کد مطلب: ۱۶۷۹
تعداد بازدید: ۴۲۴۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۶ - ۰۲:۳۵
زنان برجسته اسلام| ۱۳
فضّه در مقام بلندی از ایمان و تقوی قرار داشته، زهد و پرهیزگاری او داستان کم نظیری دارد. عشق و ارادت او به خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و به خصوص حضرت فاطمه سلام الله علیها ماجرایی است که کمتر می‌توان آن را توصیف نمود.

زنان برجسته اسلام/ فضّه‌ی نوبیه، کنیز حضرت زهرا(س) /۱

فضّه که بود

فضّه خواهر قنبر غلام امیر المؤمنین علیه السّلام بود. او در دامنه ی رشته کوه های سرخ و برافراشته ی «نوبه» در شرق آفریقا به دنیا آمد. این رشته کوه ها در جنوب مصر، مناطق وسیعی را شامل می شود و گرداگردش را شهرهای مختلفی احاطه کرده اند. کوه معروف نوبه نیز با قامتی راست و سینه ای سرخ در جزیره ی حواب واقع شده است. او با استعدادهای شگرفی که از خود نشان می داد، از نسب و اصالت ویژه اش حکایت می کرد. از این روی ابن حجر او را دختر یکی از ملوک هند یا حبشه دانسته است. 

نخستین بار در دوران اوّلیه بعد از هجرت رسول خدا به مدینه، از این بانوی پرهیزکار در کتب تاریخ نام برده شده است. به نظر می رسد، تا آن تاریخ جنگی بین مسلمانان و سایر کشورها رخ نداده بود. از طرفی در همین دوره کنیزهای دیگری از منطقه ی نوبه در مدینه به خدمت اشتغال داشتند، از جمله کنیز عایشه و حاطب و... که هر کدام اهل نوبه بودند. بنابر این شاید بتوان گفت این گروه از کنیزها از نوبه و سرزمین های اطراف، توسط تاجران برده جمع آوری و به مناطق داخلی عربستان آورده شده بودند و در جنگ های داخلی مسلمین و مشرکین به اسارت مسلمانان درآمدند. 

امیر المؤمنین علی علیه السّلام و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها که کارهای خانه را سنگین و فراوان می دیدند، برای گرفتن خدمتگزاری به حضور رسول خدا صلّی الله علیه و آله شرفیاب شدند، امّا آن حضرت برای تقویت جسم و جان فاطمه علیها السّلام تسبیحاتی را به پاره تن و دختر عزیزتر از جانشان آموختند که به تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها شهرت دارد.

طولی نکشید که آیه ای از قرآن نازل شد و این روحیه ی پیامبر صلّی الله علیه و آله را موجب رضایت پروردگار عالم و پاداش بزرگ الهی اعلام کرد، ولی در عین حال جلب رضایت و مساعدت فاطمه سلام الله علیها را نیز مجاز و سبب خوشنودی خداوند دانست، آن گاه آن طور که ابن حجر عسقلانی هم نوشته است، رسول خدا صلّی الله علیه و آله فضّه را به استخدام و خدمتگزاری فاطمه علیها السّلام مأمور کردند.

فضّه در مقام بلندی از ایمان و تقوی قرار داشته، زهد و پرهیزگاری او داستان کم نظیری دارد. عشق و ارادت او به خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و به خصوص حضرت فاطمه سلام الله علیها ماجرایی است که کمتر می توان آن را توصیف نمود. او در نطق و خطابه قهرمانی زبردست، و در جهت مساعدت و کمک به فاطمه زهرا علیها السّلام بانوئی کم نظیر بود. در مقام عبادت و ارتباط با خداوند، سراسر زندگی او از خلوص و معنویّت موج می زد. بسیاری از علما و مورّخین نام این بانو را در زمره ی خادمین حضرت صدّیقه ی طاهره فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و از جمله ی کسانی که از آن بزرگوار نقل حدیث نموده اند ذکر کرده اند.

استمداد از دعای رسول خدا صلّی الله علیه و آله

علی علیه السّلام می فرماید: ... این زن (فضّه) در خدمتگزاری فاطمه سلام الله علیها نهایت سعی و کوشش خود را به کار می گرفت، رسول خدا صلّی الله علیه و آله نیز دعایی را به او آموخته بودند، که پیوسته از آن دعا استمداد می جست، یک روز فاطمه علیها السّلام به او فرمود: آیا خمیر کردن را به عهده می گیری یا نان پختن را انجام می دهی؟ فضه گفت: ای بانوی من! من خمیر کردن را انجام می دهم و برای نان پختن هیزم نیز تهیه می کنم، سپس برای تهیه ی هیزم از خانه بیرون رفت و در بیابان دسته ی بزرگ هیزمی را تهیه کرد که از آوردن آن به خانه ناتوان ماند، آن گاه دعایی را که پیامبر به او آموخته بودند، بدین ترتیب زمزمه کرد:

«يا واحدُ ليسَ كَمِثلِهِ أحدٌ، تَميتُ‏ كُلُّ‏ أحدٍ وَ تَفني‏ كُلُّ‏ أحدٍ، وَ أنتَ عَلَى عرشِكَ واحدٌ، وَ لا تَأخُذُهُ سنةٌ وَ لا نَومٌ/ (یعنی:) ای یگانه! هیچ احدی مانند تو نیست، همه می میرند از بین می روند در حالی که تو بر عرش خود یگانه ای و هیچ دگرگونی و چُرت و خوابی تو را فرا نمی گیرد». وقتی فضّه این دعا را خواند، ناگاه مرد عربی ظاهر شد، که گویی فضّه او را صدا زده، و او هم زمزمه ها را شنیده بود. آن گاه او بار هیزم را به دوش گرفت و تا جلوی درب خانه ی فاطمه سلام الله علیها آن را حمل کرد و به زمین گذاشت.

همراهی در روزه نذر و صدقه ی اهل بیت علیهم السّلام

روایت شده است: روزی حسن و حسین علیهما السّلام بیمار شدند، پیامبر صلّی الله علیه و آله جدّ آن ها و گروهی دیگر از افراد، از آنان عیادت کردند و به علی علیه السّلام گفتند: چرا برای بهبودی فرزندان خویش نذری نکرده ای؟ حضرت فرمودند: اگر فرزندان من از این بیماری بهبودی یابند، به پاس شفا یافتن آن ها، برای خداوند متعال به مدّت سه روز روزه خواهم گرفت. سپس فاطمه سلام الله علیها مادر کودکان و فضّه نوبیه خدمتگزار فاطمه علیها السّلام هم این نذر را به عهده گرفتند.

کودکان شفا یافتند، امّا هیچ گونه مواد خوراکیِ کم یا زیاد نزد ایشان یافت نمی شد تا با آن افطار کنند، ناچار علی علیه السّلام پیش شمعون خیبری رفته و سه صاع، یعنی حدود سه مَن جو از او قرض گرفتند و به خانه آوردند. فاطمه علیها السّلام (و یا طبق برخی روایات فضّه) یک مَن آن را آرد کرده و با آن نان تهیه نمودند. علی علیه السّلام درمسجد نماز خود را به جماعت با رسول خدا خوانده و به خانه آمدند. برای افطار غذا را روی سفره گذاشتند و دور آن نشستند، که ناگهان مسکینی از بیرون در فریاد برآورد: سلام بر شما ای اهل بیت محمّد صلّی الله علیه و آله! من تهیدستی از تهیدستان مسلمان هستم. به من غذا بدهید، خدا نیز از غذاهای بهشتی خود به شما بدهد. وقتی علی علیه السّلام این درخواست را شنیدند، دستور دادند ایشان نان خود را به آن تهیدست بدهند، و ناچار همگان، با آب افطار کردند.

روز دوّم هم فاطمه سلام الله علیها (یا فضّه) به همان ترتیب قسمت دیگر جوها را آسیاب کرد و با آرد آن مقداری نان تهیه نمود، و با علی علیه السّلام بعد از نماز بر سر سفره ی افطار نشستند که ناگاه، کودک یتیمی از پشت در ناله زد: سلام بر شما ای اهل بیت محمّد صلّی الله علیه و آله! یتیمی از کودکان مهاجرین که پدر خود را در میدان جنگ از دست داده، اکنون بیرون در خانه ی شماست و در حال گرسنگی به سر می برد، او را غذا بدهید.آن روز هم اهل بیت علیهم السّلام که فضه نیز در جمع آنان حضور داشت، غذای خود را به کودک یتیم دادند، و خود برای دوّمین روز با آب افطار کردند، و روز سوّم را هم، همه روزه شدند.

روز سوّم نیز فاطمه سلام الله علیها (یا فضّه) یک مَن جوی باقیمانده را آسیاب کرد و با آرد آن مقداری نان تهیه نمود تا با آن روزه ی سوّم خود را افطار کنند، امّا همین که علی علیه السّلام نماز جماعت خود را با رسول خدا صلّی الله علیه و آله در مسجد به جای آوردند و در خانه کنار سفره به انتظار افطار نشستند، شخصی که تازه از اسارت آزاد شده بود و جز خانه ی اهل بیت علیهم السّلام جای دیگری را برای مساعدت سراغ نداشت، جلوی درب خانه ایستاد و فریاد برداشت که: سلام بر شما ای اهل بیت نبوت! ما را اسیر می کنید و به بند می آورید و به ما غذا نمی دهید!؟ به من غذا بدهید، که من اسیرم.

آنان غذای خود را به او دادند و خود سه شبانه روز را بدون این که جز آب قوت دیگری داشته باشند سپری کردند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله وضع آنان را از نظر گرسنگی و بی حالی مشاهده کردند و دیدند که حسنین علیهما السّلام مانند جوجه پرنده ای ضعیف شده و از شدّت گرسنگی می لرزند و فاطمه علیها السّلام رنگ به چهره ندارد و شکم مبارکش از شدّت گرسنگی به کمر چسبیده است، در این رابطه خداوند متعال آیات سوره ی انسان را نازل فرمود:

 «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً * عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً * يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً * وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً * إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً/ به يقين ابرار (و نيكان) از جامى مى ‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است، * از چشمه ‏اى كه بندگان خاص خدا از آن مى ‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى ‏سازند! * آن ها به نذر خود وفا مى ‏كنند، و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است مى ‏ترسند، * و غذاى (خود) را با اين كه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مى ‏دهند! * (و مى‏گويند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‏ كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى ‏خواهيم! * ما از پروردگارمان خائفيم در آن روزى كه عبوس و سخت است».

یکی از افتخارات فضّه همین جریان روزه ی نذر برای سلامتی حسنین علیهما السّلام و صدقه دادنِ افطار هر سه روز است، که او را در این فضیلت بزرگ با حضرات معصومین علیهم السّلام همراه نمود و او را به عنوان یکی از مصادیق آیات شریفه و در زمره ی ابرار قرار داد. آن چه ذیل آیات سوره انسان نقل گردید مورد قبول عموم مفسّرین و مورّخین اسلامی است و شیعه و سنّی آن را در کتب معتبر خود ذکر کرده اند.

شریک بودن فضه در مصائب اهل بیت علیهم السّلام ودفاع از حقّ

معنی متابعت این است که بنده نسبت به مولای خودش مقام تسلیم و رضا را داشته باشد.

غلامی را آقای او خرید و از او پرسید چه می ‌خواهی؟ گفت: هر چه تو بخواهی. پرسید: چه می ‌خوری؟ گفت: هر چه بخورانی. پرسید: کجا می‌ خوابی؟ گفت: هر کجا بخوابانی. پرسید: چه می ‌پوشی؟ گفت: هر چه بپوشانی. یعنی در جنب رضای مولای خود، رأی و اراده ای ندارم. فضّه‌ نیز چنین حالی داشت. هنگامی که اهل بیت علیهم السّلام گرسنه بودند، گرسنه بود. هنگامی که ایشان تشنه بودند، تشنه بود. نمی ‌خوابید هنگامی که ایشان نمی ‌خوابیدند. روزه می‌ گرفت هنگامی که ایشان روزه می ‌گرفتند. چون افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین می ‌دادند او هم می ‌داد.

خلاصه آن که در شدّت و رخا و محنت و ابتلا، سهیم و شریک ایشان بود و در تمام نوائب و مصائب با فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها همراه بود و در حفظ و حراست از آن بزرگوار همّتی مردانه داشت. فضّه بعد از رحلت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله به گروه اقلیّتی از زنان پیوست که با مظلومیت تمام از افشای حقیقت اباء نکردند و در صف طرفداران امیرمومنان علیه السّلام و فاطمه ی زهرا سلام الله علیها قرار گرفتند.

چه قدر در منع از آتش زدن خانه ی اهل بیت به دست نااهلان و بدعت گزاران و حراست از بیت وحی، سعی و کوشش بی اندازه کرد، چنان که خود عمر بن خطاب به معاویة بن ابی ‌سفیان خبر می ‌دهد: که چون به در خانه ی علی آمدم، اوّل کنیزشان فضّه بیرون آمد و با من سخن به احتجاج آغاز کرد، پس در را به پهلوی فاطمه زدم، چنان ناله کرد که من گمان کردم مدینه زیر و زبر شده. پس فضّه‌ ی خادمه را صدا زد و گفت: یا فضةُ فَخُذینی فَقَد وَ اللهِ قُتِلَ ما فِی اَحشائی مِنَ الحَملِ ... . او به قدری در خانه ی فاطمه علیها السّلام محرم اسرار شد که در زمره ی معدود افرادی قرار گرفت که به هنگام تجهیز و تشییع مخفیانه ی بدن مطهّر حضرت زهرا سلام الله علیها حضور داشتند.

همراهی حضرت سید الشّهدا و زینب کبری علیهما السّلام در کربلا

او بعد از صدیقه ‌ی کبری سلام الله علیها در خدمت ‌گذاری علیا مکرّمه زینب سلام الله علیها، از هیچ تلاشی فرو گذار نمی نماید و به همراهی آن صدیقه‌ی صغری زینب کبری، به زمین کربلا آمده و در تمام محنت های اهل بیت علیهم السّلام شریک و سهیم بود. برخی نقل می کنند در واقعه کربلا و پس از شهادت امام علیه السّلام، فضّه با خبر شد که دشمن قصد دارد با اسب بر بدن عزیز زهرا سلام الله علیها بتازد، بدین جهت با اجازه از زینب کبری سلام الله علیها به دنبال شیری در همان اطراف رفت و از او خواست تا با حضور بر بالین حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام، از تاختن بر بدن مبارکش مانع شود.

ادامه ی این مقاله را به همراه ذکر منابع آن، در شماره ی بعدی دنبال کنید.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مسلم زکی زاده

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۶ - ۱۳۹۹/۱۱/۱۵
0
0
حضرت‌علی‌درمورداوچه‌سخنی‌دارد
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: