کد مطلب: ۱۱۴۷
تعداد بازدید: ۱۹۱۸
تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۰
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
آری به راستی که فاطمه نه تنها به رسول خدا از همه نزدیک تر بود بلکه همچون علی علیه السّلام جان پیغمبر بود. و چنان در میان ملکوتیان و اهل آسمان به این مَنسب شهرت داشت که پروردگارش به یک آیه او را هم جان نبی خواند و هم فرزند و زنان امّت...

اندوه پیغمبر(1)

تا زنده بود از فضائل و مناقب عترتش سخن می گفت و دایره عصمت آسمانیشان را برای همه متذکّر می شد. آیاتی از قرآن را که در شأنشان نازل شده بود تلاوت می کرد و تفسیر و تأویلش را بیان می فرمود و پیوسته سفارش آن ها را می نمود؛ خلاصه، حجّت را بر مردمان تمام کرد.

 

دوستی و محبّت به اهل بیت مُزد رسالت

 

بارها فرمود: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنِ اتَّبَعَهُ كَانَ عَلَى الْهُدَى وَ مَنْ تَرَكَهُ كَانَ عَلَى الضَّلَالَةِ ثُمَّ أَهْلَ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمُ‏ اللَّهَ‏ فِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ».‏ همانا من دو چیز گران سنگ و ارزشمند را برایتان به جای می گذارم، (یکی) کتاب خدای عزّ و جلّ که هر کس از او تبعیّت کند بر سبیل هدایت خواهد بود و هر که رهایش سازد بر طریق گمراهیست سپس (دوّمی) اهل بیتم، در باره ی اهل بیتم خدا را به شما یاد آوری می کنم (و سه بار این جمله را تکرار فرمود).[1]

«أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَأْتُونِي غَداً بِالدُّنْيَا تَزُفُّونَهَا زَفّاً وَ يَأْتِي‏ أَهْلُ‏ بَيْتِي‏ شُعْثاً غُبْراً مَقْهُورِينَ مَظْلُومِينَ تَسِيلُ دِمَاؤُهُمْ إِيَّاكُمْ وَ اتِّبَاعَ الضَّلَالَةِ وَ الشُّورَى لِلْجَهَالَة». ای مردم! فردا (روز قیامت) به این شکل نزد من نیایید که به سرعت به سمت دنیا حرکت نموده و به شدّت به آن گرایش داشته باشید و حال آن که اهل بیتم ژولیده مو، خاک آلوده، مغلوب و ذلّت کشیده، مورد ستم واقع شده، در حالی که خون هایشان در حال جریان است (خون آلود) نزد من آیند، بر حذر باشید از تبعیّتِ از گمراهی و مشورت برای جهالت و نادانی.[2]

این نه تنها خواسته قلب عطوفش و صلاح امّت او تا قیامِ قیامت بود بلکه بالاتر، عینِ دستور مستقیم پروردگار حکیم بود که او را مخاطب ساخته و فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏». (ای رسول ما!) بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم نمی خواهم جز این که نزديكانم [اهل بيتم‏] را دوست بدارید.[3]

و چه کسی از فاطمه علیها السّلام به رسول خدا نزدیک تر و حال آن که او جان پیغمبر و پاره تن رسول بود.

 

فاطمه نزدیک تر از همه

 

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هِيَ رُوحِيَ‏ الَّتِي‏ بَيْنَ‏ جَنْبَيَّ‏ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ».

و امّا دخترم فاطمه، به درستی که او سرور زنان عالم از اوّلین و آخرین است و او پاره ی تن من و نور چشمم و میوه دل من است و او روح و جان من است که بین دو پهلویم قرار گرفته و او حوریه ی انسان نماست.[4]

آری به راستی که فاطمه نه تنها به رسول خدا از همه نزدیک تر بود بلکه همچون علی علیه السّلام جان پیغمبر بود. و چنان در میان ملکوتیان و اهل آسمان به این مَنسب شهرت داشت که پروردگارش به یک آیه او را هم جان نبی خواند و هم فرزند و زنان امّت، آن جا که در جریان مباهله فرمود: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ». هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آن ها بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم.[5] و حقّا که او هم فرزند رسول است و هم به تنهائی سیّده و سرور زنان جهان و هم جان پیامبر.

پس نیکی و محبّت به فاطمه اجر رسالت است و مزد نبوّت، و این دستور خدا بود برای کسانی ایمان به خدا و بازگشت به سوی او داشتند. امّا روزگار بر چه منوال گذشت؟ آیا اجر رسالت داده شد؟ تاریخ خبر از فجایعی می دهد که دل هر آزاده ای را داغ دار نموده و هر مؤمنی را بی تاب می کند!

 

خبر از آینده ای نزدیک

 

رسول خدا صلّی الله علیه و آله: «وَ إِنَّهُ سَيَلْقَى أَهْلُ بَيْتِي مِنْ‏ بَعْدِي‏ تَطْرِيداً وَ تَشْرِيداً فِي الْبِلَادِ». همانا به زودی اهل بیتم با طرد شدن و آوارگی و گریختنِ در سرزمین ها، رو به رو خواهند شد.[6]

پس از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله گروهی منافق به دنبال غصب خلافت علی علیه السّلام و اولاد طاهرینش با هر مخالفت و تهدیدی به شدّت مقابله کردند و در این راه از هیچ جنایتی فرو گذار ننمودند و برای این منظور از پاره تن رسول خدا و عزیزترینِ خاندان عترت یعنی فاطمه علیها السّلام آغاز نمودند، ولی کار به زهرای شهیده ختم نشد و یک به یک از خاندان رسول را در آتش طمع و خباثت خود سوزاندند تا به جائی که علویّون و سادات فراوانی را در قالب بقاع متبرّکه ی امامزادگان در نقاط مختلف کره خاکی حتّی در دورترین مکان ها و کوه ها و جنگل ها مشاهده می کنیم، که هر یک طرد شده و آواره، دور از وطنِ خود، یا به شهادت رسیده و یا در خفاء و غربت جام مرگ را نوشیده اند. آری این بود پاداش رسالت که ظالمین در حقّ رسولِ دو سرا روا داشتند و دیگران هم سکوت کردند و در این بد عهدی شریک ظالمان گشتند.

و رسول خدا صلّی الله علیه و آله از روزگار پس از خود خبر داشت و می دانست با اهل بیت و عترتش چه خواهد شد، به همین منظور بارها و بارها نسبت به این ظلم بزرگ هشدار داده و تهدید فرموده بود. همو بود که مکرّر فرمود: «الْوَيْلُ‏ لِظَالِمِي‏ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ عَذَابُهُمْ مَعَ الْمُنَافِقِينَ‏ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ». وای بر ظالمین در حقّ اهل بیتم، عذاب ایشان به همراه منافقین در پست ترین درکات آتش جهنّم است.[7]

 

بروز کینه های نهفته در سینه

 

علی علیه السّلام فرمود: در يكى از راه هاى مدينه به همراه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله راه مى ‏رفتيم، تا اين كه به باغى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست! ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست». به باغ ديگرى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست، ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست». تا آن كه از هفت باغ گذشتيم. در هر كدام من عرض مى ‏كردم: يا رسول اللَّه، چه زيباست! و حضرت مى ‏فرمود: «براى تو در بهشت زيباتر از اين هست». وقتى راه خلوت شد، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مرا در آغوش گرفت و در حالى كه گريه ‏اش گرفته بود فرمود: «پدرم فداى تنهاى شهيد»! عرض كردم: يا رسول اللَّه، چرا گريه مى ‏كنید؟ فرمود: از كينه ‏هايى كه در دل اقوامى است و آن را برايت ظاهر نمى ‏كنند مگر بعد از من، و آن كينه ‏هاى بدر و خون هاى احد است. عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود؟ فرمود: دينت در سلامت خواهد بود.[8]

کمی مطالعه و ذرّه ای تأمّل در تاریخ پس از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله کافی است تا لکه های سیاهِ حِقد و کینه را در جبین منافقین و به ظاهر مسلمینی که مهر خاموشی بر دهان خود زده بودند مشاهده کنیم. هنوز از عروج روح ملکوتی رسول خدا زمانی نگذشته بود که مردم مدینه، سایه ی سیاهِ دود آتشی را که درب خانه اهل بیت را در کام خود فرو برده بود، بر سرِ خود احساس کردند. آری بیت وحی در آتش حِقد و کینه ظَلَمه می سوخت و مردم بی وفا در اوج بی تفاوتی، یا خیره خیره نگاه می کردند و یا همچو کبکی سر خود را در برفِ نیرنگ و بیعت شکنی فرو برده بودند. چه چیزی جز کینه و حسادت عامل این آتشی است که جان چهار تن از پنج تن آسمانی را به خطر انداخته؟! آن ها که در برابر خاتم الانبیاء سعی در پوشاندن چهره نفاق و کینه های درون داشتند، حالا فرصت را غنیمت شمرده و آتش درون را به روی اصحاب کساء که حالا بزرگشان رفته، روا داشتند. زور شیطان را در بازوان پلیدشان ببین که چگونه دست بر روی امّ ابیها بلند کرده و صدای شکستن ارکان حیدر، دل سیاهشان را التیام می بخشد. شمع عصمت در شعله کینه و نیرنگ آرام آرام آب می شد و علی چون پروانه ای پر شکسته شاهد این مصیبت بود.

روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود: «اتَّقِ‏ الضَّغَائِنَ‏ الَّتِي‏ لَكَ فِي صَدْرٍ مَنْ لَا يُظْهِرُهَا إِلَّا بَعْدَ مَوْتِي، أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ‏. ثُمَّ بَكَى النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، فَقِيلَ: مِمَّ بُكَاؤُكَ، يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَّهُمْ يَظْلِمُونَهُ وَ يَمْنَعُونَهُ حَقَّهُ، وَ يُقَاتِلُونَهُ وَ يَقْتُلُونَ وُلْدَهُ، وَ يَظْلِمُونَهُمْ بَعْدَهُ، وَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) أَنَّ ذَلِكَ يَزُولُ إِذَا قَامَ قَائِمُهُم». از کینه هایی بپرهیز که از تو در سینه هایی است که آن را اظهار نمی کنند مگر بعد از مرگ من، این ها کسانی هستند که مشمول لعن خدا و لعنت کنندگان اند. سپس نبی اکرم گریست، گفته شد: به خاطر چه گریه می کنید ای رسول خدا؟ حضرت فرمود: جبرئیل به من خبر داد که آن ها به او (علی) ظلم نموده و او را از حقّش منع می کنند و با او به جنگ می پردازند و پس از او فرزندانش را به قتل رسانده و مورد ظلم خویش قرار می دهند و جبرئیل از سوی خدای عزّ و جلّ مرا با خبر ساخت که این وضعیّت وقتی پایان می یابد که قائم ایشان قیام نماید.‏[9]

آری شعله نفاق و کینه در بوستان عترت افتاد و اوّل قربانی خود را از نهال نوجوان علی گرفت که خود غنچه کوچکی در بر داشت. مادر و پسر رفتند تا شرح غربت علی را برای باغبان دل شکسته بازگو کنند. امّا زینب ماند و آتشی که در این بوستان هنوز قربانی می گرفت و هر لحظه بیشتر می شد ... .(اگر خدا بخواهد ادامه دارد)

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1] كفاية الأثر في النّصّ على الأئمة الإثني عشر ص 87./ رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «احْفَظُونِي‏ فِي‏ عِتْرَتِي‏ وَ ذُرِّيَّتِي، فَمَنْ حَفِظَنِي فِيهِمْ حَفِظَهُ اللَّهُ، أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى مَنْ آذَانِي فِيهِمْ، ثَلَاثاً». حرمت مرا در (احترام به) عترت و فرزندانم حفظ کنید. پس هر کس (حرمت) مرا در مورد ایشان حفظ کند خداوند او را حفظ خواهد نمود، آگاه باشید لعنت خداوند بر کسی که مرا در مورد ایشان بیازارد (و سه مرتبه این جمله را تکرار فرمود). [الأمالي (للطوسي) ص 703].

[2] خصائص الأئمة عليهم السّلام (خصائص أمير المؤمنين عليه السّلام) ص 74./ رسول خدا ص فرمودند: «اسْتَوْصُوا بِأَهْل بَيْتِي خيرا فَإِنِّي أخاصمكم عَنْهُم غَدا وَمن أكن خَصمه أخصمه وَمن أخصمه دخل النَّارَ». سفارش و وصیّت خیر و خوبی مرا در باره اهل بیتم بپذیرید که (اگر نپذیرید و با ایشان دشمنی کنید) همانا من در باره ایشان فردای قیامت با شما دشمنی خواهم کرد و هر کس من دشمنش بودم با او (در قیامت) دشمنی می کنم و هر که من دشمنش باشم داخل دوزخ خواهد شد. [الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة (ابن حجر الهيتمي) ج 2 ص 441/ ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى (محبّ الدّين الطبری) ج 1 ص 18- از منابع اهل سنّت].

[3] سوره شوری/ آیه 23.

[4] الأمالي (للصدوق) ص 113./ از مجاهد روایت شده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در حالی که دست فاطمه سلام الله علیها را گرفته بودند فرمودند: «مَنْ عَرَفَ هَذِهِ فَقَدْ عَرَفَهَا وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهَا فَهِيَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ قَلْبِي وَ رُوحِيَ‏ الَّتِي‏ بَيْنَ‏ جَنْبَيَ‏ فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَد آذی اللهَ». هر کس این (دخترم) را می شناسد که می شناسد و هر کس او را نمی شناسد پس او فاطمه دختر محمّد و پاره ای از تن من و قلبم و روحی است که بین دو پهلویم قرار دارد، هر کس او را آزار دهد مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خداوند را آزار داده است. [كشف الغمّة في معرفة الأئمّة (ط - القديمة) ج ‏1 ص 466]/ رسول خدا ص فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي». فاطمه پاره تن من است پس هرکس او را خشمگین سازد مرا خشمگین نموده است. [صحيح البخاري (البخاری) ج 5 ص 21/ ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى (محبّ الدّين الطبری) ج 1 ص 37/ المعجم الكبير للطبراني (الطبراني) ج 22 ص 404/ كنز العمّال (المتقي الهندي) ج 12 ص 112-از منابع اهل سنّت]/ «فَإِنَّمَا هِيَ (ابنتی فاطمة) بَضْعَةٌ مِنِّي، يُرِيبُنِي مَا أَرَابَهَا، وَيُؤْذِينِي مَا آذَاهَا». تنها او (دخترم فاطمه) پاره ای از تن من است، مرا ناراحت می کند هر آن چه او را ناراحت کند و مرا می آزارد هر چیزی که او را بیازارد. [صحيح البخاري (البخاری) ج 7 ص 37/ المعجم الكبير للطبراني (الطبراني) ج 22 ص 404/ كنز العمّال (المتقي الهندي) ج 12 ص 112-از منابع اهل سنّت].

[5] سوره آل عمران/ آیه 61 (ترجمه مکارم).

[6] دلائل الإمامة (ط - الحديثة) ص 446/ المستدرك على الصّحيحين للحاكم (أبو عبد الله الحاکم) ج 4 ص 511- از منابع اهل سنّت.

[7] صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام ص 58/ مناقب لابن المغازلي (ابن المغازلي) ج 1 ص 120 و شرف المصطفى (الخركوشى) ج 5 ص 374 و ربيع الأبرار ونصوص الأخيار (الزمخشري) ج 3 ص 316- از منابع اهل سنّت/ از علی علیه السّلام روایت شده که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «إنَّ اللهَ حَرَّمَ الجنَّةَ عَلى مَن ظَلَمَ أهلَ بيتى أو قاتَلَهُم أَو أغارَ عَلَيهِم أو سَبَّهُم». همانا خداوند بهشت را بر کسی که به اهل بیتم ظلم کند یا با ایشان بجنگد یا بر ایشان حمله برده و کشتار کند یا ناسزا بگوید، حرام کرده است. [صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام ص 90/ ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى (محبّ الدّين الطبری) ج 1 ص 20- از منابع اهل سنّت].

[8] قَالَ سُلَيْمٌ وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ‏: «كُنْتُ أَمْشِي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِينَةِ فَأَتَيْنَا عَلَى حَدِيقَةٍ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَهَا مِنْ حَدِيقَةٍ قَالَ مَا أَحْسَنَهَا وَ لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا ثُمَّ أَتَيْنَا عَلَى حَدِيقَةٍ أُخْرَى فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَهَا مِنْ حَدِيقَةٍ قَالَ مَا أَحْسَنَهَا وَ لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا حَتَّى أَتَيْنَا عَلَى سَبْعِ حَدَائِقَ أَقُولُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَهَا وَ يَقُولُ لَكَ فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا فَلَمَّا خَلَا لَهُ الطَّرِيقُ اعْتَنَقَنِي‏ ثُمَّ أَجْهَشَ بَاكِياً وَ قَالَ بِأَبِي الْوَحِيدُ الشَّهِيدُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا يُبْكِيكَ فَقَالَ ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَامٍ لَا يُبْدُونَهَا لَكَ إِلَّا مِنْ بَعْدِي أَحْقَادُ بَدْرٍ وَ تِرَاتُ أُحُدٍ قُلْتُ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دَيْنِي قَالَ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِكَ». [كتاب سليم بن قيس الهلالي ج ‏2 ص 569 (ترجمه: اسرار آل محمّد«ص» ص 207)/ و با کمی تفاوت در: مجمع الزوائد ومنبع الفوائد (نور الدين الهيثمي) ج 9 ص 118 و تاريخ دمشق (لابن عساكر) ج 42 ص 323 و مسند أبي يعلى الموصلي ج 1 ص 426- از منابع اهل سنّت].

 

[9] الأمالي (للطوسي) ص 351.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: