کد مطلب: ۱۱۴۸
تعداد بازدید: ۲۱۷۹
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۰
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
رسول خدا در غمِ مصائب دخترش زهرا، خون می گریست و از خدای تعالی طلب صبر می کرد. در سفری که به معراج داشت خودِ خدا برایش روضه ی اهل کساء را خواند و وقتی به مصائب زهرایش رسید، بند بند وجودش به لرزه در آمد و صدای شکستن قلبش دل اهل آسمان را سوزاند.

اندوه پیغمبر(2)

رسول خدا صلّی الله علیه و آله خطاب به امیر المؤمنین علی علیه السّلام فرمود: «أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ لَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِذِ اسْتَضْعَفَهُ قَوْمُهُ وَ كَادُوا يَقْتُلُونَهُ». تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى، و تو از هارون اسوه و روش خوبى خواهى داشت آن هنگام كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند.[1]

 

غربت هارون

 

«وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى‏ إِلى‏ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي ...». و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من بد جانشينانى برايم بوديد (و آئين مرا ضايع كرديد) آيا در فرمان پروردگارتان (و تمديد مدّت ميعاد او در قضاوت) عجله نموديد؟! سپس الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد، او گفت: فرزند مادرم! اين گروه مرا در فشار گذاردند و نزديك بود مرا به قتل برسانند».[2]

با رفتن موسی به کوه طور هارون برادرش جانشین او گردید و در راه هدایت بنی اسرائیل از هیچ تلاشی فرو گذار نکرد، امّا قوم موسی که عقده های درونی و امیال نفسانی خود را در زمان حضور او در دل پنهان می داشتند[3]، با رفتن او و طولانی شدن زمانِ بازگشتش[4]، فرصت را برای نیل به اهداف خود مناسب دیدند و علی رغم مخالفت ها و تلاش های هارون، به گوساله پرستی روی آوردند و چنان از هارون نافرمانی کرده و او را در فشار قرار دادند که نزدیک بود او را به قتل برسانند. مرگ حقیقتی است که از آن گریزی نیست و این سنّت الهی را هیچ مستثنائی وجود ندارد. قرآن کریم به اوّل شخصیت عالَم می فرماید: «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ». تو مى ‏ميرى و آن ها نيز خواهند مرد.[5] با درگذشت رسول خدا صلّی الله علیه و آله امّت در حقّ جانشین بر حقّ او امیر المؤمنین علیه السّلام خیانت نموده و بیعتی را که در غدیر خم با حضرتش بسته بودند نادیده گرفتند امّا برای معاندین پُر عناد و کینه توزانِ علی علیه السّلام همین قدر کفایت نکرد. آن ها نه تنها دستورات خدا و رسولش را در باره ولایت و جانشینی علی علیه السّلام زیر پا گذاشتند بلکه با شکنجه وآزارِ تنها یادگار پیامبر و تهدید به قتل امیر المؤمنین در صورت بیعت نکردن با ابوبکر، بار دیگر خاطره تلخ عصیان بنی اسرائیل از موسی را زنده کرده و مظلومیت هارون را تکرار نمودند. به همین جهت وقتی علی علیه السّلام را به زور و تهدید برای بیعت با ابوبکر به مسجد بردند آن بزرگوار خطاب به رسول خدا همان کلامِ هارون را عرضه داشت: «فَنَادَى عَلِيٌّ ع قَبْلَ أَنْ يُبَايِعَ وَ الْحَبْلُ فِي عُنُقِهِ: يَا ابْنَ أُمَّ إِنَ‏ الْقَوْمَ‏ اسْتَضْعَفُونِي‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي‏». پس علی علیه السّلام پیش از آن که بیعت کند در حالی که ریسمان به گردن داشت صدا زد: ای پسر مادرم! اين گروه مرا در فشار گذاردند و نزديك بود مرا به قتل برسانند.[6]

همان طوری که بنی اسرائیل پس از ایمان به معبود یگانه و خدای متعال، با گوساله پرستی خود به کفر و شرک گذشته بازگشتند، مسلمین نیز با نافرمانی از خدا و رسولش به گمراهی و جهالت گذشته خود برگشت نمودند، قرآن کریم به این حقیقت اشاره نموده و نسبت به آن هشدار داده بود، آن جا که فرمود: «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ». محمّد (ص) فقط فرستاده خداست و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب بر مى ‏گرديد؟ (و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟) و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى ‏زند و خداوند به زودى شاكران (و استقامت ‏كنندگان) را پاداش خواهد داد.[7] نتیجه ی تن ندادن به فرمان خدا و سرپیچی از دستور پیامبر آن شد که بلافاصله حرمت رسول خدا در مورد عترتش هتک شد و مزد رسالت نه تنها ادا نگردید بلکه به زیر پا لگد مال شد.

خدای متعال مؤمنین را از اطاعت کفر و طاغوت بر حذر داشته بود و در قرآن فرموده بود: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ». اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اگر از كسانى كه كافر شده ‏اند اطاعت كنيد، شما را به گذشته ‏هايتان باز مى ‏گردانند و سرانجام، زيانكار خواهيد شد.[8] امّا افسوس و صد افسوس که رهبری از دست برگزیدگان خدا خارج شد و به دست نااهلان افتاد، و امّت اسلام به سمت قهقرا سقوط کرد و دچار زیان دنیا و آخرت گردید. چنان که علی علیه السّلام در این باره فرمود: «زمانی كه خداوند پيامبرش را به سوى خويش فرا خواند. گروهى به قهقرا برگشتند و اختلاف و پراكندگى آن ها را هلاك ساخت و تكيه بر غير خدا كردند و با غير خويشاوندان (اهل بيت پيامبر) پيوند بر قرار نمودند، و از وسيله ‏اى كه فرمان داشتند به آن مودّت ورزند كناره گرفتند، و بناء و اساس (ولايت) و رهبرى جامعه‏ ى اسلامى را از محلّ خويش برداشته در غير آن نصب كردند. (اينان) معادن تمام خطاهايند و درهاى همه گمراهان و عقيده‏ مندان باطلند، آن‏ ها در حيرت و سرگردانى غوطه ‏ور شدند و در مستى و نادانى، ديوانه ‏وار بر روش "آل فرعون" فرو رفتند، گروهى تنها به دنيا پرداختند و به آن تكيه كردند و يا آشكارا از دين جدا گشتند».[9]

 

دستور به صبر

 

امّا در این بد عهدی و نامردی تکلیف علی علیه السّلام چیست؟ او برای نجات امّت چه باید بکند؟ وظیفه آن بزرگوار را یار سفر کرده و برادر بزرگوارش رسول خدا صلّی الله علیه و آله پیش از رفتن معیّن فرمود: «فَاصْبِرْ لِظُلْمِ قُرَيْشٍ إِيَّاكَ وَ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ فَإِنَّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ مَنْ تَبِعَهُ وَ هُمْ بِمَنْزِلَةِ الْعِجْلِ وَ مَنْ تَبِعَهُ وَ إِنَّ مُوسَى أَمَرَ هَارُونَ حِينَ اسْتَخْلَفَهُ عَلَيْهِمْ إِنْ ضَلُّوا فَوَجَدَ أَعْوَاناً أَنْ يُجَاهِدَهُمْ بِهِمْ وَ إِنْ لَمْ يَجِدْ أَعْوَاناً أَنْ يَكُفَّ يَدَهُ وَ يَحْقِنَ دَمَهُ وَ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُم ...». ‏پس بر ظلم قريش و اتّحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسى و پيروانش هستى و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند. هنگامى كه موسى هارون را جانشين خود در قومش قرار داد به او چنين دستور داد كه اگر گمراه شدند و او يارانى پيدا كرد به كمك ايشان با آنان جهاد كند، و اگر يارانى پيدا نكرد دست نگه دارد و خونش را حفظ كند و بين آنان اختلاف ايجاد نكند. يا على! خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر آن كه گروهى به اختيار خود و گروهى ديگر بدون خواست قلبى تسليم او شدند. خداوند آنان را كه به اكراه تسليم شدند بر آنان كه به اختيار خود تسليم شدند مسلّط نمود و آنان را كشتند تا اجرشان عظيم‏ تر شود. يا على! هيچ امّتى بعد از پيامبرشان اختلاف نمى ‏كنند مگر آن كه اهل باطلِ آنان بر اهل حقّشان غالب مى‏ شوند. خداوند تفرقه و اختلاف را براى اين امت مقدّر كرده است، و اگر مى ‏خواست آنان را بر هدايت جمع مى ‏كرد تا دو نفر از خلقش اختلاف نكنند و در چيزى از امر خداوند نزاع در نگيرد و مفضول، فضيلت صاحب فضل را انكار نكند. اگر خدا مى ‏خواست انتقامش را زودتر مى ‏فرستاد و نعمت را بر آنان تغيير مى ‏داد تا ظالم تكذيب شود و دانسته شود كه راه حق كدام است، ولى خداوند دنيا را خانه اعمال و آخرت را خانه استقرار قرار داده است، «لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى»، تا آنان كه بد كردند مطابق عملشان جزا داده شوند و آنان كه نيكى كردند به نيكى جزا داده شوند[10].[11]

رسول خدا صلّی الله علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «يَا عَلِيُّ! إِنَّكَ مِنْ‏ بَعْدِي‏ مَغْلُوبٌ‏ مَغْصُوبٌ‏ تَصْبِرُ عَلَى الْأَذَى فِي اللَّهِ وَ فِيَّ مُحْتَسِباً أَجْرُكَ غَيْرُ ضَائِعٍ‏، فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِ الْإِسْلَامِ خَيْراً». ای علی! به درستی که تو پس از من مغلوب می گردی و حقّ تو را غصب خواهند کرد، در راه خدا و من بر اذیّت ها صبر کن در حالی که اجرت نزد خدا محفوظ است و تباه نمی گردد، خداوند به خاطر اسلام تو را جزای خیر دهد.[12]

و به این ترتیب علی علیه السّلام مأمور به صبر گردید و پاسخ حضرتش را این گونه داد: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً عَلَى نَعْمَائِهِ وَ صَبْراً عَلَى بَلَائِهِ وَ تَسْلِيماً وَ رِضًى بِقَضَائِهِ». سپاس خدای را به عنوان شكر بر نعمت هايش و صبر بر بلايش و تسليم و رضايت به مقدّراتش.[13]

 

یادِ مصائب زهرا سلام الله علیها

 

رسول خدا با حزن و اندوه فراوان فرمود: هر گاه زهرا را می بینم، ستم هايى را به يادم مى‏ آورم كه بعد از من در حقّ او خواهد شد. گويا مى ‏بينم كه ذلّت داخل خانه اش شده و احترامش از دست رفته و حقّش غصب شده و از ارث خود ممنوع گشته است، پهلویش شكسته و جنينش سقط گردیده و او فرياد مى ‏زند: وا محمّداه! ولى كسى جوابش را نمی دهد، استغاثه مى‏ كند امّا كسى به فريادش نمی رسد و پیوسته بعد از من محزون، غصّه ‏دار و گريان خواهد بود، گاهى به یاد می آورد كه وحى از خانه ‏اش قطع شده، گاهى جدائی مرا به خاطر خواهد آورد، شب ها چون صداى تلاوت قرآن مرا در شب زنده داریم نمى ‏شنود دچار ترس می شود. سپس خود را بعد از آن كه در ايام پدر عزيزترين افراد بود، ذليل می بیند. در آن زمان خداى تعالی ملائكه را مونس فاطمه قرار مى ‏دهد. ايشان فاطمه را همان گونه ندا مى ‏كنند كه مريم را ندا كردند و به او مى‏ گويند: اى فاطمه! خداوند تو را از ميان زنان جهان انتخاب نموده است. اى فاطمه! مطیع پروردگار خود باش و با سجده‏ كنندگان و ركوع‏ گزاران سجود و ركوع نماى. سپس درد و بيمارى (ناشی از جراحات و سقط فرزند) بر او غلبه خواهد كرد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ مريم دختر عمران را نزد او مى ‏فرستد تا پرستار و مونس فاطمه باشد. در همين حال است كه فاطمه مى‏ گويد: پروردگارا! من از زندگى سير شده و از مردم دنيا بيزارم، مرا به پدرم ملحق کن! خداى عزّ و جلّ او را به من ملحق مى ‏نمايد، پس زهرا اوّل كسى است از اهل بيتِ من كه به من ملحق خواهد شد. فاطمه در حالى بر من وارد خواهد شد كه محزون، غصّه‏دار، مغموم، با حقّى غصب گشته و شهيد می باشد. من در آن هنگام مى‏ گويم: خدايا! هر كسى به فاطمه ظلم كرده است را لعن كن! آن كسى را كه حقّ زهرا را غصب نموده عقاب و عذاب كن! آن كسى را كه فاطمه را ذليل كرده، ذليل كن! آن كسى را كه ضربه به پهلوهاى فاطمه زد به طورى كه کودک خود را سقط نمود، او را در دوزخ جاودانى كن! و ملائكه در این هنگام مى ‏گويند: آمين![14]

 

جبرئیل و خبر از پهلوی شکسته

 

روزی هر پنج تن آل کساء بر سر سفره ای ساده امّا گرم و پُر نور مشغول تناول غذا بودند. سفره ای آسمانی که پنج ولیّ خدا و حجّت پروردگار کنار آن جلوس فرموده بودند و در عین سادگی، خیر و برکت در آن موج می زد. نوش جان کردند و پس از سپاس حضرت حق، رسول خدا نگاهی به چهره نورانی اهل بیتش افکند و از این که همه را سالم و کنار هم می دید، مسرور شد و به درگاه خداوند به سجده افتاد. سجده پیامبر به درازا کشید، کم کم شانه های مبارکش به لرزه افتاد و از قطرات گرم اشک چشمانش حصیر زمین نمناک شد، صدای گریه ی جانسوز رحمةٌ للعالمین قلب پاک و معصومشان را جریحه دار کرد و پس از آن که پیامبر سر از سجده برداشت، در اوج سکوتی غم بار، علی که جان رسول و برادر دنیا و آخرتش بود، طاقت اشک های پیامبر را نیاورد و بی درنگ پرسید: ای رسول خدا! امروز از شما صحنه ای دیدیم که پیش از آن ندیده بودیم؟! پیامبر فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و پرسید: به شکرانه سروری که از اهل بیتت داری به سجده افتادی؟ گفتم: آری. گفت: می خواهی از آن چه پس از تو بر ایشان اتّفاق می افتد تو را خبر دهم؟ گفتم: بله، ای برادرم جبرئیل. و رسول خدا آرام و پُر درد جملات جبرئیل را تکرار کرد: «امّا دخترت! او اوّل کسی است که از خانواده ات به تو ملحق خواهد شد امّا پس از آن که به او ظلم شده و حقّش به زور از او ستانده می شود، ارثش از او منع گردیده و شوهرش مورد ظلم قرار می گیرد و پهلویش را می شکنند.[15]

 

خدا روضه خوانِ فاطمه علیها السّلام

 

رسول خدا در غمِ مصائب دخترش زهرا، خون می گریست و از خدای تعالی طلب صبر می کرد. در سفری که به معراج داشت خودِ خدا برایش روضه ی اهل کساء را خواند و وقتی به مصائب زهرایش رسید، بند بند وجودش به لرزه در آمد و صدای شکستن قلبش دل اهل آسمان را سوزاند. خدا فرمود: «وَ أَمَّا ابْنَتُكَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ يُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِي تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِيَ حَامِلٌ وَ يُدْخَلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنٍ ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِي بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِكَ الضَّرْب». و امّا دخترت، به او ظلم می شود و حقّش که تو برایش قرار می دهی از روی غصب ستانده می شود و کتک می خورد در حالی که باردار است و بر او و حریم و منزلش بدون اجازه داخل می شوند و حقارت و ذلّت به او می رسد و هیچ مانعی از آن نمی یابد و به خاطر ضرب و شتمی که می بیند کودک در رحم خود را سقط می کند و بر اثر آن کتک خوردن از دنیا می رود.‏[16]

پیامبر می شنید و قلب رئوفش جریحه دار می شد، از گوشه چشمان نافذش قطرات اشک چون مروارید جاری بود و در عین حال زیر لب صدا می زد: «انّا لله و انّا إلیه راجعون». امّا او که وجودش از عشق خدا و ایمان به او مالامال بود با شنیدن این خبر نه شکوه ای نمود و نه گلایه ای و تنها به درگاه خدا عرضه داشت: «ای پروردگارم! قبول کردم و در برابر مقدّر تو تسلیم شدم و تنها از تو توفیق و صبر می خواهم».[17]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1] كتاب سليم بن قيس الهلالي ج ‏2 ص 569 (ترجمه: اسرار آل محمّد «ص» ص 207) .

[2] سوره اعراف/ آیه 150 (ترجمه مکارم).

[3] بنی اسرائیل پیش از آن هم برای پرستش بت ها تمایل نشان داده بودند چنان که قرآن کریم می فرماید: «وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ». و بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بت هايشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان ‏گونه كه آن ها معبودان (و خدايانى) دارند! (موسی) گفت: شما جمعيّتى جاهل و نادان هستيد! [سوره اعراف/ آیه 138 (ترجمه مکارم)]، امّا به خاطر حضور حضرت موسی جرأت عملی ساختن خواسته قلبی خود را نداشتند.

[4] «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ». و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: جانشين من در ميان قومم باش. و (آن ها) را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما! [سوره اعراف/ آیه 142 (ترجمه مکارم)].

[5] سوره زمر/ آیه 30 (ترجمه مکارم).

[6] كتاب سليم بن قيس الهلالي ج ‏2 ص 593.

[7] سوره آل عمران/ آیه 144 (ترجمه مکارم).

[8] سوره آل عمران/ آیه 149 (ترجمه مکارم).

[9] «إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ ص رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى‏ سُنَّةٍ مِنْ‏ آلِ‏ فِرْعَوْنَ‏ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِن‏». [نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص 209-ترجمه خطبه از آیت الله مکارم].

 

 

[10] سوره نجم/ آیه 31.

[11] كتاب سليم بن قيس الهلالي ج ‏2 ص 569 (ترجمه: اسرار آل محمّد «ص» ص 208).

[12] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏29 ص 462.

[13] كتاب سليم بن قيس الهلالي ج ‏2 ص 570 (ترجمه: اسرار آل محمّد «ص» ص 209).

[14] رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ‏ الذُّلُ‏ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَ حَقُّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ أُسْقِطَ جَنِينُهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدُ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِي‏ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً تَتَذَكَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْيِ عَنْ بَيْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَكَّرُ فِرَاقِي أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّيْلُ لِفَقْدِ صَوْتِيَ الَّذِي كَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَيَّ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِيلَةً بَعْدَ أَنْ كَانَتْ فِي أَيَّامِ أَبِيهَا عَزِيزَةً فَعِنْدَ ذَلِكَ يُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ بِالْمَلَائِكَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِينَ‏ يَا فَاطِمَةُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ‏ ثُمَّ يَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَيَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهَا مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِي عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ يَا رَبِّ إِنِّي سَئِمْتُ الْحَيَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْيَا فَأَلْحِقْنِي بِأَبِي فَيُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِي فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ تُلْحِقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ أَذِلَّ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَيْهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين‏». [بشارة المصطفى لشيعة المرتضى (ط - القديمة) ج ‏2 ص 198].

[15] «دَخَلَ النَّبِيُّ ص يَوْماً إِلَى فَاطِمَةَ ع فَهَيَّأَتْ لَهُ طَعَاماً مِنْ تَمْرٍ وَ قُرْصٍ وَ سَمْنٍ فَاجْتَمَعُوا عَلَى الْأَكْلِ هُوَ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع فَلَمَّا أَكَلُوا سَجَدَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَطَالَ سُجُودَهُ ثُمَّ بَكَى ثُمَّ ضَحِكَ ثُمَّ جَلَسَ وَ كَانَ أَجْرَأَهُمْ فِي الْكَلَامِ عَلِيٌّ ع فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْنَا مِنْكَ الْيَوْمَ مَا لَمْ نَرَهُ قَبْلَ ذَلِكَ فَقَالَ ص إِنِّي لَمَّا أَكَلْتُ مَعَكُمْ فَرِحْتُ وَ سُرِرْتُ بِسَلَامَتِكُمْ وَ اجْتِمَاعِكُمْ فَسَجَدْتُ لِلَّهِ تَعَالَى شُكْراً فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ ع يَقُولُ سَجَدْتَ شُكْراً لِفَرَحِكَ بِأَهْلِكَ فَقُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ أَ لَا أُخْبِرُكَ بِمَا يَجْرِي عَلَيْهِمْ بَعْدَكَ فَقُلْتُ بَلَى يَا أَخِي يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ أَمَّا ابْنَتُكَ فَهِيَ أَوَّلُ أَهْلِكَ لَحَاقاً بِكَ بَعْدَ أَنْ تُظْلَمَ وَ يُؤْخَذَ حَقُّهَا وَ تُمْنَعَ إِرْثَهَا وَ يُظْلَمَ‏ بَعْلُهَا وَ يُكْسَرَ ضِلْعُهَا ...». [بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏98 ص 44].

[16] كامل الزيارات ص 332.

[17] «قَبِلْتُ يَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْكَ التَّوْفِيقُ وَ الصَّبْرُ». [كامل الزيارات ص 333].

 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: