کد مطلب: ۳۴۳۰
تعداد بازدید: ۲۰۱
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۳
نماز، رمز پرواز| ۱۳
خوشا حال آنان که واقعاً دلداده به خدا هستند و دوست دارند در همه جا و در همه چیز جلوه‌ای از جمال خدا ببینند؛ اینان وقتی به نماز می‌ایستند و می‌گویند: «الله اکبر» پرده‌ها از مقابل چشم قلب‌شان کنار می‌رود...

نورانیت نماز| ۳


چرا محروم از خوان انعام الهی؟!
 

حال ای نمازگزاران عزیز محترم! اندکی به خود بیاییم و پی به موقعیّت خود و اهمّیّت کار خود ببریم و بفهمیم که ما را هم حضرت سلطان‌السّلاطین مَلِک‌المُلُوک، ربّ العالمین، آفریدگار جهان و جهانیان (جلّ جلاله و عظم شأنه) به دربار قدس خود دعوت کرده و نامه‌ی دعوت به صورت قرآن کریم به وسیله‌ی اعظم و اکرم رسولانش حضرت محمّد مصطفی(ص) ارسال فرموده و در هر شبانه روز پنج بار سفره و خوان انعام و اکرام به صورت نماز، گسترده و به فرشتگان مقرّب خود دستور پذیرایی از میهمانان داده است و لذا ما طبق تعلیم رسول مکرّمش وقتی کنار سفره‌اش می‌ایستیم در تکبیرات افتتاحیّه‌ی نماز می‌گوییم:
«اَللّهُمَّ رَبَّ هذِهِ الدَّعْوَةِ التّامَةِ وَ الصَّلوةِ القائِمَةِ؛
ای خدای صاحب این دعوت فوق العاده با عظمت و نماز برپا داشته، دعوتم کردی آمدم به درگاهت.»
«لَبَّیکَ وَ سَعْدَیْکَ عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدَیکَ ذَلیلٌ بَیْنَ یَدَیْکَ؛
این بنده‌ی ذلیل بی مقدّارت لبّیک گویان در حضورت ایستاده است.»
آری دعوت کننده و میزبان خداست که دریای بیکران ثروت و مکنت است و اگر به هر کدام از بنده‌هایش تمام دنیا را بدهد، هیچ چیز از او کم نمی‌شود، او میزبان است. آیا میهمان کیست؟ بنده و شما گدایان بینوا.
حال آیا می‌شود این احتمال را داد که آن میزبان کریم این گدایان بینوا را که خودش دعوت‌شان کرده است با دست خالی از سر سفره‌اش بیرون‌شان کند؟ ابداً ابداً حاشا و کلاّ! هیچگاه این چنین کار امکان ندارد از او صادر شود بلکه همه‌ی میهمانان غرق در انواع نِعَم از کنار سفره‌اش بر می‌خیزند.
بنابراین پس ما باید در وضع و حال خود بیندیشیم و ببینیم ما که هر صبح و ظهر و شب، طبق دعوت درِ خانه‌اش رفته سر سفره‌اش می‌نشینیم و برمی‌خیزیم ولی همچنان تهی‌دست و بی‌نصیب از کمالات روحی از معرفت و محبّت خدا و اولیای خدا می‌باشیم بعد از شصت هفتاد سال، نماز خواندن و سجده کردن هنوز آنچنان که باید با خدا و اولیای خدا آشنا نشده‌ایم و نیروی پرهیز از نافرمانی خدا را در روح و جان خود تحصیل ننموده‌ایم، چرا این چنین بی‌بهره از خوان انعام و احسان آن سلطان کریم باقی مانده‌ایم؟ نکند که ما هم مثل آن گدای رذلِ پست بی‌تربیت به حضور سلطان‌السّلاطین می‌رویم و به جای عرض احترام و ادب به آستان اقدس او با دیگران سر صحبت باز می‌کنیم و در همان حال که با زبان، قرائت و با بدن، رکوع و سجود می‌کنیم در عالم فکر و قلب، مشغول معامله و خرید و فروش و تصفیه حساب با طلبکار و بدهکار می‌باشیم.
در این صورت طبیعی است که سزاوار خوردن پس‌گردنی خواهیم بود نه شایسته‌ی پذیرایی با احسان و انعام و اگر نگاهی منصفانه به سراپای زندگی خود بیفکنیم، آثار پس‌گردنی خوردن از دست فرشتگان مقرّب خدا را در تمام شئون زندگی خویش از خانواده و اجتماع عیاناً مشاهده می‌کنیم،. بی سر و سامانی و مشکلات از لحاظ فرهنگ و اقتصاد و سیاست، اخلاقاً و عملاً در فضای جامعه قابل انکار نمی‌باشد.
البتّه ما را می‌زنند و گوشمالی می‌دهند که به خود بیاییم و از کجروی به صراط مستقیم حق برگردیم، اگر بنا بود با این بی‌ادبی‌ها که داریم باز هم غرق در نعمت‌مان کنند بدتر و طاغی‌تر می‌شدیم. شما اگر فرزندتان، فاسد و مفسد درآمد تو پدر مهربان! او را تحت فشار قرار می‌دهی و گاه از خانه هم بیرونش می‌کنی که سرش به سنگ بخورد و برگردد. اگر با این فساد و طغیان که دارد باز نازش را کشیده و در آغوشش بگیری، بدیهی است که فاسدتر و طاغی‌تر خواهد شد و این خود خیانتی است که به او کرده‌ای.
 

نورانیّت روشنگرانه‌ی نماز

 
آری ما را هم می‌زنند و تحت فشار مشکلات فراوان قرارمان می‌دهند تا متنبّه شده برگردیم. بلیّاتی که از جانب خدا بر سر این بشر منحرف از خدا ریخته می‌شود برای همین است که از شیطان گرایی برگردد و رو به خدا بایستد و از عمق جانش بگوید: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» و لذا پیامبر اکرم(ص) فرمود:
«فَاِذا اسْتَقْبَلَ اللهَ بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ یَنْفَتِلْ عَنْ صلاتِهِ وَ عَلَیْهِ مِنْ ذُنِوبِهِ شَیءٌ کَما وَلَدَتْهُ اُمُّهُ؛
وقتی انسان با چهره‌ی جان و قلبش رو به خدا رفت و به نماز ایستاد از آلودگی گناهان آنچنان پاک گشته و آماده برای کسب افاضات الهیّه می‌شود که گویی تازه از مادر متولّد شده است.» البتّه نماز به معنای واقعیش نه آن نمازی که امثال بنده می‌خوانیم که در آن با همه چیز جز خدا آشنا می‌شویم.
آیا راستی شما هیچ فکر کرده‌اید که چرا انسان خیلی از مطالب در سایر اوقات به یادش نیست؟ مثلاً بیکار نشسته و تخمه می‌شکند و هیچ مطلبی از گذشته و آینده یادش نیست امّا همین که وضو گرفت و به نماز ایستاد و گفت: «الله اکبر» تمام درها باز می‌شود و همه چیز و همه کس از زن و فرزند طلبکار و بدهکار، رستوران و مغازه و کارگاه و دانشگاه، محراب و مسجد و منبر و... یکی بعد از دیگری وارد خانه‌ی قلب می‌شوند و آدمی را سرگرم می‌سازند و از خدا غافل و همین که سلام نماز را داد و گفت: «السّلام علیکم و رحمة الله» همه در می‌روند و آدم را تنها می‌گذارند.
از اینجا معلوم می‌شود که «نماز نور است» و گم‌شده‌ها را نشان می‌دهد، آن کس که گم‌شده‌اش خداست و همه جا دنبال خدا می‌گردد در نماز او را خوب می‌یابد و با او به راز دل گویی می‌نشیند، امّا آن کس که گم‌شده‌اش دنیا و وابستگی‌های دنیایی است در نماز همان‌ها را می‌یابد و تا آخر با آنها سرگرم می‌شود.
خوشا حال آنان که واقعاً دلداده به خدا هستند و دوست دارند در همه جا و در همه چیز جلوه‌ای از جمال خدا ببینند؛ اینان وقتی به نماز می‌ایستند و می‌گویند: «الله اکبر» پرده‌ها از مقابل چشم قلب‌شان کنار می‌رود و از مجالی[1] آیات و اذکار، تجلیّاتی بر فضای قلب آنها می‌شود و حقایقی برای آنها مکشوف می‌گردد و بالعیان حقیقت «الصَّلوةُ مِعراجُ المُؤمِن»[2] را مشاهده می‌کنند و تا سلام نماز را بدهند از نورانیّت خاصّی برخوردار گشته‌اند که در تصوّر امثال ما نمی‌گنجد.
اینها هستند که گدای بینوا بر درِ خانه‌ی سلطان کریم رفته و غرق در انواع ثروت و مکنت و عزّت برمی‌گردند امّا بدا به حال آنان که دلداده به دنیا و تعلّقات دنیایی هستند و در همه جا و در همه حال به فکر دستیابی به آنها می‌باشند اینان در نماز هم طبیعی است که به یاد همان دلداده‌های دنیایی خود بوده و از خدا و حیات جاودانه بی‌خبر خواهند شد.
درباره‌ی این دسته از زیانکاران است که قرآن کریم می‌فرماید:
«إنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَ أیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً اُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللهُ وَ لا یَنْظُرُ إلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ ألِیمٌ؛[3]
حقیقت این که کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند و خدا را با دنیا مبادله می‌کنند، اینها هیچ بهره‌ای از عنایات خدا و حیات جاودانه‌ی آخرت نخواهند داشت و در روز قیامت خدا با آنها حرف نمی‌زند و نگاه به آنها نمی‌کند و از آلودگی‌ها پاک‌شان نمی‌سازد و آنها عذابی دردناک دارند.
به آنها گفته می‌شود:
«...فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ؛[4]
... اینک بچشید آنچه را که در دنیا داشتید ذخیره می‌کردید [از تعلّقات دنیایی فنا پذیر].»
این است سزای مردمی که خدای باقی را با دنیای فانی معامله کرده‌اند.
 

خودآزمایی

 
1- بلیّاتی که از جانب خدا بر سر این بشر منحرف از خدا ریخته می‌شود به چه منظور است؟
2- از این مطلب که انسان خیلی چیزها در سایر اوقات به یادش نیست ولی در نماز به یادش می‌آید، چه چیزی معلوم می‌شود؟
3- سزای مردمی که خدای باقی را با دنیای فانی معامله کرده‌اند، چیست؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1]- جلوه گاه‌ها.
[2]- بحارالانوار، جلد 79، صفحه‌ی 303.
[3]- سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 77.
[4]- سوره‌ی توبه، آیه‌ی 35.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی‌مسجد هدایت

آیت الله سید محمد ضیاءآبادی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: