کد مطلب: ۱۸۳۲
تعداد بازدید: ۲۳۸۳
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۷
در ادامه ی دعای مکارم الاخلاق حضرت سجّاد علیه السّلام می فرمایند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي». خدایا! به لطفت نیّتم را کامل و فراوان بگردان و به سبب آن چه نزد توست یقینم را تصحیح کن.
نیّت کامل و فراوان
پیش از این درباره ی نیّت و مراتب و اَشکال مختلف آن صحبت کردیم. حال ملاحظه می کنیم امام سجّاد علیه السّلام بار دیگر موضوع نیّت را در مناجات خود به درگاه خداوند تکرار نموده و از پروردگار متعال در این باره مسألت می کنند. امام علیه السّلام در حالی که هنوز چند جمله ای بیش از تقاضای أحسن النیّات فاصله نگرفته اند، بار دیگر با خداوند تبارک و تعالی این گونه مناجات می کنند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي». خدایا! به لطفت نیّتم را کامل و فراوان بگردان.
کلمه ی «وَفِّرْ» در لغت از ماده ی «وَفَرَ یَفِرُ» می باشد که به معنای کامل و تمام شدن، و یا زیاد شدن و فراوانی است.[1] در قرآن کریم نیز از این ماده در یک جا استفاده شده است. در سوره ی إسراء آیه ی 63 می فرماید: «قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً». (خداوند به ابلیس) فرمود: «برو! هر كس از آنان (انسان ها) از تو تبعيت كند، جهنّم كيفر شماست، كيفرى است فراوان.[2] در دعای جامع امام باقر علیه السّلام که اباحمزه ثمالی آن را نقل نموده نیز آمده است: «وَ اجْعَلْنِي مِنْ‏ أَوْفَرِ عِبَادِكَ‏ نَصِيباً». و مرا از بندگانی قرار ده که بیشترین نصیب و بهره را دارند.[3] در مجمع البحرین نیز ذیل این دعای شریف، کلمه ی «أَوْفَر» به «أکثر» معنا شده است یعنی: وَ اجْعَلْنِي مِنْ‏ أَکْثَرِ عِبَادِكَ‏ نَصِيباً.[4]
با این حساب می توان بین این عبارت امام زین العابدین علیه السّلام و عبارت قبلی که فرمودند: «وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ» تفاوتی پیدا کرد. در عبارت پیشین، امام علیه السّلام از خدای متعال بهترین شکل نیّت را تقاضا می کنند که همان أحسن النیّات یا نیّت صادقه است. پس نوع نیّت قبلاً از خداوند تقاضا شده و حالا نوبت آن رسیده تا امام علیه السّلام از معبود خود تقاضای جدیدی کنند و این خواسته، فراوانی نیّت و حضور آن در تمام اعمال و لحظات زندگی به طور تامّ و کامل است. یعنی خداوندا! به لطفت کاری کن تا أحسن النیّات را در تمام امور خود جاری کنم.
به عبارت دیگر این طور نباشد که در طول زندگی دنیوی خود تنها برای چند باری توفیق نیّت صادقه را داشته باشم، بلکه توفیق آن را در تمام اعمال و رفتار روزانه ام، شامل حالم کن. این یعنی در قیامت و روز حساب که پرونده ی اعمال و نیّت ها گشوده می شود، نامه ی عمل ما پُر باشد از نیّات صادقه و اعمالی که بر مبنای أحسن النیّات انجام شده است.
بعضی از شارحین صحیفه ی سجّادیّه این فقره از دعای امام سجّاد علیه السّلام را به معنای خالص بودن نیّت برای خدا گرفته اند.[5] یعنی خدایا به لطفت نیّتم را خالص و کامل بگردان به گونه ای که غیر تو را در آن راهی نباشد. امّا این تفسیر از دعای امام علیه السّلام تکرار همان جمله ی «وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ» است که قبلاً فرمودند. به نظر می رسد توضیحی که از دعای امام علیه السّلام بیان کردیم بهتر از این تفسیر باشد تا معنای جدید و بیشتری از کلام امام علیه السّلام به دست آید.
 
استمداد از لطف الهی
نکته ای که در عبارت دعا جلب توجّه می کند، این است که امام سجّاد علیه السّلام در تقاضای کمال و وفور نیّت، دست به دامن لطف پروردگار شده و می فرمایند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي/ خدایا! به لطفت نیّتم را کامل و فراوان بگردان». استمداد از لطف خدای متعال برای درخواست وفور نیّت چه دلیلی دارد؟
یکی از صفات پروردگار «لطیف» است[6] و در چند جای مختلف از قرآن، خدای متعال خود را به این صفت توصیف نموده است. به عنوان نمونه در سوره شوری می فرماید: «اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ». خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهى) دارد هر كس را بخواهد روزى مى‏ دهد و او قوىّ و شكست‏ ناپذير است.[7]
امّا در باره ی این که لطیف به چه معنائی است علمای علم کلام، مفسّرین و اهل لغت بحث فراوانی کرده اند که بیان آن از طاقت این نوشتار خارج است. به همین دلیل نظری اجمالی در باره ی معنای این صفت پروردگار خواهیم داشت. در علم کلام معنای مشهوری برای لطف الهی بیان شده که از آن تعبیر به قانون لطف هم می شود و آن از این قرار است: «اللُّطفُ ما یُقَرِّبُ العبدَ إلَی الطّاعَةِ وَ یَبعُدُهُ عَنِ المَعصِیَةِ». لطف هر آن چیزی است که بنده را به سمت طاعت نزدیک ساخته و او را از معصیت و نافرمانی دور می سازد.[8] پس خداوند لطیف است یعنی اسباب نزدیکی بندگان به سوی اطاعت و دوریشان از معصیت را فراهم نموده است و خود به وسیله ی انبیاء و اولیاء و کتب آسمانی، آیات و نشانه های فراوان و دستگیری ها و امدادهای غیبی خویش ایشان را هدایت می کند.
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان در باره ی معنای این صفت می نویسد: «ازهرى گويد: لطيف از نام هاى خدا است كه معناى آن رفيق و مهربان نسبت به بندگان است. و ديگرى گفته: لطيف آن كسى است كه خواسته ی انسان را از روى مهربانى به وى برساند، و قول ديگر آن است كه لطيف: يعنى دانا و عالم به جزئيات و ريزه كارى هاى امور».[9] در قاموس قرآن نیز چنین آمده: «لطيف: از اسماء حُسنى است و آن بنا بر آن كه گفته شد به معنى مدارا كننده است‏».[10]
باز می گردیم به دعای شریف امام زین العابدین علیه السّلام که فرمودند: «اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ نِيَّتِي/ خدایا! به لطفت نیّتم را کامل و فراوان بگردان». آری بندگان خدا وقتی از او تقاضای نیّت خالص و صادق در تمامی امور خود می کنند، باید به لطف او متوسّل شوند چراکه انسان به حکم مخلوق بودن و فقر ذاتی اش، در درگاه معبودی که خالق او و غنیّ بالذّات است، به خودی خود سزاوار آن نیست که مشمول این نعمت پروردگار شود -مخصوصاً در غیر معصومین که خود را با انواع گناه آلوده ساخته اند- مگر آن که پروردگار متعال با حکمت بالغه و علمی که نسبت به تأثیر بسزای نیّت خالص در عمل و سعادت انسان دارد، از سر مهربانی و مدارا با بنده ی کوچک و خاطی خود، دعای او را مستجاب نموده و او را بدین مقام بس والا برساند.
باز هم از این دعای امام علیه السّلام مانند گذشته، می توان به اهمّیّت نیّت خالص و استمرار آن در کارها و امورات زندگی پی برد.
 
تصحیح یقین
در دعای شریف مکارم الاخلاق، امام سجّاد علیه السّلام پس از صلوات بر محمّد و آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) و درخواست «أکمل الایمان» از درگاه ربوبی، سوّمین چیزی که از خداوند متعال تمنّا نمودند «أفضل الیقین» بود و ذیل این دعای امام علیه السّلام به طور مفصّل در باره ی یقین و مراتب آن به بحث و سخن پرداختیم. اکنون باز ملاحظه می کنیم که حضرت با وجود آن که چند جمله ای کوتاه بیشتر از این دعا نگذشته است، سمت و سوی مناجات خود را حول محور یقین قرار می دهند، امّا این بار خواسته ی ایشان با تقاضای قبلی کمی متفاوت است و در واقع مکمّل آن محسوب می شود.
امام زین العابدین علیه السّلام در ادامه ی دعای خود عرضه می دارند: «وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَكَ يَقِينِي». و به سبب آن چه نزد توست یقینم را تصحیح کن.
 
مراد از تصحیح یقین
درباره ی این که منظور امام علیه السّلام از تصحیح یقین که از خدای متعال تقاضا می نمایند چیست، مرحوم سیّد علی خان کبیر در شرح دعای مکارم الاخلاق در کتاب «ریاض السّالکین» مراد امام علیه السّلام را این گونه تفسیر می کند:
«أي: اِجعَل يقيني صحيحاً ثابتاً مستقرّاً لا يعتريه شكٌ». یعنی: یقین مرا صحیح، ثابت و مستقرّ قرار ده به گونه ای که شکّی در آن راه نداشته باشد.[11] همچنین ملّا صالح مازندرانی در باره ی صحّت یقین (که امام علیه السّلام آن را از خدا تقاضا می نمایند) می نویسد: «ليسَ كُلُّ مَن يدّعى اليقينَ لهُ يقينٌ صحيحٌ صادقٌ مستمرٌّ بَل لِصحَّتِهِ وَ ثبوتِهِ و كونِهِ ملكةً علاماتٌ». ‏این گونه نیست که هر کس که مدّعی یقین باشد، یقینش صحیح و صادق و مستمرّ و با دوام باشد، بلکه برای صحّت و ثبوت و ملکه بودن یقین (صفت راسخ در نفس که تحت هر شرایطی دوام و استمرار دارد) نشانه هایی است.[12]
البته درباره ی نشانه های یقین بعداً صحبت خواهیم کرد امّا آن چه از دقّت در دعای امام و توجّه در جملات مذکور از علماء به دست می آید آن است که شاید بنا به دلایلی برای برخی از مردم اتّفاق بیفتد که خود را صاحب یقین بدانند، آیا به صرف گمان شخص، او صاحب یقین است؟ حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السّلام در ادامه ی دعای خود به ما می آموزند که از خدا بخواهیم به ما یقین صحیح و صادق، آن جور که خود می پسندد، به دور از هر گونه خطا و انحراف و یا توهّم عنایت کند، یقینی که هیچ گونه شکّی را بدان راه نباشد و در سرد و گرم روزگار و ابتلائات و آزمایش های گوناگون رنگ نبازد، چراکه اهمّیّت صحّت یقین تا بدان جاست که مولایمان امیر المؤمنین علیه السّلام در باره ی آن فرموده اند: «رَأْسُ الدِّينِ صِحَّةُ الْيَقِينِ». ‏سرآمد دین صحّت یقین است.[13]
آری ما از اماممان می آموزیم که از خدای متعال در مرحله ی اوّل برترین یقین ها را تمنّا کنیم و پس از آن از او بخواهیم که یقینی را که خود عنایت کرده، از آفت انحراف و توهّم و شکّ به دور داشته و آن را برای همیشه در صندوق دلمان محفوظ بدارد.
 
دو معنا در عبارت امام علیه السّلام
از نظر ادبیات عرب هر جار و مجروری (و به عبارت بهتر هر ظرفی) متعلَّقی می خواهد که به واسطه ی آن معنا می شود. در این عبارت امام علیه السّلام، در باره ی متعلَّقِ ظرف و یا جار و مجرور «بما عندک» دو احتمال وجود دارد: 1-متعلَّق آن فعل «صَحِّح» باشد که قبل از آن قرار گرفته است. در این صورت از نظر ادبی باء در جمله به معنای سببیّت است و معنی جمله از این قرار خواهد بود: «(خدایا!) تصحیح کن به سبب آن چه نزد توست یقینم را». در این صورت برای یقین صحیح، باز هم دست به دامن صفات لایتناهی پروردگار می شویم، صفاتی همچون: لطف، قدرت، رحمت و عنایت پروردگار.
2-متعلَّق آن کلمه ی «یقین» است که بعد از آن قرار گرفته. در این صورت باء در جمله به معنی الصاق (یا صله) است و معنی جمله چنین خواهد بود: «(خدایا!) یقینم به آن چه نزد توست را تصحیح کن». در ریاض السّالکین آمده است: «صحّح يقيني بما عندك من النفع و الضرّ، حتّى لا أرجو و لا أخشى غيرك للدنيا و الآخرة». یقینم را به آن چه نزد توست از نفع و ضرر تصحیح کن تا جائی که امید و ترسی برای دنیا و آخرت از غیر تو نداشته باشم. [14]
معنای دوّم با روایتی از امام صادق علیه السّلام تأیید می شود که ان شاء الله بعد از این خواهد آمد.
 
خودآزمایی:
1-استمداد از لطف خدای متعال برای درخواست وفور نیت چه دلیلی دارد؟
2-منظور از تصحیح نیت چیت؟
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] لسان العرب ج 5 ص 287/ کتاب العین ج 8 ص 280/ مفردات الفاظ القرآن ص 877/ مجمع البحرین ج 3 ص 512.

[2] سوره إسراء/ آیه 63 (ترجمه مکارم).

[3] تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان) ج ‏3 ص 78.

[4] مجمع البحرین ج 3 ص 512.

[5] ریاض السّالکین فی شرح صحیفة سیّد السّاجدین ج 3 ص 289.

[6] در اصطلاح علم کلام «لطیف» از صفات فعل پروردگار است و صفت فعل صفتی است که در مقایسه با مخلوقات برای ما قابل درک است مثل صفت خالقیّت و رازقیّت که با در نظر داشتن مخلوقات خداوند برای ما قابل تصوّر می باشد.

[7] سوره شوری/ آیه 19 (ترجمه مکارم).

[8] ریاض السّالکین فی شرح صحیفة سیّد السّاجدین ج 3 ص 290/ عقاید استدلالی (علی ربانی گلپایگانی) ج 1 ص 266.

[9] ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن ج ‏12 ص 301.

[10] قاموس قرآن ج ‏6 ص 190.   

[11] رياض السّالكين في شرح صحيفة سيّد السّاجدين ج ‏3 ص 290.

[12] شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني) ج ‏8 ص 180.

[13] كنز الفوائد ج ‏1 ص 279.

[14] ریاض السّالکین فی شرح صحیفة سیّد السّاجدین ج 3 ص 291.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: