کد مطلب: ۳۲۴۴
تعداد بازدید: ۲۰
تاریخ انتشار : ۰۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۹
پندهای جاویدان| ۱۷
گر چه حجّاج از وجدان و انصاف و عاطفه فرسخ‌ها دور بود؛ ولی به مصداق «رَمْيُ مِنْ غَيْرِ رَامَ: گاهی ناآشنای به تیراندازی، تیرش به هدف می‌خورد.» از حُرّه خوشش آمد و جواب‌های او را پسندید و او را با بخشیدن جایزه زیادی تحسین نموده و آزاد کرد.

داستان‌های آموزنده|۹


شیر زنی نزد دشمن سرسخت على(ع)


حُرّه دختر حلیمه سعدیّه (خواهر رضاعی پیامبر) روزی بر حجّاج[1] وارد شد.
حجّاج از طرز ورود و بی‌اعتنائی حُرّه، درک کرد که او بانوی عادی نیست. اندکی تأمّل کرد، سپس پرسید: حُرّه، دختر حليمه، تو هستی؟
حُرّه: «فِرَاسَةَ مِنْ غَيْرَ مُؤْمِنُ: کنایه از این ‌که گرچه تو مؤمن نیستی، در عین‌ حال با هوشیاری مربوط به ایمان مرا شناختی.
حجّاج: مدّت‌ها در انتظار دیدار تو بودم؛ به من خبر رسیده، که تو علی(ع) را از اصحاب پیغمبر بهتر می‌دانی، و بر ابوبکر، عمر و عثمان، ترجیح می‌دهی!
حُرّه: به شما دروغ گفته‌اند؛ زیرا من علی(ع) را بر افرادی که از آنان (خلفاء ثلاثه) افضل می‌باشند برتر می­دانم.
حجّاج: منظورت را روشن‌تر بیان کن! کیست که از اصحاب پیغمبر بهتر باشد؟!
حُرّه: بهتر از اصحاب پیغمبر کسان بسیاری چون آدم، نوح، لوط، ابراهیم، موسی، داود، سلیمان و عیسی(ع) ما هستند.
حجّاج: وای بر تو! اکتفا نکردی که علی(ع) را از اصحاب برتر بدانی، پا را فراتر گذاشتی و او را در ردیف پیامبران بزرگ، بلکه بالاتر و بهتر از آنان دانستی، اگر دلیل و برهان قاطعی بر این ادّعا نیاوری گردنت را می­زنم!
حُرّه، با کمال بردباری و شهامت با ارائه سند محکم و استوار از قرآن، چنین آغاز به سخن کرد: «من او را برتر نمی‌دانم، بلکه خداوند در قرآن او را برتر دانسته است.»
 قرآن درباره «آدم» می‌فرماید:
«وَ عَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى: آدم عصیان (ترک اولی) پروردگار کرد و گمراه شد.»[2]
 و درباره على(ع) (و افراد خانواده آن حضرت) می‌فرماید:
«وَ كَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً: سعی و کار شما مورد ستایش است.»[3]
 خداوند آدم را در بهشت آزاد گذارد، او را با همسرش از یک درخت ممنوع کرد و فرمود:
«وَ لَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ: نزدیک این درخت نروید.»[4]
 ولی آدم با همسرش به سراغ آن درخت گندم رفتند و از آن خوردند. امّا علی(ع) با وجودی که تمام نعمت‌ها بر او حلال بود از نان گندم نخورد.
غلام پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ!/ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: آفرین بر بیان تو ای حُرّه قبول کردم، ولی دلیل تو به برتری على(ع) بر نوح و لوط چیست؟
حُرّه: قرآن می‌گوید:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ:
خداوند زن نوح و زن لوط را به‌ عنوان مثل کافران آورد که همسران دو پیغمبر بودند، و به آن دو بزرگوار خیانت کردند. حضرت نوح و لوط (گرچه پیامبر هستند) باعث رفع عذاب از آن‌ها نخواهند شد و در روز قیامت به آن دو زن خطاب می‌شود. به همراه آنان که در میان آتش‌اند داخل آتش شوید.»[5]
ولی حضرت علی بن ابیطالب را همسری است که خشنودی او خشنودی خدا است و خشم او خشم خداست، اگر فاطمه(ع) از کسی راضی نبود خدا از او راضی نخواهد شد.
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: آفرین بر بیان آمیخته به استدلالت ای حُرّه! قبول کردم، اما دلیل تو بر فضیلت على(ع) بر ابراهیم چیست؟
حُرّه: خداوند در قرآن مجید از گفته ابراهیم(ع) چنین حکایت می‌کند:
«وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي:
هنگامی ‌که ابراهیم مرده‌ای را دید که درّندگان صحرایی و هوایی و حیوانات دریایی از آن می‌خورند، با دیدن چنین منظره‌ای و تصوّر این ‌که اجزاء بدن مرده جزء بدن خورندگان می‌شود، چگونه در قیامت زنده می‌شود؟ و خواست این مشکل (شبهه آکل و مأكول که در علم کلام مطرح می‌باشد) برایش روشن‌تر گردد، گفت: پروردگارا به من بنمایان! که چگونه مردگان را زنده می‌کند؟ خطاب رسید آیا ایمان نیاورده‌ای؟
عرض کرد: «ایمان آورده‌ام ولی می‌خواهی دلم سرشار از اطمینان و یقین گردد.»[6]
ولی حضرت علی(ع) درباره یقین، جمله‌ای فرموده که دوست و دشمن او این سخن را از او نقل کرده‌اند، که «لَوْ کُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتَ يَقِيناً: اگر همه پرده‌های غیب برداشته شود بر يقين من چیزی اضافه نمی­گردد.»[7]
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: آفرین بر تو ای حرّه! بسیار خوب. امّا دلیل تو بر بهتر بودن على(ع) بر موسی چیست؟
حُرِّه: موسی هنگامی‌ که در مصر دشمن شیعه خود را کشت و صحنه‌های ظلم را می‌دید و دفاع از مظلوم می‌نمود، به او خبر دادند که طرفداران فرعون تصمیم دارند که وی را به قتل برسانند، «فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ: موسی از مصر خارج شد، و به ‌سوی مَدیَن رفت در حالی ‌که خوف داشت که به او برسند و او را بکشند.»[8]
 ولی حضرت علی(ع) در «ليلة المبيت» به‌ جای پیغمبر خوابید و در بستر رسول اکرم آرمید و جان خود را بی‌تشویش فدای پیغمبر کرد، در حالی‌ که صددرصد خطر داشت، خداوند در قرآن این فداکاری آن بزرگوار را چنین تقدیر کرد:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ:
پاره‌ای از مردم هستند که جان خود را برای طلب رضای خدا می‌فروشند.»[9]
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرّه: آفرین به تو ای حرّه! امّا دلیل بر افضلیّت علی(ع) بر داود(ع) چیست؟
حرّه: خداوند به داود(ع) فرمود: «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ: ای داود ما تو را خلیفه زمین قرار دادیم، بین مردم به‌ حق داوری کن.»[10] ولی داود(ع) در مورد حادثه‌ای، قضاوتی نمود، امّا پسرش سلیمان قضاوت دیگر، و خداوند قضاوت سلیمان را پذیرفت، چنان که در آیه ۷۹ سوره انبیاء آمده است. ولی پیامبر در شأن على(ع) فرمود:
«اَفْضَلُكُم وَ اَعْلَمُكُم وَ اَقْضاكُمْ عَلِيٌّ:
على(ع) برترین و داناترین و درست‌ترین قاضی در قضاوت می‌باشد.»
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: اینک بگو دلیل تو به برتری علی(ع) بر سلیمان(ع) چیست؟
حرّه: خداوند در قرآن از قول سليمان(ع) نقل مي‌كند كه به خدا عرض كرد: «رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي:
پروردگارا! ملك و سلطنتي به من عنايت فرما كه سزاوار احدي پس از من نباشد.»[11]
ولي على(ع) درباره دنیا می‌فرماید: «هَيْهاتَ! غُرّي غَيْري لا حاجَةَ لِي فِيْكِ قَدْ طلَّقْتُكِ ثَلاثاً لا رَجْعَة فِيهَا:از من دور شو! غير مرا فریب بده! من نیازی به تو ندارم! من تو را سه‌طلاقه‌ای که رجوعی در آن نیست نموده‌ام.»[12]
برو این دام بر مرغ دگرنه/ که عنقا را بلند است آشیانه
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: بسیار خوب گفتی ای حرّه! به چه دليل على(ع) را بر عیسی(ع) ترجیح می‌دهی؟ حرّه: قرآن می‌فرماید:
«وَ إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ لاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ:
خداوند (در روز قیامت) خطاب به عیسی نموده و می‌فرماید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا -جز خدای بی‌همتا- اخذ کنید؟ عیسی عرض کرد: منزّهی تو، جایز نیست که به غیر حقّ بگویم اگر چنین گفتم تو عالم هستی، و به باطن من آگاهی داری ولی من به تو آگاه نیستم، تو دانای به تمام غیب‌ها هستی.»[13]
 روی این حساب، قضاوت بر معتقدین به این ‌که عیسی(ع) و مادرش دو خدا هستند به ‌روز قیامت واگذار شد.
ولی گروهی قائل به خدایی علی(ع) شدند و درباره آن حضرت غلوّ کردند، آن بزرگوار آنان را مجازات می‌فرمود و تنبیه می‌کرد.
حجّاج: أَحْسَنْتَ یا حُرِّه: بسیار خوب ای حُرّه!
گر چه حجّاج از وجدان و انصاف و عاطفه فرسخ‌ها دور بود؛ ولی به مصداق «رَمْيُ مِنْ غَيْرِ رَامَ: گاهی ناآشنای به تیراندازی، تیرش به هدف می‌خورد.» از حُرّه خوشش آمد و جواب‌های او را پسندید و او را با بخشیدن جایزه زیادی تحسین نموده و آزاد کرد.[14]
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] . حجّاج بن یوسف ثقفی یکی از ننگین‌ترین افرادی است که اگر او را از یزید خون آشام‌تر بنامیم گزاف نگفته‌ایم. در ظلم و جور و دشمنی با حضرت علی و محبّان و فرزندان حضرت و ... هم کاسه یزید است. او در زمان حکومت عبدالملک بن مروان، حاکم کوفه بود، و سپس در حدود بیست سال حکومت کوفه و بصره را داشت. سعید بن جبیر آن مرد بزرگ و دانشمند مفتر و کمیل بن زیاد آن زاهد گرانمایه و صاحب سرّ على، و قنبر غلام وفادار آن حضرت را، به دستور حجّاج کشتند.
[2] . سوره دهر آیه ۲۲ - شأن نزول این آیه شریفه این است که افراد خانواده علی(ع) سه روز روزه گرفتند، روز اول هنگام افطار غذای خود را به گرسنه مسکین، و روز دوم به يتيم، و روز سوم به اسیر درمانده دادند. (به داستان ۲۳ رجوع شود)
[3] . سوره طه، آیه ۱۲۱.
[4] . سوره بقره، آیه ۳۵.
[5] . سوره تحریم، آیه ۱۰.
[6] . بقره، آیه ۲۶۰.
[7] . این سخن از علی(ع) در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۲۰۲ آمده است.
[8] . سوره قصص، آیه ۲۱
[9] . سوره بقره آیه ۲۰۷. حتی مفسّرین اهل تسنّن در کتاب‌هایی مانند تفسیر فخر رازی، ج ۲ ص ۲۸۳، تفسيرنیشابوری، ج ۱ ص ۲۲۰، شرح نهج حدیدی، ج ۳ ص ۲۷۰ و ... نیز شأن نزول این آیه را درباره حضرت علی می‌دانند.
[10] . سوره ص، آیه ۲۶.
[11] . سوره ص آیه ۳۵.
[12] . سوره ص آیه ۳۵.
[13] . مائده، آیه ۱۱۶.
[14] . نهج البلاغه، حکمت ۷۷. ٢. بحار، ج ۴۶، ص ۱۳۴ – ۱۳۶.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: