کد مطلب: ۲۵۳۸
تعداد بازدید: ۲۳۹
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۹
رضاخان دستور داد سربازان به صحن حرم وارد شوند و مردم را تهدید کنند، و اگر مردم خارج نشدند تیراندازی کنند... رضاخان برای تشدید کار، سرتیپ البرز را به مشهد فرستاد، به دستور مطبوعي و البرز، واحدهای لشگر مشهد وارد صحن شده و مردم را به گلوله بستند.
یکی از قیام‏های اسلامی و مردمی تحت رهبری مراجع تقلید که در روز ۱۱ ربیع‌الثانی سال ۱۳۵۴ قمری برابر با ۱۹ تیر ۱۳۱۴ شمسی رخ داد، قیام خونین گوهرشاد است، در این گفتار برآن هستیم تا با شهیدان عزیز قیام ضد کشف حجاب رضاخانی، تجدید عهد کنیم، که همواره پاسدار ارزش‏های اصیل اسلامی از جمله پوشش زنان که قیام گوهرشاد[1] در پاسداشت این ارزش صورت گرفت ـ گام‏های راسخ و استوار برداریم.
 
مأموریت سه دیکتاتور برای رواج فرهنگ غرب
مطالعات جامعه‌‏شناسی و روانکاوی، تردیدی باقی نگذاشته که مذهب به گونه‌‏ی یک اصل پایدار در اعماق وجود انسان ریشه دارد، و بینش مذهبی در مشرق زمین بسیار عمیق‏‏تر از غرب است، شاید به دلیل این که نخستین جوانه‏‌های تمدن در شرق ظاهر گشته و پیامبران نیز از شرق برخاسته‏‌اند.
این مطلب نیز ثابت شده که «مذهب اصیل» موجب استقلال فکری و عملی انسان‏ها شده و آنها را از بیهوده زیستن بازمی‌دارد و سدّ خلل‏‌ناپذیری در برابر نفوذ فرهنگ غرب و استعمار غرب خواهد بود.
از آن جا که استعمار غرب برای دست یافتن به ثروت‏های شرق از هیچ تلاشی دریغ نمی‏‌ورزد مذهب اسلام را به‌عنوان یک مکتب سازنده ضد استعماری می‏داند و در مطالعات خود به این نتیجه رسیده که آیین اسلام در برابر مطامع و منافع غرب سد محکمی ایجاد می‏‌کند. بنابراین برای دست‏یابی به اهداف شوم خود، باید برای براندازی اسلام نهایت کوشش را نمود و در این راستا از هیچ کوششی فروگذار نکرد، استعمار غرب برای نیل بدین مقصود به دو ترفند دست یازید:
۱ـ برای جداسازی مردم مسلمان از محتوای ناب اسلام، به مذهب‏‌سازی پرداخت، حزب‏هایی زیر نقاب اسلام با نام‏های: قادیانی‌‏گری، شیخی‏گری، صوفی‏گری، بابی‏گری، بهایی‏‌گری، پاک‏دینی (منسوب به کسروی) پدید آورد و طبق شواهد و مدارک روشن و غیر قابل انکار، همه این ادیان ساختگی رسماً از طرف استعمارگران و بیگانگان تأیید می‏‌شدند. استعمارگران با این کار دو موضوع را نشانه گرفتند، نخست تفرقه و اختلاف شدید بین مسلمانان را جایگزین وحدت صفوف آنها کنند، دوّم این که مردم جهان و مسلمانان را از اسلام ناب جدا سازند، و آنها را از درون بی‏‌محتوا کنند، و به این وسیله زمینه‏‌سازی عمیق و وسیعی برای نفوذ فرهنگ غرب در اذهان به وجود آورند، پر واضح است که جداسازی اسلام و مسلمین از ماهیّت اصیل خود، از بین بردن موانع برای ورود و نفوذ فرهنگ غرب خواهد بود.
۲ـ سعی فراوان کردند تا با سیاست بازی‏های گوناگون، توسط مزدوران خود با طرح برنامه‌‏های مختلف، فرهنگ منحط غرب را جایگزین فرهنگ اسلام کنند و این برنامه هم چنان در سطح وسیع ادامه دارد که از آن گاهی به تهاجم و شبیخون فرهنگی غرب، تعبیر می‌‏شود و مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌‏ای ـ مدظله‏‌العالی ـ به‌طور مکرّر هشدار داده‌‏اند و مردم را به رویارویی استوار در برابر این تهاجم و شبیخون فراخوانده‌اند.
استعمارگران، در رأس آنها استعمار پیر انگلستان، برای رواج فرهنگ غرب در آسیا، سه عنصر فرومایه را مأمور کردند تا هم‌زمان در ایران، ترکیه و افغانستان به اسلام‏‌زدایی بپردازند و فرهنگ غرب را جایگزین اسلام کنند، این سه عنصر عبارت بودند از:
۱ـ رضاخان در ایران؛ ۲ـ امان‏‌الله خان در افغانستان؛ 3ـ كمال آتاتورک در ترکیه. این سه نفر با پشتیبانی استعمارگران هر کدام ضربات شدیدی به اسلام و جامعه اسلامی وارد کردند.
 
کمال آتاتورک رژیمی خودکامه در ترکیه به وجود آورد، در سال ۱۹۲۴ میلادی (۱۳۴۳ قمری) در ترکیه مذهب را در همه جا حذف کرد، و دستور داد هر چیزی که مربوط به تاریخ گذشته ترک‏ها و امپراطوری عثمانی، یا درباره اسلام باشد، از برنامه‌‏های درسی همه مدارس ترکیه حذف شود، نظام لائیک و جدایی سیاست از دین بر جامعه حاکم گردد، او برای برقراری چنین نظامی موضوع متحدالشکل بودن لباس زنان و مردان را جزو برنامه‌‏های خود قرار داد، و کشف حجاب را در همه جا رسم کرد و هم اکنون نیز سیستم مدیریّت ترکیه، دنباله‌‏رو او بود و به رغم اعتراضات مکرّر مسلمانان آن کشور، ورود دختران با حجاب به دانشگاه‏ها ممنوع شده و در همه جا مظاهر فرهنگ غرب دیده می‌‏شود.
 
عنصر دیگر، امان‏‌الله خان، دیکتاتور افغانستان بود که تصمیم گرفت در افغانستان به اسلام‏‌زدایی بپردازد و فرهنگ منحط غرب را جایگزین فرهنگ سازنده اسلام کند، ولی فشارهای او در برابر صلابت مردم مسلمان افغانستان، بی‌‏اثر ماند و نقشه‏‌های شوم او خنثی گردید، از این‌‏رو چندان توفیقی نیافت و به هدف شوم خود نرسید.
 
رضاخان در ایران با حمایت انگلیس روی کار آمد، او از عوامل گوناگون برای گسترش فرهنگ غرب و برچیدن فرهنگ اسلام بهره جست، گستاخی او به حدّی رسید که در کشور ایران، عاصمه‏‌ی تشیّع، در روز هفدهم دی ماه سال ۱۳۱۴ شمسی، اعلام کشف حجاب اجباری نمود و در این خصوص پافشاری عجیبی کرد.[2]
 
چند نمونه از دیکتاتوری رضاخان در مورد کشف حجاب
1ـ در عید نوروز سال ۱۳۰۶ شمسی (برابر ۲۷ رمضان سال ۱۳۴۶ قمری) یعنی قبل از اعلام کشف حجاب، جمعیّت بسیاری از اطراف و اکناف کشور برای زیارت مرقد منوّر حضرت معصومه(س) و درک لحظه سال تحویل، در کنار مرقد، به قم آمده بودند. در این میان، مردم با خبر شدند که چند نفر از افراد خانواده رضاخان، که همسر و دو دخترش به نام‏های شمس و اشرف در میانشان بود، با سر برهنه، بدون پوشش اسلامی وارد قم شده‌‏اند و می‏‌خواهند با همان وضع وارد حرم گردند، این گستاخی و بی‌‏احترامی موجب خشم مردم گردید، یک روحانی به نام «سید ناظم واعظ» مردم را به امر به معروف و نهی از منکر فرامی‌خواند و احساسات پاک دینی مردم را تشدید می‏‌کرد، در این میان، خبر به یکی از علمای مجاهد و مدرسان بزرگ حوزه علميه که از اطرافیان آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری بود؛ یعنی آیت‏‌الله حاج شیخ محمدتقی بافقی رسید ـ ایشان نخست برای خانواده‏‌ی رضاخان پیام داد که: «اگر مسلمان هستید، نباید با این وضع، در این مکان مقدّس حضور یابید، و اگر مسلمان نیستند باز هم حق ندارید.»
افراد خانواده گستاخ رضاخان به پیام آيت‌الله بافقی اعتنا نکردند، آن عالم ربانی، اخطار شدید کرد و همین برخورد، نزدیک بود موجب قیام و شورش مردم بر ضد حکومت شاه گردد.
از طرف شهربانی قم به رضاخان تلگراف کردند که خانواده شما به دستور روحانیان در اتاقی زندانی شده‌‏اند و به آنان اخطار شده که حق ندارند بدون حجاب وارد حرم گردند. رضاخان شخصاً با یک واحد موتوریزه نظامی وارد قم شد و با چکمه وارد صحن مطهّر گردید و آيت‌الله شیخ محمد تقی بافقی را مورد ضرب و شتم قرار داد.[3]
به اشاره رضاخان، آيت‌الله شیخ محمد تقی بافقی را خوابانیدند و شاه با عصای ضخیم بر پشت او می‌‏نواخت، و شیخ فقط فریاد می‏زد: «یا امام زمان! به فریاد برس». سپس به دستور رضاخان، آيت‌الله شیخ محمدتقی بافقی را دستگیر کرده و مدتی زندانی بود، سپس به شهر ری تبعید نمودند و تا پایان عمر، او را تحت نظر یک بازرس اداره آگاهی قرار دادند[4] که در سال ۱۳۲۲ شمسی در تبعیدگاه از دنیا رفت و مردم جنازه مطهّرش را به قم آورده و در مسجد بالاسر حرم مطهّر حضرت معصومه(س) به خاک سپردند.
مبارزه و مجاهدت این مرد خدا، با کشف حجاب، به حدی رسید که در همان وقتی که در تبعیدگاه شهر ری تحت نظر بود، خواهر رضاخان از دنیا رفت، جنازه او را کنار مرقد مطهّر حضرت عبدالعظيم(ع) برای دفن آوردند، رضاخان و بستگانش اجتماع کرده بودند، رضاخان برای آيت‌الله بافقی پیام داد که بیا و بر جنازه خواهرم نماز میّت، بخوان. او با صراحت گفت: «نمی‌‏آیم».
جالب این که همه‌‏ی اطرافیان و بستگان رضاخان جمع شده بودند آيت‌الله بافقی در کنار آن جمع رفت، خودش نقل می‏‌کند.
وقتی که همه جمع شدند، منتظر بودند که من بر جنازه نماز بخوانم، با صراحت به آنها گفتم «من بر جنازه او نماز نمی‏‌خوانم».[5]

۲ـ مرجع تقلید وقت، آيت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری در برابر مسأله کشف حجاب، موضع قاطع گرفت و گفت:
«مسأله دین و ناموس است تا پای جان باید ایستاد.»
در این مورد طي تلگرافی به رضاخان، خشم خود را نسبت به کارهای خلاف شرع، از جمله کشف حجاب ابراز داشت، ولی رضاخان حامل نامه را دستگیر و زندانی کرد و تلگرافی تهدیدآمیز و آمیخته با اهانت و تحقیر در جواب تلگراف ایشان، ارسال نمود.[6]

۳ـ گستاخی دژخیمان رضاخان در اجرای کشف حجاب به جایی رسید که روزی رییس شهربانی قم که مردی گستاخ و بدزبان بود، به حرم مطهّر حضرت معصومه(س) وارد شد.
با داد و فریاد به بانوان با حجاب که در کنار ضریح حضرت معصومه(س) به زیارت اشتغال داشتند پرخاش و حمله کرد، تا چادر از سرشان بگیرد، آه و ناله زنان بلند شد، مرحوم آیةالله العظمی مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشت، بسیار ناراحت شده و برای جلوگیری از گستاخی رییس شهربانی به پیش رفت و با او درگیر شد و سیلی محکمی به صورت او نواخت، رییس شهربانی، آيت‌الله مرعشی را به قتل تهدید کرد و به او پرخاش نمود و ناسزا گفت، ولی از قضای روزگار همین نامرد گستاخ یک روز بعد از این حادثه، در بازار قم عبور می‏‌کرد که بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار، بر روی او به هلاکت رسید.[7]

۴ـ یکی از آثار شوم حکومت ننگین رضاخان ناراحتی مراجع بزرگ و مرگ زودرس آنها بر اثر فشار روحی است، در شرح زندگی مرجع عالیقدر مرحوم آیت‏الله العظمی سید صدرالدین صدر (۱۲۹۹ـ ۱۳۷۳ ه‍ ق) که در ۷۴ سالگی رحلت نمود می‏‌نویسند: او گرفتار بیماری قلبی شد، در مورد علت آن، خودش می‌‏فرمود:
«روزی بانویی از صحن مطهّر حضرت معصومه(س) خارج شد، فرماندار قم دوید و آن چنان چادر او را از سرش کشید که آن زن بر زمین افتاد، سپس فرماندار آن چادر را زیر پایش پاره پاره کرد، طاقت نیاوردم و عصبانی شدم، نزد فرماندار رفته و او را نکوهش نمودم، از همان لحظه بر قلبم فشار آمد، و درد قلب بر من عارض شد.»
این درد همچنان ادامه یافت تا این که این بزرگمرد علم و تقوا در ۱۹ ربیع الاول سال ۱۳۷۳ ه‍ ق رحلت کرد. [8]
 یکی از علمای بزرگ می‌‏فرمود:
آیت‏الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری (۱۲۷۶ ـ ۱۳۵۵ ه‍ ق) مؤسس حوزه‌‏ی علمیّه قم، نیز بر اثر کارهای پلید رضاخان، دق مرگ شد، در حالی که حدود هفتاد و نُه سال داشت از دنیا رفت. با توجّه به اینکه ایشان در سال ۱۳۴۰ قمری مطابق با سال ۱۲۹۹ شمسی از اراک به قم آمد و در همین سال حوزه‌‏ی علمیّه را پس از مدّتی فترت، بازسازی و تأسیس کرد، و در سال ۱۳۱۵ شمسی (یعنی سال ۱۳۵۵ قمری) از دنیا رفت و سلطنت رضاخان از سال ۱۳۰۴ شمسی تا ۱۳۲۰ ادامه یافت، چنانکه ملاحظه می‏‌کنید، بحبوحه‏‌ی مرجعیّت آیت الله العظمی حائری، مصادف با سلطنت خودکامه رضاخان بود.
 
ماجرای قیام مردم بر ضد کشف حجاب در مسجد گوهرشاد
یکی از قیام‏های خونین مردم مسلمان ایران به رهبری مراجع تقلید در قرن معاصر، که نقطه عطفی در تاریخ قیام‏های اسلامی در تاریخ صد ساله‏‌ی اخیر است، قیام مردم مسلمان، در مسجد گوهرشاد در کنار مرقد مطهّر امام رضا(ع) بر ضدّ دیکتاتوری رضاخان، و کشف حجاب او است. در این جا نظر شما را به خلاصه‌‏ی آن جلب نموده، سپس به نتیجه‏‌گیری می‏‌پردازیم:
هنگامی که رضاخان کشف حجاب اجباری را به اجرا گذاشت، علمای وقت از هر سوی کشور، اعتراض شدید خود را اعلام داشتند، از جمله آنها مراجع و علمای برجسته‌‏ی مشهد مقدّس در آن وقت بودند، مانند: آیت‌الله‌العظمی حاج آقا حسین قمی، آيت‌الله حاج شیخ محمد آقازاده، آيت‌الله سید عبدالله شیرازی، آيت‌الله سید علی اکبر خویی، آيت‌الله شیخ غلامحسین قزوینی، آيت‌الله سید علی سیستانی، و... در بیت آیت‌الله‌العظمی سید یونس اردبیلی(ره) اجتماع کردند و طی تلگرافی اعتراض نمودند، این تلگراف با امضای ۳۱ نفر از علمای برجسته مشهد مزیّن شده بود.[9]
در میان مراجع و علمای وقت، نام مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج آقا حسین قمی، با قیام خونین مسجد گوهرشاد، آمیخته شده است، چرا که او نقش بیشتر در این قیام داشت، او در آغاز ماه ربیع‌الثانی سال ۱۳۵۴ قمری، از مشهد به تهران هجرت کرد و در باغ سراج‌‏الملك شهر ری به تحصن نشست، او می‌‏گفت:
«اگر پیشرفت جلوگیری از کشف حجاب بستگی به کشته شدن ده هزار نفر که در رأس آنها حاج آقا حسین قمی (خودم) داشته باشد ارزش دارد.»
و در مورد دیگر فرمود: «جایز است.»
هنگامی که مردم از ورود آيت‌الله حاج آقا حسین قمی به تهران با خبر شدند، گروه گروه، به صورت دسته‌‏های عزاداری به دیدار او می‌‏شتافتند، به طوری که جمعیّت زیادی در آن باغ و اطرافش اجتماع نمودند، رژیم رضاخان که سخت هراسناک شده بود، به وسیله کماندوهایش، آن باغ را محاصره کردند و از ورود علما و مردم به آن‏جا جلوگیری نمودند، به این ترتیب آيت‌الله حاج آقا حسین قمی را در آن باغ زندانی کردند. او در یکی از جلسات با صراحت فرمود:
«امروز اسلام فدایی می‌‏خواهد، بر مردم است که قیام کنند.»[10]
به این ترتیب راهنمودهای مراجع و علما از یک سو، و پافشاری و لجاجت رژیم رضاخانی در کشف حجاب و پیروی از فرهنگ غرب از سوی دیگر، موجب شد که روحانیان و مردم مسلمان در گوشه و کنار کشور به رژیم اعتراض شدید کردند از جمله جمعیّت بسیاری به عنوان اعتراض به رژیم، در مشهد در کنار حرم حضرت رضا(ع) در مسجد گوهرشاد متحصن شدند، و روحانی مبارز، محمد تقی بهلول با سخنرانی‏های خود، به شدت به اقدامات ضدّ اسلامی رضاخان اعتراض نمود.
حجةالاسلام شیخ محمد تقی بهلول حافظ قرآن، با قاطعیّت و صراحت به تبیین خطر فرهنگ غرب می‌‏پرداخت و مردم را به قیام دعوت می‏‌نمود، مردم ابراز احساسات می‌‏کردند و تنفّر خود را نسبت به رژیم ضدّ اسلامی رضاخان اظهار می‌‏نمودند، به گفته‌‏ی آقای بهلول حدود چهار ساعت از شب گذشته بود، به دستور رضاخان، دژخیمان او با حمله‌‏ی ناجوانمردانه به مسجد گوهرشاد، مردم را به گلوله بستند که از این کشتار جمعی، حمام خون به راه افتاد و حدود سه هزار نفر به شهادت رسیدند در این مورد ارتشبد سابق، حسین فردوست می‏‌نویسد:
«در مشهد یک روحانی به نام بهلول به شدّت با اقدامات رضاخان مخالفت می‏‌کرد و در سخنرانی‏‌هایش به شدّت به او حمله می‌‏نمود، عده‌‏ی زیادی از مردم در حرم حضرت رضا(ع) متحصن شدند و اعلام کردند تا مسأله کشف حجاب حل نشود، ما از این جا خارج نمی‏‌شویم، فرمانده لشگر مشهد به نام سرتیپ ایرج مطبوعی که بعد از انقلاب در تاریخ دوم مهر ۱۳۵۸ به خاطر این جرم و جرم‏های دیگر، اعدام شد. در این باره به رضاخان گزارش داد، رضاخان دستور داد سربازان به صحن حرم وارد شوند و مردم را تهدید کنند، و اگر مردم خارج نشدند تیراندازی کنند... رضاخان برای تشدید کار، سرتیپ البرز را به مشهد فرستاد، به دستور مطبوعي و البرز، واحدهای لشگر مشهد وارد صحن شده و مردم را به گلوله بستند.» [11]

سرتيب مطبوعی در دادگاه انقلاب در این خصوص می‏‌گوید:
«به من دستور داده شده بود که فوراً عدّه‌‏ای نظامی را در اختیار استاندار مشهد قرار دهم، من در حدود ۲۵۰ سرباز در اختیار او گذاشتم... در همین هنگام سرتیپ البرز همراه دادستان ارتش، وارد مشهد شدند و لشگر در اختیار سرتیپ البرز قرار گرفت، او اسدی نایب‌‏التولیه آستان قدس را [به جرم عدم جلوگیری از مبارزین] اعدام کرد... سرهنگ قادری همراه سربازان از راه پشت بام وارد صحن شده و با افراد متحصّن گلاویز شدند، در این جریان حدود ۲۵ نفر از مردم کشته و چهل نفر مجروح شدند.»[12]
این بود خلاصه‌‏ای از قیام خونین گوهرشاد که آنها به خاطر شورش بر ضدّ رژیم منحوس رضاخان پهلوی، تحت رهنمودهای مراجع تقلید، در صحن مسجد گوهرشاد و در کنار حرم مطهّر امام رضا به خاک و خون غلتیدند.
رضاخان برای رسیدن به اهداف شوم اربابانش، به این جنایت اکتفا نکرد، و چون احتمال قیام عمومی می‌‏داد، همه علمای مبارز مشهد را دستگیر کرده و از مشهد مقدّس تبعید نمود.
از جمله این تبعیدشدگان به تهران، سه نفر از مراجع و علمای معروف بودند که عبارتند از: آيت‌الله حاج آقا حسین قمی، آيت‌الله سید يونس اردبیلی، و آيت‌الله شیخ محمد آقازاده (فرزند آیت الله محمّد کاظم خراسانی، صاحب کفایۀ الاصول).
عجیب این که آيت‌الله آقازاده، وقتی که به تهران رسید به دستور رضاخان خلع لباس شد و در دوره سرپاس مختاری (رییس شهربانی وقت) با تزریق آمپول هوا، به دست دکتر احمدی مزدور رضاخان، به شهادت رسید، و جنازه مطهّرش در روز ۱۳ ذی قعده سال ۱۳۵۶ ه‍ ق. در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.[13]
آری این عالم ربانی در حالی که ۶۲ بهار از عمرش بیشتر نگذشته بود، جان خود را فدای مبارزه با هجوم فرهنگ غرب، و کشف حجاب کرد تا حریم حجاب و ارزش‏های اصیل اسلامی را از گزند استعمار و مزدوران آن حفظ کند و به مردم مسلمان، به ویژه مسلمانان ایران پیام دهد که از پای ننشینند، و تا آخرین توان در برابر استعماگران و در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه، مقاومت نمایند.
حضرت امام خمینی، منادی بزرگ مبارزه با استعمار و فرهنگ منحط آن، در گفتار خود به طور مکرّر دیکتاتوری رضاخان و کشتار عمومی گوهرشاد را یادآوری کرده، و مردم مسلمان را به نهی از منکر و مبارزه و مقاومت در برابر استعمارگران و مزدوران روسیاه آنها فرامی‌‏خواند، در این جا به عنوان حسن ختام نظر شما را به یکی از فرازهای گفتار ایشان جلب می‏‌کنم:
«انگلیسی‌‏های جنایتکار، رضاخان را اسلحه‏‌دار کردند، این آدم ناشایسته بی‌‏اصل را با اسلحه آوردند و مسلط کردند... اسلحه در دست بی‏‌عقل بود... آن جنایت و کشتار عامی که در مسجد گوهرشاد واقع شد، به دنبال آن، علمای خراسان را گرفتند آوردند به تهران حبس کردند و بعضی‌شان را هم محاکمه کردند، و بعضی‏‌شان را هم کشتند، برای این که اسلحه در دست بی‌‏عقل بود.[14]
درود بی‏کران به شهدای گوهرشاد که با خون پاک خود، در برهه‌‏ای از زمان، درخت اسلام را آبیاری کردند و در پیشگاه اسلام و چهارده معصوم(س)  روسفید شدند و روسیاهی استعمارگران و رضاخان و مزدورانش را در تاریخ ثبت نمودند.
 
پی‌نوشت‌ها:
[1]ـ مسجد جامع گوهرشاد در کنار مرقد مطهر حضرت رضا(ع) واقع شده، این مسجد را گوهرشاد خانم، همسر شاهرخ پسر امیرتیمور، در سال ۸۲۱ ه‍ ق ساخت، سلطان ابوسعید این خانم را در سال ۸۶۱ در شهر هرات کشت، قبرش در هرات پا در پانزده فرسخی آن می‌‏باشد.
[2]ـ دکتر علی محمّد تقوی، جامعه‏‌شناسی غربزدگی، ص ۶۹ فرهنگ معین، ج ۵ ص ۱۷۶، به طور اقتباس.
[3]ـ حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ص ۶۸ و ۶۹ .
[4]ـ حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج ۴، ص ۲۸۴.
[5]ـ مجله حوزه، سال 3، شماره ۴، ص ۴۰ و ۴۷.
[6]ـ فقهای نامدار شیعه، ص ۴۳۱.
[7]ـ اقتباس از کتاب منبع نور (شرح حال آية الله نجفی) ص ۷۷.
[8]ـ اقتباس از ماهنامه کوثر، سال ۲، شماره ۱۶، ص ۵۸.
[9]ـ او مجله نگاه ضمیمه مجله حوزه، شماره ۷، ص ۳۹ به بعد و شماره ۶ م ۸ و ۰۹
[10]ـ
[11]ـ حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۱، ص ۶۹ـ۷۰.
[12]ـ روزنامه کیهان، ۲۷ شهریور ۱۳۵۸، با توجّه به این که طبق گزارش آقای بهلول حدود سه هزار نفر به شهادت رسیدند.
[13]ـ مجله نگاه ضمیمه مجله حوزه، شماره ۷، ص ۱۳۰۹، و شماره ۶ ص ۸ و ۹.
[14]ـ امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱، ص ۲۶۸ و ۲۶۹.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: