bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۴۶ : ۰۹ - چهارشنبه ۰۹ فروردين ۱۳۹۶ - 29 March 2017 -۲ رجب ۱۴۳۸
کد خبر: ۸۸
تعداد بازدید: ۹۶۷
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۹
1ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اَفضَلُ العَملِ ما اُريدَ بِهِ وَجةَ اللهِ.
اَفضل اعمال آن عملي است که تنها براي رضاي خدا باشد. (فهرست غرر، ص 96)

2ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
بِالاِخلاصِ يتفاضَلُ مراتِبُ المؤمنين.
به وسيلة حقيقت اخلاص است که درجات مؤمنين بر يکديگر برتري و رفعت پيدا مي‌کنند. (ميزان‌الحکمة، ج 3، ص 57)

3ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
تَصفِيةُ العَمَلِ اَشدُّ مِنَ العَمَلِ!
تصفية عمل (تا به حدّ خلوص برسد) از خود عمل سخت‌تر است! (فهرست غرر، ص 280)

4ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
اَلْعَمَلُ الْخالِصُ: الّذي لاتُريدُ اَنْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ اَحَدٌ إلاَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ.
عمل خالص آن عملي است که دوست نداري دربارة آن، احدي جز خداي سبحان از تو تعريف و تمجيد کند. (اصول کافي، ج 3، ص 26)

5ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اولُ الاِخلاصِ اَلَيأسُ ممّا في اَيديِ النّاسِ.
اولين مرحلة اخلاص، روگرداني از مال و منال ديگران است. (فهرست غرر، ص 430)

6ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
أخلِص قَلبَكَ يَكفيكَ القليلُ مِنَ العَمَلِ.
تو نيت را خالص کن، عملِ کم هم تو را کفايت مي‌کند. (بحار، ج 70، ص 175)

7ـ امام جواد(ع):
رِضَا الناسِ بَعدَ رِضَا اللهِ.
خشنودي و رضايت مردم (در هر کاري) بايد بعد از خشنودي و رضاي خدا باشد (اول رضاي خدا بعد رضاي مردم). (بحار، ج 78، ص 362)

8ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اَخلِصوا اِذا عَمِلتُم وَاعْملوا اذا عَلِمتُم.
چيزي را که ياد گرفتيد بدان عمل کنيد و وقتي عمل کرديد عملتان خالصانه (و براي خدا) باشد. (فهرست غرر، ص 92)

9ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
إنَّ الله لايَقبَلُ عَمَلاً فيهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن رياءٍ.
خداوند عملي که يک ذره ريا در آن باشد قبول نمي‌کند. (عدّة‌الدّاعي، ص 214)

10ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
من مشي في حاجةِ اَخيهِ المُسلِمِ وَ لَم يُناصِحْهُ فيها كانَ كَمَن خانَ اللهَ وَ رَسولَه صلي‌الله عليه و آله!
کسي که در پي حاجت برادر مسلمان خود برود ولي خلوص نيّت نداشته باشد همانند کسي است که خدا و رسولش(صلي‌الله عليه و آله و سلم) را خيانت نموده است! (ثواب‌الاعمال، ص 567)

11ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
إنّ السَّريرةَ إذا صَلُحَتْ قَوِيَتِ العَلانِيَة.
باطن انسان که خوب باشد ظاهرش نيز قوي و نيرومند خواهد بود. (اصول کافي، ج 3، ص 403)

12ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
مَن أخلَصَ لِلّه اَربعينَ صباحاً ظَهَرتْ يَنابيعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلي لِسانِه.
کسي که چهل روز اعمال خود را خالصانه و براي خدا انجام دهد چشمه‌هاي حکمت (و کلام حق) از دلش بر زبانش جاري مي‌گردد. (مواعظ عدديّه، ص 8)

13ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
لاتَهتَمّوّا لِقِلّةِ العَمَلِ و اهتَمّوا للِقَبول
شما غصة کمبود عمل را نخوريد. همّ و هدفتان تنها قبولي اعمالتان باشد. (جامع‌السعادات، ج 2، ص 400)

14ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
طوبي لِلمُخلِصينَ، اولئِكَ مصابيحُ الهُدي تَنجَلي عَنْهُم كُلُّ فِتنَةٍ ظَلماء.
خوشا به حال مخلصان! آنان چراغ هدايتند که از هر گونه فتنه‌ و ظلمت رهايي يافته‌اند. (ميزان‌الحکمة، ج 3، ص 62)

15ـ «امام حسن عسكري(عليه‌السلام)»:
لو جُعلَتِ الدُّنيا كُلُّها لُقمَةً واحدةً وَ لَقّمتُها مَن يعبُدُ اللهَ خالصاً لَرأَيتُ أَنّي مٌقَصِّرٌ في حَقِّهِ!
اگر تمام دنيا (برايم) يک لقمه شود و آن را به خوردِ کسي بدهم که خدا را با اخلاص عبادت مي‌کند باز در نظرم در حق او کوتاهي‌ کرده‌ام! (بحار، ج 70، ص 245)

16ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
لايَقبَلُ اللهُ صَلاةَ عَبدٍ لايَحضُرُ قلبُهُ مَعَ بَدَنِه.
خداوند نماز بنده‌اي که دلش با ظاهر بدنش (با خضوع و خشوع) همراه نباشد قبول نمي‌کند. (محاسن برقي، ج 1، ص 406)

17ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
مِلاكُ العَمَل اَلاخلاصُ فيه.
ملاک و قِوام هر عملي بستگي به خلوص نيّت آن عمل دارد. (شرح غرر، ج 6، ص 118)

18ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
اَعظمُ العباداتِ اَجراً أخفاها.
بزرگترين پاداش را آن عبادتي داراست که در خفا و نهان انجام گيرد. (قرب‌الاسناد، ص 94)

19ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
اِنَّ عَمَل السِّرِّ يُضاعفُ علي عَمَلِ العلانِيَةِ بِسَبعينَ ضِعفاً و يُضاعفُ عَمَلُ العلانيةِ اِذا استنَّ بِعامِلهِ علي عَمَلِ السِّرِّ سَبْعيَن ضِعفاً.
عمل در خفا و نهان هفتاد برابر عمل آشکارا پاداش دارد، و عمل آشکارا هم که بدان عادت کرده و رَوِش او شده هفتاد برابر عمل نهاني پاداش خواهد داشت. (المَحجَّةالبيضاء، ج 6، ص 183)

20ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اُصدُقوا اذا قُلتُم و اَخلِصوا اذا عمِلتُم وَ تَزَكُّوا بِالوَرَع.
در گفتارتان صادق و راستگو و در اعمالتان خالص و باصفا باشيد و خويشتن را با وَرع و پارسائي تزکيه نماييد. (فهرست غرر، ص 20)

21ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
تمامُ إلاخلاصِ تَجَنُّبُكَ المَعاصي.
اخلاص واقعي تو آن زماني است که از گناهان دوري کني. (تحف‌العقول، ص 18)

22ـ حضرت فاطمه‌زهراسلام‌الله عليها:
مَنْ أصعَدَ اِلَي اللهِ خالِصَ عبادَتِة أَهبَطَ اللهُ اِلَيهِ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.
کسي که عبادت خود را براي خدا خالصانه و بي‌شائبه کند خداوند (نيز) بهترين مصلحتش را نصيب او مي‌نمايد. (بحار، ج 70، ص 249)

23ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اَلعِبادَةُ الخالصةُ أَن لايَرجُوَ الرَّجُلُ اِلاّ رَبَّه وَ لايَخافَ اِلاّذَنبَه.
عبادت ناب و خالصانه آن است که شخص اميدي به جز خداي خود نداشته باشد و جز از گناه خود از أحدي نهراسد. (فهرست غرر، ص 229)

24ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
لَيسَتِ الصّلاةُ قيامَك و قُعودَك اِنّما الصّلاةُ اِخلاصُكَ وَ أَنْ تُريدَ بِها وَجهَ اللهِ.
نماز (تو تنها) قيام و قعودت نيست، نماز در حقيقت آن صفا و خلوص تو است که هدفت در آن (تنها) رضاي خدا باشد. (ميزان‌الحکمة، ج 3، ص 61)

25ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
لايصيرُا لعبدُ خالصاً لِلّهِ عزّوجَلَّ حتّي يصيرَالمدحُ وَ الذَمُّ عِندَه سَواءً.
بنده به درجة خلوص براي خداي متعال نمي‌رسد مگر زماني که تعريف يا مذمتي که از او مي‌شود هر دو در نزد وي يکسان باشد. (بحار، ج 73، ص 294)

26ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اَلْعَمَلُ کُلُه هَباءٌ الّا ما اُخْلِصَ فيه؛
همة اعمال انسان بر باد فنا مي‌رود جز آن عمل خالصي که براي خدا باشد. (فهرست غرر، ص 92)

27ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
وُدُّ المُؤمِنِ المُؤمنَ في ‌اللهِ مِن اَعظَم شُعَبِ الايمان.
مؤمني که برادر مؤمن خود را به خاطر خدا دوست بدارد يکي از بزرگترين شاخه‌هاي ايمان به شمار مي‌آيد. (تحف‌العقول، ص 48)

28ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
مَنْ قالَ «لااله الاّ الله» مُخلصاً دَخَلَ الجَنَّةَ وَ اِخلاصُهُ بِها أَن تَحجُزَهُ «لا اله الاّ الله» عَمّا حَرَّمَ اللهُ عزّوجلّ.
هر کس از روي اخلاص کلمة طيبة «لا اله الاالله» را بگويد داخل بهشت مي‌گردد و اخلاص او در اين است که کلمة «لا اله الا الله» او را از ارتکاب آنچه خداي متعال حرام کرده باز بدارد. (ثواب‌الاعمال، ص 19)

29ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
طُوبي لِمَن أَخلَصَ لِلّهِ عَمَلَهُ وَعِلمَهُ وَحُبَّهُ وَ بُغضَهُ وَأَخْذَهُ وَتَرْكَهُ وَكَلامَهُ وَصَمتَهُ وَ فِعلَهُ وَ قَولَهُ.
خوشا به حال کسي که علم و عمل او، حب و بُغض او، اَخذ و تَرک او، کلام و سکوت او و کردار و گفتار او (همه) خالِصاً لِلّه و (تنها) براي خدا باشد. (تحف‌العقول، ص 86)

30ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
مَنْ اَحسنَ صلاتَهُ حين يَراهُ الناسُ ثُمَّ أَساءَها حينَ يَخلُو فَتِلكَ اِستَهانَةٌ اِستهانَ بِها ربَّهُ.
کسي که نماز خود را در برابر مردم نيکو به جا مي‌آورد و در خلوت و تنهائي آن را نکوهيده مي‌خواند خدا را (العياذ ‌بالله) خوار و بي‌اهميت شمرده است. (شهاب‌الاخبار، ص 214)

31ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
عَلي قَدرِ قُوّةِ الدّينِ يكونُ خُلوصُ النِّيّةِ.
خلوص نيت هر کس به اندازة قوّت ديني و نيروي ايماني او است. (فهرست غرر، ص 93)

32ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
كُلُّ عَمَلٍ لَم يَكُن لِلّه خالصاً فَهُوَ رياءٌ.
هر عملي که خالصانه براي خدا نباشد، ريا و خودنمايي است. (جامع‌السعادات، ج 2، ص 371)

33ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
اِيّاكَ وَالرِّياءَ فاِنّه مَن عَمِلَ لِغَيرِ اللهِ وَكَلَهُ اللهُ اِلي مَن عَمِلَ لَه.
برحذر باش و از رياکاري بپرهيز. هر کس که عملش براي «غير» خدا باشد خدا نيز او را به همان «غير» که برايش عمل کرده واگذار خواهد نمود. (جامع‌السعادات، ج 2، ص 373)

34ـ «امام محمدباقر(عليه‌السلام)»:
لَو أنَّ عبداً عَمِل عَملاً يَطُلبُ بِه وَجهَ اللهِ والدّارَ الآخِرَةِ و أَدخَل قلبَه رِضا أَحدِ الناس كان مشركاً!
اگر بنده‌اي براي رضاي خدا و سراي آخرت عملي انجام دهد ولي در دلش خواهان خشنودي يک نفر از خلق‌الله باشد به خدا شرک آورده است! (وسائل، ج 1، ص 49)

35ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
اَلمُرائي ظاهرُهُ جَميلٌ و باطنُهُ عَليلٌ.
آدم رياکار، ظاهري زيبا و خوش‌نما ولي باطني معلول و بيمار دارد. (فهرست غرر، ص 131)

36ـ «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
اِنَّ اليَسيرَ مِنَ الرِّياءِ شركٌ.
عمل رياکارانه هر چند کوچک و اندک باشد باز همان شرک به خدا است. (المَحَّجة‌البيضاء، ج 6، ص 110)

37ـ «مولي اميرالمؤمنين(عليه‌السلام)»:
ثَلاثُ عَلاماتٍ لِلمُرائِي: ينشُطُ إذا رَأي النّاسَ وَ يَکسَلُ اِذا کانَ وَحدَهُ وَ يُحِبُّ أن يُحمَدَ في جَميع اُمُورهِ!
آدم رياکار سه علامت دارد: (در عمل) در برابر مردم شاداب و با نشاط و در تنهايي کِسِل و بي‌حال، و همواره دوست دارد در تمام امور از او تعريف و تمجيد نمايند! (اصول کافي، ج 3، ص 402)

38ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
مَن عَمِلَ حَسَنَةً سِرًّا كُتِبَت لَهُ سِرًّا فَإذا أقَرَّبِها مُحِيَتْ وكُتِبَت جَهراً، فاذا أقَرَّ بها ثانيةً مُحِيَت وكُتِبَت رياءً.
کسي که در خفا کار نيکي انجام دهد برايش عملي که در خفا انجام داده (ثواب کامل) نوشته مي‌شود و اگر آن را اظهار کرد برايش عملي علني و آشکار (ثواب کمتر) ثبت مي‌گردد و اگر باز هم براي بار دوم آن را اظهار داشت عملش رياکارانه ثبت خواهد شد. (لئالي‌الاخبار، ج 4، ص 58)

39ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
القَلبُ السَّليم، الّذي يَلقي ربَّهُ و لَيسَ فيهِ احدٌ سِواه.
قلب سليم و سالم را کسي دارا است که در وقت ملاقات پروردگار خود،‌ احدي به غير از او در آن نباشد. (اصول کافي، ج 3، ص 26)

40ـ «امام جعفرصادق(عليه‌السلام)»:
اِنّ المُرائي يُدعي يومَ‌‌القيامةِ بِأربَعةِ أسماء: يا كافِر! يا فاجِر! يا غادِر! يا خاسِر! حَبِطَ عَمَلُکَ و بَطَلَ أَجرُکَ
آدم رياکار را در روز قيامت با چهار اسم ندا مي‌کنند: اي کافر! اي تبهکار! اي مکّار! اي زيانکار. عملت تباه شد و اجر و مزدت باطل گرديد. (وسائل، ج 1، ص 51)
 
منبع: شکوفه های حکمت
نام:
ایمیل:
* نظر: