bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۳۱ : ۱۹ - جمعه ۰۱ بهمن ۱۳۹۵ - 20 January 2017 -۲۲ ربیع الثانی ۱۴۳۸
کد خبر: ۴۲۴
تعداد بازدید: ۲۷۱
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۷
درسنامه شماره 10

PDF

در ابتدای خطبه حضرت امیر علیه السّلام از اهل تقوا با عبارت «اهل فضائل» یاد کردند و فرمودند: «هُم اهلُ الفَضائِلِ»، یعنی فضائلی که برای اهل تقوا در خطبه ذکر می شود تنها به صورت ویژگی هایی زودگذر و اتّفاقی از متّقین صادر نشده بلکه این اوصاف در وجودشان نهادینه شده و در واقع نفوس پاکشان برای این صفات الهی و ارزنده اهلیّت دارد. حال پس از مرور اوصاف متعدّدی به ویژگی دیگر اهل تقوا رسیده ایم.

اهل تقوا و قرآن

«تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ». قرآن را شمرده و با تدبّر تلاوت مى ‏كنند، با آن جان خويش را محزون مى ‏سازند و داروى درد خود را از آن مى‏ گيرند.[1]

ایشان نه تنها قاری و تلاوت کننده قرآن هستند، بلکه با توجّه به توضیحات گذشته باید بگوئیم ایشان اهل قرآن هستند و به تعبیر دیگر با قرآن مأنوس هستند و آیات کریمه اش را در روح و جان خود جریان داده اند، از قرآن درس می گیرند و در آیات آن به دیده تأمّل می نگرند. همچون بیماری که به دنبال علاج بیماری خود به طبیبی حاذق مراجعه کرده و مو به مو به دستورات پزشکی او عمل می کند، به سراغ قرآن می روند و درمان بیماری های خود (اعم از روحی و جسمی) را از او می جویند.

قرآن کتاب هدایت

قرآن کریم در آیات متعدّد بدین معنا تصریح می کند که کتاب هدایت است. هدایت لازمه تقواست و کسانی که گمراه هستند و طریق الی الله را پیدا ننموده اند از رسیدن به مدارج متّقین محروم می مانند. به همین جهت اهل تقوا پیوسته از قرآن کریم هدایت می جویند و مسیر خود را تحت انوار قرآن کریم پیدا نموده و درجات قرب الهی را می پیمایند. قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَم». ‏اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏ هاست، هدايت مى ‏كند.[2] حضرت ختمی مرتبت پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمْ الْأُمُورُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ شَاهِدٌ مُصَدَّقٌ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ أَوْضَحُ دَلِيلٍ إِلَى خَيْرِ سَبِيلٍ مَنْ قَالَ بِهِ صُدِّقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ وُفِّقَ وَ مَنْ حَكَمَ بِهِ عَدَلَ وَ مَنْ أَخَذَ بِهِ أُجِرَ». هرگاه امور بر شما مشتبه شد همانند پاره های شب ظلمانی، پس بر شما باد به قرآن، همانا قرآن شفاعت کننده و شفاعت شده و شهادت دهنده و مورد تصدیق است، هر کس که قرآن را در برابر خود قرار دهد، قرآن او را به بهشت رهبری و راهنمائی می کند و هر کس قرآن را پشت سر خویش قرار دهد (به قرآن پشت کند)، قرآن او را به سمت جهنّم سوق می دهد؛ و قرآن آشکارترین راهنما به سوی بهترین راه است؛ هر کس به وسیله قرآن سخن بگوید تصدیق می شود و کسی که به قرآن عمل کند موفّق خواهد شد و هر آن کس به سبب قرآن حکم کند عدالت پیشه خواهد کرد و هر کس بدان متمسّک شود مأجور خواهد بود.[3]

مولای متّقیان امیر مؤمنان علی علیه السّلام درباره قرآن کریم می فرماید: «الْقُرْآنُ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ». قرآن ظاهری نیکو و به شگفتی آورنده و باطنی عمیق دارد، عجائب قرآن از بین نمی رود و دور دست های (علوم دست نیافته و رموز کشف نشده) آن پایان نمی یابد و تاریکی ها از میان نمی رود مگر به وسیله قرآن.[4]

قرآن بدون عترت مایه گمراهی

البته ناگفته نماند که قرآن بدون عترت و امامانی از دودمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله نه تنها مایه هدایت نیست بلکه مایه خسران و زیان خواهد بود. قرآن کریم به فرموده خدای متعال، نیاز به تبیین و تفسیر دارد، قرآن کریم می فرماید: «... وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ».و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است براى آن ها روشن سازى؛ و شايد انديشه كنند.[5]

یکی از علل وجوب تبیین رسول اکرم صلّی الله علیه و آله آن است که قرآن علاوه بر آیات محکم که معنای واضحی دارند و قابلیّت مناقشه و سوء استفاده در آن ها نیست، دارای آیات متشابه است که ظاهر آن ها در پاره ای موارد، انسان بی خبر را به اشتباه می اندازد، لذا خدای تعالی تا قیامت مفسّرینی برای قرآن کریم که طبق روایات شیعه و سنّی همه از نسل رسول خدا صلّی الله علیه و آله و بنی هاشم هستند قرار داده است که علم پیامبر اکرم را از آن بزرگوار به ارث برده اند و مؤیَّد مِن عند الله هستند و نام تمامی آن ها که به عدد نقباء بنی اسرائیل 12 نفر می باشند، در منابع روایی معتبر شیعه و سنّی آمده است. رسول خدا صلّی الله علیه و آله خطاب به حضرت امیر علیه السّلام فرمودند: «أَنْتَ وَارِثُ عِلْمِي وَ أَنْتَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِيفَةُ بَعْدِي تُعَلِّمُ النَّاسَ بَعْدِي مَا لَا يَعْلَمُونَ وَ أَنْتَ أَبُو سِبْطَيَّ وَ زَوْجُ ابْنَتِي مِنْ ذُرِّيَّتِكُمُ الْعِتْرَةُ الْأَئِمَّةُ الْمَعْصُومِينَ [الْمَعْصُومُونَ‏]». علی جان! تو وارث علم من و امام و خلیفه بعد از من هستی. بعد از من آن چه مردم نمی دانند به ایشان می آموزی و تو پدر دو نوه ام و همسر دخترم هستی و از فرزندان شما عترت من، امامان معصوم خواهند بود.[6] روزی سلمان از رسول گرامی درباره امامان پس از ایشان پرسید و حضرت در جواب او فرمودند: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِي مِنْ عِتْرَتِي عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ وَ مِنَّا مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ فَمَنْ تَمَسَّكَ بِهِمْ فَقَدْ تَمَسَّكَ بِحَبْلِ اللَّهِ لَا تُعَلِّمُوهُمْ‏ فَإِنَّهُمْ‏ أَعْلَمُ‏ مِنْكُمْ‏ وَ اتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقَّ مَعَهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَيَّ الْحَوْضَ». امامان پس از من به تعداد نقیبان بنی اسرائیل هستند (دوازده نفر) که نُه تای ایشان از صلب حسین هستند و از ماست مهدی این امّت، هر کس که به ایشان تمسّک ورزید به ریسمان خدا تمسّک ورزیده است. به ایشان چیزی نیاموزید که ایشان از شما عالم ترند و از ایشان تبعیّت کنید که ایشان با حقّ هستند و حقّ با ایشان است تا این که کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.[7]

ایشان مفسّرین قرآن و جانشینان پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله هستند که خداوند، پذیرش ولایت و امامتشان را بر همه انسان ها فرض و لازم می داند و کسی که از اطاعت و ولایت ایشان سر باز زند، از دایره تقوا بیرون خواهد بود و داخل در زمره ظالمین خواهد شد، به همین جهت است که از هدایت قرآن محروم خواهد ماند، چراکه خدای تعالی در قرآن کتاب آسمانی خود می فرماید: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ».‏ آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد؛ و مايه هدايت پرهيزكاران است.[8] پس قرآن برای هر کسی مایه هدایت نیست و این اهل تقوا هستند که از هدایت قرآن برخوردارند. از طرفی قرآن مایه ضرر و زیان گروهی از انسان ها می شود. یعنی گروهی از مردم قرآن می خوانند و زیان می کنند. قرآن می فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً».و از قرآن، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى ‏كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى ‏افزايد.[9]

آری این اهل تقوا هستند که به انوار هدایت کتاب آسمانی خدای حکیم نورانی شده و به مقام قرب خدا راه می یابند.

نتیجه آن چه بیان شد محال بودن جدائی قرآن و عترت است. این حقیقت به صراحت در روایت ثقلین آمده است و فریقین (شیعه و سنّی) هر دو از رسول خدا صلّی الله علیه و آله آن را نقل نموده اند. مِن باب نمونه، ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایة و النهایة (از منابع معروف و معتبر اهل سنّت) به نقل از نبیّ مکرّم اسلام صلوات الله علیه و آله آورده است که آن حضرت فرمودند: «كَأَنّى قَد دُعيتُ فَأَجبتُ، إنّى قَد تَرَكتُ فيكُم الثَّقَلَينِ كِتابَ اللهِ وَ عِترَتي أهلَ بَيتي، فَانظُرُوا كَيفَ تخلفُونِي فيهِما، فإِنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ، ثُمَّ قالَ اللهُ مولايَ وَ أنا وَلِىُّ كُلِّ مُؤمِنٍ، ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فَقَالَ: مَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلِيُّهُ، اللَّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ‏». گویا مرا خوانده اند و من هم اجابت نمودم (به زودی از دنیا خواهم رفت)، همانا من در میان شما دو گوهر گران قدر به جای گذاردم، کتاب خدا و عترتم اهل بیتم، پس بنگرید در مورد این دو چگونه برخورد خواهید کرد، بدرستی که این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، سپس فرمودند: خدا ولیّ من است و من ولی هر مؤمنی می باشم، سپس دست علی را گرفتند و فرمودند: هر کس که من مولای اویم پس این علی مولای اوست، خدایا! دوست باش با هر کس که ولای او را پذیرا باشد و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کند.[10]

پس نتیجه آن شد که: برای سلوک در طریق هدایت، قرآن کریم از شروط لازم این مهمّ به حساب می آید و با بی اعتنائی به قرآن نمی توان مسیر کمال و هدایت را پیمود، ولی قرآن کریم در این راستا شرط کافی نیست بلکه شرط دیگری وجود دارد که بدون وجود آن و بدون اعتقاد و التزام به آن، مراجعه به قرآن نه تنها مایه هدایت و سعادت نخواهد بود بلکه مایه خسران و گمراهی انسان نیز می شود، و آن چیزی نیست جز مراجعه و پذیرش ولایتِ عترتِ رسول خدا صلّی الله علیه و آله که آن بزرگوار در حدیث مشهور و معتبر ثقلین بدان تصریح فرموده اند.

امام صادق علیه السّلام در این رابطه می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ وَلَايَتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ قُطْبَ‏ الْقُرْآنِ‏ وَ قُطْبَ جَمِيعِ الْكُتُبِ عَلَيْهَا يَسْتَدِيرُ مُحْكَمُ الْقُرْآنِ وَ بِهَا نَوَّهَتِ الْكُتُبُ وَ يَسْتَبِينُ الْإِيمَانُ وَ قَدْ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُقْتَدَى بِالْقُرْآنِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ذَلِكَ حَيْثُ قَالَ فِي آخِرِ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْن‏ ...». خداوند ولایت ما اهل بیت را قطب و محور قرآن و تمامی کتب (آسمانی) قرار داده است، محکمات قرآن بر محور ولایت ما می گردد و تمام کتب ولایت ما را آشکار نموده اند و ایمان به وسیله ولایت ما تبیین می شود و رسول خدا صلّی الله علیه و آله امر فرموده اند که به قرآن و آل محمّد اقتداء شود و این زمانی بود که در آخر خطبه ای که خواندند، فرمودند: (حدیث ثقلین) من در میان شما دو گنجینه گران بها به جای می گذارم ... .[11]

در بسیاری نسخه های حدیث ثقلین در ادامه حدیث، این عبارت از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا بعدی ابداً». یعنی: تا زمانی که به هر دوی قرآن و عترت تمسّک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد.[12] آری گمراه نخواهید شد تا زمانی که به هر دوی آن ها متمسّک شوید نه به یکی از آن ها به تنهائی.

عظمت قرآن نزد خدای متعال

«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون». ‏اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى ‏كرديم، مى ‏ديدى كه در برابر آن خاشع مى ‏شود و از خوف خدا مى‏ شكافد! اين ها مثال هايى است كه براى مردم مى ‏زنيم، شايد در آن بينديشيد.[13]

آن چه امروزه به وفور مشاهده می شود، غفلت مسلمانان از تلاوت و تدبّر در آیات قرآن کریم است در حالی که قرآن، وسیله هدایت و نوری در ظلمات گناهان و تاریکی شبهات است. جای بسی شگفتی است که چگونه حاضریم ساعت ها پای تبلیغات رسانه ها نشسته و یا بسیاری از برنامه های بیهوده و لغو آن ها را ببینیم ولی از مطالعه چند خط از این کتاب آسمانی خودداری کنیم؟! آیا این نوع برخورد نشانه کوچک شمردن کتاب خدا نیست؟!

رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «مَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ الْقُرْآنَ فَرَأَى أَنَّ أَحَداً أُعْطِيَ شَيْئاً أَفْضَلَ مِمَّا أُعْطِيَ فَقَدْ صَغَّرَ عَظِيماً وَ عَظَّمَ صَغِيراً». هر کس که خدا به او قرآن را عطا کند و گمان کند به دیگری چیزی برتر از آن چه به او داده شده، عنایت شده است، قطعاً آن چه بزرگ و گران قدر است را کوچک و چیزی که کوچک و حقیر است را بزرگ شمرده است.[14] در حالی که رسول دو سرا محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله در شأن قرآن کریم می فرمایند: «فَضْلُ الْقُرْآنِ‏ عَلَى‏ سَائِرِ الْكَلَامِ‏ كَفَضْلِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ». فضیلت قرآن بر سایر کلام ها مانند فضیلت و برتری خداوند بر خلقش می باشد.[15] و در روایت دیگری رسول اکرم صلوات الله علیه و آله می فرمایند: «الْقُرْآنُ أَفْضَلُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ دُونَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ وَقَّرَ الْقُرْآنَ فَقَدْ وَقَّرَ اللَّهَ وَ مَنْ لَمْ يُوَقِّرِ الْقُرْآنَ فَقَدِ اسْتَخَفَّ بِحُرْمَةِ اللَّهِ وَ حُرْمَةُ الْقُرْآنِ عَلَى اللَّهِ كَحُرْمَةِ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ». قرآن غیر از خدای عزّ و جلّ برتر از هر چیزی است، پس هر کس که قرآن را گرامی بدارد، خدا را گرامی داشته و هر کس قرآن را گرامی ندارد، قطعاً حرمت خدا را نگاه نداشته و آن را خفیف شمرده است و حرمت قرآن بر خدا مانند حرمت پدر بر فرزندش می باشد.[16]

با علم به جایگاه والای قرآن نزد خدای متعال، انزوای قرآن نزد مؤمنین اوج بی انصافی و بی احترامی به جایگاه مقدّس قرآن کریم است و این با مقام بلند اهل تقوا سازگار نیست، پس اهل تقوا باید در تلاوت قرآن کریم سرآمد و اسوه دیگران باشند.

چند نکته در این فراز از خطبه امام علیه السّلام

در این قسمت از خطبه (تالین لأجزاء القرآن...)، مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام به چند نکته اساسی اشاره فرموده اند: 1-تلاوت قرآن 2-ترتیل خواندن قرآن 3-محزون شدن با تلاوت قرآن 4-درمان با قرآن؛ که در هر مورد ان شاء الله با بهره گیری از آیات قرآن و کلام اهل بیت علیهم السّلام مطالبی را برای استفاده بیشتر از خطبه امام علیه السّلام، مطرح خواهیم نمود.

تلاوت قرآن

«... قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ». از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد * خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‏ هاى سلامت، هدايت مى ‏كند؛ و به فرمان خود، از تاريكي ها به سوى روشنايى مى ‏برد؛ و آن ها را به سوى راه راست، رهبرى مى ‏نمايد.[17]

حال که چنین است باید دل را به آیات آسمانی قرآن نهاد و از هدایت آن بهره برد و به فرموده قرآن عمل نمود که: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ». آن چه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد.[18] قرآن کریم در سوره فرقان، خبر از شکوه و شکایت پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله در قیامت از امّت خود به جهت کوتاهی ایشان در حقّ این کتاب آسمانی می دهد و می فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً». و پيامبر [درقيامت‏] مى ‏گويد: پروردگارا! همانا قوم من اين قرآن را متروك گذاشتند![19] جدای از وجود مبارک رسول خدا، خود قرآن نیز از شاکیان روز محشر به حساب می آید. حضرت صادق علیه السّلام می فرمایند: «ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ الْغُبَارُ لَا يُقْرَأُ فِيهِ». سه دسته اند که به خدای عزّ و جلّ شکایت می کنند: 1-مسجد خرابی که اهل آن در آن نماز نمی گذارند 2-عالمی که بین جاهلین قرار گرفته است 3-و قرآنی که در گوشه ای رها شده و غبار روی آن را پوشانده و قرائت نمی شود.[20] و وای به حال کسی که در روز حشر، افضل انبیاء و خاتم المرسلین، پیغمبر رحمت صلوات الله علیه و آله به همراه کتاب خدا، قرآن کریم، از او به درگاه خدا شکایت کنند، با این وصف آیا از شرم و خجلت می توان در معرکه قیامت سری بالا آورد و یا همچون کسی، چگونه از خشم خدا رها خواهد شد؟! در ضرورت و فضیلت تلاوت قرآن کریم روایات کثیری وارد شده است، مِن جمله از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: «الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ يَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَنْظُرَ فِي عَهْدِهِ وَ أَنْ يَقْرَأَ مِنْهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسِينَ آيَةً». قرآن عهد خدا به سوی خلقش است، پس سزاوار است که انسان مسلمان در عهد خدا نظر بیافکند و در هر روز (حداقلّ) پنجاه آیه از آن را قرائت کند.[21]

در اعمال عبادی تلاوت قرآن کریم از جایگاه ویژه ای برخوردار است، چنان چه رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ فِي الصَّلَاةِ أَفْضَلُ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِي غَيْرِ الصَّلَاةِ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ فِي غَيْرِ الصَّلَاةِ أَفْضَلُ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ ذِكْرُ اللَّهِ تَعَالَى أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ الصَّدَقَةُ أَفْضَلُ مِنَ الصِّيَامِ وَ الصِّيَامُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ». قرائت قرآن در نماز برتر از قرائت قرآن در غیر نماز است و قرائت قرآن در غیر نماز برتر از ذکر خدای تعالی است و ذکر خدای تعالی برتر از صدقه است و صدقه برتر از روزه می باشد و روزه سپری در برابر آتش جهنّم است.[22] این روایت به خوبی مبیّن رتبه والای تلاوت قرآن در میان سایر اعمال عبادی است.

در فضیلت قرائت قرآن روایت زیبای دیگری از رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله نقل شده است که می فرمایند: «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ». اگر اراده کرده اید تا همانند اهل سعادت زندگی کنید و همچون شهداء از دنیا بروید و در روز حسرت (قیامت که همه حسرت می خورند) نجات یابید و در گرمای قیامت تحت سایه (رحمت خدا) باشید و در روز گمراهی هدایت شوید، پس (زیاد) قرآن قرائت کنید که همانا قرآن کلام خدای رحمان و دژ استواری در برابر شیطان و باعث سنگینی میزان (ترازوی اعمال در قیامت) است.[23]

روایات زیادی از اهل بیت علیهم السّلام وجود دارد که سفارش فراوانی به تلاوت قرآن در خانه می کند و آثار متعدّدی را برای آن بر می شمرد. از آن دسته است روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله که در باب تلاوت قرآن در خانه فرمودند: «نَوِّرُوا بُيُوتَكُمْ بِتِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ لَا تَتَّخِذُوهَا قُبُوراً كَمَا فَعَلَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى صَلَّوْا فِي الْكَنَائِسِ وَ الْبِيَعِ‏ وَ عَطَّلُوا بُيُوتَهُمْ فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُهُ وَ اتَّسَعَ أَهْلُهُ وَ أَضَاءَ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِي‏ءُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الدُّنْيَا». خانه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید و منازلتان را قبر قرار ندهید چنان که یهود و نصارا تنها در کنیسه ها و معابدشان به عبادت و نماز می پردازند و خانه هایشان را (از انجام عبادت و نماز) تعطیل نموده اند، همانا زمانی که در خانه تلاوت قرآن زیاد شد، خیر آن نیز زیاد می شود و اهل خانه در وسعت و گشایش قرار می گیرند و آن خانه برای اهل آسمان چنان می درخشد که ستارگان برای اهل دنیا نورافشانی می کنند.[24] کثیراً تجربه شده است که خانه های مختلف از حیث حال و هوا متفاوت هستند. در برخی از خانه ها که پا می گذاریم، احساس خوبی به ما دست می دهد، ناخود آگاه به یاد خدا می افتیم و تمایل به خوبی ها در وجودمان جوشش پیدا می کند. شاید از نظر ظواهر هم خانه ای محقّر باشد ولی نورانیّت آن آشکار است. بالعکس خانه هائی هستند که ولو ظاهری دل فریب و تجمّلی هم داشته باشند، انسان را به سمت دنیا سوق داده و از یاد خدای متعال دور می سازند. وسوسه های شیطانی در آن ها غوغا می کند و تمایل به ارتکاب گناهان در آن ها افزایش می یابد. اگر در این خانه ها قدری دقیق شوید، در خواهید یافت که از تلاوت قرآن در آن ها خبری نیست. و از طرف دیگر خانه های دسته اوّل که انسان در آن ها به نیکی ها متمایل است، خانه هائی هستند که هر روز صوت قرآن در آن ها طنین انداز است. مولای متّقیان علی علیه السّلام در این باره می فرمایند: «الْبَيْتُ الَّذِي يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِي‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضِي‏ءُ الْكَوَاكِبُ‏ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ إِنَّ الْبَيْتَ الَّذِي لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِينُ». خانه ای که قرآن در آن قرائت شده و خدای عزّ و جلّ یاد می شود، برکت آن خانه زیاد می شود، و ملائکه در آن خانه حاضر شده و شیاطین از آن دور می شوند و برای اهل آسمان نورافشانی می کند آن چنان که ستارگان برای اهل زمین می درخشند و خانه ای که در آن قرآن قرائت نشده و از خدای عزّ و جلّ یادی نمی شود، برکتش کم می شود و ملائکه از آن جا رفته و شیاطین در آن جا حاضر می شوند.[25]

پر واضح است، خانه ای که محل حضور ملائکه است، از ذکر و یاد خدا لبریز خواهد بود و خانه ای که محل تجمّع شیاطین است، مکان مناسبی است برای ارتکاب معاصی. حال تصوّر کنید، کودکانی که در این دو خانه تربیت می شوند چه تفاوت آشکاری با هم خواهند داشت؟!

تلاوت قرآن در سنین جوانی تأثیر متفاوتی نسبت به سنین بالاتر دارد. به بیان دیگر تلاوت قرآن از هر سِنّی نیکو ولی از جوانان نیکوتر خواهد بود. لذا از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ وَ هُوَ شَابٌ‏ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِدَمِهِ وَ لَحْمِهِ وَ جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ كَانَ الْقُرْآنُ حَجِيجاً عَنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». هر جوان مؤمنى كه قرآن تلاوت كند، قرآن با خون و گوشتش آميخته می گردد و خداوند او را همراه با فرشتگان، كه سفير خدايند و بزرگوارانی نيك هستند قرار دهد و در روز قیامت قرآن او را (از ورود در دوزخ) باز می دارد.[26]

تلاوت با تأمّل

«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها». آيا آن ها در قرآن تدبّر نمى ‏كنند، يا بر دل هايشان قفل نهاده شده است؟![27]

«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ». اين كتاب پربركتى است كه آن را بر تو نازل كرده‏ ايم تا آياتش را تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.[28]

این گونه نیست که هر تلاوت کننده قرآن، مشمول آثار نورانی و پر برکت تلاوت قرآن شود. چه بسا قاریان قرآنی که از نورانیّت قرآن هیچ بهره ای ندارند. پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «رُبَ‏ تَالِي‏ الْقُرْآنِ‏ وَ الْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ». چه بسا تلاوت کنندگان قرآنی که قرآن ایشان را لعنت می کند.[29] مولای متّقیان امیر مؤمنان علیه الصّلاة و السّلام می فرمایند: «أَلَا لَا خَيْرَ فِي‏ قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ». آگاه باشید، خیری نیست در قرائتی که در آن تدبّری نباشد.[30]

با این حساب، روخوانی قرآن به تنهائی این همه آثار و برکات را به همراه نخواهد داشت، بلکه باید در آیات شریفه آن تأمّل و تدبّر کرد. امام زین العابدین علیه السّلام در روایتی می فرمایند: «آيَاتُ الْقُرْآنِ خَزَائِنُ فَكُلَّمَا فَتَحْتَ خِزَانَةً يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تَنْظُرَ مَا فِيهَا». آیات قرآن گنجینه هائی (از علم و معرفت) است که هرگاه گنجینه ای از آن ها را گشودی، سزاوار است با نظر دقّت در مطالب آن بنگری.[31] دقّت و تأمّلی که نتیجه آن عمل به آیات شریفه قرآن باشد و إلّا تلاوت قرآن حتّی با تفکّر در آیات اگر در عمل ثمره ای نداشته باشد و قاری قرآن به آیاتی که می خواند عمل نکند، مشمول خشم و نارضایتی حضرت حقّ خواهد شد، چراکه رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ‏ تَعَلَّمَ‏ الْقُرْآنَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْمَلْ‏ بِهِ وَ آثَرَ عَلَيْهِ غَيْرَهُ حُبَّ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا اسْتَوْجَبَ سَخَطَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ فِي دَرَجَةِ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى الَّذِينَ نَبَذُوا كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِم». هر کس قرآن را بیاموزد ولی بدان عمل نکند و محبّت دنیا و زینتش را به جای قرآن (و عمل به آیات آن) برگزیند، سزاوار خشم و غضب خدای عزّ و جلّ شده و هم ردیف یهود و نصارائی قرار می گیرد که کتاب خدا را پشت سر انداختند (و بدان عمل نکردند)».[32]

همچنین آن بزرگوار در جای دیگر می فرمایند: «مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَعْمَلْ بِهِ حَشَرَهُ‏ اللَّهُ‏ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ أَعْمَى‏ فَيَقُولُ‏ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً. قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى‏ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار». هر کس قرآن تلاوت کند ولی بدان عمل نکند، خداوند روز قیامت او را کور محشور می کند، پس او به پروردگار عرضه می دارد: ای پروردگار من! چرا مرا کور محشور کردی در حالی که من در دنیا بینا بودم؟! خدای متعال می فرماید: چون آیات ما به تو رسید امّا تو آن ها را فراموش کردی (و بدان عمل ننمودی) و امروز نیز تو به فراموشی سپرده خواهی شد و بعد به او فرمان داده می شود که به جهنّم وارد شود.[33]

ترتیل خواندن قرآن

«يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا». قرآن را شمرده و با تدبّر تلاوت مى ‏كنند.

نکته دیگر کلام امام علیه السّلام در مورد چگونگیِ تلاوت قرآن توسّط اهل تقواست. حضرت می فرمایند که ایشان قرآن را ترتیلاً تلاوت می کنند. نوع ترتیلیِ تلاوت قرآن، در خود قرآن کریم نیز آمده است. خدای متعال در سوره مزّمّل می فرماید: «... وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً». و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان‏.[34]

امّا درباره این که معنای ترتیل خواندنِ قرآن کریم چیست، به روایتی از ساحت نورانی امیر المؤمنین علیه السّلام مراجعه می کنیم. از امیر المؤمنین علیه السّلام درباره این آیه شریفه (وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً) سؤال شد و امام علیه السّلام فرمودند: «بَيِّنْهُ‏ بَيَاناً وَ لَا تَهُذَّهُ‏ هَذَّ الشِّعْرِ وَ لَا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَقْرِعْ بِهِ الْقُلُوبَ الْقَاسِيَة وَ لَا يَكُونَنَّ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ». به خوبی، واضح و آشکار قرآن را بخوان و در تلاوت مانند تند خواندن در شعر، سرعت نگیر و عجله نکن و مانند ریگ بیابان آن را جدا و پراکنده نخوان بلکه به وسیله قرآن به دل های ظلمانی بکوب (تا گرد ظلمت از آن ها زائل شود) و اهتمام هیچ یک از شما این نباشد که سوره را به آخر برساند(ولو ناقص بخواند و در آن تأمّل نداشته باشد).[35] در جای دیگر امام علیه السّلام در تفسیر ترتیل خواندن قرآن می فرمایند: «أَنَّهُ حِفْظُ الْوُقُوفِ‏ وَ أَدَاءُ الْحُرُوفِ»‏. ترتیل خواندن یعنی محافظت بر وقف ها و (صحیح) اداء کردن حروف.[36]

در روایتی از امام صادق علیه السّلام ذیل این آیه شریفه می خوانیم: «إنَّ القُرآنَ لا يُقْرَءُ هذرمةً وَ لكن يُرتّلُ تَرتيلاً، فَاذا مَرَرْتَ بِآيةٍ فيها ذِكرُ الجَنَّةِ فَقِفْ عِندَها؛ وَ اسْأَلِ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ الجنَّةَ، وَ إذا مَرَرْتَ بِآيةٍ فيها ذكرُ النّارِ فَقِفْ عِندَها وَ تَعَوَّذْ بِاللهِ مِنَ النّارِ». قرآن، سریع و با عجله قرائت نمی شود و لکن به ترتیل خوانده می شود، (این گونه که) هرگاه آیه ای را مرور کردی که در آن یادی از بهشت شده است پس همان جا توقّف کن و از خدای عزّ و جلّ بهشت را بخواه و هر زمان به آیه ای رسیدی که در آن یادی از آتش جهنّم بود، نزد آن توقّف کن و از آتش جهنّم به خدا پناه ببر.[37]

پس از مجموع این سه روایت به دست می آید که ترتیل خواندن قرآن کریم یعنی شمرده خواندن و پرهیز از عجله در تلاوت، همچنین به جا وقف نمودن و اداء صحیح و کامل حروف و در عین حال عدم غفلت از محتوا و معانی آیات شریفه قرآن کریم.

محزون شدن با تلاوت قرآن

«يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ». با آن جان خويش را محزون مى ‏سازند.

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید:

«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى‏ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ». و چون آن چه را كه بر پيامبر اسلام نازل شده بشنوند، ديدگانشان را مى بينى به سبب آن چه از حق شناخته ‏اند، لبريز از اشك مى شود، مى‏ گويند: پروردگارا! ايمان آورديم، پس ما را در زمره گواهان [كه به حقّانيّت پيامبر و قرآن گواهى مى‏ دهند] بنويس‏.[38]

آری گروهی از مؤمنین کسانی هستند که با شنیدن آیات قرآن کریم، اشک از دیدگانشان فرو می ریزد و تلاوت آیات کلام وحی، دل هایشان را خاضع و خاشع می گرداند. در جای دیگر از کلام وحی می خوانیم:

«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ». خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است؛ آياتى مكرّر دارد (با تكرارى شوق ‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ ترسند مى ‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى ‏شود؛ اين هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايى مى ‏كند؛ و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود.[39]

مرحوم آیت الله خوئی در منهاج البراعة ذیل این قسمت از کلام امام علیه السّلام می گوید: «(يحزنون به أنفسهم) أى يَقرَؤُنَهُ بِصَوتٍ حَزينٍ». (این که با قرآن نفوس خود را محزون می سازند) یعنی قرآن را با صوت محزون تلاوت می کنند.[40] در روایات اهل بیت علیهم السّلام سفارش شده است که به هنگام تلاوت قرآن، با صوت حزین قرآن قرائت شود. از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: «إِنَ‏ الْقُرْآنَ‏ نَزَلَ‏ بِالْحُزْنِ‏ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ». همانا قرآن با حزن نازل گردیده پس قرآن را با حزن بخوانید.[41]

سیره اهل بیت علیهم السّلام هم در تلاوت قرآن همین گونه بود. حفص (نام راوی روایت است) درباره حضرت کاظم علیه السّلام می گوید: «‏فَمَا رَأَيْتُ أَحَداً أَشَدَّ خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع وَ لَا أَرْجَى النَّاسِ مِنْهُ وَ كَانَتْ قِرَاءَتُهُ حُزْناً فَإِذَا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ‏ يُخَاطِبُ‏ إِنْسَاناً». من در میان مردم احدی را ندیدم که در ترسِ بر خود و امید و رجاء (به پروردگار) شدیدتر از موسی بن جعفر علیهما السّلام باشد، و قرائت قرآن آن بزرگوار محزون بود و هرگاه قرآن قرائت می فرمودند، گویا انسانی را مورد خطاب خویش قرار می دادند.[42]

امّا علّت این حزن چیست که به فرموده قرآن گروهی با تلاوت قرآن و یا حتّی شنیدن آیات آن حالت بکاء و خشوع پیدا می کنند و به سفارش ائمّه اطهار علیهم السّلام خوب است که قرآن را با حالت حزن تلاوت نمود؟

برخی شارحین نهج البلاغه، علّت این حزن را این گونه بیان می دارند که: انسان هر گاه امور حزن آور را به یاد می آورد محزون می شود و چون قرآن مشتمل بر آیات وعید (آیاتی که عذاب و عقاب کفّار و اهل معصیت را هشدار داده و متذکّر می شود) است، موجب حزن و اندوه انسان می شود، و از طرفی شوقی که بر اثر تلاوت آیات وعد (آیاتی که مژده و وعده بهشت و رضوان حضرت حق را می دهد) و شناخت حقیقت حاصل می شود نیز گاهی منجر به جریان اشک از دیدگان برخی از قاریان قرآن می گردد.[43]

البته به نظر می رسد، جدای از آن چه گفته شد، اهل تقوا به اندازه ای در میدان محبّت و عشق حضرت حق پیش رفته اند که دیدن و شنیدن کلمات محبوبشان در قرآن کریم، بر شدّت شوق ایشان نسبت به زیارت پروردگار و وصال او می افزاید، و وقتی خود را در قفس تن محبوس می بینند، از داغ فراق او قلبشان به تپش افتاده و می سوزد و به فرموده رسول دو سرا حضرت مصطفی صلّی الله علیه و آله: «القلبُ يحزنُ وَ العَيْنُ‏ تدمَعُ». قلب محزون می شود و چشم می گرید.[44]

درمان با قرآن

«وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ». و داروى درد خود را از آن مى‏ گيرند.

خدای متعال در وصف کتاب آسمانی خود قرآن کریم در آیات متعدّدی به حقیقت شفاء بودن قرآن تصریح فرموده است. مثل آن جا که می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ». اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آن چه در سينه ‏هاست؛ (درمانى براى دل هاى شما) و هدايت

و رحمتى است براى مؤمنان![45] و یا در جای دیگر می فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً». و از قرآن، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى ‏كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى ‏افزايد.[46] همچنین در سوره فصّلت می فرماید: «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ». بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده ‏اند هدايت و درمان است.[47]

بنا بر آیاتی که ذکر گردید، قرآن کریم مایه شفاء و درمان بیماری های اهل ایمان است. مولا امیر المؤمنین علیه السّلام در این فراز به همین نکته اشاره فرموده و بیان می دارند که اهل تقوا درمان بیماری های خود را در قرآن می جویند، همان طور که خود خدای متعال قرآن را دار الشّفاء مؤمنین معرّفی می فرماید. امّا برای روشن تر شدن این حقیقت و استفاده بیشتر از آیات مذکور، لازم است به روایات مربوط مراجعه کرده و از جملات ائمّه طاهرین علیهم السّلام بهره مند گردیم.

مولای متّقیان امیر مؤمنان علیه الصلاة و السّلام می فرمایند: «تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ». قرآن را بیاموزید که همانا قرآن بهار قلب هاست و به سبب نور او شفا بجوئید که قرآن شفاء سینه هاست.[48] همان گونه که بهار فصل حیات مجدّد گیاهان است و نماد رویش و تعالی است، قرآن نیز بهار قلب هاست و دلی که با قرآن مأنوس باشد نمی میرد و با نورانیّت قرآن و معارف ناب آن، از لجن زار گناه و امراض نفسانی خلاصی پیدا می کند. باید این حقیقت را تجربه کرد و تنها شنیدن آن دردی را دوا نمی کند. عمری را در دنیا، با دنیا سپری کردیم، نتیجه آن دل مردگی و افسردگی، بداخلاقی و ناهنجاری های فردی و اجتماعی، بیماری های روحی و روانی و خروارها قرص و داروی آرام بخش شد. حال خوب است برای یک بار هم که شده به فرموده قرآن و مولایمان علی علیه السّلام، روی به قرآن بیاوریم. انس با قرآن را تجربه کنیم. خدا و اولیاء او فرمودند: «حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطیئَةٍ». محبّت و دل بستگی به دنیا ریشه و سرآمد همه خطاهاست. این کلام کلیدی را شنیدیم امّا گوش نکردیم (توجّه ننمودیم) و متأسّفانه در عمل، صدق این کلام برایمان ثابت شد و گرفتار خطاهای بیشماری شدیم. حال بیاییم و با انس با قرآن، صدق کلام دیگر ایشان را در عمل تجربه کنیم که: «قرآن بهار دل ها و شفاء سینه هاست». نتیجه تحقیقات جامعه پزشکی دنیا این حقیقت را بر ملا می کند که ریشه بسیاری از بیماری های جسمی، مشکلات روحی و روانی مانند خشم، اضطراب، استرس و ... است و خود این نابسامانی های روحی، معلول فاصله گرفتن از خدای مهربان است. امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «مَنْ أَصْبَحَ وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ‏ شَتَّتَ اللَّهُ عَلَيْهِ أَمْرَهُ وَ كَانَ فَقْرُهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ لَمْ يَأْتِهِ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا مَا قُدِّرَ لَهُ وَ مَنْ كَانَتِ الْآخِرَةُ أَكْبَرَ هَمِّهِ‏ كَشَفَ اللَّهُ عَنْهُ ضِيقَهُ وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَه‏ وَ أَتَتْهُ الدُّنْيَا وَ هِيَ رَاغِمَةٌ». هر كس كه صبح کند در حالی که مهم ترين تلاش و همّتش دنيا (و ماديّات) باشد، امور زندگيش پراكنده (و سر در گم) مى ‏گردد و هميشه احساس تنگدستى و بيچارگى مى ‏كند و از دنيا چيزى غير از مقدّراتی که برایش نوشته شده نصيبش نمى ‏گردد؛ ولى كسى كه مهم ترين همّتش آخرت باشد، خداوند تنگناهاى زندگيش را بگشايد و امورش را جمع و جور نمايد، و دنیا به نزد او بیاید در حالتی که خوار و پست باشد.[49]

قرآن کریم می فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دل ها آرامش مى‏ يابد.[50] ثمره دوری از یاد خدا، حضور مشکلات و معضلات روحی و نتیجتاً پیدایش بسیاری از بیماری های جسمی در وجود انسان است و راه خلاصی و درمان این گرفتاری ها، پناه آوردن به قرآن کریم است که مولایمان علی علیه السّلام فرمودند: «لَا تَسْتَشْفِيَنَّ‏ بِغَيْرِ الْقُرْآنِ‏ فَكَفَى بِهِ مِنْ كُلِّ دَاءٍ شَافٍ». هرگز از غیر قرآن طلب شفاء نکنید که قرآن برای شفا یافتن از هر دردی کفایت می کند.[51] شفا یافتن با قرآن منحصر در بیماری های روحی نمی شود، بلکه قرآن کریم برای بیماری های جسمی نیز به طور مستقیم شافی می باشد. روایات بسیاری از ائمّه معصومین علیهم السّلام در باب شفاء از امراض و گرفتاری ها در منابع روایی موجود است که بیان آن ها در این مختصر نمی گنجد. امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «شَكَا رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص وَجَعاً فِي صَدْرِهِ فَقَالَ ص اسْتَشْفِ‏ بِالْقُرْآنِ‏ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُور». مردی به نبیّ اکرم صلّی الله علیه و آله از دردی که در سینه داشت شکایت نمود، حضرت فرمودند: از قرآن طلب شفا کن که خدای عزّ و جلّ (درباره قرآن) می فرماید: و قرآن شفائی است برای آن چه در سینه هاست.[52]

معالجه با طبیب، شفاء از خدا

البته ناگفته نماند که انسان مؤمن در قبال بیماری ها دو وظیفه دارد:

-اوّل آن که به خدا توکّل نموده و شفاء بیماری خود را از او بخواهد، چراکه شفاء تنها به دست خداست و یکی از نام های مبارک پروردگار متعال «شافی» است. اولیاء خدا نیز تنها به اذن خدای عزّ و جلّ شفاء می دهند. از حضرت صادق علیه السّلام منقول است که فرمودند: موسی علیه السّلام به خدا عرضه داشت: «يَا رَبِّ مِنْ أَيْنَ الدَّاءُ؟ قَالَ: مِنِّي، قَالَ: فَالشِّفَاءُ؟ قَالَ: مِنِّي». پروردگارا! بیماری از کجاست؟ فرمود: از سوی من. عرض کرد: شفاء از کجاست؟ خداوند فرمود: (آن هم) از من.[53]‏ البته در تمامی امور و مِن جمله شفا یافتن از بیماری ها، توسّل جستن به اولیاء خدا و ایشان را واسطه فیض خدا قرار دادن، بسیار مجرّب و راه گشاست و خود پروردگار عالم در قرآن کریم دستور به توسّل داده است که به جهت دور نشدن از اصل بحث، از ذکر آن خود داری می کنیم. حال که شفاء از خداست، خود پروردگار متعال برای تحصیل شفاء دستور فرموده است تا به کلام او «قرآن» مراجعه نموده و از آن کسب شفاء کنیم.

-دوّم سنّت خدای متعال بر آن است که بنده نیز برای معالجه خود تلاش نموده، و در این راستا به اطبّاء و پزشکان مراجعه نماید همان گونه که در سایر امور زندگی خود به اهل آن مراجعه می کند، ولی فراموش نکند که شفاء از ناحیه خدای متعال است.‏ پس تحصیل شفاء از قرآن منافاتی با مراجعه به طبیب و پزشک ندارد، هم چنان که وجود مقدّس ائمّه طاهرین علیهم السّلام نیز برای تعلیم این حقیقت به مردم، خود در برخی بیماری ها به طبیب مراجعه می نمودند، با وجود آن که سینه مبارکشان گنجینه و مخزن تمامی علوم و مِن جمله علم طبّ بود.

پس حاصل آن که اهل تقوا با قرآن مأنوس اند و با تلاوت محزون قرآن و تأمّل در کلام وحی، درد ها و آلام جان خویش را مداوا می کنند و خزان قلب خود را به بهار مبدّل می سازند. در پایان امید است که به برکت مطالعه جملات نورانی آقایمان در خطبه همّام، ما نیز به جرگه اهل تقوا بپیوندیم، ان شاء الله.

پی نوشت:


[1] ترجمه استاد مکارم.

[2] سوره اسراء/آیه9 (ترجمه مکارم).

[3] أعلام الدين في صفات المؤمنين ص 102.

[4] همان.

[5] سوره نحل/آیه44 (ترجمه مکارم).

[6] كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر ص 132.

[7] همان

[8] سوره بقره/آیه2 (ترجمه مکارم).

[9] سوره اسراء/آیه82 (ترجمه مکارم).

[10] البداية و النهاية ج ‏5 ص 208.

[11] تفسير العياشي ج ‏1 ص 5.

[12] المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السّلام ص 559.

[13] سوره حشر/آیه21 (ترجمه مکارم).

[14] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏89 ص 13.

[15] جامع الأخبار (للشعيري) ص 40.

[16] همان.

[17] سوره مائده/آیه15و16 (ترجمه مکارم).

[18] سوره مزّمّل/آیه20 (ترجمه مکارم).

[19] سوره فرقان/آیه30 (ترجمه انصاریان).

[20] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 613.

[21] همان ص 609.

[22] همان ص 41.

[23] جامع الأخبار (للشعيري) ص 41.

[24] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 610.

[25] همان.

[26] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 100.

[27] سوره محمّد /آیه 24 (ترجمه مکارم).

[28] سوره ص /آیه 29 (ترجمه انصاریان).

[29] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 48.

[30] معاني الأخبار ص 226.

[31] عدة الداعي و نجاح الساعي ص 285.

[32] أعلام الدين في صفات المؤمنين ص 412.

[33] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص 286.

[34] سوره مزّمّل/آیه4 (ترجمه مکارم).

[35] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏82 ص 7.

[36] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏64 ص 323.

[37] تفسير نور الثقلين ج ‏5 ص 446.

[38] سوره مائده/آیه 83 (ترجمه انصاریان).

[39] سوره زمر/آیه 23 (ترجمه مکارم).

[40] منهاج‏ البراعة في‏ شرح‏ نهج ‏البلاغة (الخوئي) ج 12 ص 125.

[41] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 614.

[42] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 606.

[43] توضيح ‏نهج‏ البلاغة ج 3 ص 235/ شرح ‏نهج‏ البلاغه (مدرس ‏وحيد) ج 12 ص 33.

[44] تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب ج ‏6 ص 359.

[45] سوره یونس/آیه 57 (ترجمه مکارم).

[46] سوره اسراء/آیه 82 (ترجمه مکارم).

[47] سوره فصّلت/آیه 44 (ترجمه مکارم).

[48] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 112.

[49] الزهد ص 49.

[50] سوره رعد/آیه 28 (ترجمه مکارم).

[51] عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 523.

[52] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 600.

[53] الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل) ج ‏3 ص 15.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: