کد مطلب: ۳۶۲۸
تعداد بازدید: ۴۶
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۱
آسیب‌های اجتماعی| ۱
بدون تردید اگر محیط زندگى آلوده باشد، در ایجاد محیط اخلاقى به دو عامل دیگر یعنى توارث و تربیت نمى ‏توان زیاد اتّکا کرد، زیرا تأثیرات محیط بد در اکثر موارد می تواند همه آن‏‌ها را تحت الشّعاع خود قرار دهد.

مقدّمه ای بر آسیب‌های اجتماعی
 

تأثیرات محیطی
 

جهان به مرحله جدیدی از تاریخ خود گام نهاده است. پدیده جهانی شدن، یكی از تحوّلات دوران معاصر است كه اثرات ژرفی را در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به جای گذاشته و می گذارد. نظام های آموزشی هم از اثرات جهانی شدن بی نصیب نمانده اند و فرصت ها و تهدیداتی را از سوی ابزارها و عوامل این پدیده ی فراگیر، رو به گسترش و برگشت ناپذیر، برای خود مشاهده می كنند.[1]
امروزه نقش اجتماع در تربیت افراد بر کسی پوشیده نیست و توجّه به تأثیرات محیطى شدّت یافته است. دانشمندان حوزه تربیت، یکى از عوامل مؤثّر در تربیت ناصحیح و به عبارت بهتر بی تربیتی را شرایط نامساعد تربیتى اجتماعی اعلام کرده‏ اند. در زمان ‏هاى گذشته شعراى ایرانى نیز به تأثیرات بد محیطى اشاره کرده بودند. سعدى با اشاره به تأثیرپذیری فرزند نوح علی نبیّنا و آله و علیه السّلام از کافران و فاسقانی که هدایت ها و دلسوزی های نوح را به سخره گرفته و ایمان نمی آوردند چنین سروده است:
پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوّتش گم شد
 

دهکده جهانی و پیامدهای آن
 

بدون تردید محیط اجتماعى‏ که سعدى به آن اشاره کرده است، امروزه براثر پیشرفت فناورى و علوم، به صورت یک دهکده جهانى درآمده ‏است. به عبارت دیگر امروزه دیگر نیازى نیست که جوان از خانه قدم بیرون گذاشته، با بدان مراوده و نشست و برخاست پیدا کند تا همانند پسر نوح فاسد شود. جوان در دوره ما نیاز به بیرون آمدن از خانه ندارد، بلکه با استفاده از اینترنت و کامپیوتر مى ‏تواند با همه فساد و تباهیى که در بیرون از خانه وجود دارد، آشنایى پیدا کند و دیگر احتیاجى به خروج از منزل نیست.
با دقّت و امعان ‏نظر مى ‏توان ادّعا کرد که شرایط محیطى گسترش یافته و به داخل خانه ‏ها راه پیدا کرده است. ناگفته نماند که تأثیرگذارى محیط در داخل خانه ارتباط مستقیمی با شرایط خانه دارد. برخى از خانواده ‏ها با اجراى اصول تربیتى صحیح و دورى جستن از تحمیل و زور و الگو بودن عملى براى فرزندان، بنا بر ضرورت علمى و تحصیلى وسایلى مانند کامپیوتر را به خانه وارد مى‏ کنند و فرزندان آنان به عنوان ابزار علمى از آن ها استفاده مى‏ کنند، بدون این‏ که از جنبه ‏هاى بدآموز این وسایل بهره بگیرند. خانواده ‏هایى هم وجود دارند که اساساً اصول صحیح تربیتى در خانه آن ‏ها راه ندارد و پدران و مادران فاقد نقش الگویى‏ خود در خانه هستند، بلکه به بیان صحیح تر به عکس به سبب رفتار و گفتار ناشایست خود، تبدیل به الگوی ناشایستی برای تربیت فرزندان خود می شوند.
به عنوان مثال اولیاى چنین خانواده‏ هایى از ماهواره بهره مى‏ گیرند و فرزندان خود را در دیدن برنامه ‏هاى بدآموز مشارکت مى ‏دهند. دیدن حرص و ولع والدین در استفاده از برنامه های غیر اخلاقی از سوی فرزندان آن ها، خواسته یا ناخواسته اثرات سوء و مخرّبی در آن ها می گذارد که در بسیاری از موارد، فرزندان این آثار شوم را تا پایان عمر خود به همراه دارند و آن ها را به نسل های پس از خود نیز منتقل می کنند. از سوی دیگر از آن ‏جا که در این‏ گونه خانواده‏ ها از تربیت و سازندگى اثرى دیده نمى ‏شود، وقتى اینترنت و کامپیوتر وارد چنین خانواده‏ هایى مى ‏شود، ضمن استفاده علمى، از برنامه‏ هاى بدآموز این وسایل نیز استفاده مى ‏شود و تابع شرایط آلوده محیطى مى ‏گردند. در واقع این کار مانند تیغ دادن به کف زنگى مست است.
 

خانواده و تأثیرات اجتماع
 

اساساً این‏ آلودگى ‏هاى محیطى بیش از همه به خانواده‏ هایى راه پیدا مى ‏کند که اصول تربیتى در آن ها راه نیافته و هرج ‏و مرج در آن ‏ها حاکم بوده است، به عبارت دیگر زلزله زودتر خانه ‏اى را ویران مى ‏سازد که از استحکام و استوارى به دور باشد. اگر خانه ‏ها بر اساس اصول علمى ساخته شده باشند، زلزله کم تر و دیرتر از سایر خانه ها به آن ‏ها لطمه وارد مى ‏سازد و حتّی گاهی این خانه ها از خرابی جان سالم به در می برند، زیرا شالوده آن ها از استحکام برخوردار است. ولی حقیقتی که نمی توان آن را انکار کرد آن است که تعداد این چنین خانواده هایی بسیار کم است و با این حال حتّی این خانواده ها نیز در معرض خطر غفلت و انحراف قرار دارند. چه بسا خانواده های سالم و صالحی که به سبب ارتباط برخی از اعضای آن ها با افراد ناشایست، دچار گمراهی و عواقب ناخوشایند و دردناکی شده اند. خلاصه آن که تأثیرپذیری بسیاری از خانواده ها از شرایط محیطی حاکم بر اجتماع امری بدیهی است و کوتاهی و جهالت والدین و خانواده نیز می تواند به این معضل بسیار دامن بزند و گستره و عمق این آسیب ها را افزایش دهد.
 

شرایط اجتماعی قوم نوح علیه السّلام
 

خداوند متعال در قرآن کریم، از داستان نوح پیامبر و شرایط محیطى مردم آن زمان سخن گفته است. هنگامى كه نوح آخرین تلاش خود را در طى صدها سال به كار زد، و آن قوم، جز گروه اندكى، هم چنان بر كفر و بت‏ پرستى و گمراهى و فساد اصرار ورزیدند، از هدایت آن ها مایوس شد، رو به درگاه خدا آورد و ضمن مناجات مستدلّى از خداوند تقاضاى مجازات براى آن ها كرد و فرمود:
«قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً».
نوح (بعد از نومیدى از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آن ها نافرمانى من كردند و از كسانى پیروى نمودند كه اموال و فرزندانشان چیزى جز زیانكارى بر آن ها نیفزوده است.[2] اشاره به این كه رهبران این قوم جمعیتى هستند كه تنها امتیازشان اموال و فرزندان زیاد است، آن هم اموال و فرزندانى كه جز در مسیر فساد به كار گرفته نمى ‏شود، نه خدمتى به خلق مى ‏كنند، و نه خضوعى در برابر خالق دارند، و این امكانات فراوان مایه غرور و طغیان و سركشى آن ها شده است.[3]
و در ادامه عمق فاجعه و گمراهی این قوم را این گونه به تصویر می کشد:
«وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِینَ دَیَّاراً * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً».
نوح گفت: پروردگارا! هیچ یك از كافران را بر روى زمین باقى مگذار! * چرا كه اگر آن ها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى ‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى ‏آورند.[4] نوح این سخن را هنگامى گفت كه به طور كامل از هدایت آن ها مایوس شده بود، و آخرین تلاش و كوشش خود را براى ایمان آوردن آن ها به كار زد و نتیجه ‏اى نگرفت، و تنها گروهى اندك به او ایمان آوردند.[5] خداوند متعال او را از طریق وحی از این حقیقت آگاه فرمود، چنان چه در سوره هود مى‏فرماید:
«وَ أُوحِیَ إِلى‏ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ».
به نوح وحى فرستاده شد كه از قوم تو احدى جز آنان كه ایمان آورده ‏اند ایمان نخواهد آورد.[6]
 

همنشینی با بدان
 

در داستان نوح علیه السّلام درس های فراوانی نهفته است. یکی از درس های مهم آن، بیان اهمّیّت مجالست و همنشینی با افراد و تأثیر شگرف محیط در سعادت و شقاوت انسان است. پسر نوح که در قرآن کریم از او یاد شده و ماجرای آن به زیبایی و ظرافت تمام به تصویر کشیده شده است، از جمله افرادی است که با وجود پدر بزرگواری چون حضرت نوح علیه السّلام، امّا در جریان طوفان خشم خدا، از جمله گمراهان و غرق شدگان شد و نصیحت پدر در او نیز کارگر نیفتاد. نوح فرزندش را كه در كنارى جدا از پدر قرار گرفته بود مخاطب ساخت و فریاد زد فرزندم! با ما سوار شو و با كافران مباش كه فنا و نابودى دامنت را خواهد گرفت:
«وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِی مَعْزِلٍ یا بُنَیَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِینَ».[7]
نوح این پیامبر بزرگ نه تنها به عنوان یك پدر، بلكه به عنوان یك مربى خستگى ناپذیر و پرامید، حتّى در آخرین لحظه دست از وظیفه خود بر نداشت به این امید كه سخنش در قلب سخت فرزند اثر كند.
امّا متأسّفانه تأثیر همنشین بد بیش از آن بود كه گفتار این پدر دلسوز تاثیر مطلوب خود را ببخشد، لذا این فرزند لجوج و كوتاه فكر به گمان این كه با خشم خدا مى ‏توان به مبارزه برخاست، فریاد زد: پدر براى من جوش نزن، به زودى به كوهى پناه می برم كه دست این سیلاب به دامنش هرگز نخواهد رسید و مرا در دامان خود پناه خواهد داد[8]:
«قالَ سَآوِی إِلى‏ جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْماءِ».
امّا حضرت نوح به او فرمود امروز هیچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نیست مگر آن كس را كه او رحم كند:
«قالَ لا عاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ».
ولی پسر همچنان بر ظلالت خود پافشاری کرد تا در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد و او در زمره غرق ‏شدگان قرار گرفت: «وَ حالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ».[9]
آری با وجود پدری چون نوح علیه السّلام، نمی توان از تأثیر مجالست با نااهلان غافل شد، البته در نااهلی پسر نوح علیه السّلام، پای عنصر دیگری هم در میان است و آن همسر نوح می باشد که خداوند در قرآن کریم در کنار نام همسر لوط از او به بدی یاد کرده و فرموده:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ».
خداوند براى كسانى كه كافر شده ‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت كردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آن ها گفته شد: وارد آتش شوید همراه كسانى كه وارد مى ‏شوند.[10]
بدون تردید اگر محیط زندگى آلوده باشد، در ایجاد محیط اخلاقى به دو عامل دیگر یعنى توارث و تربیت نمى ‏توان زیاد اتّکا کرد، زیرا تأثیرات محیط بد در اکثر موارد می تواند همه آن‏ ها را تحت الشّعاع خود قرار دهد. اگر نهال گل زیبایى را در محیط لجن ‏زار بکارند و در پرورش آن سعى بلیغ نمایند، تأثیرات محیطى پس از مدّتى شادابى را از آن نهال باز خواهد گرفت. شرایط نامساعد محیطى همانند سیل خروشان هر چه را در برابر خود ببیند از جا مى‏ کند و به همراه خود مى ‏برد. تنها عدّه معدودى بر اساس تربیت صحیح و ایمان استوار در برابر سیل خروشان مغلوب نمى ‏شوند. این ‏گونه افراد همانند ناخدایانى ‏هستند که در میان تلاطم دریاى خروشان با مهارت و شهامت فوق ‏العاده و با اتّکال به خداوند متعال، خود را به ساحل نجات مى ‏رسانند.[11]
 

خودآزمایی

 
1- امکان تأثیر محیط و اجتماع در تربیت افراد را توضیح دهید؟
2- دو دلیل اساسی انحراف فرزند حضرت نوح علیه السّلام را بنویسید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] آسیب های اجتماعی (محمدرضا قاسمی گل افشانی) منبع: رشد آموزش علوم اجتماعی زمستان ۱۳۸۹ شماره ۴۹.
[2] سوره نوح/ آیه 21 (ترجمه مکارم).
[3] تفسیر نمونه ج ‏25 ص 81.
[4] سوره نوح/ آیه 26 و 27 (ترجمه مکارم).
[5] برگرفته از: تفسیر نمونه ج ‏25 ص 88.
[6] سوره هود/ آیه 36 (ترجمه مکارم).
[7] همان/ آیه 42.
[8] برگرفته از: تفسیر نمونه ج ‏9 ص 100.
[9] سوره هود/ آیه 43 (ترجمه مکارم).
[10] سوره تحریم/ آیه 10 (ترجمه مکارم).
[11] برگرفته از مقاله: بحران آسیب‌های اجتماعی (مجید رشید پور) منبع: پیوند ۱۳۸۱ شماره ۲۷۸.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: