bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۴۹ : ۱۰ - جمعه ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 28 April 2017 -۲ شعبان ۱۴۳۸
کد خبر: ۴۲۵
تعداد بازدید: ۲۶۵
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۹
درسنامه شماره 11
«رهایی از دوزخ»

به مدد حضرت حق و عنایات مولایمان امیر المؤمنین علی علیه السّلام قسمتی از برنامه شبانه اهل تقوا را که رابطه ایشان با کلام خدا قرآن کریم بود، مرور کردیم و هم اکنون به بررسی ادامه کلام مبارک حضرت در خطبه همّام می پردازیم.

تأثیر قرآن بر جان اهل تقوا

«فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ». هر گاه به آيه ‏اى برسند كه در آن تشويق باشد با علاقه فراوان به آن روى آورند و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود، و آن را همواره نَصب العين خود مى ‏سازند، و هر گاه به آيه‏ اى برخورد كنند كه در آن بيم باشد، گوش هاى دل خويشتن را براى شنيدن آن باز مى‏ كنند و صداى ناله و به هم خوردن زبانه‏ هاى آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان طنين انداز است.[1]

پیش تر با تکیه بر کلام حضرت امیر علیه السّلام سخن از ارتباط اهل تقوا با قرآن کریم به میان آمد و بیان شد که ایشان قرآن را با حالت حزن و همراه با تأمّل و تدبّر تلاوت می کنند به گونه ای که دردهای خود را با قرائت آیات نورانیش مداوا نموده و جانشان را به واسطه کلام وحی، از امراض گوناگون‏ شفا می بخشند. حال در بخش بعدی از کلام امام علیه السّلام با تأثیر تلاوت قرآن بر اهل تقوا آشنا می شویم.

در واقع نتیجه چنین تلاوت قرآنی با آن کیفیّت که بیان شد آن است که با فراز و نشیب های قرآن و با آیات وعد و وعید آن، دائم حالت اهل تقوا در تغییر است. امّا در مقابل وقتی که انسان قرآن را بدون تدبّر بخواند و با نظر دقّت و عبرت در آن ننگرد، در مقابل آیات قرآن حالتی یکسان و یکنواخت خواهد داشت. تلاوت آیات عذاب و عقاب و آیات مربوط به بهشت و رحمت خدا، برای او هیچ تفاوتی ندارد چراکه او با معانی و مضامین قرآن کاری ندارد و تنها به صرف تحصیل ثواب آن را قرائت می کند.

روایات متعدّدی داریم که ائمّه علیهم السّلام افراد مختلفی را از تلاوت های سریع و در مقاطع زمانی کوتاه برحذر داشته اند. به عنوان مثال: على بن أبى حمزه می گويد: خدمت حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شدم، پس ابو بصير به آن حضرت عرض كرد: قربانت بروم، در ماه رمضان همه قرآن را در يك شب بخوانم؟ فرمودند: نه. عرض كرد: در دو شب؟ فرمودند: نه. عرض كرد: در سه شب؟ فرمودند: ها (يعنى آرى بخوان) و با دست خود اشاره نمودند (علّامه مجلسى می گويد: گويا اشاره فرمودند كه خاموش باش)، سپس فرمودند: اى ابامحمّد! براى ماه رمضان حقّ و حرمتى است كه ماه هاى ديگر مانند آن نيستند (يعنى: اين كه اذنت دادم در سه شب بخوانى به خاطر حرمت ماه رمضان و امتيازش با ماه هاى ديگر است) و اصحاب حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله قرآن را در يك ماه يا كمتر مي خواندند، و قرآن نباید با سرعت و شتاب خوانده شود، و بايد هموار و شمرده و با آهنگ خوش خوانده شود، و هر گاه به آيه ‏اى كه در آن نام بهشت برده شده است گذر كنى، آن جا بايست، و از خداى عزّ و جلّ بهشت را بخواه، و چون به آيه ‏اى كه در آن ذكر دوزخ است گذر كنى نزد آن نيز توقّف كن و از دوزخ به خدا پناه ببر.[2]

پرهیز از سریع خواندن قرآن بدان جهت است که انسان را از تفکّر در آیات شریفه محروم می سازد و به فرموده امام امیر المؤمنین علیه السّلام: «أَلَا لَا خَيْرَ فِي‏ قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ». آگاه باشید، خیری نیست در قرائتی که در آن تدبّری نباشد.[3] پس اولویّت اوّل در قرائت قرآن، تدبّر در معانی قرآن است و با این کیفیّت هرچه در توان بود قرآن خواندن عالی است.

ایمان و طهارت نفس، لازمه تأثیر گرفتن از قرآن

امّا برای اثر گذاری قرآن بر روح و جان انسان آن هم بدان کیفیّتی که مولایمان علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمودند، تنها تفکّر نمودن در آیات کفایت نمی کند، بلکه دو عنصر مهمّ دیگر نیز لازم است.

1-ایمان: خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً». و از قرآن، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى ‏كنيم؛ و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى ‏افزايد.[4] همچنین در سوره فصّلت می فرماید: «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ». بگو: «اين (كتاب) براى كسانى كه ايمان آورده ‏اند هدايت و درمان است.[5]

بنا به آیات شریفه که مِن باب نمونه ذکر شد (و قبلاً نیز بدان پرداخته بودیم)، روشن می شود که قرآن برای اهل ایمان مایه هدایت و شفاء از امراض است و برای اهل ظلم تنها مایه خسران و زیان است. پس تلاوت قرآن به شرط ایمان باعث آن همه تغییر و تحویل در وجود انسان می شود.

2-طهارت نفس: خداوند تعالی در قرآن می فرماید: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ». كه آن، قرآن كريمى است * كه در كتاب محفوظى جاى دارد * و جز پاكان نمى‏ توانند به آن دست زنند [دست يابند].[6] در تفسیر نمونه ذیل آیه آخر آمده است: «بعضى آن را اشاره به اين معنى مى ‏دانند كه حقايق و مفاهيم عالى قرآن را جز پاكان درك نمى‏ كنند، همان گونه كه در آيه 2 سوره بقره مى ‏خوانيم: "ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ‏:" اين كتاب شكى در آن نيست، و مايه هدايت پرهيزكاران است" و به تعبير ديگر حداقلّ پاكى كه روحِ" حقيقت جويى" است براى درك حداقلّ مفاهيم آن لازم است، و هر قدر پاكى و قداست بيشتر شود درك انسان از مفاهيم قرآن و محتواى آن افزون خواهد شد.[7]

پس نتیجه آن شد که اثراتی که قرآن بر جان اهل تقوا می گذارد محصول سه عامل اساسی است: 1-ایمان 2-طهارت نفس و تقوا 3-و تلاوت قرآن با تأمّل و تدبّر.

مقام یقین و شهود اهل تقوا

شروح نهج البلاغه، مِن جمله منهاج البراعة مرحوم خوئی، معنای «ظنّ» را در این فراز از عبارت مولا علیه السّلام به معنای علم اتّخاذ نموده اند، کما این که در قرآن کریم نیز در برخی موارد ماده «ظنّ» به معنای علم استعمال شده است. و دلیل آن را فراز های گذشته خطبه می دانند که به مقام عین الیقینی اهل تقوا اشاره فرمودند، آن جا که امام علیه السّلام می فرمایند: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ».‏ آن ها به كسى مى ‏مانند كه بهشت را با چشم ديده و در آن متنعّم است و هم چون كسى هستند كه آتش دوزخ را مشاهده كرده، و در آن معذّب است. (که بحث آن گذشت)

با این حساب معنای این فراز: «وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ» و فراز دیگر: «وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ» به ترتیب این گونه می شود: «یقین دارند که آن آیه یعنی بهشت موعود برای ایشان آماده شده و نزد ایشان حاضر است»، «و علم و یقین دارند که دم و بازدم (تنفّس جهنّم) و ناله و فریاد اهل عذاب در گوششان طنین انداز است».[8]

عکس العمل و تغییر حالِ ذوات مقدّس اهل بیت علیهم السّلام نیز در مواجه شدن با آیات کریمه قرآن شنیدنی است. مِن جمله:

در حديثى از پيغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله مى‏خوانيم كه وقتى آيه (وَ جِي‏ءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ-‏ در آن روز دوزخ را بياورند[9]) نازل شد، رنگ چهره مباركشان دگرگون گشت، اين حالت بر اصحاب گران آمد، بعضى به سراغ على علیه السّلام رفتند و ماجرا را بيان كردند، على علیه السّلام آمدند و ميان دو شانه پيامبر صلّی الله علیه و آله را بوسيدند و عرضه داشتند: اى رسول خدا! پدرم و مادرم به فدايت باد، چه حادثه ‏اى روى داده؟ حضرت فرمودند: جبرئيل آمد و اين آيه را بر من تلاوت كرد. على علیه السّلام مى‏گويد: عرض كردم: چگونه جهنّم را مى‏آورند. فرمودند: هفتاد هزار فرشته آن را با هفتاد هزار مهار مى ‏كشند و مى ‏آورند! و آن در حال سركشى است كه اگر او را رها كنند همه را آتش مى ‏زند، سپس من در برابر جهنّم قرار مى ‏گيرم و او مى ‏گويد: اى محمّد! مرا با تو كارى نيست، خداوند گوشت تو را بر من حرام كرده، در آن روز هر كس در فكر خويش است ولى محمّد مى ‏گويد: رَبِّ اُمّتى! اُمّتى! پروردگارا! امّتم امّتم![10]

در حالات امام سجّاد علیه السّلام نقل می کنند که: «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا قَرَأَ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏ يُكَرِّرُهَا حَتَّى‏ يَكَادَ أَنْ‏ يَمُوتَ»‏. حضرت علیّ بن الحسین علیهما السّلام این گونه بودند که هر گاه "مالک یوم الدین" را قرائت می فرمودند، آن قدر تکرار می نمودند تا جائی که نزدیک بود از دنیا بروند.[11]

حاصل آن که اهل تقوا آن چنان تحت تأثیر آیات نورانی قرآن قرار می گیرند که امیدشان به هنگام قرائت آیات رجاء و ترسشان به وقت تلاوت آیات خوفِ قرآن کریم شدّت می یابد، به گونه ای که بهشت را نزد خود حاضر می بینند و صدای زوزه آتش جهنّم و ناله های اهل عذاب را با گوش جانشان استماع می کنند.

رهائی از دوزخ

«فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ». آن ها در پيشگاه خدا به ركوع مى ‏روند و جبين و دست و پا را به هنگام سجده بر خاك مى ‏سايند، و از او آزادى خويش را از آتش جهنم درخواست مي كنند.

اهل تقوا چون با گوش جان صدای نفس کشیدن جهنّم و شعله های آن را به همراه فغان اهل عذاب می شنوند و با چشم دل، دوزخ و اهلش را نظاره می کنند، لذا این حقیقت را به خوبی دریافته اند که دوزخ و عذاب های جهنّمی شوخی و افسانه نیست. ترس از عذاب و آتش جهنّم و غضب پروردگار باعث شده که پاسی از شب را برای نجات از عذاب دوزخ، به مناجات با پروردگار پرداخته و از او برای رهایی از آتش استمداد بطلبند، همان طور که قرآن کریم در وصف ایشان می فرماید: «وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً * وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً». (عباد الرّحمان) كسانى (هستند) كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‏ كنند* و كسانى كه مى‏ گويند: پروردگارا! عذاب جهنّم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است![12]

امّا درباره این که مراد حضرت از «فکاک رقابهم- آزادی گردن هایشان»، رها شدن از چیست؟ آن چه میان شارحینِ خطبه شهرت داشته و از قرائن کلام استفاده می شود، رهایی از آتش جهنّم است. ولی به گفته برخی[13] تعبیر امام علیه السّلام مطلق است و آزادی از هر گونه اسارت در چنگال هوای نفس و شیاطین انس و جنّ را شامل می شود، اگر چه در دعاها و یا روایات زیادی دیده شده است که بعد از «فکاک رقبة» واژه «مِنَ النّار» ذکر می شود.

دوزخ و عذاب های دوزخی

به مناسبت این فراز از خطبه امام علیه السّلام، خوب است مختصری از جهنّم و عذاب های آن سخن به میان آید. در قرآن کریم، آیات فراوانی در وصف جهنّم و اهل آن و عذاب های دوزخیان وجود دارد که بیان آن ها مجال وسیعی را می طلبد، لذا به جهت دور نشدن از اصل بحث به برخی از این آیات اشاره می کنیم.

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ».‏اى مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است حفظ كنيد. بر آن فرشتگانى خشن و سخت ‏گير گمارده شده ‏اند كه از آن چه خدا به آنان دستور داده سرپيچى نمى ‏كنند، و آن چه را به آن مأمورند، همواره انجام مى‏ دهند.[14]

پروردگار متعال در سوره حج در باب کیفیّت عذاب اهل نار می فرماید: «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ * يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ * وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ * كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ». اينان دو گروهند كه درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند؛ كسانى كه كافر شدند، لباس هايى از آتش براى آن ها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏ شود؛ * آن چنان كه هم درونشان با آن آب مى ‏شود، و هم پوست هايشان * و براى آنان گرزهايى از آهن (سوزان) است * هر گاه بخواهند از غم و اندوه ‏هاى دوزخ خارج شوند، آن ها را به آن باز مى‏ گردانند؛ و (به آنان گفته مى ‏شود:) بچشيد عذاب سوزان را.[15]

گروهی به خاطر عدم درک عذاب های دوزخیان و غفلت از قرآن کریم، به خطا رفته و تصوّر نموده اند که عذاب های جهنّم برای اهل آتش پس از مدّتی عادت می شود و دیگر مثل آغاز ورود به دوزخ، معذّب نخواهند بود. غافل از آن که پروردگار متعال در کتاب آسمانیش قرآن می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً». كسانى كه به آيات ما كافر شدند، به زودى آن ها را در آتشى وارد مى‏ كنيم كه هر گاه پوست هاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوست هاى ديگرى به جاى آن قرار مى ‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است (و روى حساب، كيفر مى ‏دهد).[16]

در هر دوره ای از ادوار زندگی بشر، افراد بی ایمان و یا حتّی انسان های ضعیف الایمان، در فشارهای زندگی، وقتی به زعم و گمان خود تمام درهای نجات را به روی خویش بسته و راه های خلاصیِ از مشکلات را مسدود می یافتند، تنها راه نجات از سختی ها را مرگ می دانستند و با اقدام به خود کشی به این فکر انحرافی جامه عمل می پوشاندند. اهل دوزخ نیز در چنین شرایط غیر قابل تصوّری تنها راه نجات و خلاص خود را از عذاب الهی، مرگ می دانند و چه می توان کرد که در قیامت و جهنّم دیگر خبری از مرگ نیست. خدای حکیم در سوره نساء می فرماید: «مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ * يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ». به دنبال او جهنّم خواهد بود؛ و از آب بد بوى متعفّنى نوشانده مى‏ شود * به زحمت جرعه جرعه آن را سر مى ‏كشد؛ و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد؛ و مرگ از هر جا به سراغ او مى ‏آيد؛ ولى با اين همه نمى ‏ميرد! و به دنبال آن، عذاب شديدى است.[17]

اگر حتّی به میزان کمی هم دلْ بیدار باشیم، تصوّر مضمون این آیات ما را بی قرار خواهد کرد، حال وضعیّت اهل تقوا چگونه خواهد بود در حالی که حقیقت آن چه را که ما تصوّر می کنیم، به چشمِ دل دیده و گوشِ جانشان اصوات آن را استماع می کند؟! در دعای کمیل که قسمت کوچکی از مناجات های مولا و سرورمان امیر المؤمنین علیه السّلام است، آن بزرگوار در مناجات با خدای متعال و پناه بردن از عذاب جهنّم، به درگاه پروردگار عرضه می دارد: «يَا كَرِيمُ يَا رَبِّ‏ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلَاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلَاءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ‏ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا وَ هُوَ بَلَاءٌ تَطُولُ‏ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ‏ وَ لَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ لِأَنَّهُ لَا يَكُونُ إِلَّا عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هَذَا مَا لَا تَقُومُ‏ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي‏ وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِين‏». اى خداى كريم، اى پروردگار من، و تو ناتوانى مرا، در مقابل اندكى از بلاى دنيا و كيفرهاى ناچيز آن و ناملايماتى كه معمولاً بر اهل آن مي رسد مي دانى، در صورتى كه اين بلا و ناراحتى دوامش كم است، و دورانش اندك و مدّتش كوتاه است، پس چگونه تاب تحمّل بلاى آخرت و آن ناملايمات بزرگِ آن جا را دارم، در صورتى كه آن بلا مدّتش طولانى و دوامش هميشگى است، و تخفيفى براى مبتلايان به آن نيست، زيرا آن بلا از خشم و انتقام و غضب تو سرچشمه گرفته، و آن هم چيزى است كه آسمان ها و زمين تاب تحمّل آن را ندارند، اى آقاى من تا چه رسد به من بنده ناتوانِ خوارِ ناچيزِ مستمندِ بيچاره.[18]

این تنها گوشه ای از اشک ها و مناجات های علی علیه السّلام است که در خلوت خود با معبود یگانه و در استغاثه به دامن کبریائیش از عذاب جهنّم، به پیشگاه حضرت حق عرضه می فرمود.

و امّا امام زین العابدین علیه السّلام نیز در قسمتی از دعای سی و دوّم صحیفه سجّادیّه در توصیف جهنّم و عذاب های آن می فرمایند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ، وَ تَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ، وَ مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ، وَ هَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَ بَعِيدُهَا قَرِيبٌ، وَ مِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ، وَ يَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ، وَ مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيماً، وَ تَسقِي أَهْلَهَا حَمِيماً، وَ مِنْ نَارٍ لَا تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إِلَيْهَا، وَ لَا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا، وَ لَا تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَ اسْتَسْلَمَ إِلَيْهَا تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيمِ النَّكَالِ وَ شَدِيدِ الْوَبَالِ‏، وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا، وَ حَيَّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا، وَ شَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَ أَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ، وَ أَسْتَهْدِيكَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا، وَ أَخَّرَ عَنْهَا». خدايا به تو پناه مي برم از آتشى كه به وسیله آن سخت گرفته ‏اى بر هر كه تو را نافرمانى كرد، و به وسیله آن وعده عذاب داده ‏اى هر كه را از رضا و خشنودى تو دورى گزيد، و از آتشى كه روشنى آن تاريكى است، و آسان آن دردناك، و دورش نزديك است و از آتشى كه بعضی از آن بعض ديگر را مي خورد، و برخى از آن بر برخى دیگر حمله می برد و از آتشى كه استخوان ‏ها را مي پوساند، و اهل خود را آب جوشان می نوشاند، و از آتشى كه به هر كس به سویش زارى كند مهربانى نمي نمايد، و به كسي كه از آن طلبِ مهربانى کند رحم نمي نماید، و قادر بر تخفیف دادن نیست نسبت به کسی که نزدش فروتنى کرده و تسلیم او باشد، با گرم ترين عذاب و كيفر دردناك و گرفتارى سخت با ساکنان خود ملاقات مي كند. و به تو پناه مي برم از عقرب های آن كه دهان خود را گشوده ‏اند، و از مارهاى آن كه با نيش هایشان مي زنند، و از نوشیدنی هایش كه روده ‏ها و دل هاى ساكنينش را پاره مي کند و قلوبشان را از جا می کند، و از تو طلب هدایت می کنم براى آن چه از آن آتش دور سازد و به تأخیر اندازد (باز گرداند).[19]

حضرات اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین و مِن جمله وجود نازنین امیر المؤمنین و امام زین العابدین علیهما السّلام که خود امام المتّقین هستند، این گونه از جهنّم و عذاب های آن سخن می گویند و از آن به درگاه خدای کریم پناه می برند. پس باید اهل تقوا نیز همچون امامان خود برای نجات از دوزخ، به آغوش پر لطف و محبّت پروردگار پناهنده شده و برای آزادی خویش از بند عذاب و عقاب، کاری انجام دهند.

رکوع و سجود راه خلاصی از اسارت هوای نفس و آتش دوزخ

حال که عقاب پروردگار این گونه سخت و طاقت فرساست پس باید به دنبال راهی برای رها شدن از آن بود. علی علیه السّلام که گنجینه علم خداست و قلب مقدّسش از انوار الهی تابناک و نورانی است، راه نجات را در رکوع و سجود به درگاه حضرت حق و مقابل معبود یگانه معرّفی نموده و می فرمایند: «فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ».

آن ها در پيشگاه خدا به ركوع مى ‏روند و جبين و دست و پا را به هنگام سجده بر خاك مى ‏سايند.

نظیر آنچه خدای تعالی در قرآن کریم فرموده است: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ ...». (آيا آن كافر اهل عذاب بهتر است) يا كسى كه ساعات شب را در حال سجود و قيام، طاعت و خضوع دارد، از (عذاب) آخرت مى ‏ترسد و رحمت پروردگار خود را اميدوار است؟[20]

مراد از بر خاک سائیدن جبین (پیشانی) و دست ها و پاها، همان سجده کردن است، چراکه به هنگام سجده طبق فرمایشات ائمّه طاهرین علیهم السّلام، موظّفیم هفت موضع (پیشانی-دو کف دست-دو سر زانوان پا-دو سر انگشتان شصت پا) را روی زمین بگذاریم.

رکوع و سجود در آستان پروردگار در دو غالب می تواند انجام شود، یا به شکل مستقلّ و یا در غالب نماز که هررکعت آن شامل یک رکوع و دو سجده می شود. و از طرفی چون امام علیه السّلام در این فراز های خطبه، از برنامه شبانه اهل تقوا سخن می گویند، پس نتیجه کلام این است که اهل تقوا برای نجات از اسارت نفس و رهایی از آتش دوزخ، شبانه به رکوع و سجود می پردازند، یا به طور مستقلً و یا در غالب نماز، مانند نماز شب. قبلاً از فضائل نماز شب و قیام به عبادت در دل شب سخن گفته شد، حال مناسب است که کمی هم درباره فضیلت رکوع و سجود در آیات قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السّلام صحبت کنیم.

فضیلت رکوع و سجود

در آئینه آیات قرآن:

خدای متعال در قرآن کریم بارها و به شکل های مختلفی سفارش به این دو عمل عبادی نموده و بدین واسطه اهمّیّت آن را هویدا ساخته است. در سوره حج می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! ركوع كنيد، و سجود به جا آوريد، و پروردگارتان را عبادت كنيد، و كار نيك انجام دهيد، شايد رستگار شويد.[21] و یا در سوره بقره می فرماید: «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ». ونماز را به پا داشته و زکات را بپردازید و به همراه رکوع کنندگان رکوع کنید.‏[22] در جای دیگری از قرآن کریم خدای متعال خطاب به حضرت مریم علیها السّلام، آن بانوی پاک نهاد و مقدّس و مادر مسیح پیغمبر علیه السّلام دستور می فرماید: «يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ». اى مريم! فروتنانه براى پروردگارت به طاعت برخيز و سجده به جاى آور و با ركوع كنندگان ركوع كن.[23]

در سوره مبارکه مرسلات خدای متعال در وصف مکذّبین می فرماید: امروز (قیامت) وای بر مکذّبین! * ایشان کسانی هستند که وقتی به ایشان گفته می شود رکوع به جای آورید، رکوع نمی کنند. «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ * وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ».[24]در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه آمده است: «بسيارى از مفسّران گفته‏ اند كه اين آيه درباره قبيله" ثقيف" نازل شد كه پيامبر صلّی الله علیه و آله به آن ها فرمودند:" نماز بخوانيد" آن ها گفتند: ما هرگز در برابر كسى خم نمى ‏شويم، و اين براى ما عيب است! پيامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: "لا خَيْرَ فى دِينٍ لَيْسَ فيه رُكُوعٌ وَ لا سُجُودٌ." دينى كه در آن ركوع و سجود نباشد ارزشى ندارد.[25]

در چند جای مختلف از کلام خدا قرآن کریم سخن از سجود کائنات به میان آمده است و این خود بیان گر جایگاه والای سجده نزد خدای کریم است. به عنوان مثال خداوند در سوره نحل می فرماید: «أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى‏ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ *‏ وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ».‏ آيا آن ها مخلوقات خدا را نديدند كه سايه‏ هايشان از راست و چپ حركت دارند، و با خضوع براى خدا سجده مى‏ كنند؟! * (نه تنها سايه ‏ها، بلكه) تمام آن چه در آسمان ها و زمين از جنبندگان وجود دارد، و همچنين فرشتگان، براى خدا سجده مى ‏كنند و تكبّر نمى ‏ورزند.[26] و یا در سوره حج به تفصیل می فرماید: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ». آيا نديدى كه تمام كسانى كه در آسمان ها و كسانى كه در زمينند براى خدا سجده مى ‏كنند؟! و (همچنين) خورشيد و ماه و ستارگان و كوه ‏ها و درختان و جنبندگان، و بسيارى از مردم! امّا بسيارى (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمى است؛ و هر كس را خدا خوار كند، كسى او را گرامى نخواهد داشت! خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام مى ‏دهد![27]

چقدر زشت و ناپسند است که کائنات مشغول حمد و ثنای حضرت حق باشند و در مسیر عبادت و پرستش حق تعالی به درگاه او سجده خضوع انجام دهند ولی انسانی که در شعور و قوه عاقله برتر از تمام موجودات آفریده شده و به طبع باید در آستان پروردگار، بیش از موجودات دیگر شکور و سپاس گذار باشد، از انجام سجده در مقابل خالق خویش و خضوع و خشوع در برابر پروردگار عالم غفلت ورزیده و سر باز زند. قبح و جسارت این عمل به اندازه ای است که خدای متعال فرمان عذاب را برای این دسته از انسان ها حتمی دانسته و ایشان را خوار و زبون می فرماید.

قرآن کریم در بیان ویژگی های همراهان و انصار رسول خدا صلّی الله علیه و آله ، به رکوع و سجود ایشان اشاره نموده است. خدای متعال می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود ...». محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آن ها را در حال ركوع و سجود مى ‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى ‏طلبند؛ نشانه آن ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است‏ ... .[28]

پس قسمتی از ویژگی مؤمنانی که در قرآن کریم ممدوح پروردگار هستند و در دنیا همراهان و یاوران رسول خدا صلّی الله علیه و آله بوده اند این است که آن ها اهل رکوع و سجود هستند به طوری که اثر سجده در چهره های نورانیشان آشکار است.

و در آخر ببینید این آیه شریفه را که به صراحت سجده را وسیله تقرّب الی الله معرّفی می نماید: «... وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ».‏ و سجده كن و به خدا تقرب جوى.[29] جالب این جاست که پس از تلاوت و یا شنیدن این آیه شریفه (به طور کامل)، انجام سجده بر مکلّفین واجب است.

در آئینه روایات:

از وشّاء روایت شده است که می گوید: از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم که فرمودند: «أَقْرَبُ‏ مَا يَكُونُ‏ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ». نزدیک ترین حالت بنده به خدای عزّ و جلّ وقتی است که او در سجده است و این همان کلام خدای عزّ و جلّ (در قرآن) است: و سجده کن و (به خدای متعال) نزدیک شو.[30]‏ و در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ إِذَا رَآهُ سَاجِداً وَ رَاكِعاً». نزدیک ترین حالت بنده به خداوند زمانی است که خدای تعالی او را در حال سجده و رکوع ببیند.[31]

سعید بن جناح می گوید: خدمت امام باقر علیه السّلام در منزلشان در مدینه بودم که حضرت آغاز به سخن کرده و فرمودند: «مَنْ‏ أَتَمَ‏ رُكُوعَهُ‏ لَمْ تَدْخُلْهُ وَحْشَةٌ فِي الْقَبْرِ». هر کس رکوعش را تمام و کامل به جا آورد، وحشتی در قبرش داخل نخواهد شد.[32]

از وجود نورانی امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: «عَلَيْكُمْ‏ بِطُولِ‏ الرُّكُوعِ‏ وَ السُّجُودِ فَإِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا أَطَالَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ إِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ وَ قَالَ يَا وَيْلَهُ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْتُ». بر شما باد به طولانی کردن رکوع و سجودتان، هر گاه یکی از شما رکوع و سجود خویش را طولانی می کند ابلیس از پشت او صدا می زند و می گوید: ای وای! این شخص از خدا اطاعت نمود و من نافرمانی کردم و او سجده کرد و من از سجده خودداری نمودم.[33]

امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند: روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله برایمان خطبه ای خواندند و فرمودند: «أَيُّهَا النَّاس‏ ... ظُهُورُكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ‏ سُجُودِكُمْ». ای مردم! ... پشت های شما از وزر و وبال گناهانتان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده هایتان پشت خود را سبک کنید.[34]

در دو روایت اخیر امام علیه السّلام اصل انجام رکوع و سجود را مفروض دانسته و در ادامه آن توصیه به طولانی نمودن رکوع و سجود می نمایند. و در فضیلت این دو عمل همین بس که شیطان را به ناله و حسرت وا داشته، پشت انسان را از بار گناه سبک می نماید، وحشت را از قبر او دور ساخته و بنده را در نزدیک ترین حالت به خدای متعال قرار می دهد.

نتیجه

با ملاحظه آیات و روایات درباره رکوع و سجود، به خوبی می توان دریافت که برای رهایی از اسارت نفس و آتش جهنّم، سجده و رکوع بسیار کارگشاست، مخصوصاً اگر در ضمنِ نماز (در دل شب) باشد و مؤمن رکوع و سجده خود را در حدّ توان طولانی کند، چراکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله به اباذر فرمودند: ای اباذر! پروردگار تو به خاطر سه نفر به ملائکه مباهات می کند، (که دوّمین نفر از آن ها این شخص است:) «وَ رَجُلٍ قَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَصَلَّى وَحْدَهُ فَسَجَدَ وَ نَامَ وَ هُوَ سَاجِدٌ، فَيَقُولُ (تَعَالَى): انْظُرُوا إِلَى عَبْدِي رُوحُهُ‏ عِنْدِي‏، وَ جَسَدُهُ‏ فِي طَاعَتِي سَاجِدٌ». و مردی که در دل شب بلند شود و به تنهائی نماز بخواند و به سجده رفته و در حالی که در سجده است به خواب رود، خدای تعالی (به ملائکه) می فرماید: به بنده من نگاه کنید، روح او نزد من است و بدنش در طاعت من در حال سجده.[35] همچنین امام صادق علیه السّلام فرمودند: «أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلَاةُ وَ هِيَ آخِرُ وَصَايَا الْأَنْبِيَاءِ ع فَمَا أَحْسَنَ الرَّجُلَ يَغْتَسِلُ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيُسْبِغُ الْوُضُوءَ ثُمَّ يَتَنَحَّى حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَنِيسٌ فَيُشْرِفُ عَلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ نَادَى إِبْلِيسُ يَا وَيْلَاهْ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْتُ».محبوب ترین اعمال نزد خدای عزّ و جلّ نماز است و نماز آخرین وصیّت انبیاء علیهم السّلام است. پس چقدر نیکوست که انسان غسل کند (اگر غسل واجبی به گردن دارد) و یا وضو بگیرد سپس وضو را کامل (با رعایت تمام واجبات و مستحبّات) بگیرد و به جای خلوتی برود که کسی او را نبیند و خدای متعال بر او نظاره کند در حالتی که در رکوع و سجود است، همانا بنده هرگاه سجده کند و سجد خود را طولانی کند، شیطان صدا می زند: ای وای! اطاعت کرد و من نافرمانی کردم و سجده کرد و من (از سجده کردن) إبا نمودم.

مرحوم الهی قمشه ای ذیل این فراز از خطبه همّام سروده اند:

کمان سازند آنان سرو قامت ز شوق طاعت و خوف قیامت

جبین ماه را بر خاک سایند به سجده ذات سبحان را ستایند

که ایزدشان به لطف خود کند شاد شوند از آتش قهر وی آزاد[36]

از پروردگار عالَم عاجزانه خواستاریم تا ما را در زمره اهل تقوا قرار داده و بیش از پیش مشمول لطف بی کران خود قرار دهد.

پی نوشتها: 

[1] ترجمه استاد مکارم.

[2] برگرفته از أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ج ‏4 ص 422.

[3] معاني الأخبار ص 226.

[4] سوره اسراء/آیه 82 (ترجمه مکارم).

[5] سوره فصّلت/آیه 44 (ترجمه مکارم).

[6] سوره واقعه/آیه 77 تا 79 (ترجمه مکارم).

[7] تفسير نمونه ج ‏23 ص 268.

[8] منهاج ‏البراعة في ‏شرح‏ نهج ‏البلاغة (الخوئي) ج 12 ص 126.

[9] سوره فجر/آیه 23 (ترجمه انصاریان).

[10] تفسير نمونه ج‏ 26 ص 472.

[11] وسائل الشيعة ج ‏6 ص 151.

[12] سوره فرقان /آیه 64و65 (ترجمه مکارم).

[13] پیام امام امیرالمؤمنین علیه السّلام ج 7 ص 553.

[14] سوره تحریم /آیه 16 (ترجمه انصاریان).

[15] سوره حج /آیات 19 تا 22 (ترجمه مکارم).

[16] سوره نساء /آیه 56 (ترجمه مکارم).

[17] سوره ابراهیم /آیه 16 و 17 (ترجمه مکارم).

[18] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج ‏2 ص 847 (ترجمه عبارت از رسولی محلّاتی).

[19] دعای 32 صحیفه سجّادیة (وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَعْدَ الْفَرَاغِ مِنْ صَلَاةِ اللَّيْلِ لِنَفْسِهِ فِي الِاعْتِرَافِ بِالذَّنْب‏).

[20] سوره زمر /آیه 9 (ترجمه مشکینی).

[21] سوره حج /آیه 77 (ترجمه مکارم).

[22] سوره بقره /آیه 43.

[23] سوره آل عمران /آیه 43 (ترجمه انصاریان).

[24] سوره مرسلات /آیه 47و48.

[25] تفسير نمونه ج ‏25 ص 429.

[26] سوره نحل /آیه 48و49 (ترجمه مکارم).

[27] سوره حج /آیه 18 (ترجمه مکارم).

[28] سوره فتح /آیه 29 (ترجمه مکارم).

[29] سوره علق /آیه 19 (ترجمه انصاریان).

[30] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏3 ص 265.

[31] مكارم الأخلاق ص 339.

[32] وسائل الشيعة ج ‏6 ص 306.

[33] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 77.

[34] الأمالي( للصدوق) ص 94.

[35] الأمالي (للطوسي) ص 534.

[36] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه ج 2 ص 37.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: