کد مطلب: ۳۵۲۴
تعداد بازدید: ۴۳۶
تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۱:۴۶
ماه رمضان: فصل شکوفایی انسان در پرتو قرآن| ۱۸
خدایا این ماه مبارک رمضان روزهایش سپری گشت و شب‌هایش تمام شد، حال در این جریان، من چه وضع و حالی پیدا کرده‌ام، خدایا تو بهتر می‌دانی و از خود من به حال من آگاه‌تری.

ماه رمضان و ضرورت تحوّل روحی
 

در شب‌های ماه مبارک رمضان این دعا از حضرت امام صادق(ع) نقل شده که:
«اَللّهُمَّ وَ هذِهِ اَیّامُ شَهْرِ رَمَضانَ قَدِ انْقَضَتْ وَ لَیالِیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ وَ قَدْ صِرْتُ یا اِلهی مِنْهُ اِلَی ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّی»؛[1]
خدایا این ماه مبارک رمضان روزهایش سپری گشت و شب‌هایش تمام شد، حال در این جریان، من چه وضع و حالی پیدا کرده‌ام، خدایا تو بهتر می‌دانی و از خود من به حال من آگاه‌تری.
آیا تحوّلی در روحم پدید آمده است آیا از ملکه‌ی تقوا که هدف اصلی از تشریع این عبادت بوده که فرموده‌ای «کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیام...لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون»[2] نصیب حال من گشته است یا خیر؟
«اِلهي وَ اَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِجَلالِكَ الْعَظِيمِ اَنْ يَنْقَضِيَ اَيّامُ شَهْرِ رَمَضانَ وَ لَيالِيهِ وَ لَكَ قِبَلِي تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُؤاخِذُنِي بِهِ»؛[3]
خدایا پناه به وجه کریم و جلال عظیمت می‌آورم از اینکه روزها و شب‌های ماه رمضان به پایان برسد و هنوز در ذمّه‌ی من گناهی باقی مانده باشد که به سبب آن، مستحقّ اخذ و عِقاب تو باشم.
آن قدر کثیف و پلید باشم که این ماه سراسر مغفرت و رحمت در من تأثیری نکرده باشد و هنوز آلودگی گناه در من باقی‌مانده باشد.
«سَیِّدی سَیِّدی سَیِّدی اَسْئَلُکَ یا لا اِله اِلاّ اَنْت اِذ لا اِله اِلاّ اَنْت اِنْ کُنْتَ قَدْ رَضیتَ عَنّی فی هذَا الشَّهْر فَازْدَدْ عَنّی رِضاً وَ اِنْ لَمْ تَکُنْ رَضیتَ عَنّی فَمِنَ الانَ فَارْضَ عَنّی یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»؛[4]
ای آقای من، ای مولا و ای سرور من، تو را قسم می‌دهم ای خدای یگانه به وحدانیّتت، اگر از من در این ماه راضی شده‌ای، بر رضایتت بیفزا و اگر [پناه بر تو] از من راضی نشده‌ای، همین الان بر من لطف و عنایت کن و از من راضی شو یا ارحم الرّاحمین.
 

منّت بزرگ خدا بر بندگان

 
خدا بر ما منّت گذاشته و از جهات گوناگون وسایل تحصیل سعادت در اختیار ما قرار داده است، تنها عبادت یک شب قدر از ماه رمضان را بهتر از عبادت هزار ماه دانسته و فرموده است:
«لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ ألْفِ شَهْرٍ»؛[5]
هزار ماه تقریباً هشتاد سال است، اگر کسی موفّق شود که هشتاد سال عبادت کند چقدر به خدا نزدیک می‌شود؟ عبادت یک شب از این ماه مبارک بیش از عبادت هشتاد سال آدمی را به خدا نزدیک می‌کند و مشمول رحمات و برکات خدا می‌سازد. آیا این خود یک منّت بزرگ الهی نیست که بر ما نهاده است؟ در دعا به ما آموخته‌اند که بگوییم:
«یا ذَا الْمَنَّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ»؛
ای خدایی که منّت گذار بر ما هستی و کسی حقّ منّت گذاری بر تو ندارد.
کسی حق ندارد که بگوید من آن بنده‌ی خوب تو هستم که برای تو نماز می‌خوانم، روزه می‌گیرم، حجّ می‌روم، انفاق مال می‌کنم، آخر او از خود چه دارد که به رخ بکشد، هرچه دارد از وجود و هستی و حیات، جسم و روح و مال و قدرت نشستن و برخاستن و انفاق کردن همه عطیّات و عنایات خداست.
«فَیاذا الْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ»؛[6]
 

طلب توفیق برای بهره‌برداری از شب قدر

 
حال ای خدا، بر من منّت بگذار و گردنم را از آتش برهان. حال آن کسانی که اهل عبادت هستند و به موقعیّت حسّاس شب قدر پی برده‌اند می‌کوشند که شب قدر را درک کنند و آن شب را به عبادت خدا بپردازند.
چون شب قدر در میان شب‌های سال پنهان و ناشناخته است و امامان(ع) نیز بنابر اِفشاء و معرّفی آن نداشته‌اند و صلاح و مصلحت در اِخفاء آن بوده است و لذا کسانی که دارای همّت عالی بوده‌اند، در عمرشان یک سال را اختصاص به درک شب قدر می‌دادند، یعنی تمام آن سال را هر شب اِحیاء می‌گرفتند و بیدار می‌ماندند و به عبادت می‌پرداختند تا مطمئن شوند که شب قدر را درک کرده‌اند. هم کسانی که همّتشان کمتر بوده، حدّاقل سه ماه رجب و شعبان و رمضان را هر شب احیاء می‌کردند. از این کمتر تمام شب‌های ماه مبارک رمضان را بیدار می‌ماندند و از این نیز کمتر حدّاقل احیای سه شب از ماه رمضان، یعنی شب نوزدهم و شب بیست و یکم و شب بیست و سوّم را لازم می‌دانستند. از این هم کمتر احیاء دو شب از این سه شب یعنی شب بیست و یکم و شب بیست و سوّم را نباید ترک کرد.
وقتی از امامان(ع) می‌خواستند که از میان این دو شب یکی را به عنوان شب قدر مشخّص کنند می‌فرمودند: چقدر آسان است احیاء این دو شب، یعنی این قدر تنبلی درست نیست که از احیاء و بیدار ماندن این دو شب کوتاه بیایید. البتّه شب بیست و سوّم باقی‌مانده است، این هم فرصت مغتنمی است و نباید آن را از دست داد و آن شب معروف به شب جَهَنی است.
روایت است که مردی از قبیله‌ی جَهَنیّه شرفیاب خدمت رسول اکرم(ص) شد و گفت: یا رسول الله، من در خارج مدینه زندگی می‌کنم. گوسفنددار و شتردار هستم، نمی‌توانم چند شب بیایم و در مدینه بمانم. شما یک شب را برای من معیّن کنید که من در آن شب با افراد خانواده‌ام بیایم، در مدینه بمانم و فضیلت شب قدر را درک کنم. رسول اکرم(ص) شاید صلاح ندید که در حضور جمع یک شب را مشخّص کند، از این رو به آن مرد فرمودند: نزدیک‌تر بیا. او جلو آمد و رسول اکرم(ص) چیزی محرمانه به او فرمود و او رفت و مردم نفهمیدند چه شبی مشخّص شد تا بعدها دیدند که آن مرد شب بیست و سوّم با عائله و خدم و حَشَم و هرچه داشتند آمد و یک شب در مدینه ماند و فردا بار بست و رفت.
از اینجا پی بردند که شاید شب بیست و سوّم شب قدر باشد و لذا آن شب به لَیلةُ الجَهَنی یعنی شب جَهَنی معروف شده است. ما امیدواریم خداوند منّان ما را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد و توفیق بهره‌برداری از شب قدر را عنایت فرماید.
 

خودآزمایی

 
1- مضمون دعای نقل شده از امام صادق(ع) در ماه مبارک رمضان را بیان کنید.
2- یک منّت بزرگ الهی که خداوند متعال در ماه مبارک رمضان بر ما نهاده است، چیست؟
3- ماجرای لَیلةُ الجَهَنی را به طور مختصر شرح دهید.  
 

پی‌‌نوشت‌ها
 

[1]- بحارالانوار، جلد ۹۵، صفحه‌ی ۱۵۵.
[2]- سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۸۳.
[3]- بحارالانوار، جلد ۹۵، صفحه‌ی ۱۵۵.
[4]- بحارالانوار، جلد ۹۵، صفحه‌ی ۱۵۵.
[5]- سوره‌ی قدر، آیه‌ی ۳.
[6]- الاقبال، صفحه‌ی ۲۴.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: