کد مطلب: ۲۱۹۷
تعداد بازدید: ۱۱۰۱
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۳
زنان برجسته اسلام| ۲۴
زينب كبری فرمود: هنگامى كه ابن ملجم بر فرق پدرم ضربت زد و من اثر موت را بر آن حضرت مشاهده نمودم، به آن بزرگوار عرضه داشتم: امّ ايمن براى‏ من چنين و چنان گفت، من دوست دارم گفته‏ هاى امّ ايمن را از شما بشنوم. فرمود: اى دختر من! حديثى كه امّ ايمن براى تو گفته صحيح است.
ادامه‌ی حدیث امّ ایمن که از زبان مقدّس زینب کبری سلام الله علیها برای تسلّای غم امام زین العابدین علیه السّلام و نجات جان مبارکشان نقل گردید، از این قرار است:
 
خبر دادن از کیفیّت تجهیز و دفن بدن های شهدای کربلا
هنگامى كه اين گروه با سعادت متوجّه خوابگاه خويشتن گرديدند، خداى مهربان به دست قدرت خود متصدّى قبض روح آنان خواهد شد. گروهى از ملائكه آسمان هفتم به زمين نزول مى‏ كنند كه ظرف هاى ياقوت و زمرد با خود داشته باشند. آن ظرف ها پر از آب حيات هستند. حلّه ‏هائى از حلّه ‏هاى بهشتى و عطرى از عطرهاى بهشت مى ‏آورند. سپس بدن‏ هاى مقدّس شهيدان كربلا را به وسيله ی آن آب غسل مي دهند و از آن حلّه‏ ها به آن ها مى ‏پوشانند و با آن عطرها حنوط مى كنند و هر صف ملائكه پس از ديگرى بر بدن آنان نماز مي خوانند.
سپس خداى توانا گروهى از امّت تو را كه كفّار آنان را نمى ‏شناسند و راجع به ريختن آن خون ها به زبان و عمل و نيّت شركت نكرده ‏اند مبعوث و مأمور مى‏ كند تا اجساد مقدّس ايشان را به خاك بسپارند و بر سر قبر (مطهّر) سيّد الشهدا (علیه السّلام) كه در آن گودى قرار دارد اقامت مي نمايند. آن قبر يك پناهگاهى است براى اهل حقّ و وسيله ‏اى است براى رستگارى مؤمنين.
 
اجر و ثواب زوّار ابا عبد الله الحسین علیه السّلام
در هر شب و روزى از هر آسمانى تعداد صد هزار ملك در اطراف قبر امام‏ حسين خواهند بود كه بر آن حضرت درود مي فرستند، خدا را نزد قبر آن حضرت تسبيح مي گويند، براى زوارش طلب مغفرت مي نمايند. نام‏ هاى افرادى از امّت تو را كه به خاطر تقرّب جستن به خدا و تو به زيارت او مى ‏آيند و نام‏ هاى پدران و خويشاوندان و شهرهاى ايشان را مي نويسند. به وسيله ی نور عرش خدا يك علامت بدين مضمون در صورت‏ هاى آنان مى‏ گذارند: «هذا زائرُ قبرِ خَيرِ الشُّهداءِ وَ ابنِ خَيرِ الأَنبياءِ»، (يعنى:) اين شخص زائر قبر بهترين شهيدان و پسر بهترين پيامبران است.
وقتى روز قيامت فرا مي رسد، يك نورى از صورت هاى آنان ساطع مى ‏شود كه چشم ‏ها را خيره و مردم را بر آنان راهنمائى مى ‏كند و به واسطه ی آن نور معروف و شناخته مى ‏شوند. يا محمّد! گويا در آن روز تو و من و ميكائيل ايستاده ‏ايم و على در جلوی ما مي باشد و به قدرى از ملائكه پروردگار با ما خواهند بود كه عدد آنان قابل شمارش نیست. ما آن افرادى را كه آن علامت در صورتشان باشد از بين خلائق مى ‏ربائيم، تا خدا ايشان را از هول و سختى ‏هاى آن روز نجات دهد. اين حكم و عطای پروردگار نصيب كسى مى ‏شود كه قبر تو، يا قبر برادرت على، يا قبر دو سبط تو را زيارت كند و منظور او از اين زيارت، غير از خداى سبحان چيزى نباشد.
 
خبر دادن از تلاش ناکام دشمنان برای محو آثار حسینی
به زودى گروهى از آن مردمى كه خدا لعنت و سخط را براى آنان لازم دانسته است فعّاليت مى ‏كنند تا اثر آن قبر را محو نمايند. ولى خداى توانا براى اين عمل راهى براى آنان باز نخواهد كرد. پيغمبر خدا فرمود: اين موضوع است كه مرا گريان و محزون نموده است.
 
تصدیق حدیث امّ ایمن از لسان مبارک امیر المؤمنین علیه السّلام
زينب كبری فرمود: هنگامى كه ابن ملجم بر فرق پدرم ضربت زد و من اثر موت را بر آن حضرت مشاهده نمودم، به آن بزرگوار عرضه داشتم: امّ ايمن براى‏ من چنين و چنان گفت، من دوست دارم گفته‏ هاى امّ ايمن را از شما بشنوم. فرمود: اى دختر من! حديثى كه امّ ايمن براى تو گفته صحيح است.
گويا من، تو و دختران اهل بيت تو را در اين شهر كوفه اسير و ذليل و خاشع مى ‏بينم. شما مي ترسيد از اين كه مبادا مردم شما را بربايند. صبر كنيد صبر كنيد! به حقّ آن خدائى كه دانه را مي شكافد و بشر را مى‏ آفريند، در آن روز غير از شما و دوستان و شيعيان شما دوستى در روى زمين براى خدا نخواهد بود.
آن موقعى كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين خبر را به ما مي داد مي فرمود: شيطان در آن روز براى خوشحالى كه دارد پرواز مي كند و در تمام زمين جولان مي دهد و به شياطين خود مى‏ گويد: اى گروه شياطين! ما مطلوب خود را از فرزندان آدم دريافت نموديم و هلاكت آنان را به نهايت رسانديم. ما ایشان را وارثان جهنّم قرار دادیم مگر آن افرادى كه به اين گروه يعنى آل محمّد متوسّل شوند. شما مشغول اين موضوع شويد كه ايشان مشكوك مردم واقع شوند. مردم را بر دشمنى آنان وارد كنيد، مردم را با ايشان و دوستانشان دشمن نمائيد تا پايه ی گمراهى خلق و كفرشان مستحكم شود و احدى از آنان نجات پيدا نكند.
به يقين، ابليس با وجود این که بسیار دروغگوست، این اعتقاد و کلام خود را -که: با دشمنى شما (اهل بیت) عمل صالح نفعى نخواهد داشت و با محبّت و دوستى شما غير از گناهان كبيره ضررى نخواهد داشت- درباره ی آن ها محقّق يافت.
 
تجلّی دوّم: (در مقابل مردم کوفه)
همانطور که پیش تر بیان شد، با اسارت خاندان آل الله و انتقال ایشان از کربلا به کوفه، صدای ناله و شیون اهل کوفه به آسمان بلند شد. در برابر گریه ها و ضجّه های اهل کوفه، زینب کبری علیها السّلام خطبه ی غرّائی ایراد فرمودند که قسمتی از آن را قبلاً متذکّر شدیم. امّا آن چه را در این جا لازم دیدیم تا بار دیگر مورد دقّت مضاعف قرار گیرد، حرکت خارق العاده و کرامت عظیمی از سوی بانوی جهان اسلام حضرت زینب سلام الله علیها است، که ذرّه ای حجاب از مقام بی بدیل او بر می دارد و عقل و دل اهل دقّت و ایمان را با انوار زینبی گرم و نورانی می نماید.
پیش از آن که مجاهد نستوه، اسوه ی ایمان و یقین، بانوی صبر و استقامت حضرت زینب سلام الله علیها لب به سخن گشاید، از هر کوی و برزن شهر تاریک کوفه، صدای گریه و شیون به آسمان بلند بود. زن و مرد و پیر و جوان همچون پدران و مادرانی که داغ فرزندی یگانه جگرشان را سوزانده باشد، از عمق جان فریاد بر می آوردند و قطرات اشکِ دیده و خاکی که بر سر می ریختند، چهره هایشان را گل آلود کرده بود.
از ناله و شیون مردم، کودکان هم به گریه افتاده بودند. شتران، گوسفندان و سایر حیوانات اهلی به حال خود رها شده و صدای پایشان چون پُتکی که بر سرِ زمین کوفه وارد می شد، همهمه ای به پا ساخته بود. زنگوله های احشام چنان صدا می داد که گوئی خبر از آمدن عذاب خدا می داد. خلاصه در کوفه قیامتی به پا شده بود.
حالا زمان آن رسیده تا نائبة الحسین علیه السّلام، تالی تِلو امامت یعنی زینب کبری سلام الله علیها، به این قیامت کوفی پایان داده و ایشان را به عمل ننگین و کارنامه ی سیاهشان آگاه سازد. لذا در اوج همهمه و صدا، زینب سلام الله علیها از قدرت ولایی و روحانی خود بهره جست تا وظیفه ی خویش را به خوبی ادا کند. او تنها با یک اشاره ی خود به سوی مردم که مفهومش سکوت بود، کاری کرد که به یکباره تمام کوفه از صدا افتاد. و سپس با نطقی علوی و حیائی فاطمی به ایراد خطبه ی آتشین خود مشغول شد.
یکی از اصحاب امام زین العابدین علیه السّلام به نام «حِذْيَمِ بن شَريك أَسَدي» می گوید: «‏فَأَوْمَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع إِلَى النَّاسِ بِالسُّكُوتِ». پس دخت علی علیه السّلام زینب کبری سلام الله علیها به مردم اشاره نمود که: ساکت باشید. حذیم می گوید: «لَمْ أَرَ وَ اللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّهَا تَنْطِقُ وَ تُفْرِغُ عَلَى لِسَانِ عَلِيٍّ ع وَ قَدْ أَشَارَتْ إِلَى النَّاسِ بِأَنْ أَنْصِتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ الْأَجْرَاسُ‏». به خدا سوگند هرگز زن پرده نشین و با حیائی، گویاتر و سخن ورتر از او ندیدم، گویی بر زبان امیر المؤمنین علی علیه السّلام سخن می راند. و او (تنها) به مردم اشاره کرد به این که ساکت باشید، بلافاصله نفس ها از شماره افتاد (صدائی از هیچ کس بلند نشد) و حتّی زنگ شتران به صدا در نیامد.
آری حقیقت آن است که اگر زینب سلام الله علیها در کربلا اشاره می نمود، همان گونه که سرزمین کوفه را خاموش کرد، یزیدیان نابکار را از صفحه ی گیتی محو می نمود، امّا او به اسوه و مقتدای خود حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السّلام تأسّی نمود و در مقابل قضای پروردگار سر تسلیم فرو آورد. این هم جلوه ی دیگری از تجلّی های این بانوی یگانه است که عقول بشر را سرگردان خود ساخته و دست توسّل شیعیان را به مقام والای او دراز نموده است.
 
تجلّی سوّم: (مجلس ابن زیاد)
در دارالإماره ی کوفه عبید الله بن زیاد مجلسی ترتیب داد و اذن عمومی داد تا تمام مردم بتوانند در آن مجلس حاضر شوند. قصد او از اقامه ی این مجلس تحقیر شهدا و اسرای کربلا بود.
در ضمن می خواست با عوام فریبی و انتساب قتل و عام شهدای کربلا به خداوند متعال، لکّه ی ننگ این جنایت را از دامن خود پاک نموده و آن را ثمره ی اشتباه و خطای حضرت ابا عبد الله علیه السّلام معرّفی کند. مجلس ابن زیاد برپا شد. سر مقدّس حضرت سیّد الشّهدا علیه السّلام را مقابل ابن زیاد گذاردند و در حضور سران لشکری و کشوری و عامّه ی مردم، خاندان آل الله را در قالب اسیران جنگی با هیبتی که در شأن آن بزرگواران نبود، چون اسرای خارجی وارد مجلس نمودند.
شیخ مفید در ارشاد می نویسد: «وَ أُدْخِلَ عِيَالُ الْحُسَيْنِ ع عَلَى ابْنِ زِيَادٍ فَدَخَلَتْ زَيْنَبُ أُخْتُ الْحُسَيْنِ فِي جُمْلَتِهِمْ مُتَنَكِّرَةً وَ عَلَيْهَا أَرْذَلُ‏ ثِيَابِهَا/ و عیال حسین علیه السّلام را بر ابن زیاد وارد کردند، پس زینب خواهر حسین علیه السّلام به طور ناشناس در میان ایشان داخل شد در حالی که پست ترین لباسش را به تن داشت».  برخی دیگر مانند طریحی در منتخب خود می نویسد: «وَ کانَت تَتَخَفَّی بَینَ النِّساءِ وَ هِیَ تَستُرُ وَجهَها بِکُمِّها لِأَنَّ قِناعَها أُخِذَ مَنها/ و (زینب سلام الله علیها) خود را در میان زنان مخفی می نمود و صورت خود را با آستین می پوشانید، چون مقنعه اش از او گرفته شده بود».
ابن زیاد در تحقیر عترت نبی و تخریب هر چه بیشتر روحیه ی ایشان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. با خود فکر می کرد حالا که شرایط به خوبی فراهم شده است، می تواند در حضور توده ی مردم به مقاصد شوم خود دست پیدا کند، ولی خبر نداشت که این بیشه شیری دارد که نه تنها او را از کفتارهای زشت و حقیری چون ابن زیاد باکی نیست، بلکه با وجود هیبت و آرامش خود، به موقع گلوی ایشان را خواهد گرفت. آری زینب زینت پدر است. شجاعت حیدر کرّار را در رگ و پی دارد و تیغ زبان فصیح و حق گوی علی را در کام.
آن که نامش کرده عالم را مسخّر زینب است| آن که وصفش می‌ رباید هوش از سر زینب است
آن که با ایراد نطقی کاخ استبداد را | کرد ویران بر سر قوم ستمگر زینب است
آن که داغ شش برادر را به دل هموار کرد| تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است
مادرش آموزگار مکتب شرم و حیاست | فارغ التحصیل دانشگاه مادر زینب است
 
پی‌نوشت‌ها
کامل الزّیارات ص261/ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ج‏2 ص304/ زندگانى حضرت امام حسين عليه السّلام ( ترجمه [جلد 45 بحار الأنوار]) ص150و215/ اللهوف على قتلى الطفوف (ترجمه فهرى) ص160و161/ الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ج‏2 ص115/ زینب عقیله بنی هاشم ص79.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: