bolet_marque
اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ.       
۴۶ : ۰۲ - چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۵ - 25 January 2017 -۲۷ ربیع الثانی ۱۴۳۸
کد خبر: ۹۵۲
تعداد بازدید: ۶۷۶
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۰
به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی(ع)/۲

مُعِزّ المؤمنین

مختصری از زندگانی امام علیه السّلام

نخستین میوه پیوند فرخنده علی علیه السّلام با حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السّلام، پیشوای دوّم جهان تشیّع، امام حسن مجتبی علیه السّلام، در نیمه رمضان سال سوّم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشودند. نام مبارکشان حسن و کنیه آن جناب ابو محمّد و ابو القاسم است‏. القاب آن حضرت: سیّد، سبط، امین، اثیر، حجّت، برّ، نقی، تقی، زکی، مجتبی و زاهد بود. رنگ مبارکشان سرخ و سفید، دیدگان مبارکشان گشاده و چشمانشان مشکی بود. گونه مبارکشان هموار و محاسنشان انبوه و موی سرشان مجعّد بود. امام مجتبی علیه السّلام از دوران جدّ بزرگوارشان چند سالی را بیشتر درک نکردند زیرا ایشان تقریباً هفت ساله بودند که رسول خدا صلّی الله علیه و آله به شهادت رسیدند. پس از درگذشت پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله، حدود سی سال در کنار پدر گرامیشان امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند و پس از شهادت آن حضرت، به مدّت ده سال امامت امّت را به عهده داشتند و در سال ۵۰ هجری با توطئه و دستور معاویه ملعون و به دست جعده، مسموم گردیده و در سنّ ۴۸ سالگی به شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شدند.

در تعیین روز شهادت امام علیه السّلام بین مورّخین اختلاف است. عدّه ای اعتقاد به هفتم صفر دارند و گروهی ۲۸ صفر را برگزیده اند. امّا با توجّه به این که ۲۸ صفر روز شهادت نبیّ مکرّم اسلام صلّی الله علیه و آله نیز هست، به نظر می آید که اقامه عزای حضرت مجتبی علیه السّلام در ۷ صفر به طور مستقلّ و نیز ۲۸ صفر اقامه عزای نبوی، در تعظیم عزای آن دو بزرگوار مناسب تر باشد. و لذا در حوزه های علمیّه و نجف اشرف نیز از دیرباز به همین ترتیب برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و امام مجتبی علیه السّلام مراسم عزاداری برگزار می شده است.(۱)

حالات معنوی امام علیه السّلام

حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: پدرم از پدر خود خبر داد كه حضرت امام حسن عليه السّلام در زمان خود از همه مردمان عبادت و زهدش بيشتر بود و افضل مردم بود. و هرگاه سفر حجّ می رفت، پياده مى ‏رفت و گاهى با پاى برهنه راه را مى ‏پيمود. و هرگاه به ياد مرگ، قبر، برانگیخته و زنده شدن مردگان در قیامت و گذشتن بر صراط می افتاد گريه مى ‏كرد و چون عرضه شدن اعمال را بر حقّ تعالى به یاد می آورد، ناله ای می زد و مدهوش مى‏ گشت. چون به نماز مى ‏ايستاد، بند هاى بدنش در محضر پروردگارش مى ‏لرزيد، و چون بهشت و دوزخ را ياد مى ‏كرد، مانند كسى كه او را مار يا عقرب گزيده باشد دچار اضطراب می شد، و از خدا بهشت را مسألت مى ‏كرد و از آتش جهنّم استعاذه مى‏ نمود. هرگاه در قرآن تلاوت مى ‏كرد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، مى ‏گفت: لبّيكَ اللّهمَّ لبّيكَ. در هيچ حالى كسى او را ملاقات نكرد مگر آن كه مى ‏ديد مشغول ذكر خداوند است. زبانش از تمام مردم راست گوتر و بيانش از همه كس فصيح‏ تر بود.(2)

جلوه ای از کَرَم و بخشش امام علیه السّلام

روزی سائلى از آن حضرت تقاضای کمک کرد، حضرت فرمودند: براى او چهارصد درهم بنويسند، كاتب اشتباه كرد و چهارصد دينار نوشت، چون آن برات و حواله را برای مهر و امضاء به حضرت دادند، امام فرمودند: اين بخشش كاتب است، پس چهار صد درهم ديگر به آن مبلغ اضافه نموده و مهر كردند.(3)

فروتنی و تواضع امام علیه السّلام

گروهی از فقراء و مستمندان روی زمین نشسته بودند و مشغول خوردن نانی بودند که به همراه داشتند. امام مجتبی علیه السّلام از کنار ایشان می گذشتند، آن ها امام علیه السّلام را دعوت کردند تا با ایشان در خوردن نان همراه شوند. حضرت در کنار ایشان نشستند و فرمودند: خداوند مستكبران را دوست ندارد. بعد از آن که نان خوردنشان به پایان رسید، امام علیه السّلام ایشان را به مهمانی دعوت نمودند و ایشان را اطعام نموده و لباس پوشانیدند و به آن ها بخشش فراوانی کردند. بار دیگری هم از کنار فقرائی گذشتند که مشغول خوردن بودند و آن ها امام علیه السّلام را دعوت به همراهی کردند. حضرت از مرکب پیاده شده (دعوتشان را اجابت کردند) و همراهشان مشغول خوردن شدند پس از آن ایشان را به خانه خود برده و به ايشان اطعام و بخشش کردند و فرمودند: آن ها كَرَم بيشترى دارند زيرا هر چه داشتند در برابر من نهادند و ما به جز آنچه به ايشان داديم باز هم داريم.(4)

من معزّالمؤمنینم

پس از بد عهدی و سستی بسیاری از یاران امام مجتبی علیه السّلام و قلّت یاران آن حضرت در برابر سپاهیان انبوه معاویه، امام علیه السّلام ناچار به قبول صلح با معاویه شدند و همین امر سبب شد تا گروهی از مسلمین نادان و ضعیف الایمان انگشت اتّهام خود را به سوی آن حضرت نشانه رفته و با الفاظ شرم آوری به امام مجتبی علیه السّلام جسارت کنند که این خود گوشه ای از مظلومیّت و غربت آن امام همام بود. امام صادق علیه السّلام فرمودند: پس از صلح امام مجتبی علیه السّلام با معاویه، گروهی از شیعیان (سست عنصر و فریب خورده) هر گاه به امام علیه السّلام سلام می نمودند ایشان را با لفظ «مُذِلَّ الْمُؤْمِنِين (یعنی: ذلیل کننده مؤمنین)» مورد خطاب خویش قرار می دادند. امام حسن علیه السّلام (در جواب ایشان) می فرمود: من مذلّ المؤمنین نیستم بلکه من معزّ المؤمنینم (عزّت دهنده به مؤمنین)، وقتی نیروی شما را (به جهت خیانت بسیاری از یاران) در برابر معاویه کم دیدم امر خلافت را به او واگذار کردم تا من و شما در میان ایشان زنده بمانیم (و الّا شیعه ای روی زمین باقی نمی ماند و کلمه حق از بین می رفت) مانند آن عالمی که کشتی را معیوب (سوراخ) کرد تا برای صاحبانش باقی بماند (اتّفاقاتی در همراهی خضر و موسی به وقوع پیوسته که در قرآن (سوره کهف) بیان شده است و در یکی از این جریانات، خضر نبی کشتی ای که با موسی بر آن سوار بودند را سوراخ کرد تا پادشاهی که در آن اطراف بود و هر کشتی سالمی را به تصرّف خود در می آورد، از تصرّف این کشتی صرف نظر کند و کشتی برای صاحبانش باقی بماند).(5)

گریه رسول خدا صلّی الله علیه و آله برای مصائب حضرت مجتبی علیه السّلام

روزی رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نشسته بودند، در این هنگام حضرت حسن علیه السّلام آمدند و پيامبر خدا صلّی الله علیه و آله پس از ديدن او گريان شده و به امام حسن علیه السّلام فرمودند: إلىّ إلىّ يا بُنىَّ‏! (يعنى:) اى پسر كوچك و عزيزم! نزد من بيا، رسول خدا صلّی الله علیه و آله او را همچنان نزد خويشتن بردند تا آن بزرگوار را بر سر زانوى راست خود نشانيدند... . رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: اين حسن پسر من، فرزندم، نور چشم من، روشنى قلب من، ميوه دل من، بزرگ جوانان اهل بهشت، حجّت خدا است براى امّت، امر او امر من، قول وى قول من مي باشد. كسى كه تابع حسن گردد از من و كسى كه از فرمان او اطاعت نکند از من نخواهد بود. هنگامى كه من به حسن نگاه كردم به ياد آن ذلت ‏هائى افتادم كه بعد از من خواهد ديد! وضع حسن همچنان خواهد بود تا اين كه به وسيله زهر كشته خواهد شد. همان موقع است كه ملائكه و آسمان هاى هفت‏ گانه براى شهادت او گريان مي شوند و تمام اشیاء براى مظلوميّت حسن گريه مي كنند، حتّى پرندگان هوا و ماهيان دريا. هر كس براى حسنم گريه كند چشمش در آن روزى كه تمام چشم ها كور مي شوند كور نخواهد شد. كسى كه براى او محزون گردد، قلبش در آن روزى كه همه قلب ‏ها محزون مي شوند محزون نخواهد شد. هر كس حسنم را در بقيع زيارت كند قدم او در آن روزى كه قدم ‏ها در صراط مي لغزند لغزش نخواهد يافت.(6)

کیفیّت شهادت امام علیه السّلام

از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمودند: حضرت امام حسن عليه السّلام به اهل بيت خود مى ‏فرمودند: من به زهر شهيد خواهم شد، مانند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله. پرسيدند چه کسی این کار را خواهد کرد؟ فرمودند: همسرم جعده دختر اشعث بن قيس، معاويه پنهانی زهرى براى او خواهد فرستاد و به او امر خواهد كرد كه آن زهر را به من بخوراند. گفتند: او را از خانه خود بيرون كن و از خود دور گردان. فرمودند: چگونه او را از خانه بيرون كنم در حالی که هنوز كارى از او واقع نشده است، اگر او را بيرون كنم، كسى به غير او مرا نخواهد كشت و او را نزد مردم عذرى خواهد بود كه بى ‏جرم و جنايت مرا اخراج كردند. پس بعد از مدّتى، معاويه مال بسيارى به همراه زهری کشنده براى جعده فرستاد و پيغام داد كه اگر اين زهر را به حسن (عليه السّلام) بخورانى، من صد هزار درهم به تو مى ‏دهم و تو را به ازدواج پسر خود یزید در مى ‏آورم.

پس آن زن تصميم گرفت تا حضرت را مسموم نمايد. روزى جناب امام حسن عليه السّلام روزه بودند. روز بسيار گرمى بود و تشنگى بر آن جناب اثر كرده، و در وقت افطار بسيار تشنه بودند، آن زن شربت شيرى براى آن حضرت آورد که زهر را داخل آن ریخته بود و به آن حضرت داد، چون امام مجتبی علیه السّلام بياشاميدند و احساس سمّ فرمودند، كلمه استرجاع (انّا لله و انّا الیه راجعون) گفتند و خداوند را شکر و سپاس گفتند كه از اين جهان فانى به بهشت جاودانى منتقل می شوند و جدّ و پدر و مادر و دو عمّ خود جعفر و حمزه را ديدار مى ‏فرمايند، سپس رو به جعده كرده و فرمودند: اى دشمن خدا! كشتى مرا خدا تو را بکشد، به خدا سوگند كه جایگزینی بعد از من نخواهى يافت، آن شخص (معاویه) تو را فريب داده است. خدا تو را و او را هر دو را به عذاب خود خوار فرمايد. پس آن حضرت دو روز در درد و الم ماندند و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالى مقدار خود ملحق گرديدند. معاويه براى آن ملعونه وفای به عهدهاى خود نكرد و به روايتى: آن مالى كه وعده كرده بود به او داد و لكن او را به ازدواج يزيد در نياورد و گفت: كسى كه با حسن (عليه السّلام) وفا نكرد با يزيد هم وفا نخواهد كرد.(7)

کلامی از امام علیه السّلام

«مَنِ اتَّكَلَ عَلَى حُسْنِ الِاخْتِيَارِ مِنَ اللَّهِ لَهُ لَمْ يَتَمَنَّ أَنَّهُ فِي غَيْرِ الْحَالِ الَّتِي اخْتَارَهَا اللَّهُ لَهُ». هر کس بر حسن اختیار خداوند (این که خداوند همیشه برای سعادت بندگانش بهترین را اختیار می کند) توکّل نموده و اعتماد کند، هرگز وضعی غیر از آن چه خدا برایش اختیار کرده را آرزو نمی کند (یعنی به داده های خداوند راضی است و به او اعتماد می کند).(8)

پی نوشت ها

برگرفته از کتاب های:

1- زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام ( ترجمه جلد 44 بحار الأنوار) ص۱۴۲/سیره پیشوایان ص۸۸/تقویم شیعه ص۵۷ و۲۷۶. 2- منتهى الآمال (مُتَرجَم) ج‏1 ص529. 3- جلاء العیون ص409. 4- سيرة الأئمة الاثني عشر(ع) ج‏2 ص466. 5- تحف العقول ص308. 6- زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام ( ترجمه جلد 44 بحار الأنوار) ص158. 7- منتهى الآمال (مُتَرجَم) ج‏۱ ص۵۵۰. 8-تحف العقول ص234.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نام:
ایمیل:
* نظر: