کد مطلب: ۱۶۷۸
تعداد بازدید: ۱۶۶۲
تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۶ - ۰۲:۲۱
معرفی مفاخر شیعه/۳۴
میرزای اصفهانی که از هوش سرشار شاگردش شگفت زده شده بود، روزی در اثنای درس خطاب به او گفت: «إنّما أنتَ بحرُ العلوم (براستی تو دریای دانشی)»، و از آن لحظه سیّد به این لقب مشهور شد

سیّد بحرالعلوم

ولادت

محمّد مهدی، فرزند سیّدمرتضی طباطبایی بروجردی، از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السّلام و از مشاهير علماى اماميه در قرن دوازدهم، متبحّر در فقه و اصول و حديث و كلام و تفسير و رجال و فلسفه، در خانواده ای روحانی و پرهیزگار، در شب جمعه از ماه شوال 1155 قمری (و به قولى در 1154) مطابق با 1113 شمسی، در شهر کربلای معلّی پا به عرصه ی هستی نهاد.

شبی که سیّد به دنیا آمد پدرش در عالم خواب دید که امام رضا علیه السّلام دستور دادند، محمّد بن اسماعیل بن بزیع از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیهم السّلام، شمعی بر فراز بام سیّد مرتضی (یعنی پدر بحرالعلوم) روشن کند. وقتی محمّد بن اسماعیل آن شمع را روشن کرد، نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت نداشت. پدر از آن رؤیا بیدار می شود و در همان زمان خبر ولادت سیّد محمّد مهدی را به او می دهند.

پدر و اجداد او از دانشمندان سرشناس بودند و با بعضى از خاندان ‌هاى علمى شيعه، از جمله خاندان مجلسى، خويشاوندى سببى يا نسبى داشتند و به دليل همين پيوند خانوادگى، سیّد محمّد مهدی از مجلسى اوّل به عنوان جدّ و از مجلسى دوّم به عنوان دايى ياد مى‌ كند.

تحصيلات‌

سیّد محمّد مهدی مقدّمات نحو و صرف و ادبیات و منطق و فقه و اصول را با کوششی بی نظیر نزد پدر خود و سایر فضلاء و دانشمندان، در مدّتی کم تر از چهار سال فرا گرفت. در اوایل بلوغ به درس خارج پدر خود، و همچنین درس استاد کل، وحید بهبهانی، و نیز درس شیخ یوسف بحرانی صاحب حدائق راه یافت و از محضر آن بزرگان استفاده شایانی برد و پس از پنج سال درس و بحث فشرده و عمیق و گذراندن مرحله ی سطح، به درجه ی اجتهاد عالیه نائل آمد و هر سه استاد بزرگ، اجتهاد او را امضاء کردند.

پس از آن كه وحيد بهبهانی به علّت كهولت، درس خود را تعطيل كرد، به توصيه ی استاد به نجف رفت و در آن جا حوزه ی درسى تشكيل داد، شاگردان بسيارى تربيت كرد و به عدّه ‌اى از علما اجازه ی روايت داد، كه از آن جمله ‌اند: سيّد صدر الدّين عاملى، شيخ جعفر نجفى صاحب كشف الغطاء، سيّد جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامة، شيخ ابو على حائرى صاحب منتهى المقال، ملّا احمد نراقى، سيّد محمّد مجاهد، سيّد ابو القاسم خوانسارى( كه بحر العلوم از او حكمت و كلام مى ‌آموخت و او نزد بحر العلوم فقه و اصول مى ‌خواند) و ... .

بحر العلوم

سیّد محمّد مهدی برای استفاده از محضر درس فیلسوف بزرگ، میرزا سیّد محمّد مهدی اصفهانی در سال 1186 قمری به مشهد مقدّس سفر کرد. مدت 6 یا 7 سال در آن جا اقامت کرد و بالاترین بهره ها را از استاد خود گرفت. میرزای اصفهانی که از هوش سرشار شاگردش شگفت زده شده بود، روزی در اثنای درس خطاب به او گفت: «إنّما أنتَ بحرُ العلوم (براستی تو دریای دانشی)»، و از آن لحظه سیّد به این لقب مشهور شد و امروز خانواده ی بحر العلوم ازخانواده های معروف و مشهور نجف اشرف می باشند و چهره های شاخصی در علم و عمل در بین آنان وجود دارد.

سفر به حجاز

سیّد بحرالعلوم در اواخر سال 1193 قمری راهی حجاز شد. استقبال شایان مردم و شخصیت های محافل علمی ‌از او موجب شد که به مدّت دو سال در کنار خانه ی خدا اقامت ورزد و به درس و بحث بپردازد. تسلّط او به فقه اهل سنّت و حسن معاشرت و سخاوتش او را چنان در میان ساکنان آن دیار به خصوص اهل علم، محبوب ساخت که هر روزه شماری از مردم و دانشمندان به دیدنش می رفتند و از وی کسب فیض می نمودند. شگفت آن که پیروان هر کدام از مذاهب چنین می پنداشتند که بحرالعلوم پای بند به مذهب ایشان است.

جلسه ی درس او تمام این مدّت در علم کلام طبق مذاهب چهارگانه دایر بود و در اواخر توقّف در مکّه، مذهب خود را اعلان فرمود. وقتی خبر اظهار مذهب او به گوش پیروان مذاهب دیگر رسید، از اطراف به دور او ریخته، با وی به مناقشه پرداختند و او با دانش انبوه خود بر تمامی آن ها برتری پیدا کرد و همه آن ها را با دلیل های قوی و منطقی به سوی حقیقت اسلام مجذوب ساخت.

تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت احرام به طوری که از نظر شرعی صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج، یکی از گام های ارزشمند سیّد بحرالعلوم بود. زیرا این مکان های مقدّس قبل از او چندان مشخص نبود. علاوه بر این موارد، سنگ های فرش شده در حرم را که حُجّاج بر آن اقامه ی نماز می کردند، تعویض نمود.

از آثار معنوی حضور این مرد بزرگ در حجاز، شیعه شدن امام جمعه ی مکّه در هشتاد سالگی است. یکی دیگر از وقایع مهمّ زندگى او، مناظره ی كلامى با دانشمندان يهود در منطقه ی ذى الكفل است كه بر اثر آن، گروه بسيارى مسلمان شدند. گزارش كامل اين مناظره را چند تن از حاضران در مجلس بحث، از جمله صاحب مفتاح الكرامة ثبت كرده ‌اند.

زعامت و رهبری شیعه

بحر العلوم كه در يكى از درخشان‌ ترين دوره ‌هاى علمى شيعه مى ‌زيست، در بعضى از علوم دينى سرآمد اقران بود -به طوری که حتّى استاد او، وحيد بهبهانى، در سال ‌هاى پايانى عمر، چون زوال ملكه ی اجتهاد را در خود احتمال مى‌ داد، در مسايل فقهى از او نظرخواهى مى ‌كرد- و در بعضى ديگر آگاهى لازم را داشت، از اين رو پس از وفات استادش وحید بهبهانی، رياست عامّه و رهبری شیعیان به او منتقل شد. او برای این که بتواند به مسائل اجتماعی و مشکلات گوناگون و فراوان امّت اسلام رسیدگی نماید و نظمی به حوزه های علمیه بدهد، تمام اوقات خود را برای این کار وقف نمود و با کمال اخلاص و جدّیت مشغول خدمت شد و برای این که بهتر به کارهایش برسد، از شخصیت های برجسته ای که معاصر او بودند، دعوت به عمل آورد.

شاگرد بزرگوارش شیخ جعفر کاشف الغطاء را برای فتوی و پاسخ به احکام شرعی تعیین نمود و همچنین آیه الله شیخ حسین نجفی را که از علمای مقدّس و پارسای نجف اشرف بود، به عنوان امام جماعت در مهم ترین و مشخّص ترین مسجد، یعنی «مسجد هندی» نصب نمود. همچنین شیخ شریف الدّین محی الدّین را برای قضاوت و حلّ و فصل دعاوی مردم گماشت و خود بار سنگین تدریس و مشکلات حوزه و اداره ی امور مردم را بر دوش گرفت. وی در فرصت پیش آمده از هر گونه تلاش در راه گشودن مشكلات دينى و اجتماعى و برآوردن حوايج نيازمندان فروگذار نکرد.

سجایای اخلاقی

بحر العلوم دارای اخلاق پسندیده ی انسانی و پیامبر گونه بود. تواضع و فروتنی او زبانزد خاصّ و عام، و عطوفت و مهربانی او نسبت به بینوایان و مستمندان، در بالاترین حدّ ممکن خود بود، به حدّی که شاگردان و مریدان خود را تحت تأثیر کامل قرار می داد. او کم سخن می گفت، سکوتش از حرف زدنش بیشتر بود. همواره در حال تفکّر و اندیشیدن به سر می برد، اگر سخنی به زبان می آورد با ذکر خدا همراه بود. در بین مردم که می نشست، نشستن حالت تشهّد در نماز را داشت.

هنگام راه رفتن هیبت و وقار خاصّی داشت. هیچ گاه به پشت سر خود یا به اطراف خود نگاه نمی کرد، مگر در حال ضرورت. گام های استوار خود را بیشتر با اندیشه های شگرف می آمیخت. دریافته بود که هیبتش مانع از سخن گفتن مردم با وی می شود، لذا همیشه ملازمان خود را سفارش می کرد باب سخن گفتن با مردم را بگشایند تا از راز دل مردم با خبر شده، در رفع گرفتاری های آنان بیشتر بکوشند.

صبح ها را همواره در بحث و تدریس و قضاوت بین مردم، و شب ها را در مطالعه و تحقیق می گذراند و پس از اندکی خواب و استراحت، برای عبادت و مناجات به درگاه خداوند ذو الجلال خود را کاملاً آماده می ساخت و بسیار دیده شده بود که پس از نیمه شب از نجف تا کوفه پیاده راه می رفت تا هنگام مناجات در مسجد کوفه باشد و پس از نماز صبح به نجف باز می گشت و قبل از هر کار به حرم مطهّر جدّ بزرگوارش امیر المؤمنین علیه السّلام مشرّف می شد و با آن حالت معنوی که داشت، به زیارت مشغول می گشت. برخی از کتب رجال در احوال آن بزرگوار نوشته اند که: «گاهی سؤالاتی از امام می کرد و به نحوی که ما نمی دانیم، پاسخ دریافت می نمود». مقام تقوا او را در موقعيتى قرار داده كه به گفته مامقانى، شخصيّت حديثى وى برتر از وثاقت و فروتر از عصمت است.

رسیدگی به فقرا و تهیدستان

داستان های بسیاری درباره دستگیری بحر العلوم از بینوایان و رسیدگی او به حال مستمندان نقل شده است. نقل می کنند که شب ها همانند جدش امیر المؤمنین علیه السّلام کوله باری از مواد غذایی را بر دوش می گرفت و از تاریکی شب استفاده می کرد، در کوچه های نجف راه می افتاد و بر در خانه ی هر فقیر مستمندی که می رسید، مقداری غذا و پول می گذاشت و پیوسته از حال مردم سؤال می کرد و به بینوایان رسیدگی کامل داشت.

نوشته اند شبی شاگرد برجسته اش سیّد محمّد جواد عاملی (صاحب مفتاح الکرامه) را فرا خواند و او را توبیخ و سرزنش نمود. مرحوم عاملی دلیل نگرانی استادش را پرسید، استاد در پاسخ گفت: یکی از برادران مسلمان که همسایه ی شما است، تهیدست است. او هر شب خرمای بد و ارزان قیمتی از بقّال می گرفت و بچّه های خود را با آن سیر می کرد. امروز رفته از بقّال خرما بگیرد، ولی بقّال به دلیل این که بدهکاری های آن بیچاره زیاد شده بود، از دادن خرما امتناع ورزیده است. امشب او و بچّه هایش بی شام مانده اند. سیّد جواد عاملی از بحرالعلوم معذرت خواهی می کند و از این که از حال او خبر نداشته، پوزش می طلبد. سیّد بحرالعلوم در پاسخ او می گوید: معلوم است بی اطّلاع بوده ای، چون اگر با علم به حال آن بیچاره شام می خوردی و به او اعتناء نمی کردی، کافر بودی، ولی آن چه مرا نگران و ناراحت کرده، این است که تو چرا از برادر مسلمانت خبر نداشتی؟! باید از حال برادرانت جستجو کنی و آنان را دریابی.

در هر حال سیّد، سینی بزرگی پر از غذا با مقداری پول به آقای عاملی داد و از او خواست که به منزل آن برادر مؤمن برود و با هم شام بخورند و این پول را هم به او بپردازد تا قرض های خود را اداء کند، و خود همچنان منتظر ماند و شام تناول نکرد تا این که آقای عاملی برگشت و به او خبر داد که غذا را با همسایه اش تناول کرده و پول را هم به او رسانده است. جالب این جاست که پولی که سیّد بحرالعلوم به او داده بود، درست به اندازه ی قرض ها و دیون آن مؤمن بوده است.

تشرّف خدمت امام زمان علیه السّلام

خبر تشرّف وى به حضور امام دوازدهم عجّل اللّه تعالى فرجه به حدّ تواتر رسيده است و اصل اين تشرّف را هيچ يك از دانشمندان معاصر يا متأخّر از او، انكار نكرده ‌اند.

از باب نمونه میرزا حسین لاهیجی به نقل از شیخ زین العابدین سلماسی می گوید: روزی بحرالعلوم وارد حرم مطهر امام علی علیه السّلام شد و سپس این شعر را زمزمه کرد:

چه خوش است صوت قرآن/ ز تو دل ربا شنیدن

به رخت نظاره کردن/ سخن خدا شنیدن

پس از آن از بحرالعلوم سبب خواندن این شعر را پرسیدم فرمود: چون وارد حرم حضرت علی علیه السّلام شدم، دیدم مولایم حجه بن الحسن (عجّل الله تعالی فرجه) در بالای سر به آواز بلند قرآن تلاوت می کنند، چون صدای آن بزرگوار را شنیدم این شعر را خواندم.

ميرزاى قمى كه خود در ايران مرجعيّت داشت و مانند بحر العلوم از شاگردان برجسته ی وحيد بهبهانى بود، در سفرى به عراق به ديدار سيّد بحر العلوم رفت و پس از خلوت شدن مجلس، ضمن اشاره به مقام معنوى او و تشرّف به ديدار امام عصر عجّل اللّه تعالى فرجه، از وى خواست نكاتى را از آن چه ديده است باز گويد. بحر العلوم خواسته ی او را فقط به طور سر بسته اجابت كرد و رشته ی سخن را تغيير داد. از اين جهت بحر العلوم را هم‌ رديف سيّد بن طاوس دانسته اند. با اين همه وقتى كه از او درباره ی امكان ملاقات با حضرت حجّت عجّل اللّه تعالى فرجه در دوران غيبت سؤال شد، پاسخ داد كه در احاديث شيعه رواياتى مبنى بر تكذيب مدّعيان رؤيت وارد شده است.

تأليفات

بحر العلوم به رغم دانش فراوان، چندان توفيق تأليف نيافت. سبب عمده ی اين امر را احتياط و دقّت بيش از حدّ او در نوشتن ذكر كرده‌ اند. آثار چندى از او بر جاى مانده كه برخى از آن ها عبارت ‌اند از: 1- المصابيح، در عبادات و معاملات، كه از زمان تأليف تاكنون مورد توجّه فقها بوده است. 2- الدرّة النجفيّة، كه در آن دو باب طهارت و صلاة در بيش از 2000 بيت به نظم در آمده و بر آن شرح هاى فراوان نوشته شده است. 3- مشكاة الهداية، 4- الفوائد الرجاليّة، 5- تحفة الكرام في تاريخ مكّة و البيت الحرام، 6- ديوان شعر، كه افزون بر 1000 بيت و بيشتر در مدح و رثاى اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است.

بحر العلوم به عربى شعر مى ‌سرود و از جمله ی آثار او منظومه ‌اى است در رثاى امام حسين عليه السّلام، كه به اقتضاى دوازده بند محتشم سروده است. علاوه بر اين، عالمان دينى را نيز به آگاهى از فنون ادب تشويق مى ‌كرد و شاعران مذهبى را محترم مى ‌شمرد. تقدير و تكريم او از شيخ كاظم ازرى، مرثيه سراى برجسته ی عراقى، معروف است.

علاوه بر اين كتاب ‌ها، بحر العلوم بيش از هفده رساله درباره ی موضوعات مختلف فقهى و اصولى تأليف كرده است. رساله‌ اى نيز درباره ی سير و سلوك به او نسبت داده شده است كه عدّه‌ اى، به لحاظ عدم انطباق برخى مطالب آن با موازين و آراى شيعى، چنين نسبتى را منكرند.

وفات‌

سیّد بحرالعلوم که به علّت بیماری مدّتی توان تدریس نداشت و در منزل به مطالعه و تألیف مشغول بود، سرانجام در روز 24 ذیحجه (یا رجب) در سال 1212 قمری، در 57 سالگى درگذشت و پیکر مطهّر او پس از تشییع با شکوه و اقامه ی نماز، نزديك آرامگاه شيخ طوسى در نجف اشرف به خاك سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

پی نوشت:

برگرفته از کتاب های: أعيان ‏الشيعة ج‏10 ص158/ گلشن ابرار ج1 ص493و500/ فقهای نامدار شیعه ص195 تا 202/ کتابشناسی نرم افزار جامع فقه اهل البیت2 (مؤسّسه ی نور).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: