کد مطلب: ۳۱۲۳
تعداد بازدید: ۶۶۰۱
تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۹۸ - ۰۷:۳۱
حجاب و عفاف|۵۱
اسلام نمى ‏گويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوى بروز استعدادهاى او را گرفت. مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد.

بررسی شبهات حجاب و عفاف(۷)


در پاسخ شبهه قبل به تفصیل بیان کردیم که تکلیف حجاب و عفّت ورزی برای زنان، مطابق با عدالت، و مصالح فردی و اجتماعیِ بانوان، خانواده ایشان و سایر افراد جامعه است و در این رابطه هیچ گونه ظلم و اجحافی در حقّ ایشان صورت نگرفته بلکه حجاب و عفاف موهبتی است از ناحیه خداوند متعال که موجب ثمرات و برکات فراوانی می شود. امّا در تکمیل مباحث گذشته خوب است به بیان این نکته بپردازیم که حجاب زنان نه تنها مانع از بروز استعدادهای ایشان و موجب رکود میادین علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه نیست، بلکه کاملاً در جهت رشد و تقویت آن ها قدم بر می دارد.
 

طرح شبهه


برخی (با هر انگیزه و دلیلی) اعتقاد دارند که رعایت حجاب و عفاف سبب ركود و تعطيل استعدادها و فعاليت هايى است كه خداوند در وجود زنان قرار داده است، چراکه زن نيز مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد است. اين استعدادها قطعاً بيهوده نيست بلکه به او داده شده تا به منصه ظهور برسد و به بار بنشیند. اساساً هر استعداد طبيعى دليل يك حق طبيعى است. وقتى در آفرينش به يك موجود استعداد و لياقت كارى داده شد، اين به منزله سند و مدركی است كه وى حق دارد استعداد خود را به فعليّت برساند، و منع كردن از آن ظلم است. چرا مى ‏گوييم همه افراد بشر اعمّ از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را براى حيوانات قائل نيستيم؟ براى اين كه استعداد درس خواندن در بشر وجود دارد ولی در حيوانات وجود ندارد. در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و محروم ساختن او از اين كارها برخلاف عدالت است.
بنا بر این بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است، خيانت به اجتماع نيز مى ‏باشد. هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطّل و بى ‏اثر بماند، به زيان اجتماع است. عامل انسانى، بزرگ ترين سرمايه اجتماع است. زن نيز انسان است و اجتماع بايد از كار و فعّاليّت اين عامل و نيروى‏ توليد او بهره مند گردد. فلج كردن اين عامل و تضييع نيروى نيمى از افراد اجتماع، هم برخلاف حقّ طبيعى و فردى زن است و هم برخلاف حقّ اجتماع.
 

پاسخ شبهه


شهید مطهری در پاسخ این اشکال جملات سودمندی دارند که خلاصه آن را تقدیم می کنیم: اسلام نمى ‏گويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوى بروز استعدادهاى او را گرفت. مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد. به همين جهت به زن اجازه نمى ‏دهد كه وقتى از خانه بيرون مى ‏رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمى ‏دهد كه چشم چرانى كند. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى ‏كند، موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى ‏باشد.
اگر مرد تمتّعات جنسى را منحصر به همسر قانونى خود كند و تصميم بگيرد همين كه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، ديگر درباره اين مسائل نينديشد، قطعاً در اين صورت بهتر مى ‏تواند فعّال باشد تا اين كه همه فكرش متوجّه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنّازى و آن عشوه‏ گرى باشد و دائماً نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود. آيا اگر زن، ساده و سنگين به دنبال كار خود برود براى اجتماع بهتر است يا آن كه براى يك بيرون رفتن، چند ساعت پاى آئينه وقت خود را تلف كند و زمانى هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجّه خود سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتى هوسباز و چشم چران و بى ‏اراده تبديل كند؟
عجبا! به بهانه اين كه حجاب، نيمى از افراد اجتماع را فلج كرده است، با بى‏ حجابى و بى ‏بند و بارى نيروى تمام افراد زن و مرد را فلج كرده ‏اند. كار زن پرداختن به خودآرايى و صرف وقت در پاى ميز آرایش براى بيرون رفتن، و كار مرد چشم چرانى و شكارچى‏ گرى شده است. آن كه اسلام نمى ‏خواهد اين است كه زن به صورت موجود مهملى درآيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد.
نوعی فعاليت اقتصادى رايج شده است كه بايد آن را ثمره بى ‏حجابى دانست و آن اين است كه بنكدار به جاى اين كه بكوشد جنس بهتر و مرغوب تر براى مشتريان خود تهيه كند، يك مانكن را به عنوان فروشنده مى ‏آورد، نيروى زنانگى و سرمايه عصمت و عفاف او را استخدام مى ‏كند و وسيله پول درآوردن و خالى كردن جيب ها قرار مى ‏دهد. يك فروشنده بايد كالا را همان طورى كه هست به مشترى ارائه دهد ولى يك دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژست هاى زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسى خود مشترى را جلب مى‏ كند. بسيارى از افراد كه اصلًا مشترى نيستند براى اين كه چند دقيقه با او حرف بزنند يك چيزى هم مى‏ خرند. آيا اين فعّاليت اجتماعى است؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبردارى و رذالت؟
غريزه خودآرايى و شكارچى‏ گرى در زن غريزه عجيبى است. واى اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مدسازان و طرّاحان نواقص كار آنان را برطرف كنند و مصلحين اجتماع! هم تشويق كنند. اگر دختران در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، كفش ساده به پا كنند، با چادر يا با پالتو و روسرى كامل به مدرسه و دانشگاه بروند، آيا در چنين شرايطى بهتر درس مى ‏خوانند يا با وضعى كه مشاهده مى ‏كنيم؟[1]
پس ملاحظه می کنیم که اسلام عزیز با وضع قوانین حجاب و عفاف برای مردان و زنان (مخصوصاً بانوان گرامی) در صدد آن است که با کنترل غرایز و حفظ سلامت افراد و جامعه، از هدر رفتن نیروها و استعدادها جلوگیری کند و بستر شکوفایی آن و رشد و تکامل افراد را فراهم سازد. در واقع درست آن است که اشکال مطرح شده را به سمت کسانی نشانه بگیریم که مخالف حجاب و عفاف بوده و طرفدار ترویج برهنگی و ولنگاری در جامعه هستند، زیرا این بلیّه موجب نابسامانی هایی می شود که توجّه و تمرکز آحاد جامعه را منحرف ساخته و بستر بی دقّتی ها و ناشکوفایی در استعدادها و نیروی افراد را به دنبال خواهد داشت. همین نکته اندیشمندان غرب را بدین واداشته که برای کنترل غرایز و رهایی از جنایات مختلفی که بر اثر عدم رعایت عفاف و حجاب به وجود آمده است، به دنبال راهی باشند، چنان که پیش از این به گوشه ای از قوانین موجود در برخی از دانشگاه های معتبر دنیا اشاره کردیم.
آری حجاب و عفّت ورزی قانون عادلانه ای است که از ترویج جنایات ها و ستم های فراوانی که دامن گیر دنیای غرب شده جلوگیری می کند و فضای سالمی را برای فعّالیّت و رشد و شکوفایی نیروها و استعدادها (چه در باره مردان و چه زنان) فراهم می سازد. خدا را شکر می کنیم که در پرتو ایمان به خدا و تبعیّت از مکتب قرآن و عترت، با مفاهیم بلند و مترقّی ای چون حجاب و عفاف آشنا شدیم و از آلودگی های فحشا و منکر و زندگی حیوانی و غیر اخلاقی مصون و محفوظ ماندیم.
 

شبهه پاکی دل


یکی از توجیهات برای ترک تکالیف الهی، شبهه ی: «پاکی دل» است، به این معنا که برخی واجبات الهی را ترک گفته و مرتکب محرّمات می شوند و وقتی در صدد توجیه رفتار ناشایست خود بر می آیند، از این جمله استفاده می کنند: «باید دل انسان پاک باشد». حال اوّلین سؤالی که ذهن انسان آزاده و حق بین را به خود مشغول می سازد آن است که: پاکی دل چگونه به دست می آید؟ آیا پاک شدن و خلوص پیدا کردنِ دل از آلودگی ها، نیاز به تدبیر و عملی از سوی انسان ندارد؟ آیا خود به خود دل انسان پاک می شود؟
 

دنیای علّت و معلول


هر انسان اندیشمند و باسواد، بلکه هر عاقلی تصدیق می کند که دنیا دارای قوانین محکم و ثابتی است که این قوانین بنیان علوم را تشکیل می دهد. به بیان دیگر اگر تمام پدیده ها و امور مختلف عالم کاملاً اتّفاقی و بدون دلیل و علّت بود، امروزه ما از هر گونه دانشی محروم بودیم. تصوّر کنید اگر بیماری ها بدون سبب بودند و کاملاً اتّفاقی پدید می آمدند، هیچ گاه بشر قادر به کشف علم پزشکی و شناخت و درمان بیماری ها نبود و همین طور علوم دیگر. بنا بر این قانون علّت و معلول در دنیا، چیزی است که برای کسی قابل تردید نیست. هر چه اتّفاق افتاده، یا الآن در حال وقوع است و یا در آینده حاصل می شود، معلول علّتی است که آن را به وجود می آورد.
حال به بحث خود باز می گردیم، پاکی دل و خلوص آن از آلودگی ها، معلولی است که حتماً علّتی برای پیدایش خود دارد. یعنی انسان باید کاری کند تا دلش پاک شود. خداوند متعال راه های اصلاح نفس و پاک شدن دل از رذایل اخلاقی را توسّط کتاب آسمانی و فرستادگان خود به بشر آموخته است. یکی از این راه ها رعایت حریم حجاب و عفّت است. در واقع خداوند حکیم به انسان ها آموخته که با زینت حجاب و عفّت، دامن خود و دیگران را از آلوده شدن به فحشا و بی بند و باری، خیانت، جنایت، فروپاشی نظام خانواده، ظلم در حق فرزندان و دیگران و ...، و هزاران ظلم و جنایت دیگر محفوظ بدارند و بدین وسیله زمینه پاکی دل را فراهم آورند. چگونه می توان تصوّر کرد که زنی با پوشش محرّک و مهیّج خود موجب انحراف و فساد عدّه ای شود و بدین وسیله زندگی هایی را به آتش کشیده و محیط اجتماعی را آلوده و متزلزل سازد، بعد همچنان از دلی پاک و نورانی برخوردار باشد؟! هیچ عقل و منطقی این کلام را نمی پذیرد.
 

اعمال انسان آئینه دل اوست


اساساً قلب پاک و دل نورانی آثار خود را در اعمال و رفتار انسان به نمایش می گذارد، چنان که از زمان های قدیم این مَثَل شهرت یافته است: «از کوزه همان برون تراود که در اوست». یعنی رفتار ناشایست حکایت از ضمیری ناآرام و آلوده دارد و رفتار نیکو و پسندیده، از دلی پاک و نورانی خبر می دهد. قرآن کریم در سوره اعراف می فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ». و سرزمين پاك، گياهش به اذن (تكوينى) پروردگارش (فراوان و پربار) بيرون مى ‏آيد، و آن (سرزمينى) كه پليد است (گياهش) جز اندك و بى ‏خير بيرون نمى ‏آيد (از طينت انسانى پاك، باورها و ملكات و كارهاى زيبا، و از طينت پليد، عقايد و صفات و اعمال پليد برمى ‏خيزد). اين چنين ما آيات (توحيد خود) را گوناگون مى‏ آوريم براى گروهى كه سپاس مى‏ گزارند.[2]
در سراسر قرآن کریم همیشه کلمه ایمان در کنار عمل صالح ذکر شده است: «وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ...». به عصر سوگند، * كه انسان ها همه در زيانند * مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده ‏اند.[3] ایمان همان باور قلبی است که اثرش در اعمال و رفتار انسان هویدا می شود. میان ایمان و عمل صالح رابطه ناگسستنی وجود دارد. هر قدر ایمان قوی تر باشد موجب ارتقاء عمل صالح می شود و به همین شکل، به هر میزانی که عمل صالح تقویت گردد، موجب ازدیاد نور ایمان در جان انسان می شود، به عبارتی ایمان و عمل صالح در ارتباط مستقیمی که باهم دارند، موجب تقویت یکدیگر می شوند و وجود یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست.
هر انسانی که در اطاعت از فرامین الهی کوتاهی می کند، حاکی از ایمان ضعیف اوست و هر مقدار که این عصیان بیشتر باشد، میزان ضعف ایمان و ظلمت دل بیشتر است. مولا امیر المؤمنین علیه السّلام می فرمایند: «لِكُلِ‏ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ‏ عَلَى مِثَالِهِ فَمَا طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَا خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ». برای هر ظاهری باطنی همانند آن است، پس هرچه ظاهرش پاک باشد، باطن او نیز پاک است و هرچه ظاهرش خبیث و آلوده باشد، باطنش نیز آلوده است.[4] همچنین در جای دیگر نیز فرمودند: «مَنْ حَسُنَتْ سَرِيرَتُهُ حَسُنَتْ عَلَانِيَتُهُ». هر کس باطن او نیکو باشد، ظاهرش نیکو خواهد بود.[5] آری نمی شود ظاهر فرد شیطانی باشد و باطنش رحمانی. نمی شود در عمل ویران کننده افراد، خانواده ها و اجتماع باشد و در دل غرقِ نورانیّت و صفا.
 

خودآزمایی


1- آیا حجاب و عفّت ورزی بانوان مانع از شکوفایی استعدادهای ایشان و رشد و ترقّی جامعه است؟
2- آیا می توان با ارتکاب اعمال ناپسند، دل پاکی داشت؟ با ذکر آیه و حدیث توضیح دهید.
 

پی‌نوشت‌ها


[1] برگرفته از: مجموعه‏ آثار استاد شهيد مطهرى (مسأله حجاب) ج ‏19 ص 450 تا 454.

[2] سوره اعراف/ آیه 58 (ترجمه مشکینی).

[3] سوره العصر/ آیه 1 تا 3 (ترجمه مکارم).

[4] عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 401.

[5] همان ص 431.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: