کد مطلب: ۳۳۶۵
تعداد بازدید: ۱۹۱
تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۸
نگاهی بر زندگی امام جواد(ع)| ۲۱
از اهواز بیرون نروید، روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه روزه بگیرید، خود را بشویید و لباسهایتان را تمیز کنید و در روز جمعه (برای نماز) آشکار شوید و با هم دعا کنید، در این صورت، زلزله از شما دفع می‌گردد.

نمونه‌هایی از گفتار و رفتار امام جواد(ع)| ۴


دستورالعمل برای دفع زلزله

 
علی‌بن مهزیار که از شاگردان و نمایندگان برجسته‌ی امام جواد(ع) در اهواز بود، می‌گوید: در اهواز زلزله‌ی بسیار می‌آمد، نامه‌ای برای امام جواد(ع) نوشتم و از بسیاری زلزله در اهواز شکایت نمودم، و عرض کردم: «اگر صلاح بدانی، از این شهر به جای دیگر بروم.»
آن حضرت پاسخ نامه را داد و در آن نوشته بود: «از اهواز بیرون نروید، روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه روزه بگیرید، خود را بشویید و لباسهایتان را تمیز کنید و در روز جمعه (برای نماز) آشکار شوید و با هم دعا کنید، در این صورت، زلزله از شما دفع می‌گردد.
علی‌بن مهزیار می‌گوید: این دستور را عمل کردیم، و زلزله به‌طور کلّی برطرف شد.[1]
 

پیدا شدن پول گم شده


حسن‌بن علی می‌گوید: در محضر امام جواد(ع) بودم، مردی سراسیمه به محضر آن حضرت آمد و گفت: «ای فرزند رسول خدا مرا دریاب! پدرم به‌طور ناگهانی مرد، او هزار دینار داشت، هرچه جستجو می‌کنم آن را پیدا نمی‌کنم، با اینکه عیالمند هستم و برای تأمین معاش اهل و عیال، نیاز شدید به آن پول دارم.»
امام جواد(ع) به او فرمود: «برو هنگامی که نماز عشا را خواندی، صد بار صلوات بر محمّد و آلش بفرست، آنگاه (پدرت) جای پول را به تو خبر می‌دهد.»
آن شخص رفت و به این دستور عمل کرد، پس از نماز عشا، صد بار بر محمّد و آلش صلوات فرستاد، سپس خوابید، در عالم خواب پدرش را دید که به جایگاه پول اشاره می‌کند، او همانجا رفت و پول را پیدا کرد، وقتی که آن را برداشت، پدرش به او گفت: «نزد امام جواد(ع) برو، و ماجرا را به او بگو، زیرا آن حضرت مرا به این کار امر کرد.»
وقتی که آن مرد از خواب بیدار شد، به جایگاه پول رفت و آن را برداشت و نزد امام جواد(ع) آمد و پس از بیان ماجرا، به امام جواد(ع) عرض کرد:
«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی اَکْرَمَکَ وَاصْطَفاکَ:
حمد و سپاس خداوندی را که تو را گرامی داشت و برگزید.»[2]
 

اعتراف اُسْقُف به عظمت مقام امام جواد(ع)


یک روز امام جواد(ع) در عصر مأمون، رگزن را طلبید تا فصد کند (یعنی رگ بدنش را سوراخ کرده و مقداری خون از آن بیرون آید که در سلامتی بدن، بسیار مفید است) رگزن به محضر امام جواد(ع) آمد، امام به او فرمود: «در رگ زاهر، رگزنی کن.»
رگزن گفت: ای آقای من، من چنین رگی را نمی‌شناسم، و حتّی نام آن را نشنیده‌ام. امام جواد(ع) آن رگ را به رگزن نشان داد، رگزن همان رگ را سوراخ کرد، از میان آن آب زرد رنگ بیرون آمد تا اینکه ظرفی که در آنجا بود از آن پر شد. سپس امام به رگزن فرمود: رگ را نگهدار، او رگ را مدّتی نگهداشت، امام دستور داد ظرف را خالی کردند، آنگاه به رگزن فرمود: رگ را رها کن، او رگ را رها کرد، باز مقداری کمتر از قبل، آب زرد خارج شد، سپس امام به رگزن فرمود:
اکنون جای رگ را ببند، او آنجا را بست. امام جواد(ع) مبلغ هنگفتی به عنوان مزد به آن رگزن داد.
رگزن که از چنین منظره‌ای حیران و شگفت‌زده شده بود، نزد (استادش، پزشک معروف آن زمان) یوحنّا پسر بختیشوع رفت و ماجرا را برای او بیان کرد.
یوحنّا از این گزارش عجیب حیران شد و به رگزن گفت: «سوگند به خدا از آن هنگام که به علم طبّ مشغول شده‌ام تاکنون رگی به نام رگ زاهر را نمی‌شناسم، برخیز باهم نزد اُسْقف (روحانی بلند پایه مسیحی) برویم، او عمر طولانی کرده، شاید او دارای چنین علمی باشد، وگرنه کسی نیست که به این راز پی ببرد.
رگزن همراه پسر بختیشوع نزد اسقف آمدند و ماجرا را شرح دادند، اُسْقف در فکر فرو رفت و سر در گریبان فکر فرواندوخت، و پس از مدّتی طولانی سربرداشت و گفت:
«یُوشَکُ اَنْ یَکُونَ هذَا الرَّجُلُ نَبِیّاً اَوْ مِنْ ذُرَیَّةِ نَبِیٍّ:
به نظرم نزدیک می‌رسد که این مرد، پیامبر یا از فرزندان پیامبر باشد.»[3]
 

گوشه‌ای از مقام علمی امام جواد(ع)


جمعی از شخصیتهای برجسته‌ی شیعه پس از شهادت حضرت رضا(ع) برای تحقیق در مورد جانشین او به مدینه سفر کردند و در مورد جانشین امام رضا(ع) سؤال کردند، گفته شد او در روستای صریّا (نزدیک مدینه) است، به آنجا رفتند، و وارد خانه‌ی امام شدند، دیدند جمعیّت زیادی از شیعیان جلوتر به آنجا آمده‌اند آنها نیز در کنار آن جمعیّت نشستند. در این هنگام دیدند «عبدالله‌بن موسی» (یکی از برادران امام رضا) که پیرمرد بود وارد مجلس شد.
حاضران گفتند: «امام ما همین است.»
فقهای حاضر گفتند:‌ «امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فرمودند: مقام امامت در وجود دو برادر، بعد از حسن و حسین(ع) جمع نمی‌شود، بنابراین عبدالله برادر حضرت رضا(ع) امام ما نیست.»
عبدالله به راه خود ادامه داد تا در صدر مجلس نشست، در این هنگام یکی از حاضران، خطاب به عبدالله چنین پرسید:
«خدا به تو عزّت بخشد، هرگاه مردی با ماده الاغی آمیزش کند حکم آن چیست؟»
عبدالله: دستش قطع می‌گردد، و حدّ بر او جاری می‌شود و یک سال تبعید می‌گردد.
مرد دیگری برخاست و چنین پرسید:
«خدا کار تو را سامان بخشد، هرگاه مردی به همسرش بگوید:
تو را به عدد ستارگان آسمان طلاق دادم، حکمش چیست؟»
عبدالله: تا سه ماه جَوْزا و...، طلاق محقّق می‌شود (یعنی چنین طلاقی سه طلاقه است، زیرا جَوْزا سومین برج است.)
ما از اینکه عبدالله این‌گونه در جواب دادن مسأله، به جواب باطل، گستاخ است متحیّر شدیم، در این هنگام ناگاه امام جواد(ع) که حدود هشت سال داشت وارد مجلس شد و به حاضران سلام کرد، عبدالله برخاست، و امام جواد(ع) در صدر مجلس نشست، سپس به حاضران رو کرد و فرمود:
«سَلُوا رَحِمَکُمُ اللهُ:
خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد، سؤال کنید.»
همان سؤال کننده‌ی اوّلی برخاست و گفت: «خدا کار شما را سامان بخشد، هرگاه مردی با ماده الاغی آمیزش کند، حکمش چیست؟»
امام جواد: کمتر از مقدار حدّ، بر او تازیانه می‌زنند، و او باید قیمت آن حیوان را به صاحبش بپردازد، سوار شدن بر آن حیوان حرام است، شیر و فرزند آن نیز حرام است، آن حیوان را به بیابان ببرند، تا مرگش فرا رسد، درّنده‌ای یا گرگی او را بخورد.
سپس بعد از گفتاری فرمود: «ای سؤال کننده! اگر مردی قبر زنی را نبش کند و کفن او را بدزدد، و با او آمیزش کند، دست او به‌خاطر دزدی کفن قطع می‌گردد، و به‌خاطر زنا، حدّ بر او جاری می‌شود، و اگر عَزَب بود، او را تبعید می‌کنند، و اگر دارای همسر بود، واجب است او را بکشند و سنگسار کنند.»
دومین سؤال کننده برخاست و چنین پرسید:
«ای فرزند رسول خدا! هرگاه مردی همسرش را به عدد ستارگان آسمان طلاق دهد (و به همسرش بگوید من تو را به عدد ستارگان آسمان طلاق دادم) حکمش چیست؟»
امام جواد: آیا قرآن خوانده‌ای؟
پرسنده: آری.
امام جواد: آیا سوره‌ی طلاق را از آغاز تا جمله «اَقِیمُوا الشَّهادَة لِلّهِ» (طلاق/۲) خوانده‌ای؟ مطابق این آیات، طلاق واقع نمی‌شود مگر با پنج شرط: ۱و۲- گواهی دو عادل ۳و۴- طلاق هنگام پاکی زن که در آن، شوهرش آمیزش نکرده، واقع شود ۵- طلاق از روی اراده و اختیار (نه از روی خشم) باشد.
سپس امام جواد(ع) پس از گفتاری فرمود: آیا در قرآن جمله «به عدد ستارگان آسمان» هست؟ پرسنده گفت: نه...[4]
به این ترتیب امام جواد(ع) به حاضران فهمانید که طلاق‌هایی که بر اساس اصول صحیح نیست، طلاق نیست، وگرنه طبق قرآن و سنّت، یک طلاق به حساب می‌آید.
 

فرزندان امام جواد(ع)


عالم بزرگ شیخ مفید(ره) می‌نویسد: امام جواد(ع) دو پسر به نام امام هادی(ع) و موسی، و دو دختر به نام فاطمه و اَمامه باقی گذاشت.[5]
شیخ صدوق(ع) برای حضرت جواد(ع) سه دختر دیگر به نامهای: حکیمه، خدیجه و امّ‌کلثوم نام می‌برد.[6]
حضرت موسی‌بن امام جواد(ع) معروف به موسی مبرقع(ع) جدّ سادات برقعی و رضوی در سال ۲۵۶ هجری به قم وارد شد و در سال ۲۹۶ از دنیا رفت، مرقد مطهّرش در قم آخر خیابان آذر، در محلّه چهل اختران، دارای بارگاه شکوهمند می‌باشد.
مرحوم محدّث قمّی(ره) سه تن از دختران امام جواد(ع) به نامهای زینب، اُمّ محمّد و میمونه را نام می‌برد، که در قم در کنار مرقد مطهّر حضرت معصومه (ع) دفن شده‌اند.[7]
 

شأن و مقام ارجمند حکیمه دختر امام جواد(ع)


در میان فرزندان ائمه‌ی اطهار(ع) و دختران امام جواد(ع) حضرت حکیمه(س) دختر امام جواد(ع) دارای امتیاز و مقام بسیار ارجمند از علم و کمال است، از شأن و کمال او این بس، که معلّم مادر امام زمان (عج) حضرت نرجس (س) شد.
هنگامی که حضرت نرجس(س) به خانه‌ی امام هادی(ع) راه یافت، امام هادی(ع) او را به همسری فرزندش امام حسن عسکری(ع) درآورد و به خواهرش حکیمه فرمود: «آداب و آموزشهای فرهنگ اسلام را به نرجس(س) بیاموز.»
حضرت حکیمه(س) عمّه امام زمان(عج) بانویی است که لیاقت قابله‌گری حضرت مهدی(عج) را هنگام تولّدش نمود و نخستین زنی بود که حضرت مهدی(ع) را پس از تولّد در قنداقه‌ای پیچید و به بغل گرفت و نزد امام حسن عسکری(ع) آورد، و سپس نزد حضرت نرجس(س) بازگرداند، و نخستین زنی بود که امام زمان(عج) را بوسید. او در علم و فضل و کمال و سیر و سلوک در سطح بالایی قرار داشت، او دختر امام و خواهر امام، و عمّه امام است، و بعد از وفات امام حسن عسکری(ع) منصب سفارت درگاه حضرت قائم(عج) را داشت، سپس شیعیان را به حضرت سوسن(س) مادر امام حسن عسکری ارجاع داد.
مرقد شریف این بانوی ارجمند در شهر سامرّا در کنار مرقد مطهّر برادرش امام هادی(ع) و برادرزاده‌اش امام حسن(ع) قرار دارد.[8]
خدایا! به مقام ارجمند امام جواد(ع) ما را از شیعیان راستین و با معرفت امامان خاندان رسالت(ع) قرار بده، و توفیق بهره‌برداری صحیح از شیوه‌ی بالنده و سازنده‌ی زندگی درخشان آن اولیای خاصّ خدا را به ما عنایت فرما.
آمین یا ربَّ الْعالَمِینَ
(پایان)
 

خودآزمایی


1- امام جواد(ع) چه دستورالعملی برای دفع زلزله اهواز دادند؟
2- تعداد فرزندان امام جواد(ع) را بیان کنید.
3- چرا در میان دختران امام جواد(ع)، حضرت حکیمه(س) دارای امتیاز و مقام بسیار ارجمندی است؟
 

پی‌نوشت‌ها


1 بحار، ج ۵۰، ص ۱۰۱.
2 مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۳۹۱.
3 مناقب آل ابیطالب، ج ۴، ص ۳۸۱.
4  مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۳۸۲ و ۳۸۳ (قبلاً در بخش ۲، نظیر این سؤال و جواب، به‌ طور کوتاه ذکر شد).
5 ترجمه ارشاد مفید، ج ۲، ص ۲۸۴.
6 اعلام الوری، ص ۳۳۸.
7 منتهی الآمال، ج ۲، ص ۱۶۲ و ۲۳۵.
8 اقتباس از منتهی‌الآمال، ج ۲، ص ۲۳۸ – ریاحین الشّریعه، ج ۳، ص ۲۴ و ۲۵.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: