کد مطلب: ۲۰۶۵
تعداد بازدید: ۹۷۲
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۱
سبب اصلی غفلت از خداوند متعال، پیروی از شیطان و هوای نفس است. همان طور که خداوند کریم دو نوع راهنما برای بشر قرار داده است، در مقابل راهنمایان الهی، دو نوع شیطان و عامل بازدارنده نیز برای هر انسانی وجود دارد.
اسباب غفلت
سبب اصلی غفلت از خداوند متعال، پیروی از شیطان و هوای نفس است. همان طور که خداوند کریم دو نوع راهنما برای بشر قرار داده است، در مقابل راهنمایان الهی، دو نوع شیطان و عامل بازدارنده نیز برای هر انسانی وجود دارد. این دو گروه باعث می شوند تا انسان در بوته ی آزمایش قرار گرفته و میدان جهادی به وجود آید تا سره از ناسره و سالم و خراب از هم جدا شوند. عامل درونی هدایت، فطرت خداجو و پاکی است که انسان را دعوت به رشد و هدایت می کند و عامل بیرونی هم انبیا و اولیاء الهی و کتب آسمانی هستند. از سوی دیگر عامل درونی گمراهی و ضلالت، نفس امّاره ای است که مرتّب انسان را به خواسته های خود دعوت می کند و اگر این تمایلات او کنترل نشود انسان را به ورطه ی گمراهی و هلاکت می کشاند. امّا عامل خارجی ضلالت، شیاطین انسی و جنّی هستند که دائم در تلاش اند تا انسان های بیشتری را با خود جهنّمی کنند.
بر اساس روایات، در ماه مبارک رمضان دست و پای شیاطین در غل و زنجیر شده و آن ها قادر نیستند بنی آدم را به انحراف بکشند. این حقیقت در آماری که سالانه توسّط نیروی انتظامی ارائه می شود کاملاً مشهود است. طبق آمار، ارتکاب جرائم مختلف در ماه مهمانی خدا، ماه مبارک رمضان کاهش چشم گیری دارد. ولی با این وجود باز هم می بینیم در ماه رمضان نیز ارتکاب گناه و جرم به کلّی تعطیل نمی شود. با وجود این که شیاطین در بند هستند پس چگونه گروهی دست به گناه و جنایت می زنند؟
پاسخ این جاست که صحنه و میدان آزمایشِ دنیا، تعطیل بردار نیست. اگر در ماه رمضان کسی قادر به خطا کردن نبود، دیگر اطاعت و عبادتش ارزش محسوب نشده و و عامل رشد و تعالی او نبود. به همین دلیل خداوند تبارک و تعالی میدان آزمایش بندگان که خود نعمت بزرگی برای ایشان محسوب می شود را باقی نگهداشته است، ولی چون ماه رمضان را ماه مهمانی خود قرار داده، به عنوان یکی از پذیرائی های این ضیافت، شیاطین جنّی را در غل و زنجیر کرده تا بندگانِ محتاج او، بیشتر و بهتر بتوانند عطش جانشان را از زلال چشمه ی فیض الهی سیراب سازند. در این میان شیاطین انسی و هوای نفس به کار خود ادامه می دهند تا بنی آدم همچنان در بوته ی آزمایش قرار گیرد.
پس ملاحظه می کنیم که سه گروه (شیطان جنّی، شیطان اِنسی و هوای نفس) در تلاش اند تا میان بندگان و خداوند تعالی فاصله انداخته و ایشان را به گمراهی و هلاکت بیندازند. تا وقتی انسان به خدای رحمان متوجّه باشد و دست نیاز به آستان او دراز کند، شیاطین راهی برای نفوذ در او و گمراهی اش پیدا نخواهند کرد. پس گام اوّل برای نابودی انسان، غفلت او از خالق و مولای خویش است. بهترین وسیله برای غفلت از خدا و سرسپردن به دستورات شیطان، آلوده شدن به محبّت دنیاست. اگر انسانی گرفتار محبّت دنیا شد، به همان میزان محبّت خدا از دلش خارج می گردد.
مَثَل محبّت خدا و محبّت دنیا، مَثَلِ نور و ظلمت است، چنان که قرآن کریم فرموده: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...». خدا نور آسمان ها و زمین است.[1] نور و ظلمت یک جا با هم جمع نمی شوند. هر قدر که ظلمت باشد از نور خبری نیست. اگر دلی به نور خدا تابان شد، ظلمت را در آن راهی نیست. در روایتی از وجود نورانی امام صادق علیه السّلام آمده است: «الْقَلْبُ‏ حَرَمُ‏ اللَّهِ‏ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ». دل حرم خداوند است پس در حرم خدا غیر خدا را سکونت مده.‏[2] قلب انسان حریم امن پروردگار متعال است و اگر انسان حرمت صاحب خانه را نگاه نداشته و با پیروی از دشمنان خدا باعث نارضایتی حضرت حق گردد، آن وقت صاحب خانه جای خود را به غریبه ها می دهد و در نتیجه نور از قلب انسان رخت بر بسته و جای خود را به ظلمت می دهد.
 
ثمن بخس (بهای کم)
محبّت دنیا ثمن بخسی است که بشر با آن اکسیر حیات را معامله می کند، غافل از آن که «ذلِکَ هُوَ الخُسرانُ المُبینُ». قرآن در مقایسه ی دنیا و آخرت می فرماید: «... أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ». آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده ‏ايد؟! با اين كه متاع زندگى دنيا، در برابر آخرت، جز اندكى نيست.[3] به راستی که معامله ی نعمت های جاودانه ای که از شدّت عظمت و زیبایی، تصوّر آن برای اهل دنیا امکان ندارد، در مقابل دنیای زودگذر و پُر درد سری که تنها نقش کاروانسرا و محلّ عبور را ایفاء می کند، غفلتی بزرگ و عملی نابخردانه است. حضرت امیر علیه السّلام می فرمایند: «الْغَفْلَةُ شِيمَةُ النَّوْكَى». ‏غفلت خصلت احمقان است.[4]
قرآن کریم در باره ی دنیا مَثَل های زیبایی دارد. در یک جا از آن به شکوفه تعبیر می کند و می فرماید: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى». و هرگز چشمان خود را به نعمت هاى مادّى، كه به گروه‏ هايى از آنان داده‏ ايم، ميفكن! اين ها شكوفه ‏هاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است.[5] شکوفه ظاهری زیبا و لطیف دارد به طوری که انسان ها و حتّی حیوانات را دل شیفته ی خود می کند ولی عمر کوتاهی دارد. تا انسان قصد می کند با آن مأنوس شده و به آن دل ببندد، پژمرده می شود و از بین می رود. مَثَل امور دنیوی و دل بستن به آن ها هم این گونه است. بسیاری از مردم دنیا عمر خود را به آن مشغول ساخته و همه چیز را فدای آن می کنند، به امید این که به آسایش و لذّت وصف ناپذیری دست پیدا کنند، امّا غافل از آن هستند که هر لحظه ای که می گذرد به مرگ نزدیک تر می شوند و زمان کوتاه زندگی دنیا رو به افول است. دنیا و محبّت آن انسان ها را از اصل باز می دارد و غافلشان می کند، گویی همه خوابند تا موقع مرگ که به یکباره بیدار می شوند، امّا دیگر سودی ندارد. امیر المؤمنین علی علیه السّلام فرمودند: «النّاسُ نیامٌ إذا ماتُوا انتَبَهُوا». مردم خواب اند، هر گاه مردند بیدار می شوند.[6] باز مولا در جای دیگر می فرمایند: «أَلَا مُسْتَيْقِظٌ مِنْ غَفْلَتِهِ قَبْلَ نَفَادِ مُدَّتِهِ؟». آیا کسی هست که قبل از آن که مدّتش (عمرش) به سر آید‏ از خواب غفلت خویش بیدار شود؟[7]
ای وای که این مزرعه را آب گرفته | دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
در جای دیگر قرآن این گونه دنیا را تشبیه می کند: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مُقْتَدِراً». (اى پيامبر!) زندگى دنيا را براى آنان به آبى تشبيه كن كه از آسمان فرو مى ‏فرستيم و به وسيله ی آن، گياهان زمين (سرسبز مى ‏شود و) در هم فرو مي رود. امّا بعد از مدّتى مى‏ خشكد و بادها آن را به هر سو پراكنده مى ‏كند و خداوند بر همه چيز تواناست.[8]
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای| گفت یا وهم است یا خواب است یا افسانه ای
گفتم احوال عمرم را بگو تا عمر چیست| گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای
گفتم اینان را که می بینی چرا دل بسته اند| گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه ای
 
حقیقت دنیا
علاوه بر تشبیهاتی که قرآن در باره ی دنیا و مظاهر دل فریبش ارائه می کند، به حقیقت آن نیز اشاره نموده و حجّت را بر همگان تمام می کند. می فرماید: «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ». اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى ‏دانستند.[9] همچنین می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ». اى مردم! وعده ی خداوند حقّ است مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد، و مبادا شيطان شما را فريب دهد و به (كرم) خدا مغرور سازد.[10]
بنا بر این دل بستن به دنیا و غفلت از خدای تبارک و تعالی سرانجام شومی دارد که حسرتی جاودانه را به دنبال خواهد داشت. قرآن فرموده است: «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ * أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ». كسانى كه زندگى دنيا و زينت آن را بخواهند، (نتيجه ی) اعمالشان را در همين دنيا به طور كامل به آن ها مى ‏دهيم و چيزى كم و كاست از آن ها نخواهد شد! * (ولى) آن ها در آخرت، جز آتش، (سهمى) نخواهند داشت و آن چه را در دنيا (براى غير خدا) انجام دادند، بر باد مى ‏رود و آن چه را عمل مى ‏كردند، باطل و بى ‏اثر مى ‏شود.[11]
در قرآن کریم آیات فراوانی در مذمّت فریفته شدن و دل بستن به دنیا آمده است. مطالعه و دقّت در این آیات بینش انسان را به دنیا تغییر نموده و اصلاح می کند و حجاب های غفلت و سردرگمی را کنار می زند. متأسّفانه این مختصر گنجایش بررسی تمام این آیات را ندارد ولی مرحوم علّامه ی مجلسی در جلد 70 بحار الانوار (طبع بیروت) از صفحه ی اوّل تا صفحه ی هفتم، این آیات را جمع آوری کرده اند که برای اطّلاع بیشتر از این آیات می توان بدان مراجعه نمود.
 
غافلی که از او غفلت نمی‌شود
بنا به فرموده ی قرآن و آن چه به چشم می بینیم، بیشتر مردم دنیا اهل غفلت اند. ولی باید بدانیم که هیچ یک از ما در هر جای عالم که باشیم مورد غفلت واقع نشده ایم گرچه خودمان غافل باشیم. چند گروه اند که هر روز و هر لحظه ناظر بر ما هستند و لحظه ای از ما غفلت نمی ورزند: خداوند متعال، ائمّه ی اطهار، ملائکه موکّل بر هر انسان، تمام موجوداتی که با ما در ارتباط هستند اعمّ از جماد و غیر جماد حتّی اعضای بدنمان که همگی از شاهدان روز قیامت خواهند بود و در محکمه ی عدل الهی حاضر خواهند شد، و مورد آخر مرگ.
مولا امیر المؤمنین علیه السّلام در دعای کمیل به این حقیقت تصریح نموده و می فرمایند: «أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ ... وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ‏ عَنْهُم‏». (خدایا) در این شب و این ساعت به من ببخش ... تمام گناهانی را که به ملائکه ی کرام الکاتبین دستور دادی ثبت کنند، همان ملائکی که موظّفشان کردی هر آن چه از من صادر می شود را حفظ کنند و آن ها را به همراه اعضا و جوارح من، شاهدان بر اعمال من قرار دادی و خود تو بالاتر از همه ی ایشان مراقب من بودی و هر آن چه که از ایشان مخفی بود را مشاهده کردی.[12]
آری بسیاری از ما یک عمر غافلیم امّا بی خبر از آن که هرگز حتّی به اندازه ی یک چشم بر هم زدن از ما غفلت نشده است. رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «عَجَبٌ‏ لِغَافِلٍ‏ وَ لَيْسَ بِمَغْفُولٍ عَنْهُ وَ عَجَبٌ لِطَالِبِ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُهُ وَ عَجَبٌ لِضَاحِكٍ مِلْ‏ءَ فِيهِ وَ هُوَ لَا يَدْرِي أَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَمْ سَخِطَ لَهُ». در شگفتم از انسان غافل! در حالی که او مورد غفلت واقع نشده است. و در شگفتم از کسی که طالب دنیاست در حالی که مرگ در طلب اوست و در شگفتم از کسی که خندان است در حالی که نمی داند آیا خدا از او راضی است یا خشمگین.‏[13]
امام صادق علیه السّلام فرمودند: «إِنَّ لِلْقَبْرِ كَلَاماً فِي كُلِّ يَوْمٍ يَقُولُ أَنَا بَيْتُ الْغُرْبَةِ أَنَا بَيْتُ‏ الْوَحْشَةِ أَنَا بَيْتُ الدُّودِ أَنَا الْقَبْرُ أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ». همانا برای قبر در هر روز کلامی است، می گوید: من خانه ی غربتم، من خانه ی وحشتم، من خانه ی کرم ها هستم، من قبرم، باغی از باغ های بهشتی و یا گودالی از گودال های آتشم.[14] و در روایت دیگری از مولا امیر المؤمنین علیه السّلام آمده است که قبر در طول روز سه بار این جملات را تکرار می کند.[15]
تا چند بنا ساختن و خانه خریدن | آن خانه که آخر بودت خانه ی گور است
روزی امام کاظم علیه السّلام از کنار قبری عبور می کردند، فرمودند: چیزی (دنیا) که پایانش این است، سزاست که از همان آغاز دل از آن بَرکنند و چیزی (آخرت) که آغازش این است، به جاست که از پایانش بترسند.[16] به خاطر اهمّیّت بحث «غفلت»، ان شاء الله در مقاله ی بعدی نیز بدان خواهیم پرداخت.

خودآزمایی:
1-علت غفلت از خداوند متعال چیست؟
2-منظور از «غافلی که از او غفلت نمی‌شود» چیست؟
 
پی‌نوشت‌ها:

[1] سوره نور/ آیه 35.

[2] جامع الأخبار (للشعيري) ص 185.

[3] سوره توبه/ آیه 38 (ترجمه مکارم).

[4] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 265.

[5] سوره طه/ آیه 131 (ترجمه مکارم).

[6] مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ج ‏8  ص 293.

[7] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 146.

[8] سوره کهف/ آیه 45 (ترجمه مکارم).

[9] سوره عنکبوت/ آیه 64 (ترجمه مکارم).

[10] سوره فاطر/ آیه 5 (ترجمه مکارم).

[11] سوره هود/ آیه 15و16 (ترجمه مکارم).

[12] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج ‏2 ص 849.

[13] الأمالي (للمفيد) ص 75.

[14] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏3 ص 242.

[15] مشکاة الانوار ص 305.

[16] میزان الحکمة ج 9 ص 250 ح 16422.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: