کد مطلب: ۲۳۸۶
تعداد بازدید: ۸۷۲
تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۸
شرط بهره بردن از دریای نور قرآن و جرعه های زلال آب حیاتش، آن است که معارف عمیق آن را از معلّمان و مفسّران حقیقی قرآن بیاموزیم، همان ها که خداوند متعال ایشان را عِدل قرآن قرار داده و تا قیامت همراه قرآنند و از یکدیگر جدا نمی شوند.
تا کنون ده مورد از اسباب و لوازم غنای نفس بیان شد، در این نوشتار دو مورد مهمّ و اساسی که در میان تمامی این اسباب، حکم محور و اساس را بازی می کنند، مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت.

11-قرآن
«... فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ...». آن چه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد.[1]
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ الْقُرْآنَ فَرَأَى أَنَّ رَجُلًا أُعْطِيَ أَفْضَلَ مِمَّا أُعْطِيَ فَقَدْ صَغَّرَ عَظِيماً وَ عَظَّمَ صَغِيراً». هر كس كه خدا قرآن را به او بخشيده باشد (اهل قرآن و معتقد به قرآن باشد)، و چنان تصوّر كند كه به كسى چيزى بيش از آن چه به وى بخشيده‏ اند عطا شده است، در واقع چيزى با عظمت را كوچك شمرده است و چيزى كوچك را بزرگ دانسته است.[2]
آری به درستی که قرآن گنجینه ای است که با وجود آن، همه چیز هست و بدون آن هیچ نیست. پس چگونه احساس نیاز کند کسی که سر سفره ی قرآن نشسته و از مائده های آسمانی آن نوش جان می کند؟ انسان تحت پرورش قرآن به کمال رسیده و روحش متعالی می شود. اُنس با آیات قرآن چنان در جانش اثر می کند که با وجود قرآن، خود را از زمین و زمان بی نیاز می بیند. مولا علی علیه السّلام در نهج البلاغه می فرمایند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ‏ مِنْ‏ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى». و بدانيد كه پس از (داشتن) قرآن هيچ كس را نيازى نيست، و پيش از (داشتن) قرآن (فهم قرآن و ايمان به قرآن و عمل به پندها و احكام قرآن)، هيچ كس را بى ‏نيازيى نيست.‏[3] امام صادق علیه السّلام در این رابطه می فرمایند: «مَنْ‏ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ فَهُوَ غَنِيٌ‏ وَ لَا فَقْرَ بَعْدَهُ وَ إِلَّا مَا بِهِ غِنًى». ‏ هر كس قرآن را بخواند (در پرتو تلاوت و عمل به آیات آن) بى ‏نياز است، و پس از آن فقرى نيست، و گرنه از بى ‏نيازى بهره ‏اى ندارد.[4]

امّا شرط بهره بردن از دریای نور قرآن و جرعه های زلال آب حیاتش، آن است که معارف عمیق آن را از معلّمان و مفسّران حقیقی قرآن بیاموزیم، همان ها که خداوند متعال ایشان را عِدل قرآن قرار داده و تا قیامت همراه قرآنند و از یکدیگر جدا نمی شوند. قرآن کتاب سعادت است و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین آموزگار آن هستند. قرآن بی ولایت امامان معصوم و راستین، مایه ی هدایت نیست و به همین دلیل رسول خدا صلّی الله علیه و آله این دو اکسیر اعظم را تا قیامت ملازم هم می دانند. چنان چه در حدیث ثقلین فرمودند: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏ أَهْلَ بَيْتِي [مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَبَداً] وَ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»‏. همانا من در میان شما دو چیز گران بها به جا می گذارم: کتاب خدا و عترتم اهل بیتم، تا زمانی که به این دو تمسّک جوئید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا (در قیامت) در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.[5]

سلیمان بن ابراهیم قندوزی از علمای اهل سنّت در کتاب ینابیع المودّه از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت فرمودند: «عليٌّ مَعَ القرآنِ وَ القُرآنُ مَعَ عليٍّ». علی با قرآن است و قرآن با علی.[6] قاضی نور الله شوشتری رحمة الله علیه به نقل از حاکم (از مشاهیر علمای اهل سنّت) در کتاب مسند خود این روایت را به شکل کامل تری از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل کرده است: «أخرج الحاكم في مسنده بسند حسن عن أم سلمة رضي اللّه عنها أن النبي صلى اللّه عليه و سلم قال: علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض». حاکم در مسند خود با سندی حَسَن (نیکو و بدون ضعف) از امّ سلمه نقل کرده است که رسول خدا صلّی الله علیه (و آله) و سلّم فرمودند: علی با قرآن است و قرآن با علی، این دو هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.[7]

امام صادق علیه السّلام در باره ی ارتباط عمیق و ناگسستنی قرآن و عترت می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ وَلَايَتَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ قُطْبَ‏ الْقُرْآنِ‏ وَ قُطْبَ جَمِيعِ الْكُتُبِ عَلَيْهَا يَسْتَدِيرُ مُحْكَمُ الْقُرْآنِ وَ بِهَا يُوهَبُ الْكُتُبُ وَ يَسْتَبِينُ الْإِيمَانُ وَ قَدْ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُقْتَدَى بِالْقُرْآنِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ذَلِكَ حَيْثُ قَالَ فِي آخِرِ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ الثَّقَلَ الْأَكْبَرَ وَ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ فَأَمَّا الْأَكْبَرُ فَكِتَابُ رَبِّي وَ أَمَّا الْأَصْغَرُ فَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي فَاحْفَظُونِي فِيهِمَا فَلَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا». همانا خداوند، ولایت ما اهل بیت را محور و مدار قرآن و محور تمام کتب (آسمانی) قرار داده است، آیات محکم قرآن بر محور آن می چرخد و به سبب آن کتب آسمانی بلند آوازه شده و ایمان آشکار می گردد و به تحقیق رسول خدا صلّی الله علیه و آله امر فرمود تا به قرآن و آل محمّد اقتدا شود و این دستور وقتی بود که در آخر خطبه ای که ایراد نمودند، فرمودند: همانا من در میان شما دو گوهر گران بها به جای می گذارم، یکی ثقل اکبر و دیگری ثقل اصغر، و امّا اکبر کتاب پروردگارم است و امّا اصغر، عترتم اهل بیتم می باشد. پس (حق) مرا در مورد این دو حفظ کنید، در این صورت تا زمانی که به این دو تمسّک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد. [8]

نسیم کوی جانان است قرآن/ شمیم عطر رحمان است قرآن
بود روشنگر راه سعادت/ چو خورشید فروزان است قرآن
12-محبّت و ولایت اهل بیت علیهم السّلام
 
«...ِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ...». بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى ‏كنم جز دوست‏ داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏].[9]
روزی مردی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و از فقر خود شکایت کرد. امام علیه السّلام فرمودند: «لَيْسَ الْأَمْرُ كَمَا ذَكَرْتَ وَ مَا أَعْرِفُكَ فَقِيراً»، چنان نیست که تو می گویی. مرد گفت: ای آقای من! به خدا قسم نان شب ندارم، و مرد قسمتی از فقر خود را برای حضرت بیان کرد و حضرت صادق علیه السّلام پیوسته کلام او را تکذیب می فرمودند، تا این که امام علیه السّلام به او فرمودند: «خَبِّرْنِي لَوْ أُعْطِيتَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا مِائَةَ دِينَارٍ، كُنْتَ تَأْخُذُ». به من بگو اگر صد دینار به تو بدهند تا از ما برائت و بی زاری بجوئی، قبول می کنی؟ مرد گفت: نه. امام علیه السّلام مبلغ را به هزاران دینار رساندند و مرد مرتّب قسم می خورد که این کار را نخواهد کرد. پس حضرت به او فرمودند: «مَنْ مَعَهُ سِلْعَةٌ يُعْطَى بِهَا هَذَا الْمَالَ لَا يَبِيعُهَا هُوَ فَقِيرٌ!»، آیا کسی که به همراه خود متاعی دارد که حاضر نیست با چنین مالی معامله کند، فقیر است؟![10]

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ‏ مَنَّ‏ اللَّهُ‏ عَلَيْهِ‏ بِمَعْرِفَةِ أَهْلِ بَيْتِي وَ وَلَايَتِهِمْ فَقَدْ جَمَعَ اللَّهُ لَهُ الْخَيْرَ كُلَّهُ». هر کس که خدا به واسطه ی شناخت و ولایت اهل بیتم بر او منّت گذارده باشد، به تحقیق که تمام خیر را برای او جمع نموده است.[11] آری ولایت اهل بیت علیهم السّلام تمام خیر است و با داشتن مجموعه ی خیرات، انسان احساس کمبود و نیازی در خود نخواهد داشت، چراکه خداوند متعال به او گنجی داده که برای همیشه او را از دو عالم بی نیاز می کند، و هر که از این نعمت محروم است، فقیر واقعی است و اگر عالم را به او بدهند، هیچ سودی برایش ندارد و همیشه محتاج و نیازمند است. مانند آدم تشنه ای که از نوشیدن آب محروم است، هر چه غیر از آب مثل غذاهای رنگارنگ، میوه های گوناگون، تنقّلات و ...، به او بدهند باز هم تشنه است و سیراب نمی شود.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس که خدا محبّت امامان از اهل بیت من را روزی او کند، به تحقیق که به خیر دنیا و آخرت رسیده است. پس نباید احدی شکّ کند که او قطعاً در بهشت خواهد بود. به درستی که در محبّت اهل بیت من بیست ویژگی وجود دارد، که ده تای از آن در دنیا و ده تای دیگر در آخرت است. امّا ویژگی های دنیوی: «فَالزُّهْدُ وَ الْحِرْصُ عَلَى الْعَمَلِ وَ الْوَرَعُ فِي الدِّينِ وَ الرَّغْبَةُ فِي الْعِبَادَةِ وَ التَّوْبَةُ قَبْلَ الْمَوْتِ وَ النَّشَاطُ فِي قِيَامِ اللَّيْلِ وَ الْيَأْسُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ الْحِفْظُ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ التَّاسِعَةُ بُغْضُ الدُّنْيَا وَ الْعَاشِرَةُ السَّخَاءُ ...». پس زهد است، و حرص بر عمل (به دستورات پروردگار)، و ورع در دین، و رغبت و میل به عبادت، و توبه ی قبل از مرگ، و نشاط در شب زنده داری، و مأیوس بودن از آن چه در دست مردم است (یأس از داشته های مردم و چشم نداشتن به آن ها)، و حفظ امر و نهی الهی، و نهم بغض (و دل نبستن به) دنیا و دهم سخاوت.[12]

چنان چه بیان شد، نفْس محبّت و ولایت اهل بیت و امامان معصوم علیهم السّلام موجب غنای نفس است، امّا بنا بر روایت اخیر از وجود نورانی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ملاحظه می کنیم که علاوه بر آن، این محبّت دارای ویژگی هایی همچون زهد و بغض دنیا که عبارت اُخری زهد است و به زودی بیان خواهد شد که این دو از اسباب غنای نفس به شمار می آید، و مورد دیگر از ویژگی های مذکور یأس از داشته های مردم است که پیش از این جزء موارد اسباب و لوازم غنای نفس نام برده شد. بنا بر این محبّت و ولایت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین یکی از مهم ترین اسباب غنای نفس محسوب می شود.
شاها من ار به عرش رسانم سریر فضل/ مملوک آن جنابم و محتاج این درم
گر برکنم دل از تو و مهر از تو بگسلم/ این مهر بر که افکنم، این دل کجا برم                     
 
اطاعت، علامت محبّت
امّا آن چه در بوته ی امتحان عشق و محبّت، سنگ محک راست و دروغ این ادّعاست، اطاعت است. انسان عاشق و مُحبّ، به هر میزانی که به معشوق و محبوب خود علاقه دارد، به رنگ او در آمده و از گفتار او خطّ مشی می گیرد و رفتار او را سرمشق و سرلوحه ی زندگی خویش قرار می دهد، چنان چه پروردگار متعال در قرآن کریم بدین حقیقت تصریح نموده و فرموده است: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ». بگو: اگر خدا را دوست مى‏ داريد، از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده ی مهربان است.[13] آنان که مدّعی محبّت اهل بیت علیهم السّلام هستند، بر طبق گفتار و منش آن بزرگواران زندگی می کنند و ایشان را الگوی عملی و اعتقادی خود قرار می دهند.
امیر المؤمنین علی علیه السّلام می فرمایند: «إِنَّ مَنِ‏ ادَّعَى‏ حُبَّنَا وَ هُوَ لَا يَعْمَلُ بِقَوْلِنَا فَلَيْسَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُ أَ مَا سَمِعُوا قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى يَقُولُ مُخْبِراً عَنْ نَبِيِّهِ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ». همانا هر کس ادّعا کند که ما را دوست می دارد در حالی که به گفتار ما عمل نمی کند، پس او از ما نیست و ما نیز از او نیستیم، آیا کلام خداوند را نشنیده اید -در حالی که از نبیّش خبر می دهد- می فرماید: اگر خدا را دوست مى‏ داريد، از من پيروى كنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد.‏[14] بنا بر این صِرف ادّعای محبّت اهل بیت علیهم السّلام برای تحصیل غنای نفس کافی نیست، بلکه هر قدر انسان در اطاعت از آن بزرگواران موفّق تر باشد، به همان میزان به ایشان محبّت داشته و به همان اندازه از غنای نفس برخوردار خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:
[1] سوره مزّمّل/ آیه 20 (ترجمه مکارم).

[2] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 605/ الحياة (ترجمه احمد آرام) ج ‏3 ص 445.

[3] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص 252/ الحياة (ترجمه احمد آرام) ج ‏3 ص 445.

[4] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 605/ الحياة (ترجمه احمد آرام) ج ‏3 ص 445.

[5] المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السّلام ص 559.

[6] ینابیع المودّة لذو القربی ج 4 ص 223.

[7] إحقاق الحق و إزهاق الباطل ج 30 ص 237.

[8] تفسیر العیاشی ج 1 ص 5.

[9] سوره شوری/ آیه 23 (ترجمه مکارم).

[10] الأمالي (للطوسي) ص 298.

[11] الأمالي( للصدوق) ص 474.

[12] الخصال ج ‏2 ص 515.

[13] سوره آل عمران/ آیه 31 (ترجمه مکارم).

[14] إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ج ‏1 ص 70.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: