bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۱۹ : ۲۳ - سه‌شنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۶ - 25 July 2017 -۲ ذی القعده ۱۴۳۸
کد خبر: ۶۷۹
تعداد بازدید: ۳۷۷
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰
زنان برجسته اسلام/۴
کافی از امام جعفر صادق(ع) روایت کرده است که فرمودند: «به راستی فاطمه بنت اسد مادر امیرمؤمنان(ع) نخستین زنی بود که از مکّه تا مدینه پیاده دنبال پیامبر اسلام(ص) مهاجرت کرد. احسان او نسبت به‌رسول خدا(ص) از همه بیشتر بود.»
فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین(ع)/ قسمت سوّم
رحلت فاطمه بنت اسد و ناراحتی رسول خدا(ص)

از جمله حوادث سال چهارم هجری وفات فاطمه بنت اسد، بود.(1) حضرت رسول(ص) وقتی که فاطمه بنت اسد از دنیا رفت، بر او گریستند و در حالی که اشک‌ها از دیدگانشان فرو می ریخت، فرمودند: « الیوم ماتت أمّی؛ امروز مادرم از دنیا رفت» و او را با جامه‌ ای از جامه های خویش کفن نموده و دفن کردند و در قبر وی رفته، در آن دراز کشیدند و چنان رفتاری کردند که برای هیچ مسلمانی پیش از او نکرده بودند.(2)

شیخ صدوق خبر درگذشت فاطمه بنت اسد و تجلیل رسول خدا(ص) از وی را چنین آورده است:

روزی حضرت امیرالمؤمنین(ع) گریان بوده و در حالی که می‌گفتند«إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلیهِ راجِعُونَ»، نزد پیامبر(ص) آمدند. رسول خدا(ص) به ایشان فرمودند: «ای علی چرا گریه می‌کنی؟» ایشان در جواب عرض کردند: «یا رسول الله، مادرم فاطمه بنت اسد از دنیا رفت.» پیامبر(ص) نیز گریسته و فرمودند: «اگر مادر تو بود، مادر من هم بود»، این عمامه مرا با این پیراهنم را بگیر و او را در آن کفن کن و به‌زن ها بگو خوب غسلش بدهند و از خانه بیرونش نبر تا من بیایم. پیامبر(ص) پس از مدتی آمدند و بر او نمازی خواندند که مانند آن را بر دیگری نخوانده بودند و چهل تکبیر بر او گفتند و در قبر او بی ناله و حرکت خوابیدند و حضرت امیر(ع) و امام حسن(ع) را با خود وارد قبر کردند و زمانی که از کار خود فارغ شدند، به حضرت امیر(ع) و امام حسن(ع) فرمودند تا از قبر بیرون روند و خود را به بالین فاطمه کشانیدند تا بالای سرش رسیده و به او فرمودند: «ای فاطمه، من محمد، سیّد اولاد آدمم. اگر نکیر و منکر آمدند و از تو پرسیدند: پروردگارت کیست؟ بگو خدا پروردگار من است و محمد پیامبر من است و اسلام دین من است و قرآن کتاب من است.» سپس فاطمه بنت أسد را دعا کرده و از قبر بیرون آمدند و چند مشت خاک روی آن پاشیدند و دو دست برهم زده و آن را تکان دادند و فرمودند: «به‌آن که جان محمد به دست اوست، فاطمه دست برهم زدنم را شنید.» 

عمّار بن یاسر از جای برخاست و گفت: «پدر و مادرم قربانت یا رسول الله؛ نمازی بر او خواندی که بر احدی پیش از او نخواندی؟» حضرت فرمودند: «او لایق آن بود. ابوطالب فرزندان بسیار داشت و خیر آنها فراوان. این فاطمه مرا سیر می‌کرد و آنها را گرسنه می‌داشت(کنایه از این که اوّل مرا سیر می کرد و بعد به آنها غذا می خورانید)... عمّار گفت: «چرا چهل تکبیر بر او گفتی؟» حضرت فرمودند: «به راست خود نگاه کردم، دیدم چهل صف فرشته حاضر بودند برای هر صفی تکبیری گفتم.» عمّار گفت: «بی‌ناله و بی حرکت در قبر دراز کشیدی؟» حضرت فرمودند: «مردم در روز قیامت برهنه محشور می‌شوند و من از خدا به اصرار خواستم که او را با سترعورت محشور کند. قسم به‌آن که جان محمد در دست اوست، از قبرش بیرون نیامدم تا دیدم دو چراغ نور بالای سر اوست و دو چراغ نور برابر اوست و دو چراغ نور نزد پاهای او و دو فرشته بر قبر او موکّلند که تا روز قیامت برایش آمرزش کنند. (3)

شیخ صدوق ذیل همین روایت می‌نویسد: کافی از امام جعفر صادق(ع) روایت کرده است که فرمودند: «به راستی فاطمه بنت اسد مادر امیرمؤمنان(ع) نخستین زنی بود که از مکّه تا مدینه پیاده دنبال پیامبر اسلام(ص) مهاجرت کرد. احسان او نسبت به‌رسول خدا(ص) از همه بیشتر بود.» یک بار شنید رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «مردم روز قیامت برهنه محشور می‌شوند». فریاد زد: «وای از این رسوائی!!» پیامبر(ص) او را دلداری دادند و فرمودند: «من از خدا خواهش می‌کنم که تو را پوشیده محشور کند.» یک بار دیگر شنید که آن حضرت(ص) فشار قبر را یادآوری می‌کردند. فریاد زد: «وای از ناتوانی من». رسول خدا(ص) او را دلداری داده و فرمودند: «من از خدا خواهش می‌کنم تو را کفایت کند و از فشار قبر معاف دارد.» روزی به رسول خدا(ص) عرض کرد می‌خواهم این کنیز خود را آزاد کنم. حضرت فرمودند: «اگر چنین کاری کنی، در برابر هر عضو او، خداوند عضوی از تن تو را از دوزخ آزاد می کند.» فاطمه بنت اسد وقتی بیمار شد، پیامبر(ص) را وصی خود قرار داد و به اطرافیان خود دستور داد خادمش را از طرف او آزاد کنند. در این میان زبانش بند آمد و به رسول خدا(ص) اشاره می کرد. رسول خدا(ص) وصیت او را پذیرفتند.

سپس شیخ صدوق می‌نویسد: این روایت سراسر، فضائل برجسته ای برای مادر امیرالمؤمنین(ع) دربردارد ولی در چند قسمت آن شاهکارهائی است که برای بزرگ ترین مردان اسلام کمتر نصیب شده است.

موضوع سابقه هجرت بر همه زنان مهاجر، آن هم با پای پیاده از مکّه تا مدینه، پیش آمد. مسلمانان کسانی هستند که در مکه به پیامبر اسلام(ص) گرویدند و چون آن حضرت(ص) در سال 11 بعثت، به مدینه هجرت کردند، ترک وطن کردند و دنبال ایشان آمدند. خداوند این فضلیت را در قرآن یاد کرده و فرموده است:

«وَ السابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الأَنصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسانٍ رَضِىَ اللَّهُ عَنهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ...؛ و پیشگامانِ نخستین از مهاجران و انصار، و کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند، و برای آنان باغ‌هایی آماده کرده که از زیر [درختان] آن نهرها روان است و همیشه در آن جاودانه اند.» (4)

فاطمه از دسته سابقه داران مهاجر اسلام است.

نسبت به رسول خدا(ص) از همه مردم خوش رفتار‌تر و مهربان تر بوده است. در خدمتگزاری و احسان به شخص پیامبر(ص) که برگزیده عالمیان است از همه مردم بدون استثناء بیشتر خدمت و مهربانی کرده است.

قوّت ایمان و ترس از خدا و ملکه عفّت که بزرگ ترین محاسن و امتیازات زن است، به مجرّد این که از پیامبر(ص) می‌شنود مردم روز قیامت برهنه اند فریادش بلند می‌شود که: وای از این رسوایی و به مجرّد این که می‌شنود مرده‌ها فشار قبر دارند، فریاد می‌کشد: وای از سستی و ناتوانی در برابر این شکنجه.

از همه این ها بالاتر این که وقتی خبر مرگ فاطمه بنت اسد را به پیامبر(ص) دادند، پیامبر(ص) با گریه فرمودند: «مادر من بود که وفات کرده.» (5)

پاسخ دادن فاطمه به سؤال پیامبر(ص) بعد از وفات

رواندی می‌نویسد: پس از رحلت فاطمه، پیامبر(ص) درباره‌ او فرمودند: «به خدا سوگند که او به درستی مادر من نیز هست. هیچ مِهر و محبّتی از عمویم ندیدم مگر آن که بیشتر از آن را از او دیدم.» سپس صدا زدند: «ای امّسلمه! این بُردِ مرا به کمرش(کنایه از پایین تنه) ببند و این پیراهنم را به بالا تنه اش بپوشان و این رَدایم را بر او بپوشان و چون غسلش دادی، مرا خبر کن». امّسلمه، پس از غسل، پیامبر(ص) را خبر کرد. ایشان، جنازه را بر تابوت نهاده و سپس بر او نماز گزاردند و آنگاه وارد قبر شدند. مـدّتی گـذشت و جز زمزمه ای از ایشان شنیده نمی‌شد. سپس پیامبر(ص) رو به جنازه فاطمه کرده، صدا زدند: «فاطمه!». او گفت: «بله، ای پیامبر خدا!» حضرت فرمودند: «آیا آنچه را برایت ضمانت کرده بودم، دیدی؟». او گفت: «آری.» رسول خدا فرمودند: «خداوند از جانب من به تو، در حیات و مَمات، برترین پاداش را بدهد.» (6)

مدفن فاطمه بنت اسد

مشهور بین مسلمین، مدفن جناب فاطمه بنت أسد در قبرستان بقیع است که بعدها نوادگان ایشان یعنی امام حسن(ع) و امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، در کنار ایشان به خاک سپرده شدند.

از حضرت امیر(ع) نقل شده است که رسول خدا(ص)، فاطمه بنت اسد را در الروحاء، مقابل حمام ابی قطیفه (قطیعه) به‌‌‌خاک سپردند. (7)

عدّه ای از زائران و سیاحان نیز در قرون گذشته گزارش هایی را درباره‌ اماکن مختلف مکـه و مدینه در آثار و سفرنامه های خود ثبت کرده‌اند و موقعیت مزار جناب فاطمه بنت أسد را در قبرستان بقیع مشخّص نموده اند.

فاطمه، اهل بهشت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جبرئیل به من خبر داد که او اهل بهشت است و خداوند به هفتاد هزار فرشته امر کرده که بر او نماز بخوانند.» (8)

امام صادق(ع) فرمودند: خداوند به پیامبر(ص) وحی کرد که: «من آتش را بر چهار کس حرام کردم؛ صلبی که تو در او بودی؛ بطنی که تو را حمل کرد؛ صاحب خانه ای که تو را بزرگ کرد؛ و اهل بیتی که تو را سرپرستی نمود.» (9)

و اما صلبی که پیامبر(ص) در او بودند، صلب عبدالله بن عبدالمطلب و رحمی‌‌ که در آن بودند، رحم آمنه بنت وهب و خانه ای که حضرت در آن بزرگ شدند، خانه فاطمه بنت اسد و اهل بیتی که پیامبر(ص) را پناه دادند ابوطالب بود.

زیارت نامه فاطمه بنت أسد

در زیارت نامه جناب فاطمه بنت اسد در قبرستان بقیع، به مجموعه ای از فضائل، خدمات ایشان به رسول خدا(ص)، تربیت فرزندان، و سختی های بسیاری که در راه خدا و اسلام متحمّل شده است و ... اشاره شده است که بازگو نمودن آنها خالی از لطف نیست. البته بخاطر اختصار فقط به ترجمه آن اشاره می کنیم:

«بسم الله الرحمن الرحیم؛ سلام بر محمّد سرور رسولان، سلام بر محمّد سرور پیشینیان، سلام بر محمّد سرور آیندگان، سلام بر كسى‌كه خدا او را رحمتى براى جهانیان برانگیخت، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى پیامبر. سلام بر فاطمه دختر اسد آن بانوى هاشمیه، سلام بر تو اى صدیقه پسندیده، سلام بر تو اى پرهیزگار پاكیزه، سلام برتو اى بزرگوار خشنود، سلام‌ تو اى كفالت كننده محمّد خاتم پیامبران، سلام بر تو اى مادر سرور اوصیاء، سلام‌ بر تو اى كه غمخوارى‌ ات بر رسول خدا، خاتم پیامبران آشكار شد، سلام بر تو اى كه‌ پرورشش براى ولى خدا بود، سلام بر تو و بر روح و بدن پاك تو، سلام‌ و رحمت و بركات خدا بر تو و فرزندت، شهادت مى‌دهم كه به خوبى سرپرستى كردى، و امانت‌ را ادا نمودى، و در راه خشنودى حق كوشیدى، و نهایت زحمت را در حفظ رسول خدا متحمّل شدى، درحالى‌ كه به حقّش عارف‌ بودى، و به راستگویى اش ایمان داشتى، و به نبوّتش معترف بودى، و به نعمتش بصیرت داشتى، تربیتش را عهده دار، بر وجودش غم‌ خوار، و به خدمتش مهیّا، و خشنودى‌ اش را اختیار نمودى، شهادت مى‌دهم كه بر ایمان، و تمسّك به شریف ترین ادیان از جهان گذشتى، خشنود و پسندیده، پاك و پاكیزه، پرهیزكار و نظیف، خدا از تو خشنود باشد، و خشنودت نماید، و منزل و جایگاهت را بهشت قرار دهد. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و به زیارت او سودم دِه، و بر محبّتش پایدارم كن، و مرا از شفاعتش و شفاعت امامان از نسلش‌ محروم مفرما، و همجوارى و محشور شدن با او و فرزندان پاكش را روزى‌ ام كن. خدایا این زیارت را آخرین زیارتم از این بانو قرار مَده، بازگشت به زیارتش را همیشه تا زنده‌ ام روزى‌ ام فرما، و چون‌ مرا می راندى در گروه او محشورم كن، و در شفاعتش واردم نما، به مهربانى‌ ات، اى مهربان ترین مهربانان. خدایا به حق مقام او در پیشگاهت، مرا و پدر و مادرم و همه مردان و زنان با ایمان‌ را بیامرز، و به ما در دنیا و آخرت پاداش نیكو عنایت كن، و به رحمتت، از عذاب دوزخ نگاهمان دار.»

روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

* در این نوشتار با تغییراتی از کتاب ارزشمند دائرة المعارف صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، استفاده شده است.

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج20 ص 185.

2. سیرۀ المصطفی، هاشم معروف الحسنی (ترجمه: ترقی‌جاه)، ج1 ص56و57 - اصول کافی، کلینی، ج1 ص453.

3. الامالی، شیخ صدوق، مجلس پنجاه و یکم.

4. سوره توبه، آیه 100.

5. الخصال، شیخ صدوق (ترجمه کمره‌ای)، ج 2 ص 10تا18.

6. الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ج1 ص 91 و 150- تفسیر نورالثقلین، حویزی، ج1 ص 188 و 747 .

7. مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، ص4و5 .

8. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3 ص 108.

9. اصول کافی، کلینی، ج1 ص 446 - معانی الأخبار، شیخ صدوق، ص 136 و 137.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

سعید بلوکی

نام:
ایمیل:
* نظر: