کد مطلب: ۳۶۰۸
تعداد بازدید: ۵۳
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۸
نگاهی بر زندگی امام کاظم(ع)| ۲۰
بانو گفت: «خدایا به حقّ آن کسی که در زندان کشته شد، قدرتت را برای من آشکار فرما!» همان دم پسرش را در کنارش دید که از زندان آزاد شده و همان لحظه پسر آن مسخره کننده حُنْبَلی، به خاطر جنایتی که کرده بود دستگیر گردید و به زندان سپرده شد.

نمونه‌­هایی از گفتار و رفتار امام کاظم(ع) | ۵


آخرین سخن امام کاظم(ع) و غسل و کفنش

عالم بزرگ شیخ مفید(ره) در ارشاد، می‌نویسد: روایت شده وقتی که لحظات آخر عمر امام کاظم(ع) فرا رسید، به سندی بن شاهک(زندانبان) فرمود: «دوستی در بغداد دارم که از اهالی مدینه است و خانه‌اش مجاور خانه‌ی عبّاس بن محمّد در محل «مُشرِعة القَصَب» می‌باشد، او را حاضر کن تا سرپرستی غسل و کفن مرا برعهده بگیرد.» و او انجام داد.
سندی بن شاهک می‌گوید: از امام کاظم(ع) خواستم، به من اجازه بدهد تا خودم او را کفن کنم.
آن حضرت به من اجازه نداد و فرمود: «ما خاندانی هستیم که مهریّه‌ی زنان‌مان و مخارج اوّلین حجّ ما و کفن مردگان ما از مال پاک خودمان می‌باشد و کفن من نزد خودم موجود است[1] و می‌خواهم عهده‌دار غسل و کفن و دفن من، فلان دوستم باشد.»[2]
 

نتیجه توسّل
 

بانویی را در بغداد دیدند که شتابان حرکت می‌کند، از او سؤال شد به کجا می‌روی؟
گفت: «به سوی مرقد موسی بن جعفر(ع) زیرا پسرم در زندان است و برای رهاییش نزد آن حضرت می‌رود(می‌روم).»
شخصی که پیرو مذهب حَنْبَلی بود از روی تمسخر گفت: «خود موسی بن جعفر(ع) در زندان مرد!!»
بانو گفت: «خدایا به حقّ آن کسی که در زندان کشته شد، قدرتت را برای من آشکار فرما!» همان دم پسرش را در کنارش دید که از زندان آزاد شده و همان لحظه پسر آن مسخره کننده حُنْبَلی، به خاطر جنایتی که کرده بود دستگیر گردید و به زندان سپرده شد.[3]
 

فرزندان امام کاظم(ع)
 

در تعداد فرزندان امام کاظم(ع) مطالب مختلف نقل شده، عالم بزرگ شیخ مفید (متوفّی413 ه.ق) می‌نویسد: آن حضرت 37 فرزند (19 پسر و 18 دختر) از همسران متعدّد داشت که پسران عبارتند از:
حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عبّاس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمّد[4]، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، فضل، حسین و سلیمان.
و دختران عبارتند از:
فاطمه کبری (حضرت معصومه(ع))، فاطمه صغری، رقیّه، حکیمه، اُمّ ابیها، رقیّه‌ی صغری، امّ جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، عِلیّه، آمنه، حسنه، بُرَیْهه، عایشه، ام سَلَمه، میمونه و ام کلثوم.[5]
 

نگاهی بر زندگی حضرت معصومه(ع)
 

حضرت فاطمه معصومه(ع) در آغاز ذیحجّه‌ی سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود و در روز 12 ربیع الثّانی سال 201 در سن 28 سالگی در قم از دنیا رفت.[6]
هنگامی که به دنبال دعوت و اصرار مأمون (هفتمین خلیفه‌ی عبّاسی)  در سال 200 هجری، حضرت علیّ بن موسی الرّضا(ع) وارد خراسان گردید و مورد احترام و تجلیل مأمون قرار گرفت، امامزادگان بسیار به عنوان دیدار حضرت رضا(ع) از حجاز به ایران آمدند، از جمله حضرت معصومه(ع) همراه کاروانی از بستگان خود، به قصد دیدار برادر وارد ایران شد، وقتی که به ساوه رسید، بیمار گردید، قم را که مرکزی امن و مقدّسی بود، برای سکونت برگزید، پسران سعد اشعری که از شیعیان برجسته در قم بودند، پس از اطّلاع از ورود حضرت معصومه(ع) به ساوه به استقبال او شتافتند و با عزّت و احترام او را به قم آوردند، آن حضرت به خانه‌ی موسی بن خزرج بن سعد اشعری وارد گردید[7] و پس از 17 (یا 16) روز از دنیا رفت.[8] هم اکنون بارگاه ملکوتی مرقد مطّهر حضرت معصومه(ع) در قم همواره مرکز شیفتگان خاندان رسالت و زائران بسیار از نقاط مختلف کشور و خارج از کشور می‌باشد، از سخنان امام کاظم (ع) است:
«قُمْ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَأْوی شِیعَتِهِمْ:
قم آشیانه‌ی محمّد(ص) و پناهگاه شیعیان آل محمّد(ص) است.»[9]
مطابق پاره‌ای از روایات، هارون بن موسی بن جعفر(ع) همراه 22 نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه(ع) بود، در یک کاروانی وارد ایران شدند، دژخیمان مأمون، به هارون(ع) که در حال غذا خوردن بود حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند، نقل شده در ساوه در غذای حضرت معصومه(ع) زهر ریختند و آن بانوی گرامی مسموم شده و بستری شد و طولی نکشید که به شهادت رسید.
مأمون شش نفر یا هفت نفر از فرزندان امام کاظم(ع) را به شهادت رسانید زیرا آنها به عنوان خونخواهی از خون برادرشان حضرت رضا(ع) به دستگاه مأمون اعتراض داشتند.[10]
نگارنده گوید: «این قول، با قول  به این که حضرت معصومه(ع) در سال 201 ه.ق از دنیا رفت ناسازگار است زیرا حضرت رضا(ع) در سال 203 ه.ق به شهادت رسید.»
درباره‌ی پاداش زیارت مرقد مطّهر حضرت معصومه(ع) روایات متعدّدی نقل شده، از جمله حضرت رضا(ع) فرمود:
«مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ:
کسی که او را زیارت کند، برای او بهشت است.»[11] نیز فرمود:
«مَنْ زارَ الْمَعْصُومَة بِقُم کَمَنْ زارَنِی:
کسی که مرقد مطّهر حضرت معصومه(ع) را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است.»[12] قابل توجّه این که: امام صادق(ع) از حضرت معصومه یاد کرد و فرمود:
«وَ تَدْخُلُ فِی شَفاعَتِها شِیعَتِی الْجَنَةُ بِاَجْمَعِهِمْ:
همه‌ی شیعیان من در پرتو شفاعت حضرت معصومه(ع) داخل بهشت می‌شوند.»[13]
نکته‌ی شایان توجّه دیگر این که: متن زیارت‌نامه‌ی حضرت معصومه(ع) را حضرت رضا(ع) به سعد اشعری آموخته است.[14]
در فرازی از این زیارت‌نامه می‌خوانیم:
«یا فاطِمَهُ اِشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ، فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ:
ای فاطمه! برای من بهشت را شفاعت کن، چرا که از برای تو در پیشگاه خداوند مقام ارجمند و خاصّی است.»
خدایا! به حقیقت امام کاظم(ع) و فرزندان پاکش، ما را از شیعیان مخلص و پاک آل محمّد(ص) قرار بده و مشمول شفاعت‌شان گردان- آمیِنَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.
پایان
 

خودآزمایی

 
1- چرا امام کاظم(ع) به سندی بن شاهک اجازه نداد او را کفن کند؟
2- چرا آن بانو به سمت مرقد موسی بن جعفر(ع) می‌رفت؟
3- زیارت‌نامه‌ی حضرت معصومه(ع) را چه کسی به سعد اشعری آموخته است؟
 

پی‌نوشت‌ها
 

[1] و این درس آموزنده از خاندان رسالت است که مؤمنین کفن خود را قبل از مرگ از مال حلال خود تهیه کرده و آماده سازند.
[2] ترجمه ارشاد مفید، ج2، ص235-236- مطابق پاره‌ای از روایات حضرت رضا(ع) با طیّ الارض از مدینه به بغداد آمد و به طور ناشناس، جنازه‌ی مطهّر پدر را غسل داد و کفن کرد و بر آن نماز خواند و به خاک سپرد. (اصول کافی، ج1، ص381-283) روایات و مبانی شیعه، این قول را تأیید می‌کند.
[3] انوار البهیّة، ص320.
[4] احمد بن موسی، معروف به شاه چراغ، از شهدای بسیار عالی‌مقام است، که مرقد مطهّرش در شیراز می‌باشد.
[5] ترجمه‌ی ارشاد مفید، ج2، ص236.
[6] مستدرک سفینة البحار، ج8، ص257 (درباره ی روز و سال ولادت و وفات او، اقوال دیگری نیز نقل شده است.)
[7] این خانه، هم اکنون به نام مدرسه‌ی علمیّه ستیّه، در محلّی به نام میدان میر قم، معروف است.
[8] سفینة البحار، ج2، ص376.
[9] همان مدرک، ص446.
[10] الحیاة السّیاسیّة للامام الرّضا(ع)، تألیف جعفر مرتضی عاملی، ص428- قیام سادات علوی، ص161 و168.
[11] عیون اخبارالرّضا، ج2، ص268- ثواب الاعمال، ص89.
[12] ریاحین الشّریعه، ج5، ص35.
[13] مستدرک سفینة البحار، ج8، ص258.
[14] بحار، ج102، ص266.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: