کد مطلب: ۳۰۲۰
تعداد بازدید: ۴۷۲
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۹:۲۱
کلمه ی خیر در آیات و روایات با چند کلمه ی دیگر اشتراک معنوی دارد و دانستن این حقیقت دایره و وسعت مفهوم این کلمه را آشکار می سازد. خداوند متعال در قرآن کریم کلمه ی «خیر» را هم معنا و مترادف کلمه ی «معروف» قرار داده است.
امام زین العابدین علیه السّلام در ادامه ی دعای مکارم الاخلاق می فرمایند: «وَ أجْرِ لِلناسِ عَلى‏ يَدِيَ الخَيْرِ، وَ لا تَمْحَقْهُ بِالمَنِّ». و خیر را با دستان من برای مردم جاری ساز و آن را با منّت گذاردن نابود مفرما.
 
معنای «خَیر» در لغت 
کلمه ی «خیر» در لغت عرب به دو شکل استعمال شده است: 1-«خِیر» (به کسر خاء) و 2-«خَیر» (به فتح خاء). در صورت اوّل به معنای کَرَم و جود (بخشش) است[1] و در صورت دوّم «خَير» و ضدّ آن «شرّ» از نظر (قواعد ادبى) دو صورت دارد: اوّل- چنان كه گفته شده هر دو اسم باشند، مانند اين آيه‏: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ ...». بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى کنند (آل عمران/ آیه 104). دوّم- به صورت صفت و در معنى أفعل (صفت تفضيلى)، مثل آيات:‏
«ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ...». هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مى‏ آوريم (بقره/ آیه 106)، «... وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ‏ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ». و روزه داشتن براى شما بهتر است اگر بدانيد (بقره/ آیه 184). كه در آيه ی اخير واژه ی «خير» هم ممكن است اسم باشد و هم صفت. (البته در همین آیه هر دو صورت خیر در کلمات قبل موجود است: «... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ...». و كسى كه كارِ خيرى انجام دهد، براى او بهتر است)، و آيه ی:‏ «... وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ‏ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى ...». و زاد و توشه تهيه كنيد، كه بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است ( بقره/ آیه 197).[2]
امّا در باره ی معنای لغوی «خَیر» کتاب قاموس قرآن می نویسد: «خير: دلپسند، مرغوب. راغب مي گويد: خير آنست كه همه بدان رغبت كنند مثل عقل، ... مقابل آن شرّ است. در قاموس گفته: "الْخَيْرُ مَا يَرْغَبُ فِيهِ الكُلُّ كَالْعَقْلِ وَ العَدْلِ مَثَلًا/ یعنی: خَیر آن چیزی است که همه به آن تمایل و رغبت داشته باشند مثل عقل و عدل". ناگفته نماند معنى كامل خير همين است و در تمام موارد آن معتبر مي باشد، (لذا) به مال دنيا از آن جهت خير گويند كه مرغوب و مورد ميل است مثل:‏ [إِنْ تَرَكَ‏ خَيْراً/ يعنى اگر مالى بگذارد] (بقره/ آیه180). (همچنین) به چيز خوب، خير گويند زيرا دلپسند است و آدمى بدان ميل مي كند نظير: [وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ‏ خَيْراً كَثِيراً/ و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است] (بقره/ آیه 269) چون حكمت مرغوب و دلپسند است لذا بدان خير اطلاق شده است. در آيه ی:‏ [وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ‏ الْخَيْرُ] (آل عمران/ آیه 26) ظاهراً خير به معنى اختيار است يعنى اختيار اين كارها در دست تو است. بر گزيدن و انتخاب را اختيار گوئيم زيرا شى‏ء برگزيده نسبت به‏ برگزيننده، دلپسند و مرغوب است، مثل: [وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ‏ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ/ روى علمي كه داريم آنان را بر مردم برگزيديم] (دخان/ آیه 32) و یا آیه ی:‏ [وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ‏ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى/ ‏و من تو را (براى مقام رسالت) برگزيدم اكنون به آن چه بر تو وحى مى ‏شود، گوش فرا ده] (طه/ آیه 13)».[3]
 
خیر، معروف، احسان، برّ
کلمه ی خیر در آیات و روایات با چند کلمه ی دیگر اشتراک معنوی دارد و دانستن این حقیقت دایره و وسعت مفهوم این کلمه را آشکار می سازد. خداوند متعال در قرآن کریم کلمه ی «خیر» را هم معنا و مترادف کلمه ی «معروف» قرار داده است. در سوره ی آل عمران آمده است: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آن ها همان رستگارانند.[4] با توجّه به این آیه ی شریفه خداوند متعال «خیر» و انواع خوبی را «معروف (شناخته شده شده)» نامیده و در مقابل، بدی ها و گناهان را «منکر (ناشناخته)» نام نهاده است. در کتاب المقاییس در باره ی معنای «معروف» نوشته شده است: «ریشه ی این واژه بر پیاپی بودن و پیوند دو چیز با یکدیگر دلالت می کند و معنایش آرامش و اطمینان است، معروف از آن رو چنین نامیده شده که دل ها با آن آرامش می یابد». لذا در روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله می خوانیم که حضرتش فرمودند: «دَعْ ما يُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ فَإِنَّ الخَيرَ طُمَأنينَةٌ و إنَّ الشَّرَّ ريبَةٌ». آن چه تو را به ترديد مى افكند، وا گذار و به سوى چيزى رو كن كه در تو ترديد نمى انگيزد؛ چرا كه نيكى، [مايه ی] اطمينان و آرامش است و بدى، [موجب اضطراب و] ترديد.[5] با توجّه به این نکته در باره ی معروف، گویا آیه ی مذکور اشاره به این مطلب دارد که فطرت سالم انسانی با خیر و نیکی مأنوس و با شرّ و بدی بیگانه است.[6]
خداوند تبارک و تعالی در سوره ی نحل می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ...». خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى ‏دهد.[7] مولا امیر المؤمنین علیه السّلام می فرمایند: «كُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ إِحْسَانٌ»‏. هر معروفی احسان است.[8] در سوره بقره نیز آمده است: «لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ». نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره ی قبله و تغيير آن باشد و همه ی وقت خود را مصروف آن سازيد)، بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه ی علاقه ‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى ‏كند، نماز را برپا مى ‏دارد و زكات را مى ‏پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى ‏كنند و در برابر محروميت ها و بيماري ها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى ‏دهند، اين ها كسانى هستند كه راست مى‏ گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اين ها هستند پرهيزكاران.[9]
در کتاب مجمع البحرین در باره ی معنی «برّ» آمده است: «البِرُّ- على ما قيل-: اسم جامع للخير كلّه». بِرّ –بنا بر آن چه گفته شده است- اسمی است که جامِع تمام (مصادیق) خیر است.[10] و در تفسیر آیه ای که گذشت نیز در باره ی «بِرّ» چنین نوشته اند: «" بِرّ" (بر وزن ضِدّ) در اصل به معنى توسعه است، سپس در معنى نيكي ها و خوبي ها و احسان، به كار رفته است، زيرا اين كارها در وجود انسان محدود نمى ‏شود و گسترش مى ‏يابد و به ديگران مى ‏رسد و آن ها نيز بهره‏ مند مى ‏شوند».[11] در باره ی «بِرّ» نیز همچون «خیر» در روایتی از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله چنین آمده است: «الْبِرُّ مَا طَابَتْ‏ بِهِ‏ النَّفْسُ‏ وَ اطْمَأَنَّ إِلَيْهِ الْقَلْبُ وَ الْإِثْمُ مَا جَالَ فِي النَّفْسِ وَ تَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ». نيكى آن است كه جان با آن پاکیزه و نیکو شده و دل با آن اطمينان پیدا کند و گناه آن است كه در نفس می چرخد و در سينه ترديد پديد می آورد.[12]
بنا بر این با در نظر گرفتن کلمه ی «خیر» به همراه کلمات هم معنی آن که عبارت اند از: «معروف»، «احسان» و «بِرّ»، دایره ی خیرات در آیات و روایات بسیار گسترده خواهد بود، به طوری که بررسی و جمع آوری آن احتیاج به تألیف کتابی مطوّل خواهد داشت.

درک فطری خیر و شر
هر كس با هر گرايش اعتقادى و چارچوب فكرى و مذهبى، و به طور فطرى، زيبايىِ «خير» و زشتىِ «شر» را تشخيص مى دهد. به بیان ديگر، شناختِ «خير» و «شر» با ذات و حقيقت فطرى انسان درآميخته است. آفرينش همه ی انسان ها بدين گونه است كه ذاتاً به «خير» تمايل دارند و از «شر» بيزارند. از اين رو امام صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه ی شريفه (سوره بلد/ آیه 10): «وَ هَدَيْنَـهُ النَّجْدَيْنِ/ او را به دو راه، هدايت كرديم» مى فرمايند: «نَجْدَ الخَيرِ وَ الشَّرِّ/ راه خير و راه شر».[13] اين هدايت، همان هدايتِ فطرى است كه قرآن در آيه اى ديگر، از آن به «الهام»، تعبير كرده است (سوره شمس/ آیه 7 و 8): «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا/ سوگند به آن كه نفْس را آفريد و فجور و تقوايش را به او الهام نمود».
«الهامِ تقوا» همان هدايت فطرى به سوى راه خير، و «الهام فجور»، همان هدايت فطرى به سوى راه شرّ است. (به این معنا که:) خداوند سبحان، انسان را به گونه اى آفريده كه مى تواند تقوا (خير) و فجور (شر) را تمييز دهد. از اين رو هر انسانى مى داند كه عدالت، نيكوست و ستم، زشت و بد است؛ احسان به ديگران، نيكوست و تجاوز به حقوق مردم، بد است. حال اگر اين شناخت و آگاهى از انسان گرفته شود، در واقع انسانيّت از او سلب شده و با حيوانات ديگر فرقى نخواهد داشت و به فرمايش امام على عليه السّلام: «مَن لَم يَعرِفِ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنزَلَةِ البَهيمَةِ»[14]، هر كس نيك را از بد باز نشناسد همچون حيوان است.[15]
 
خودآزمایی
1-«خیر» در لغت به چه معناست؟
2-فطری بودن معنای «خیر» را توضیح دهید؟
 
پی‌نوشت‌ها
[1] المصباح المنير ج ‏2 ص 185: الخِيْرُ بالْكَسْرِ الْكَرَمُ و الْجُودُ.

[2] ترجمه مفردات راغب ج ‏1 ص 643.  

[3] قاموس قرآن ج ‏2 ص 317.  

[4] سوره آل عمران/ آیه 104 (ترجمه مکارم).

[5] حكم النّبيّ الأعظم (المحمدي الري شهري) ج 4 ص 292.

[6] خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث (محمّدی ری شهری) ص 13 پاورقی 1 و ص 15.

[7] سوره نحل/ آیه 90 (ترجمه مکارم).

[8] عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 375.

[9] سوره بقره/ آیه 177 (ترجمه مکارم).

[10] مجمع البحرين ج ‏3 ص 218.   

[11] تفسير نمونه ج ‏1 ص 597.

[12] الجعفريات (الأشعثيات) ص 148.

[13] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏1 ص 163.

[14] همان ج 8 ص 24.

[15] خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث (محمّدی ری شهری) ص 13.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: