کد مطلب: ۳۳۰۶
تعداد بازدید: ۱۳۳۱
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰
حجاب و عفاف| ۶۱
تاکنون ثابت شد از نظر اسلام رعایت حجاب حداکثری مطلوبیت دارد، حال این سؤال قابل طرح است که آیا در قرآن کتاب آسمانی دین اسلام، نوع و شکل خاصّی از پوشش که تأمین کننده‌ی حجاب حداکثری باشد، بیان شده است؟

پژوهشی در معنای «جلباب»


تاکنون ثابت شد از نظر اسلام رعایت حجاب حداکثری مطلوبیت دارد، حال این سؤال قابل طرح است که آیا در قرآن کتاب آسمانی دین اسلام، نوع و شکل خاصّی از پوشش که تأمین کننده‌ی حجاب حداکثری باشد، بیان شده است؟ (چنان چه پیش از این بیان شد) از نظر قرآن شکل خاصّی از پوشش که تأمین کننده حجاب حداکثری است جلباب نام دارد که در این آیه بیان شده است:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً». اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب های خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اين كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آن ها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده‌ی رحيم است.[1]
 

ماهیت جلباب


اصل ریشه لغوی جلباب، جیم، لام و باء است که طبق نقل برخی از کتاب های لغت، مثل معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست: معنای اوّل: آوردن شی از جایی به جایی، و معنای دوّم: چیزی که شی دیگر را می پوشاند، و جلباب از معنای دوّم مشتق شده است. واژه‌ی جلباب (با کسر جیم) در اصل مصدر فعل رباعی «جلبب» است که از مصدر، اسم ذات اراده شده است و نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است. و همین تعبیر از اسم ذات به وسیله‌ی مصدر، باعث شده است که مبالغه در معنای غطاء و پوشاندن را برساند، به گونه ای که دلالت بر معنای پوشش بزرگ و تامّ و کامل کند (بنگرید به: مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ریشه‌ی جلب، ج 2 ص 95).
تردیدی نیست که برای تحصیل مبالغه در معنای غطاء و پوشش در مورد جلباب، عوامل مختلفی مثل نازک نبودن لباس، تنگ نبودن آن و رنگارنگ نبودنش همه دخیل هستند. بنا بر این واضح است در صورت نازک بودن، تنگ و چسبان بودن و رنگین بودن جلباب، پوشش به معنای تامّ و تمام و کمال آن که در معنای جلباب لحاظ شده است وجود نخواهد داشت، چون هر یک از عوامل ذکر شده به نحوی مانع حصول پوشش به معنای کامل و تامّ آن هستند. حجاب به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن حرام بودن خودنمایی در مواجهه با نامحرم است. این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشند تا حجاب کامل اسلامی محقّق شود. روشن است که هر یک از عوامل مذکور (نازک و تنگ و رنگارنگ بودن) مانع مهمّی در مقابل تحقّق کامل دو بُعد ذکر شده هستند.
گفته شد جلباب نام پوشش ویژه ای است، حال پرسش این است که این پوشش ویژه چیست و خصوصیات آن چه می باشد؟ پاسخ این است که یکی از واژه های قرآنی که در تفسیر معنای آن اختلاف وجود دارد، واژه‌ی جلباب است و چه بسا منشأ این اختلاف، اختلاف مردم از نظر آداب و رسوم و نوع پوشش ها بر اساس زمان ها و مکان های مختلف باشد. مهم این است که بررسی شود جلباب هنگام نزول آیه به چه معنا و مفهومی بوده است.
گرچه در مباحث آینده به تفصیل در مورد ویژگی های جلباب قرآنی بحث خواهیم کرد و بیان ویژگی های آن تا حدودی سبب روشن شدن معنا و مفهوم آن می گردد، امّا آن چه که از مراجعه به منابع لغوی و تفسیری اجمالاً به دست می آید، این است که جلباب به معنای پوشش گسترده و فراگیر بانوان بوده است که هنگام خروج از خانه استفاده می کرده اند به طوری که ظاهر و روی همه‌ی بدن را می پوشانده است. کتاب های تفسیر و لغت برای بیان این پوشش گسترده از الفاظ و و تعابیر متشابه و نزدیک به هم مثل ملحفه، ملائه، عبائه، رداء، ازار و کساء استفاده کرده اند، ولی همه‌ی این الفاظ مختلف بیان کننده‌ی معنای واحد پوشش سرتاسری و کامل بانوان است که همه‌ی قسمت های بیرونی و ظاهری بدن آنان را می پوشاند و روی لباس های دیگر پوشیده می شود. به عنوان مثال به بررسی معنای جلباب در برخی از آثار اندیشمندان اسلامی می پردازیم.
 

پوشش سرتاسری

 
الف. دکتر محمّد فؤاد البرازی در کتاب «حجاب المرأة المسلمة بین انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین» ص 33 در معنای جلباب می نویسد: «ان الازار و الملائة و الرداء الفاظ متعددة لمسمّی واحد و هو الجلباب». (یعنی) ازار و ملائه و رداء الفاظ متعدّدی هستند که برای معنای واحدی به کار می روند که همان جلباب است.
ب. محمّد غره دروزه در کتاب «التفسیر ترتیب السور حسب النزول» ج 7 ص 419 می گوید: «قد اختلف القول فی الجلباب و مفهوم ادنائه و اوجه الاقوال فی الجلباب هو الملائة او العبائة». (یعنی) در جلباب و نزدیک ترین معنای آن اختلاف نظر وجود دارد و بهترین نظر در باره‌ی (معنای) جلباب همان ملائه و عبائه می باشد.
ج. ابن العربی المالکی در کتاب «احکام القرآن» ج 3 ص 625 آورده است: «اختلف الناس فی الجلباب علی الفاظ متقاربة عمادها انه الثوب الذی یستر به البدن». (یعنی) مردم در جلباب بر الفاظ نزدیک به هم اختلاف نظر دارند که نظر استوار و قوی از میان نظرها این است که جلباب لباسی است که به وسیله‌ی آن بدن پوشیده می شود.
د. علی اکبر سیفی مازندرانی در کتاب «دلیل تحریر الوسیله» [احکام الستر و النظر] ص 29 می نویسد: «الجلباب: ما تلبسه المراة فوق الثیاب و تغطی به جمیع بدنها من رأسها الی اسفل قدمیها و قد عُبِّر عن المتّصف بهذه الخصوصیات بالملحفة و الملائة و الرداء و الکساء و نحو ذلک ممّا تشتمل به المراة جمیع بدنها من فوقها الی اسفلها». (یعنی) جلباب: چیزی است که زن آن را روی لباس هایش می پوشد و به وسیله‌ی آن تمام بدنش را از سر تا پایین پاهایش می پوشاند و از پوششی با این خصوصیّات به ملحفه و ملائه و رداء و کساء و مثل این ها از چیزهایی که زن با آن تمام بدن خود را از بالا تا پایین می پوشاند، تعبیر شده است.
ه. حسن مصطفوی در کتاب «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» ج 2 ص 95 [ریشه‌ی جلب] آورده است: «الجلباب: ما یغطی الثیاب و یستر البدن و الثیاب معا، و الملائة التی یشتمل بها، و الملحفة و الرداء الذی یستر تمام البدن و یلبس فوق الثیاب». (یعنی) جلباب: چیزی است که لباس را پوشش می دهد و بدن و لباس را با هم مستور می سازد و ملائه است که تمام بدن زن را می پوشاند، و ملحفه و رداء است که تمام بدن را پوشانده و روی لباس ها پوشیده می شود.
همان طور که ملاحظه شد، الفاظ مختلفی که در معنی جلباب مطرح شده، بیان کننده‌ی معنای واحدِ پوشش سرتاسری و کامل بانوان است که همه‌ی قسمت های بیرونی و ظاهری بدن آنان را می پوشاند و روی لباس های دیگر پوشیده می شود.  
 

جلباب از نظر اندازه


بسیاری از صاحبان کتاب های لغت و تفسیر در این که جلباب به معنای پوشش وسیع است اتّفاق نظر دارند، ولی درباره‌ی اندازه‌ی دقیق جلباب دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. از مجموع کلمات لغویان و مفّسران در مورد اندازه‌ی جلباب پنج دیدگاه قابل اشاره است:
 

دیدگاه اوّل:


جلباب پوششی مثل چادر بوده که از بالای سر تا پا را می پوشانده است. این دیدگاه از کتاب های فراوانی استفاده می گردد که تعدادی از این کتاب ها را پیش از این با بیان دیدگاهشان نام بردیم. از این نظر حتّی لباس های ضروری ای چون پیراهن و خمار، به جهت آن که پوشش سرتاسری نیستند، جلباب محسوب نمی شوند چنان که مؤلّف کتاب «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» اعتقاد دارد که مفهوم «جلب» تمامیت پوشش را اقتضا می کند و از این رو جلباب لباس هایی مثل پیراهن و خمار را - که از لباس های ضروری هستند و تمام بدن را نمی پوشانند- شامل نمی شود.
 

دیدگاه دوّم:


جلباب پوششی بزرگ تر از خمار (پوشش سر) و مقنعه بوده که کم تر از مقدار رداء[2] می باشد‏. این دیدگاه از برخی کتاب های لغت و تفسیر استفاده می شود. به عنوان نمونه، فیومی در کتاب «المصباح المنیر» می نویسد: «(الْجِلْبَابُ‏) ثَوْبٌ أَوْسَعُ مِنَ الْخِمَارِ و دُونَ الرّداء». جلباب لباسی است بزرگ تر از خمار و کوچک تر از رداء.[3] و در كتاب «العين» ج ‏6 ص 132 [ریشه‌ی جلب] آمده است: «الجِلْبَاب‏: ثوب أوسع من الخمار دون الرداء، تغطي به المرأة رأسها و صدرها». جلباب: لباسی است بزرگ تر از خمار و کوچک تر از رداء که زن با آن سر و سینه اش را می پوشاند.[4] طریحی در «مجمع البحرین» چنین آورده: «الجَلابِيبُ‏ جمع‏ جِلْبَابٍ‏ و هو ثوب واسع أوسع من الخمار و دون الرداء تلويه المرأة على رأسها و تبقي منه ما ترسله على صدرها». جلابیب جمع جلباب است و آن لباس بزرگی است که بزرگ تر از خمار و کوچک تر از رداء می باشد و زن آن را روی سرش می پیچد و از آن مقداری باقی می ماند که آن را روی سینه اش می اندازد.[5] عین همین عبارت در تفسیر «روح البیان» نیز آمده است.[6] بر اساس این قول به نظر می رسد جلباب روسری های بزرگی بوده است.
 

دیدگاه سوّم:

 
جلباب همان خمار (روسری) و مقنعه است. این دیدگاه نیز از برخی کتاب های لغت و تفسیر به دست می آید. مثلاً راغب اصفهانی در کتاب «مفردات الفاظ القرآن» می نویسد: «الْجَلابِيبُ‏: القُمُص و الخُمُر، الواحد: جِلْبَابٌ»‏. جلابیب: پیراهن ها و روسری هاست، مفردش جلباب است.[7] شیخ طوسی نیز  در تفسیر «التبیان فی تفسیر القرآن» در معنای جلباب آورده است: «فالجلابيب جمع جلباب و هو خمار المرأة و هي المقنعة ...». جلابیب جمع جلباب است و آن روسری زن می باشد که همان مقنعه است.[8] علّامه طباطبائی در تفسیر المیزان در باره‌ی جلباب دو احتمال داده است، احتمال اوّل همان دیدگاه اوّل است که جلباب پوشش سرتاسری است و احتمال دوّم را به خمار اختصاص داده است: «الجلابيب جمع جلباب و هو ثوب تشتمل به المرأة فيغطي جميع بدنها أو الخمار الذي تغطي به رأسها و وجهها». جلابیب جمع جلباب است و آن جامه ای است که زن با آن خود را به طور کامل می پیچید و تمام بدنش را می پوشاند، یا خماری است که با آن سر و صورت خود را می پوشاند.[9]
 

دیدگاه چهارم:


جلباب به معنای قمیص و پیراهن بلند و محیط بر انسان است که بدن را می پوشاند. این دیدگاه نیز از بعضی کتاب های لغت استفاده می شود. به عنوان مثال: فیروز آبادی در کتاب «القاموس المحیط» ج 1 ص 173، [ریشه‌ی جلب] می نویسد: «الجلباب: القمیص و ثوب واسع للمراة دون المحلفة/ (یعنی) جلباب قمیص و لباس بزرگی برای زن است که کوچک تر از ملحفه می باشد». همچنین چون راغب اصفهانی، جلابیب را به قُمُص تفسیر کرده و قُمُص جمع قمیص است، پس این دیدگاه را از ایشان نیز می توان استفاده کرد. از احمد بن فارس در «معجم مقاییس اللغه» ج 1 ص 470» [ریشه‌ی جلب] نیز این نظر استفاده می شود، البته، از این کتاب در ذیل واژه‌ی «قمص» همچنین استفاده می شود که، قمیص به هر پیراهنی گفته نمی شود، بلکه به پیراهن بلند که محیط بر بدن باشد گفته می شود. از کتاب «التحقیق فی الکلمات القرآن الکریم» ج 9 ص 319 [ریشه‌ی قمص] نیز به دست می آید که قمیص پیراهنی بلند است که پوست بدن انسان را می پوشاند.
 

دیدگاه پنجم:


جلباب به معنای مانتو است. این دیدگاه اخیراً از سوی برخی این گونه مطرح شده است: «جلباب نیز که در قرآن آمده و بر آن در عرف عرب اطلاق جُبّه هم می شود، در فارسی به معنای مانتو است». [محمّد ابراهیم جناتی، رنگها در پوشش اسلامی، روزنامه‌ی حیات نو، ص 12، شماره 1290، دوشنبه 16 آبان 1379].
وجه اشتراک سه دیدگاه اوّل این است که طبق هر سه دیدگاه اوّل، جلباب سر را می پوشاند با این تفاوت که در دیدگاه اوّل، سر و همه‌ی بدن پوشانده می شود؛ در دیدگاه دوّم سر و سینه پوشانده می شود و بر اساس دیدگاه سوّم، فقط سر و گردن پوشانده می شود. وجه اشتراک دو دیدگاه آخر، یعنی دیدگاه چهارم و پنجم این است که مربوط به پوشش بدن غیر از سر هستند. با این تفاوت که در دیدگاه چهارم، قمیص و پیراهن اوّلاً خیلی ضخیم نیست و ثانیاً روی لباس های دیگر پوشیده نمی شود، امّا در دیدگاه پنجم، جبه و مانتو معمولاً هم ضخیم هستند و هم روی لباس های دیگر پوشیده می شوند. شواهدی وجود دارد که دیدگاه اوّل را از میان این پنج نظر تقویت می کند که ان شاء الله در مقاله‌ی بعدی به بیان آن ها می پردازیم.[10]
 

خودآزمایی

 
1- دو بُعد ایجابی و سلبی در پوشش اسلامی (حجاب) را توضیح دهید؟
2- از میان پنج دیدگاه مختلف در باره‌ی جلباب، دیدگاه اوّل و دوّم را بیان کنید؟ 
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره احزاب/ آیه 59 (ترجمه مکارم).
[2] الرِّدَاءُ: ما يستر أعالي البدن فقط، ... و إن شئت قلت: الرِّدَاءُ، الثوب الذي يجعل على العاتقين و بين الكتفين فوق الثياب/ یعنی: رداء چیزی است که فقط قسمت های بالای بدن را می پوشاند ... و به بیان دیگر لباسی است که بر شانه ها و بین دو کتف، روی همه ی لباس ها قرار می گیرد. «مجمع البحرین ج 1 ص 181».
[3] المصباح المنیر ج 2 ص 104 [ریشه ی جلب].
[4] العين ج ‏6 ص 132 [ریشه ی جلب].
[5] مجمع البحرین ج 2 ص 23 [ریشه ی جلب].
[6] تفسير روح البيان ج ‏7 ص 240.
[7] مفردات الفاظ القرآن ص 199.   
[8] التبيان في تفسير القرآن ج ‏8 ص 361.
[9] الميزان في تفسير القرآن ج ‏16 ص 340.
[10] در این نوشتار از کتاب «پرسمان حجاب» (حسین مهدی زاده) ص 75 تا 86 استفاده ی فراوان شد.
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: