کد مطلب: ۲۸۸۲
تعداد بازدید: ۸۴۳
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۹
شرح حال و زندگی حضرت امام حسین(ع)| ۹
در طول تاریخ، انقلاب‌های بسیاری رخ داده که مبارزان آن در پرتو روح مبارزه‌طلبی‌ای که از نهضت امام حسین(ع) سرچشمه گرفته بود الهام گرفته و بر ضدّ دشمن نبرد کردند و فرهنگ نهضت حسین(ع) و مکتب شهادت پرورش گنجینه پرمایه و پرتوانی است که در هر عصری سلحشوران قهرمانی را پرورانده است...
نگاهی بر نتایج و آثار نهضت امام حسین(ع)
سخن پیرامون نتایج درخشان نهضت امام حسین(ع) و درس‌های آموزنده آن، بسیار گسترده است. در اینجا به ‌طور فشرده و کوتاه، نظری بر آن می‌افکنیم:
١- رسوا ساختن روح جاهلیّت، دیکتاتوری و لامذهبی و درهم شکستن حصار ساختگی دینی بنی‌امیّه.
۲- احساس گناه در وجدان هر مسلمانی، هنگام سکوت در برابر طاغوت.
۳- جایگزین نمودن اخلاق جدید به‌ جای اخلاق جاهلی. به عبارت روشن‌تر نهضت امام حسین(ع) موجب پیدایش یک نوع اخلاق بلند ‌نظرانه شد و افکار انسان را در چگونگی زندگی خود، تغییر داد.
۴- در هر زمان و مکانی قیام امام حسين(ع) روح مبارزه‌جویی را در انسان مسلمان پدیدار می‌ساخت تا در برابر طاغوت‌ها و زمامداران خودسر، پرچم مخالفت برافرازند و با آن‌ها مبارزه کنند و در این راه مقاومت نمایند و بر همین اساس، پس از ماجرای خونین عاشورا، طولی نکشید که انقلاب‌هایی رخ داد مانند:
١- انقلاب مردم مدینه در سال ۶۲.
 ۲ - انقلاب سلیمان بن صُرَد در کوفه در سال ۶۵.
 ٣- قیام مختار در سال ۶۶ هجری.
 ۴- انقلاب مطرف بن مغیره در سال ۷۷ بر ضدّ حجاج.
۵- انقلاب عبدالرّحمن بن محمّد بن اشعث در سال ۸۱ هجری.
۶- انقلاب زید بن علی بن الحسین(ع) در سال ۱۲۲.
۷- انقلاب حسین بن على شهيد فخّ و انقلاب‌های دیگر که از نهضت امام حسين(ع)  نشأت می‌گرفت و از سرچشمه آن سیراب می‌شد.
 و به ‌طور کلّی در طول تاریخ، انقلاب‌های بسیاری رخ داده که مبارزان آن در پرتو روح مبارزه‌طلبی‌ای که از نهضت امام حسین(ع) سرچشمه گرفته بود الهام گرفته و بر ضدّ دشمن نبرد کردند و فرهنگ نهضت حسین(ع) و مکتب شهادت پرورش گنجینه پرمایه و پرتوانی است که در هر عصری سلحشوران قهرمانی را پرورانده است، از جمله انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) است که بهره فراوان از این گنجینه گرفت و ماه محرم به ‌عنوان ماه پیروزی خون بر شمشیر، نقش مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت.
بر همین اساس است که مصعب بن زبیر از تأثیر نهضت امام حسین(ع) در ایجاد نهضت‌های دیگر، به همسرش حضرت سکینه (دختر امام حسین) چنین می‌گوید:
«لَم يَبقِ اَبُوكِ لِاِبنِ حُرَّةٍ عُذراً.»
«پدرت بر هیچ آزاده‌ای، جای عذری نگذاشت.»
این مطلب در افکار و اندیشه جهان اسلام برقرار گشت؛ که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است.[1]
جالب اینکه انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) نیز از این نهضت، بهره می‌گیرد و آن حضرت با خونخواهی و انتقام از خون حسین(ع)، قیام خود را تکمیل می‌نماید و نام و مکتب شهادت‌طلب حسین(ع) شعار بزرگ انقلاب حضرت مهدی(عج) می‌شود. در این مورد به روایت زیر توجّه کنید:
امام صادق(ع) فرمود: «هنگامی‌ که امام حسین(ع) با آن وضع جان‌سوز به شهادت رسید، صدای گریه و ناله فرشتگان بلند شده، می‌گفتند: ای خدا! با حسین(ع)، برگزیده‌ات و پسر پیامبرت، این‌گونه رفتار کنند؟»
خداوند سایه و شَبَح حضرت قائم(عج) را به آن‌ها نشان داد و فرمود:
«بِهَذَا اَنتَقِمُ لِهَذَا»:
«با این (قائم) انتقام خون حسین(ع) را می‌گیرم.»[2]
 
نقش نهضت حسین(ع) در گسترش و تحکیم تشیّع
در نیمه قرن دوم به بعد، سرزمین‌های اسلامی، به ‌خصوص کشور ایران؛ یکی از عوامل مهم گسترش و تحکیم تشیّع نهضت امام حسین(ع) بود و می‌توان این موضوع را از آثار مهم نهضت امام حسین(ع) به شمار آورد.
علّامه سیّد محسن امین؛ در این‌ باره می‌نویسد:
«هنگامی ‌که حسین(ع) کشته شد، اکثریّت مسلمانان، آن را فاجعه بزرگ شمردند. حتی بعضی از اموی‌ها تکان خوردند و برتری خاندان پیامبر(ص) را برای رهبری دریافتند و از ظلمی که بر آن‌ها می‌شد، سخت متأثر شدند و احساس کردند که در حمایت از خاندان پیامبر(ص) کوتاهی نموده‌اند. این حادثه باعث شد بسیاری از امویان به بنی‌هاشم گرایش یابند و همین موجب افزایش شیعه خاندان پیامبر(ص) شد... این افزایش و گرایش همچنان تا آخر حکومت بنی‌امیّه در شهرهایی مانند حجاز، یمن، عراق، کوفه، بصره، خراسان و سایر شهرهای ایران به ‌خصوص در قم ادامه یافت که اکثر شیعیان، در کوفه و خراسان سکونت داشتند.»[3]
علّامه شهاب‌الدین کاشی؛ پس از تصریح به اینکه نهضت امام حسین(ع) موجب افزایش فوق‌العاده پیرامون مکتب تشیّع شد و پس از تصریح به اینکه این موضوع از مهم‌ترین آثار نهضت کربلا بود، در تبیین این مطلب می‌نویسد:
«هنگامی‌ که بنی‌امیّه به آن‌ همه جنایات فجیع و گناهان بزرگ و کشتار وحشیانه دست زدند، مردم از خود می‌پرسیدند؛ چه کسی موجب شد تا آن ستمگران خون‌آشام بر گُرده امّت سوار شوند؟!
 در پاسخ این سؤال به این نتیجه می‌رسیدند که علّت اصلی این بود که پس از رحلت پیامبر(ص) برخلاف آن‌ همه نصوص و دلایل، شیوه انتخاب رهبر به آراء و هوس‌های مردم واگذار شد و از مسیر اصلی خود منحرف گردید و افراد نالایقی روی کار آمدند و سرانجام زمام امور رهبری به دست بنی‌امیّه و افرادی مانند معاویه و یزید افتاد؛ بنابراین باید به همان راه اصلی که راه تشیّع و از طرف پیامبر (ص) تعیین شده، بازگشت نمود.»[4]
 
چند گفتار از شخصیّت‌های بزرگ درباره نهضت حسین(ع)
1- استاد شهید مطهری:
«امام حسین(ع) به ‌واسطه شخصیّت عالی‌قدرش، به ‌واسطه شهادت قهرمانانه‌اش، مالک قلب‌ها و احساسات صدها میلیون انسان است. اگر رهبران مذهبی بتوانند از این مخزن عظیم، در جهت شکل دادن و همرنگ کردن و هم احساس کردن روح‌ها با روح عظیم حسینی بهره‌برداری صحیح کنند، جهان اصلاح خواهد شد.»[5]
*  * *
۲- سیّد قطب[6]
در تفسیر خود ذیل آیه ۵۱ سوره مؤمن، پس از بحثی پیرامون نصرت الهی و پیروزی، گوید:
«آیا نهضت حسین(ع) پیروزی بود یا شکست؟ در دایره و مقیاس کوچک، شکست بود، ولی در جهان حقیقت پرفروغ و در مقیاس بزرگ و وسیع پیروزی بود. هیچ شهیدی در سراسر زمین مانند حسین(ع) نیست که احساسات و قلب‌ها را قبضه کند و نسل‌ها را به غیرت و فداکاری بکشاند و چه بسیار از انسانی که برای او ممكن نبود عقیده و دعوتش را پیروز کند هر چند هزار سال می‌زیست، ولی حسین(ع) عقیده و دعوتش را با شهادتش، پیروز کرد و هیچ خطبه‌ای نتوانست قلب‌ها را به ‌سوی افکار بزرگ سوق دهد و میلیون‌ها نفر را به ‌سوی اعمال بزرگ بکشاند، همچون خطبه آخر حسین(ع) که با خون خود آن را امضاء کرد و برای همیشه موجب حرکت و تحول مردم در خط طولانی تاریخ گردید.»[7]
 ٣- ابن ابی الحدید
دانشمند معروف و بزرگ اهل تسنّن[8] در کتاب شرح نهج‌البلاغه خود، ذیل خطبه ۵۱، فصلی درباره «اُباةُ الضِّیَم» (یعنی کسانی که زیر بار ذلّت نرفتند) گشوده و در آغاز گوید:
«بزرگ و رئیس تمام افرادی که چنین صفتی داشتند حسین بن علی(ع) است که به او و اصحابش در کربلا امان دادند. ولی چون آن امان، خواری و ذلّت، به دنبال داشت، نپذیرفت و تن به شهادت داد.» از سخنان او است که فرمود:
«أَلا إِنَّ الدَّعِیَ  بْنَ الدَّعِی  قَدْ  خَیَّرنا بَیْنَ  اِثْنَیْن: السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، يَأْبَى اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ، وَ حِجْزٌ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ.»
«آگاه باشید ناپاک، فرزند زن ناپاک، ما را در میان دو چیز،  مخیّر ساخته: کشته شدن و یا زیر بار ذلّت رفتن را؛ ذلّت از ما دور است. خدا و پیامبر و مؤمنان و دامن‌های پاکی که ما را پرورش داده و روح‌های بلند و با شهامتی که خدا به ما عنایت کرده، ما را از تن  دادن به این ننگ، بازمی‌دارد.»
و به یکی از کسانی که با عمر سعد در کربلا بود، گفته شد وای بر تو، فرزند پیامبر(ص) را کشتید؟!
در پاسخ گفت؛ این سخن را مگو اگر تو نیز به ‌جای ما بودی چنین می‌کردی، ما گروهی را دیدیم دست به شمشیر؛ همچون شیران خشمگین از چپ و راست، سواران را در هم می‌شکستند و آماده مرگ بودند. امان یا رغبت در زندگی دنیا در وجود آن‌ها راه نداشت و نمی‌توانست بین آن‌ها و دریاچه مرگ، فاصله اندازد. آن‌ها یکی از دو چیز را می‌خواستند: یا پیروزی و دست یافتن به حکومت و یا شهادت. اگر ما کمی سست می‌آمدیم، همه را نابود می‌ساختند!»[9]
 ۴- مُسيو ماربین (از دانشمندان معروف آلمانی)، گوید:
«در ظاهر، يزيد، حسین(ع) و انصارش را کشت، اما در باطن، حسين(ع) يزيد و همه بنی‌امیّه را بدتر از هزار بار کشت. یزید آن‌ها را یک روز و امام حسین(ع) او و قومش را تا ابد و هر روز کشت.»[10]
 ۵- گاندی؛ رهبر اخلاقی و مصلح استعمار شکن هندوستان که به سال ۱۹۴۸ میلادی ترور شد و از دنیا رفت، درباره امام حسین(ع) چنین می‌گوید:
«من، برای مردم هند، چیز تازه‌ای نیاوردم، فقط نتیجه‌ای که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به ‌دست آورده بودم، ارمغان ملّت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات بدهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود.»
 ۶- محمّدعلی جناح؛ آزادیخواه معروف جهان و مؤسس پاکستان می‌گوید:
«هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و نترسی، نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سر مشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد پیروی نمایند.»[11]
 ۷- عباس عقّاد، نویسنده معروف جهان عرب می‌نویسد:
«آثار کوبنده‌ای که قیام امام حسین(ع) به ‌جای گذاشت و موجب نابودی طاغوتیان به دست آزادگان شد، بسیار است؛ و حکومت جائر و وسيع (امویان) از نظر زمان و مکان، بر اثر قيام یک نفر، در یک روز (عاشورا) به ‌هم ریخت و نابود شد، زیرا شیعیان و آزادگان، همواره خواهان هدف حسین بن علی بودند و آن را دنبال کردند.»
«وَ اِذاً بِالغَالِبِ فِی یَومِ کَربَلَا اَخسَرُ مِنَ المَغلُوبِ»:
«پیروزی ظاهری دشمنان، روز عاشورا و در کربلا، بسیار زیادتر از خسارت شکست‌خوردگان ظاهری حسینیان بوده است.»[12]
 
خود آزمایی
1- سه مورد از نتایج درخشان نهضت امام حسین (ع) و درس‌های آموزنده آن را به طور مختصر بیان کنید.
2- چهار نمونه از انقلاب­ها و قیام­هایی که پس از ماجرای خونین عاشورا، رخ داد را نام ببرید.
3- به نظر علّامه شهاب‌الدین کاشی؛ چه عواملی باعث شد که ستم­گرانی مانند بنی امیه بر امت مسلمین تسلط یابند؟ 

پی‌نوشت‌ها
[1]. دورنمایی از زندگانی پیشوایان، ص ۴۸.

[2]. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۶۵.

[3]. اعیان الشیعه، ط ارشاد، ج ۱، ص ۲۵.

[4]. مأساة الحسين (ع) تألیف علامه شهاب الدین کاشی، ص ۱۱۶ - ۱۱۷.

[5]. نقل از قیام و انقلاب مهدی از استاد مطهری. وی به سال ۱۲۹۹ شمسی در فریمان خراسان متولّد شد و بعدها به مقامی از علم رسید که جامع معقول و منقول بود و همگان او را به عنوان فیلسوفی بزرگ، قبول داشتند. سرانجام در تاریخ شمسی 11/2/1358 به دست گروه فرقان به شهادت رسید.

[6]. «سیّد» فرزند «قُطب»، معروف به «سیّد قطب» از نویسندگان و دانشمندان معروف اسلامی مصر از اهل تسنّن است. وی به سال ۱۲۹۰ شمسی در یکی از روستاهای مصر به دنیا آمد و دوشنبه ۷ جمادی الاول ۱۳۴۵ شمسی در سن ۵۵ سالگی به خاطر عضویت و فعالیت در حزب «اخوان المسلمین» و مخالفت با رژیم جمال عبدالناصر، در قاهره به قتل رسید. وی کتاب‌های زیادی از خود به یادگار گذاشت که معروف‌ترین آن یک دوره تفسیر قرآن به نام «في ظلال القرآن» (در ۸ جلد ط بیروت) می‌باشد.

[7]. تفسير في ظلال، ج ۷، ص ۱۸۹.

[8]. عزّالدين ابوحامد بن هبة الله بن محمّد بن محمّد بن الحسين بن ابی الحدید مدائنی معروف به «ابن ابی الحدید» از نوابغ علمای قرن هفتم است که در اواخر دوران حکومت عباسیان می‌زیست. وی در آغاز ماه ذی‌الحجّه سال ۵۸۶ قمری در شهر مدائن متولّد شد و در سال ۶۵۵ یا ۶۵۶ هجری قمری از دنیا رفت. وی دارای تألیفات بسیار است که مشهورترین آن، شرح نهج البلاغه است که اخیراً در ۲۰ جلد به قطع وزیری چاپ شده است.

[9]. اقتباس از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۳، ص ۲۴۵ تا ۳۳۱.

[10]. سياسة الحسينية علّامه کاشف الغطا، ص ۲۴.

[11]. حسین بن علی را بهتر بشناسیم، ص ۲۲۳.

[12]. ابو الشهداء، نوشته عباس عقّاد، ص ۱۸۱.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: