کد مطلب: ۳۱۲۲
تعداد بازدید: ۲۰
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۰۱:۳۰
حجاب و عفاف| ۵۰
اشتغال زنان در جامعه، بدون هماهنگی با ارزش های اسلامی و سنّت های دینی، اگرچه ممکن است در کوتاه مدّت تأثیر مثبتی در رشد تولیدات و سایر متغیّرهای اقتصادی داشته باشد، ولی اندک زمانی نخواهد گذشت که به ضرر همان اقتصاد جامعه خواهد شد

بررسی شبهات حجاب و عفاف(۶)


ج) تربیت عاطفی:


مادر به لحاظ روانی عاطفی سرشار از مهر و محبّت و صفا و صمیمیت است. چون ساختار وجودی مادر به گونه ای آفریده شده که قدرت جذب و انجذاب فوق العاده ای دارد و در ابراز احساسات و عواطف از توان بالایی برخوردار است. قدرت گیرایی مادران در سطح بسیار عالی قرار دارد که اگر درست استفاده شود در ایجاد پیوند خانوادگی و چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی و تربیت اولاد نقش سازنده ای خواهند داشت. مادر می تواند با رعایت اصول و قوانین اسلامی در سامان دهی امور خانواده و پرورش فرزند نقش مهمّی ایفا نماید؛ چرا که ویژگی عاطفی زنان بستر مناسبی است برای ایفای نقش مادری و تربیت اولاد و مهم ترین نقشی که از یک مادر انتظار می رود چیزی جز نقش تربیتی او نمی تواند باشد. یکی از جنبه های مهمّ نقش تربیتی مادر، نقش وی در پرورش عواطف فرزند است که آثار آن در اعمال و رفتار وی به زودی نمایان می گردد.
اسلام، ویژگی عاطفی روانی زنان را مورد توجّه خاص قرار داده و برای این جنبه از ابعاد وجودی آنان اهمّیّت فراوان قائل شده است. رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرْأَفُ‏ مِنْهُ‏ عَلَى‏ الذُّكُورِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ یُدْخِلُ فَرْحَةً عَلَى امْرَأَةٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا حُرْمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ». خداوند به زنان مهربان تر از مردان است و هیچ مردی نیست که زنی از محارم خود را شاد کند مگر این که خداوند تعالی او را روز قیامت شادمان خواهد کرد.[1] این توجّه ویژه ی خداوند به عواطف زنان، مسئولیت آنان را در برابر فرزندانشان نیز زیادتر می کند؛ چه این که ایشان باید فرزند را با تعادل عاطفی پرورش دهند و این حالت را در آن ها تثبیت و حفظ نمایند. بی مهری مادر مهم ترین عامل از بین بردن تعادل عاطفی فرزند است و چه بسا موجب افسردگی و پریشانی وی می گردد.
در بُعد تربیت عاطفی مادران، حضور پُررنگ و مشهود مادر در محیط خانه بسیار تأثیرگذار است. سال هاست در علم روانشناسی به اثبات رسیده است که فرزندان مخصوصاً در سنین پایین تر، همان طور که به آب و غذا نیاز دارند، به حضور مادر و آغوش گرم او نیازمندند، به طوری که نادیده گرفتن این نیاز در سنین کودکی موجب آسیب های جدّی روانی و جسمی در کودک می شود، تا جایی که آثار سوء آن تا پایان زندگی همراه او خواهد بود و برایش مشکلات عدیده ای را به همراه خواهد داشت. بارها برایمان اتّفاق افتاده و دیده ایم که وقتی فرزند خردسالی گریه می کند، تنها چیزی که او را آرام می سازد آغوش مادر است، یعنی هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند جای مادر را برای فرزند پُر کند. روانشناسان منشأ بسیاری از بیماری های روحی و روانی را به کمبودها و تربیت های نادرست دوران کودکی مرتبط می دانند و همین امر مراحل درمانی افراد را پیچیده تر می سازد. برای درک بهتر اهّمیّت این موضوع، خوب است با برخی از پیامدهای عدم حضور مادر در خانه، از نظر مشاورین و روان شناسان آشنا شویم:
«مادران شاغل اغلب به دلیل آن که بخش مهمّی از ساعات مفیدشان را در طول روز از فرزند جدا هستند، نمی توانند همانند مادران خانه دار به کودکان خود رسیدگی کنند، علاوه بر این، آن ها در کنار خستگی جسمی و ذهنی ناشی از کار، مسئولیت خانه و خانه داری را هم به دوش می کشند. از سوی دیگر، سپردن کودکان به مهد کودک هم چندان مورد تأیید کارشناسان نیست، چرا که به باور آن ها این کار ممکن است موجب بروز نابسامانی های روانی خاصّی در بزرگسالی شود. در ادامه چندین تاثیر مهم شاغل بودن مادران بر تربیت فرزندان را خواهید خواند.
* فاصله عاطفی از فرزند:
روانشناسان معتقدند کودکان به خصوص در سال ‌های نخستین زندگی، نیاز شدید عاطفی دارند و این نیاز تنها از سوی مادر تأمین می شود و از طریق هیچ فرد یا نهاد جایگزین دیگری تأمین نمی‌ گردد. با شاغل شدن زن که مهم ‌ترین نقش را در ایجاد تعادل عاطفی و روانی و پرورش فضایل در فرزند دارد، لطمه ی شدید روحی به کودک وارد می ‌شود.
* کاهش تبعیت پذیری فرزند از مادر:
هر مسئله ای که سبب دوری والدین از فرزندان شود، از میزان نفوذشان در آن ها کم می کند. اشتغال مادر نیز این دوری را پدید می آورد و به این صورت، بر تربیت صحیح فرزندان تأثیر می گذارد زیرا فرزند، دیگر حرف شنوی لازم را ندارد.
* رفتارهای تربیتی خارج از خط تعادل:
خستگی های روحی ناشی از اشتغال در خارج از منزل، گاهی سبب رفتار غیردوستانه و سخت گیری افراطی مادر می شود و گاهی هم مادر می کوشد تا ساعات نبودن خود را با هدیه یا نوعی باج دادن به فرزند جبران کند و این روند افراطی و تفریطی رفتار با فرزندان، تربیت او را دچار خدشه می کند.
* نظارت مستقیم نداشتن بر فرزندان و غفلت از نیازهای آن ها:
پرخاشگری و تمرکز نداشتن، اُفت تحصیلی و بحران های عاطفی در نوجوانی از نداشتن نظارت مستقیم والدین و به خصوص مادر بر فرزندان حکایت دارد و این مسئله نیاز به حضور و واکنش به موقع مادر در برابر رفتارهای فرزندان را بیشتر به رخ می کشد.
* تضعیف جایگاه پدر:
اشتغال مادر ممکن است نقش و جایگاه پدر را برای فرزندان پسر مخدوش کند. فرزندان چون می توانند بخشی از نیازهای مالی خود را از طریق مادر برطرف کنند، ممکن است نقش پدر را در منزل نادیده بگیرند و از کمک ها و راهنمایی های وی خود را بی نیاز بدانند و به مرور زمان، پدر در انزوا قرار گیرد.
* کم رنگ شدن نقش مادر به عنوان الگو برای دختران:
بی تردید نخستین الگوی دختر، مادر است. دختر در تعامل با مادر، خانه داری، کدبانوگری، شوهرداری، بچه داری و امثال آن را یاد می گیرد و به تدریج، بخشی از مسئولیت زندگی را در خانواده بر عهده می گیرد و خود را برای زندگی آینده آماده می کند؛ امّا حضور کمِ مادر در خانه و کانون خانواده، این الگو را بی رمق می سازد.
* دوگانگی در تربیت فرزندان:
در طول زمانِ حضور در محل کار، مادر مجبور است فرزند یا فرزندان خود را به مهد کودک یا به افراد دیگری از فامیل مثل خاله یا مادر بزرگ بسپارد. این در حالی است که الگوهای تربیتی مادر با ایده ها و روش های تربیتی مربّیان مهدها و دیگران متفاوت خواهد بود و فرزندان با حالتی دوگانه در رفتار و افکار و ارزش ها رشد خواهند کرد».[2]
د) تربیت عقلانی:
عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که اگر شکوفا گردد، توان آن را دارد که خوب را از بد و خیر را از شر تشخیص دهد و صاحبش را به سعادت و خوش بختی برساند. تربیت این بخش از نیروی درونی انسان، وظیفه ی اولیا و مربیان است که باید بدان توجّه کنند و در درجه اوّل اهمیت قرار دهند. انبیاء الهی همه برای تربیت عقلانی آمدند و در این مسیر حرکت کردند و تا آن جا که توانستند به وظیفه ی خود عمل نمودند. امام علی علیه السّلام در خطبه ی اوّل نهج البلاغه می فرمایند: «وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏». خداوند پیامبران خود را پی در پی اعزام کرد تا توانمندی های پنهان عقل ها را آشکار سازند.
از کلام حضرت چنین بر می آید که عمده ی هدف انبیاء تربیت عقلانی بشر بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم مکرر به این مسئله اشاره فرموده و تربیت عقلانی را در آیات متعدد مورد تأکید قرار داده است: «كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ». این چنین، خداوند آیات خود را براى شما شرح مى ‏دهد شاید اندیشه كنید.[3] مادران، در تربیت عقلانی فرزندانشان نقشی بسزا دارند. آن چه مهم است، شیوه ی اجرای فرایند تربیت عقلانی است که باید مورد توجّه مادران قرار گیرد. اتّخاذ روش مناسب در شکوفا سازی نیروی اندیشه و تعقّل فرزندان بسیار اثر گذار می باشد. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشویق، تفریح و گردش و بازدید از باغ و بوستان و گل ها و شکوفه های رنگارنگ و توجّه دادن فرزندان به آفریدگار جهان از روش های مؤثّر در پرورش عقل و اندیشه آنان است. ملاحظه می کنید از آن جایی که پدر برای تأمین معیشت خانواده، ناگزیر است تا ساعت های زیادی را خارج از منزل مشغول کار و فعّالیّت شود، لذا این تنها مادر است که با انگیزه و عاطفه ی بی نظیر خود، می تواند در جهت تحقّق این امور اقدام کند و انرژی بگذارد، حال اگر مادر نیز وقت خود را در خارج از خانه، به هر دلیلی سپری کند، این امر موجب تضییع حقّ فرزندان شده و اثر سوء خود را بر جای خواهد گذاشت.
ه) تربیت جنسی:
تربیت جنسی عبارت است از فراهم آوردن زمینه ی رشد متناسب غریزه جنسی، همراه با رشد دیگر جنبه های جسمی و معنوی انسان، و نیز پیشگیری از انحرافات و لغزش های مربوط به آن. از آن جا که حیات جنسی انسان از بدو تولّد شروع می شود و به تدریج رشد و نمو پیدا می کند و کم کم خود را نشان می دهد، مادر می تواند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کند و روش هایی را در تربیت فرزند به کار گیرد که رشد جنسی وی به صورت طبیعی و توأم با افزایش شناخت دینی و اخلاقی باشد. وظیفه ی مادر نسبت به تربیت فرزند، به ویژه تربیت جنسی او بسیار سنگین است؛ چرا که از کودکی اگر مواظبت های جنسی و آموزش هایی در مورد آن داده نشود، ممکن است با فرا رسیدن دوران بلوغ، کار از کار بگذرد و توصیه های تربیتی دیگر اثری بر او نداشته باشد. مادر از همان آغاز باید به این امر توجّه داشته باشد و فضای خانه را به گونه ای آماده سازد که کم ترین نشانه ای از تحریکات جنسی در آن مشاهده نگردد. روشن است که مادر در این مسائل نقش اساسی دارد.
این تنها گزیده ای بود از نقش مادر در تربیت فرزندان سالم و صالح. اگر تاریخ زندگی رهبران و شخصیت های بزرگ دنیا را در گذشته و حال مطالعه کنیم، خواهیم یافت که اغلب آن ها از همین خانه های به ظاهر محقّر ظهور کرده اند، و این نقش مادران در تربیت چنین افرادی است که جای هیچ گونه تردیدی ندارد. امام خمینی «ره» می فرماید: «یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امّت را نجات بدهد و ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امّت بشود».[4]
 
نتیجه بحث
بنا بر این از هر جهت واضح است که حضور کم‌تر زنان در اجتماع و در عوض حضور پُررنگ ایشان در خانه، نشانه ی تبعیض و ناعدالتی در حق آن ها نیست، بلکه مقتضای طبیعت و وظیفه ی پُرارزش و خطیری است که خداوند متعال در ظرف وجودی و استعدادهای ایشان قرار داده است. در واقع قرار گرفتن بانوان در محیط مناسب با شأن و طبیعت و نیاز به ایشان، عین رفتار عادلانه ای است که ثمرات فراوان و بی نظیری به همراه خواهد داشت. عین همین اشکال را به شکل معکوس نیز می توان مطرح کرد که چرا مردان باید در خارج از خانه با مشقّت های فراوان برای تأمین معیشت خانواده کار کنند و چرا خداوند متعال تأمین خرجی و نفقه ی خانواده را بر عهده ی ایشان واجب کرده است؟ پاسخ این سؤال همان است که در باره ی بانوان مطرح شد، چون اقتضاء توان و ظرفیت جسمی و روحی مردان، کارهای سنگین خارج از خانه و یا جهاد در میدان نبرد است و لذا فعّالیّت او در این عرصه نیز عین عدالت و مصلحت می باشد.
پس این چنین نیست که زنی اگر غیر از این سه وظیفه ی مهم، شغلی بیرون از خانه نداشته باشد بیکار تلقّی شود و یا انرژی اش در خانه هدر رود. بلکه او به تنهایی در محیط خانه، با انجام درست این سه وظیفه ی مهمّ و اصولی، در حال آبادانی جامعه و کشور خود در زمینه های مختلف است که تنها از او این کار بر می آید و اگر او از پسِ این وظیفه به درستی برنیاید، تمام تلاش های مردان نقش بر آب شده و نتیجه ی لازم هرگز به دست نخواهد آمد.
از سوی دیگر این بدان معنا نیست که زنان حقّ حضور در محیط خارج از منزل را ندارند و مثل یک زندانی در اسارت به سر برند، بلکه اصولاً یک زن مسلمان آن چنان که از آیات و روایات فهمیده می شود، در صورت حصول برخی از شرایط بسیار مهمّ، می تواند در بیرون از خانه حضور پیدا کرده و یا حتّی مشغول کار شود و آن شرایط عبارتند از: 1- نوعی ضرورت و یا فایده ی عقلانی نسبت به حضور وی در جامعه و یا اشتغال در برخی از شغل های اجتماعی وجود داشته باشد. مثل اشتغال در رشته ی دکتری زنان و اموری از این دست که برای برآمدن نیازهای ضروری بانوان، به آن احتیاج است. 2- انتخاب شغل و یا حضور در خارج از منزل، مانع از موفّقیت وی در سه وظیفه ی اصلی او (که ذکر شد) نگردد. 3- محیط جامعه و محیط اشتغال، برای حضور یک زن مسلمان، باید کاملاً مطمئن، مطلوب و قابل اعتماد باشد. 4- تمامی مرزها و محدودیّت های شرعی، اعمّ از حجاب و عفّت را مراعات کند.
مطلب دیگر آن که امروزه حتّی اندیشمندان و اقتصادانان غربی هم خود به این نتیجه رسیده اند که تنها آن سیاستی می تواند در فرایند رشد و توسعه ی یک جامعه کاراتر و موفّق تر از همه باشد که بتواند همه ی ابعاد یک اجتماع اعمّ از فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، و غیره را مدّ نظر داشته باشد. و اگر احیاناً سیاستی اتّخاذ شد که تنها به بُعد اقتصادی جوامع، صرف نظر از سایر ابعاد التفات داشت، چنین سیاستی نه تنها به نفع جامعه نخواهد بود، بلکه در بلند مدّت حتّی بُعد اقتصادی توسعه را هم دچار مشکل خواهد کرد، و این همان ناهمگونی موجود در جهان غرب و اروپاست که امروزه خود آنان را نیز مضطرب ساخته است، به گونه ای که گاهی خودشان هم بدین مسأله اعتراف می کنند، و معتقدند که باید برای رهایی از این وضعیّت ناهمگون، توجّه جامعه را به سوی یک حقیقتی معنوی و دادگاهی درونی سوق دهند.
بنا بر این اشتغال زنان در جامعه، بدون هماهنگی با ارزش های اسلامی و سنّت های دینی، اگرچه ممکن است در کوتاه مدّت تأثیر مثبتی در رشد تولیدات و سایر متغیّرهای اقتصادی داشته باشد، ولی اندک زمانی نخواهد گذشت که به ضرر همان اقتصاد جامعه خواهد شد، آن گاه که تبعاتی همچون: فساد فرهنگی، سستی کانون های خانواده، ضعف عاطفه ها در فرزندان، و ... نمود بیشتری در جوامع پیدا کنند، و در نهایت انگیزه و اراده ی کار و فعّالیّت را به طور کلّی از مردم جامعه و به طور خاص از نیروهای جوان آن بستاند.
همچنین بسیاری از زنان مسلمان و محجّبه، مخصوصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در عمل نشان داده اند که حجاب، هیچ گونه منافاتی با طیّ مراحل رشد و ترقّی و تحصیل و غیره ندارد، بلکه حتّی نوعی امنیّت هم برای آن ها در مراکز تحصیلی و یا اشتغال ایجاد می کند، به شرطی که آن شرایط مذکور در محیط اشتغال زن موجود باشد و خود آن شغل هم متناسب با شرایط روحی و جسمی زن باشد.[5]
 
خودآزمایی
1- دو جهت از جهات مختلف نقش تربیتی مادر در فرزندان را بیان کنید؟
2- چهار مورد از پیامدهای عدم حضور مادر در خانه را نام برید؟

 
پی‌نوشت‌ها
[1] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏6  ص 6.

[2] https://www.mashreghnews.ir/news/303515

[3] سوره بقره/ آیه 242 (ترجمه مکارم).

[4] برگرفته از: مجله شمیم یاس، خرداد 1386، شماره 51، «مادر معمار تربیت؛ به انگیزه روز مادر». [برداشت از: پایگاه اطّلاع رسانی حوزه].

[5] برگرفته از کتاب: حجاب برتر (بررسی جایگاه چادر در حجاب اسلامی) ص 141 تا 144.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: