او می باشد. همه خوب می دانیم که در این حالت او تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا در اسرع وقت خود را به دفتر مدیر برساند. امّا وقت اذان که دعوت رسمی خالق یکتا برای صحبت و مناجات با اوست،کم تر کسی پیدا می شود که دعوت حضرت حقّ را لبّیک گفته و به نماز بایستد.ما انسان ها برای دیدار کسانی که دوستشان داریم سر از پا نمی شناسیم، چه شده؟! و به چه علّت برای دیدار و ملاقات با خالق زیبایی ها، مخزن لطف و مهربانی و صاحب نعمت ها، با تأخیر و کسالت، حاضر می شویم؟! و بعد از خواندن نماز احساس می کنیم که بار سنگینی را که بدوش می کشیدیم، به زمین گذاشته ایم. رسول خدا می فرمایند: «مَنْ صَلَّى الصَّلَاةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَيَّعَكَ‏ اللَّهُ‏ كَمَا ضَيَّعْتَنِي‏ وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ الصَّلَاةِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَى سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُهُ».هر كه در خارج از وقت نماز گزارد آن نماز، سياه و تيره بالا رود و گويد: خدا تو را تباه سازد كه مرا تباه نمودى! و چون بنده در پيشگاه خداى گرامى و بزرگ بايستد نخستين چيزى كه از او پرسند نماز باشد؛ پس اگر نمازش پاك بود كردارهاى ديگرش نيز پاك خواهند بود و چون نمازش پاك نبود ديگر كردارش نيز پاك نخواهد بود. این جمله زیبا از مرحوم شهید رجائی نقل شده است: «به نماز نگوئید کار، به کار بگوئید نماز». با یک سوال، کلام را در این باب خلاصه کرده و قضاوت را به عهده مخاطب گرامی می گذاریم. آیا تا به حال دلمان برای نماز و مناجات با خدا تنگ شده است؟ آیا هر بار، با ذوق و شوق به استقبال نماز می رویم یا با حالت کسالت و اجبار؟(تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل...) حال به روایت ذیل که قسمتی از یک حدیث نسبتاً طولانی و بسیار مهمّ است توجّه فرمائید:

عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ فَاطِمَةَ سلام الله علیها أَنَّهَا سَأَلَتْ أَبَاهَا مُحَمَّداً صلّی الله علیه وآله فَقَالَتْ: «يَا أَبَتَاهْ مَا لِمَنْ‏ تَهَاوَنَ‏ بِصَلَاتِهِ‏ مِنَ‏ الرِّجَالِ‏ وَ النِّسَاءِ قَالَ يَا فَاطِمَةُ مَنْ تَهَاوَنَ بِصَلَاتِهِ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَ عَشْرَةَ خَصْلَةً ... وَ لَا يَرْتَفِعُ دُعَاؤُهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ السَّادِسَةُ لَيْسَ لَهُ حَظٌّ فِي دُعَاءِ الصَّالِحِين‏». از بانوی زنان عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها روایت شده است که آن بزرگوار از پدرشان رسول خدا صلّی الله علیه و آله پرسیدند: پدر جان! از میان زنان و مردان، برای کسی که نمازش را سبک بشمارد، چه عقوبتی در پیش است؟ رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: ای فاطمه! هر کس از زنان و مردان که نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده خصلت(بلا و عقوبت) مبتلا خواهد ساخت ... (پنجم آن خصلت ها)دعایش به آسمان بالا نمی رود(اجابت نمی شود) و ششم بهره ای از دعای افراد صالح نیز نخواهد داشت.

18- قطع رحم.

قَالَ رَسُولُ اللهِ‏ صلّی الله علیه و آله: «عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَنَا الرَّحْمَنُ شَقَقْتُ الرَّحِمَ مِنِ اسْمِي فَمَنْ وَصَلَهَا وَصَلْتُهُ وَ مَنْ‏ قَطَعَهَا قَطَعْتُهُ»‏رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند متعال مى ‏فرمايند: من رحمان هستم و رحم را از نام خود مشتق كرده‏ام، هر كس صله رحم بجاى آورد من هم به او توجه خواهم كرد و هر كس قطع رحم كند من هم با او قطع مى ‏كنم.

وَ قَالَ‏ صلّی الله علیه و آله: «لَا تَنْزِلُ الرَّحْمَةُ عَلَى قَوْمٍ فِيهِمْ قَاطِعُ الرَّحِم» و ‏فرمودند: رحمت بر گروهى كه بين آنها قاطع رحم باشد فرود نمى ‏آيد.

(پر واضح است و مسلّم،قومی که خداوند رابطه خود را با ایشان قطع و نزول رحمت را بر ایشان ممنوع نموده است، از اجابت دعا محروم خواهند بود.)

عَنِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله: «إِنَّ أَصْنَافاً مِنْ أُمَّتِي لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاؤُهُم...‏ وَ رَجُلٌ يَدْعُو فِي قَطِيعَةِ رَحِم‏». از رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایت است که آن حضرت فرمودند: به درستی که اصنافی از امّت من دعایشان مستجاب نمی گردد... (از آن دسته است)مردی که در حالی که قطع رحم نموده است، دعا می کند.

19- دروغ گفتن.

قال امیرالمومنین علیه السّلام: «إِذَا نَاوَلْتُمُ‏ السَّائِلَ‏ الشَّيْ‏ءَ فَاسْأَلُوهُ أَنْ يَدْعُوَ لَكُمْ فَإِنَّهُ يُجَابُ فِيكُمْ وَ لَا يُجَابُ فِي نَفْسِهِ لِأَنَّهُمْ يَكْذِبُون‏». مولا امیرالمومنین علیه السّلام فرمودند: چون بدست سائل چيزى داديد از او بخواهيد كه در حق شما دعا كند كه دعايش در باره شما مستجاب است ولى درباره خودش مستجاب نيست زيرا دروغ ميگويند.

قالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السّلام (لَمّا سُئِلَ) عَنْ قَوْلِ اللهِ تَعَالَى‏ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏، فَمَا بَالُنَا نَدْعُو فَلَا يُجَابُ قَالَ: «إِنَّ قُلُوبَكُمْ‏ خَانَتْ‏ بِثَمَانِ‏ خِصَالٍ‏ ... وَ الرَّابِعَةُ [أَنَّكُمْ‏] قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَخَافُونَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تَقْدَمُونَ إِلَيْهَا بِمَعَاصِيكُمْ فَأَيْنَ خَوْفُكُمْ وَ الْخَامِسَةُ أَنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَرْغَبُونَ فِي الْجَنَّةِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا يُبَاعِدُكُمْ مِنْهَا فَأَيْنَ رَغْبَتُكُمْ فِيهَا...» حضرت امیر المومنین علیه السّلام در پاسخ به این سوال که خداوند فرموده است ـ مرا بخوانید اجابتتان می کنم ـ‏ پس چرا دعا می کنیم ولی دعایمان اجابت نمی شود؟ فرمودند: زیرا دل های شما هشت خیانت کرده است... و چهارم، گفتید از آتش جهنّم می ترسید و حال آن که در هر زمان به واسطه گناهانتان به سمت آن قدم برداشتید، پس کجاست ترس شما؟ و پنجم، گفتید که مشتاق بهشت هستید و حال آن که در هر زمان اعمالی انجام دادید که شما را از آن دور می کرد، پس کجاست رغبت و اشتیاقتان به بهشت؟...

20- قساوت قلب.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ». حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: بدرستى كه خداى عز و جل اجابت نكند دعائى را كه از روى دل سخت و با قساوت باشد.

21- غفلت دل.

قَالَ أَبوعَبْدِ اللهِ علیه السّلام:‏« إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ‏ سَاهٍ‏ فَإِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَيْقِنْ بِالْإِجَابَةِ». حضرت صادق عليه اسلام فرمودند: خداى عز و جل اجابت نكند دعائى كه از روى دل غافل باشد، پس هر گاه دعا كردى بدل توجه كن و يقين داشته باش كه اجابت شود.

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صلوات الله علیه:‏ «لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دُعَاءَ قَلْبٍ لَاهٍ وَ كَانَ عَلِيٌ‏ علیه السّلام يَقُولُ إِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ لِلْمَيِّتِ فَلَا يَدْعُو لَهُ وَ قَلْبُهُ لَاهٍ عَنْهُ وَ لَكِنْ لِيَجْتَهِدْ لَهُ فِي الدُّعَاءِ». امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه فرمودند: خداى عزوجل دعاى دل غافل و سرگرم به لهو را نپذيرد، و على عليه السلام هميشه مي فرمود: هر گاه يكى از شماها براى مرده‏اى دعا كند، در حالى كه دلش از او غافل است دعا نكند، بلكه در دعاى بر او كوشش كند(يعنى براستى از دل دعا كند.)

22- نمّامی و سخن چینی.

رُوِيَ‏: «أَنَّ مُوسَى ع اسْتَسْقَى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ حِينَ أَصَابَهُمْ قَحْطٌ فَأَوْحَى‏ اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ لَا أَسْتَجِيبُ لَكَ وَ لَا لِمَنْ مَعَكَ وَ فِيكُمْ‏ نَمَّامٌ‏ قَدْ أَصَرَّ عَلَى النَّمِيمَةِ فَقَالَ مُوسَى ع مَنْ هُوَ يَا رَبِّ حَتَّى نُخْرِجَهُ مِنْ بَيْنِنَا فَقَالَ اللَّهُ يَا مُوسَى أَنْهَاكُمْ عَنْ النَّمِيمَةِ وَ أَكُونُ نَمَّاماً فَتَابُوا بِأَجْمَعِهِمْ فَسُقُوا». روایت شده است: زمانی در بنی اسرائیل قحطی آمد، حضرت موسی(ع) برای ایشان(از درگاه خداوند متعال)طلب باران نمود. خدای تعالی به آن حضرت وحی فرمود: دعای تو و همراهانت را مستجاب نمی کنم در حالی که میان شما انسان سخن چینی است که بر این صفت زشت اصرار می ورزد. حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا آن شخص کیست(بگو) تا او را از بین خودمان بیرون کنیم. خدای متعال فرمود: ای موسی من شما را از سخن چینی نهی می کنم،حال خود نمّامی کنم، سپس آن جمع همگی به درگاه خدا توبه کردند و باران بر آن ها باریده شد.

افرادی که دعایشان مستجاب نیست

پس از ذکر موانع اجابت دعا،به بیان افرادی می پردازیم که در روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام، به عنوان افرادی معرّفی شده اند که دعایشان به درگاه خدای متعال، مستجاب نمی شود.

1- دعای کسی که به دیگری تا زمان معیّنی قرضی داده ولی بر این قرض،سندی ننوشته و یا شاهدی نگرفته است.

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ:

«أَصْنَافٌ‏ لَا يُسْتَجَابُ‏ لَهُمْ‏: مِنْهُمْ مَنْ أَدَانَ رَجُلًا دَيْناً إِلَى أَجَلٍ فَلَمْ يَكْتُبْ عَلَيْهِ كِتَاباً وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَيْهِ شُهُوداً». چند گروهند که دعایشان مستجاب نمی شود: کسی که به شخصی تا زمان معیّنی قرضی داده است ولی بر این قرض سندی ننوشته و یا شاهدی نگرفته است.

2- نفرین انسان نسبت به ارحامش.

«وَ رَجُلٌ يَدْعُو عَلَى ذِي رَحِمٍ». و مردی که به ارحامش نفرین می کند.

3- دعای مردی که زنش او را اذیّت می کند و او از خدا نجات می خواهد.

«وَ رَجُلٌ تُؤْذِيهِ امْرَأَتُهُ بِكُلِّ مَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ، وَ هُوَ فِي ذَلِكَ يَدْعُو اللهَ عَلَيْهَا وَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ أَرِحْنِي مِنْهَا. فَهَذَا يَقُولُ اللهُ لَهُ: عَبْدِي، أَ وَ مَا قَلَّدْتُكَ أَمْرَهَا، فَإِنْ‏ شِئْتَ خَلَّيْتَهَا، وَ إِنْ شِئْتَ أَمْسَكْتَهَا». و مردی که زنش او را تا می تواند اذیّت می کند و او در حال زنش را نفرین می کند و می گوید: خدایا مرا از دست او راحت کن.پس خداوند به آن مرد می فرماید: بنده من آیا امر او را به دست تو نسپردم،اگر خواستی او را رها کن (طلاقش بده) و اگر خواستی او را نگه دار.

4- دعای کسی که از خدا تقاضای رزق می کند، در حالی که تمام اموالش را (حتّی) در راه خیر انفاق کرده و چیزی برای خود باقی نگذاشته است.

«وَ رَجُلٌ رَزَقَهُ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَالًا ثُمَّ أَنْفَقَهُ فِي الْبِرِّ وَ التَّقْوَى، فَلَمْ يَبْقَ لَهُ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ، وَ هُوَ فِي ذَلِكَ يَدْعُو اللَهَ أَنْ يَرْزُقَهُ، فَهَذَا يَقُولُ لَهُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: أَوْ لَمْ أَرْزُقْكَ وَ أُغْنِيكَ، أَ فَلَا اقْتَصَدْتَ وَ لَمْ تُسْرِفْ؟! إِنِّي لَا أُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ». و مردی که خدای تبارک و تعالی به او مالی عنایت کرده است،سپس او آن مال را در راه نیک و تقوا انفاق نموده و از آن چیزی برای خود باقی نگذارده است واو در این حال از خداوند متعال تقاضای رزق و روزی می کند.خدای تبارک و تعالی به او می فرماید: آیا من به تو روزی ندادم و بی نیازت نکردم؟پس چرا میانه روی پیشه نکردی تا نتیجتاً اسراف نکنی؟ همانا من اسراف کاران را دوست ندارم.

5- دعای مردی که در خانه نشسته و بدون اینکه کار کند از خدا طلب روزی می کند.

«وَ رَجُلٌ قَاعِدٌ فِي بَيْتِهِ وَ هُوَ يَدْعُو اللهَ أَنْ يَرْزُقَهُ، لَا يَخْرُجُ وَ لَا يَطْلُبُ مِنْ فَضْلِ اللهِ كَمَا أَمَرَهُ اللهُ، .... ». و مردی که در خانه اش نشسته و از خداوند طلب روزی می کند،در حالی که (به جهت کار و تلاش)از خانه خارج نشده و آن گونه که خداوند دستور داده است طلب روزی نمی کند.

6- کسی که مالش را نابجا خرج کند.

قال الصادق علیه السّلام: «رَجُلٌ أَعْطَاهُ اللهُ مَالًا فَأَنْفَقَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُ...». حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: آن مردى است كه خداوند مالى باو بدهد و آن را در غير مورد شايسته‏اش خرج كند، سپس بگويد: خدايا بمن بده (كه چنين كسى) دعايش مستجاب نشود.

7- نفرین انسان در حقّ هم سایه خود.

«وَ رَجُلٌ يَدْعُو عَلَى جَارِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ السَّبِيلَ إِلَى أَنْ‏ يَتَحَوَّلَ‏ عَنْ‏ جِوَارِهِ‏ وَ يَبِيعَ دَارَهُ». و مردى كه بر همسايه خود نفرين كند (و از همسايه آزارى او به خدا شكايت كند) با اينكه خداى عزّ و جلّ براى او راهى قرار داده، و آن اينست كه خانه خود را بفروشد و از همسايگى او بجاى ديگر رود.

8- دعا کسی که دعایش مشتمل بر امر غیر ممکن یا حرام باشد.

قال مولانا امیر المومنین علیه السّلام: «يَا صَاحِبَ‏ الدُّعَاءِ لَا تَسْأَلْ مَا لَا يَكُونُ وَ لَا يَحِلّ». مولا امیر المومنین علیه السّلام فرمودند: چیزی را که امکان تحقّق ندارد(غیر ممکن است) و (یا اینکه) حلال نیست‏، از خدا مخواه.

(قابل ذکر است که اگر ولیّ خدا و امام حق از برخی دعاها مثل آن چه در بالا ذکر شد نهی فرماید بدین معناست که دعا، دعای باطلی است و شخص داعی در واقع با این دعا نقش بر آب می زند و این دعا هرگز مستجاب نیست.)

9- دعای کسی که حاجتی را از برادر مسلمانش ضمانت کرده ولی آن را انجام نداده است.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله:‏ «مَنْ‏ ضَمِنَ‏ لِأَخِيهِ‏ الْمُسْلِمِ‏ حَاجَةً لَهُ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ لَهُ فِي حَاجَةٍ حَتَّى يَقْضِيَ حَاجَةَ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس برای برادر مسلمان خود(اجابت)حاجتی را ضمانت کند، خدای متعال در هیچ حاجتی به او نگاه نمی کند تا این که حاجت برادر مسلمانش را اجبت نماید.

10- دعای کسی که دختر صاحب فضلش را به ازدواج فاسقی در آورد.

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏: «مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ بِفَاسِقٍ نَزَلَ عَلَيْهِ كُلَّ يَوْمٍ أَلْفُ لَعْنَةٍ وَ لَا يَصْعَدُ لَهُ عَمَلٌ إِلَى السَّمَاءِ وَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُ دُعَاؤُهُ وَ لَا يُقْبَلُ‏ مِنْهُ‏ صَرْفٌ‏ وَ لَا عَدْل». کسی که دختر بزرگوارش(صاحب کمالات) را به ازدواج انسان فاسقی ‏در آورد، هر روز بر او هزار لعنت نازل می شود، هیچ عملی از او به آسمان بالا نمی رود، دعایش مستجاب نمی گردد و توبه و فدیه ای(جایگزین) از او پذیرفته نمی شود.

11- دعای کسی که در خانه اش شراب، دف، طنبور یا نرد داشته باشد.

عَنْهُ صلّی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ‏: «لَا تَدْخُلُ الْمَلَائِكَةُ بَيْتاً فِيهِ خَمْرٌ أَوْ دَفٌّ أَوْ طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لَا يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ يَرْفَعُ اللهُ عَنْهُمُ الْبَرَكَة». ملائکه در خانه ای که در آن مشروب،دف،طنبور یا نرد باشد، داخل نمی شوند، دعای اهل آن خانه مستجاب نخواهد شد و خدا برکت را از ایشان بر می دارد.

12- نفرین فرزند در حقّ والدینش.

عَنِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه و آله: «إِنَّ أَصْنَافاً مِنْ أُمَّتِي لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دُعَاؤُهُمْ رَجُلٌ‏ يَدْعُو عَلَى‏ وَالِدَيْه...». از رسول خدا صلّی الله علیه و آله‏ روایت شده است که فرمودند: همانا دعای گروه هائی از امّتم مستجاب نمی شود: (از جمله ایشان است) شخصی که پدر و مادر خود را نفرین می کند.

13- دعای کسی که برای ظلم ظالمی عذر تراشی کند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ: «مَنْ‏ عَذَرَ ظَالِماً بِظُلْمِهِ سَلَّطَ اللهُ تَعَالَى عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ فَإِنْ دَعَا لَمْ يَسْتَجِبْ لَهُ وَ لَمْ يَأْجُرْهُ اللهُ عَلَى ظُلَامَتِهِ». از امام صادق عليه السّلام روایت است که فرمودند: هر كه بر [روا بودن‏] ستمِ ستمگرى عذر بتراشد،خداى تعالی ستمگرى را بر او چيره گرداند و چون دعا كند برآورده نشود و خداوند بر ستمديدگى او پاداشى ندهد.

14- دعای کسی که در حضور جنازه ای بخندد.

قَالَ النبیُّ صلّی الله علیه و آله:‏ «مَنْ‏ ضَحِكَ‏ عَلَى‏ جِنَازَةٍ أَهَانَهُ اللهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُئُوسِ الْخَلَائِقِ وَ لَا يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُ ...». نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس بر جنازه ای بخندد، خداوند تعالی روز قیامت او را مقابل خلائق خوار می کند و دعایش را مستجاب نمی نماید...

15- دعای کسی که به خاطر طمع در دنیا علی رغم باطنی خبیث، از خود ظاهری نیکو و موجّه نشان می دهد(ریاکار است.)

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّی الله علیه وآله:‏«سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ فِيهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِيهِ عَلَانِيَتُهُمْ طَمَعاً فِي الدُّنْيَا لَا يُرِيدُونَ بِهِ مَا عِنْدَ رَبِّهِمْ يَكُونُ دِينُهُمْ رِيَاءً لَا يُخَالِطُهُمْ خَوْفٌ يَعُمُّهُمُ‏ اللهُ بِعِقَابٍ‏ فَيَدْعُونَهُ دُعَاءَ الْغَرِيقِ فَلَا يَسْتَجِيبُ لَهُمْ». رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: بر امّت من زمانى خواهد رسيد كه باطنشان پليد مى ‏گردد و براى رسيدن به دنيا ظاهر خود را مى ‏آرايند، و در پى اجر و پاداش الهى نيستند. كارشان براى خودنمايى است و به ترس از خدا آميخته نيست. خدا هم آنان را دچار عقوبت مى ‏كند، آن‏گاه مانند شخص غريق براى نجات خود دعا مى ‏كنند و دعايشان مستجاب نمى ‏شود.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده


نام:
ایمیل:
* نظر: