کد مطلب: ۳۶۴۳
تعداد بازدید: ۱۹
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۹
نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی| ۳۴
مرحوم فيض می‌فرمايد بايد انسان اوّل يك انقلاب درونى در خود به وجود بياورد سپس توبه نمايد و اگر توبه با اين شرايط نباشد به مسخره بيشتر شباهت دارد...

پرهیز از محرّمات (دوری از گناه و معصیّت)| ۲۱
 

شرايط پذيرفته شدن توبه‏
 

از اين احاديث برداشت مى‌‏شود كه توبه چند شرط دارد كه بدون آنها پذيرفته نخواهد شد و اينك آن روايات:
1. شخصى به نام أبي الصباح كنانى می‌گويد:
«سَألتُ أبَا عَبد اللّه عَلَيهِ السَّلام عَن قَولِ اللّه عَزَّوَجَلَّ‏ «يَا أيُّهَا الَّذينَ امَنُوا تُوبُوا إلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» قَالَ: يَتُوبُ العَبدُ مِنَ الذَّنبِ ثُمَّ لَا يَعُودُ فِيهِ.»[1]
از حضرت صادق عليه السّلام درباره اين آيه كه می‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! توبه كنيد توبه نصوح» سؤال كردم [كه مقصود چيست‏]، فرمود: يعنى بنده از گناه توبه كند و ديگر به آن باز نگردد [و مرتكب معصيت نشود].
2. معاذ بن جبل از پيامبر اكرم(ص) سؤال كرد: توبه نصوح يعنى چه؟ فرمود:
«أَنْ‏ يَتُوبَ‏ التَّائِبُ‏ ثُمَ‏ لَا يَرْجِعُ‏ فى‏ ذَنْبٍ‏ كَمَا لَا يَعُودُ اللَّبَنُ‏ إِلَى‏ الضَّرْعِ‏».[2]
«توبه نصوح آن است كه توبه كننده هيچگاه بازگشت به گناه نكند همان طور كه شير هرگز به پستان باز نمی‌گردد.»
3. كلامى از مولى الموالى على(ع):
«وَ قَالَ علَیهِ السَّلام‏ لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ‏ أُمُّكَ‏ أَ تَدْرِي‏ مَا الِاسْتِغْفَارُ- إِنَّ لِلِاسْتِغْفَارِ دَرَجَةَ الْعِلِّيِّينَ‏ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ»
امير مؤمنان(ع) به كسى كه در حضورش گفت: «استغفر اللّه»، فرمود:
مادرت بر تو بگريد! آيا می‌دانى استغفار يعنى چه؟ استغفار مقام بلند مرتبگان است و آن يك كلمه است اما شش معنى و مرحله دارد:
«أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى»
مرحله اوّل پشيمانى از گذشته است.
«وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً»
مرحله دوّم اين است كه براى هميشه تصميم بگيرى گرد آن گناه نگردى.
«وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَ‏] أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ»
سوّمين مرحله اين است كه حقوقى را كه از مردم ضايع كرده‌اى به آنها بازگردانى به طورى ‏كه هنگام ملاقات با پروردگار حقّى بر تو نباشد.
«وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا»
مرحله چهارم اين كه هر واجبى كه از تو فوت شده حق آن را به جاى آورى [: قضا كنى‏].
«وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْم‏ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ‏ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ»
مرحله پنجم آن كه گوشت‌هايى كه در اثر حرام بر اندامت روييده با اندوه بر گناه آب كنى تا چيزى از آن باقى نماند و گوشت تازه‌اى به جاى آن برويد.
«وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه‏»[3]
و مرحله ششم آن كه به همان اندازه كه شيرينى معصيت و گناه را چشيدى زحمت طاعت را نيز بچشى، پس از انجام اين مراحل می‌گويى «استغفر اللّه».
پس، كسى كه می‌خواهد از گناه و غيبت (و به طور كلّى از هر معصيتى) توبه كند تا اين گونه استغفار نكند، نتيجه‌اى نخواهد داشت. به اين جهت مرحوم فيض می‌فرمايد بايد انسان اوّل يك انقلاب درونى در خود به وجود بياورد سپس توبه نمايد و اگر توبه با اين شرايط نباشد به مسخره بيشتر شباهت دارد كه امام باقر عليه السّلام در ضمن حديثى فرمود:
«... وَ الْمُقِيمُ‏ عَلَى‏ الذَّنْبِ‏ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ‏ كَالْمُسْتَهْزِئ‏.»[4]
«... كسى كه استغفار می‌کند ولى به گناه ادامه می‌دهد مانند كسى است كه مسخره می‌کند.»
خلاصه اين كه انسان بايد از كرده‌هاى خويش پشيمان شود و از خدا بخواهد تا گناهان او را بيامرزد سپس كسانى را كه از خود رنجانده و پشت سر آنان بدگويى كرده است از خود راضى كند. اما اين كه چگونه بايد رضايت آنها را جلب نمايد و از آنان حلّيت بطلبد، خود قابل بحث است كه آيا براى جلب رضايت «غيبت شده» نزد او برود و او را از خود راضى كند يا آن كه تنها استغفار و دعاى خير براى او كافى است؟
 

نظريه فقها
 

فقها در اين مورد دو نظر و دو عقيده دارند:
برخى معتقدند صرف ندامت و استغفار براى آن شخص (غيبت شده) و دعا كردن و صدقه دادن و انجام كارهاى نيك ديگرى از اين قبيل به نيّت او كافى است و انجام اين اعمال نيك از طرف او سبب می‌شود كه خدا توبه‌اش را بپذيرد، زيرا در برخى از اوقات امكان دارد اگر انسان پيش او برود و حلّيت و رضايت بخواهد نتيجه معكوس بشود كه در اين‌باره به بيان يك روايت اكتفا می‌کنيم.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:
«كَفَّارَةُ مَنِ‏ اغْتَبْتَهُ‏ أَنْ‏ تَسْتَغْفِرَ لَه‏.»[5]
«كفاره كسى كه پشت سر او بدگويى كرده‌اى اين است كه براى او استغفار كنى.»
عده‌اى ديگر از فقها بر اين عقيده‌اند كه انسان بايد نزد كسى كه غيبت او را كرده برود و از او حلاليّت بطلبد، چون غيبت حق النّاس است و تا زمانى كه غيبت شونده از انسان راضى نشود استغفار بى نتيجه است، و به رواياتى نيز در اين‌باره استدلال می‌کنند كه از جمله آنهاست:
1. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:
«إِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَاءِ إِنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي وَ يَتُوبُ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنَ‏ صَاحِبَ‏ الْغِيبَةِ لَا يُغْفَرُ لَهُ‏ حَتَّى‏ يَغْفِرَ لَهُ‏ صَاحِبُه‏.»[6]
«غيبت از زنا بدتر است زيرا زناكار ممكن است با توبه مورد عفو خدا قرار گيرد ولى توبه غيبت كننده آنگاه پذيرفته می‌شود كه رضايت طرف را كسب كند، كه اگر او راضى نشود توبه‌اش پذيرفته نيست.
2. همچنين فرمود:
«مَنْ‏ كَانَتْ‏ لِأَخِيهِ‏ عِنْدَهُ‏ مَظْلِمَةٌ فِي‏ عِرْضٍ‏ أَوْ مَالٍ‏ فَلْيَسْتَحْلِلْهَا مِنْهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَيْسَ هُنَاكَ دِينَارٌ وَ لَا دِرْهَمٌ يُؤْخَذُ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ‏ أُخِذَ مِنْ سَيِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَيَزِيدُ عَلَى سَيِّئَاتِهِ.»[7]
«هر كس حقى از برادر دينى بر عهده دارد [خواه مادّى يا معنوى‏] بايد از او رضايت بخواهد پيش از فرا رسيدن روزى كه درهم و دينار يافت نمی‌شود. و [به جاى درهم و دينار] از حسنات و كارهاى نيك او بر می‌دارند و اگر كار نيكى نداشته باشد از گناهان طرف [: كسى كه از او غيبت يا حقى تضييع شده است‏] بر می‌دارند و به گناهان او می‌افزايند.»
و در حديث ديگرى فرمود:
«مَنِ‏ اغْتَابَ‏ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ‏ يَقْبَلِ‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا أَنْ يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ.»[8]
«كسى كه از مسلمانى غيبت كند تا چهل روز نماز و روزه‌آش مورد قبول درگاه خداوند واقع نمی‌شود مگر اين كه صاحب غيبت [: كسى كه از او غيبت شده است‏] او را ببخشد.»
 

جمع بين روايات‏
 

پرسش:
با توجّه به اختلاف مضامين احاديث در ارتباط با كفّاره غيبت و اينكه بعضى استغفار را كافى دانسته و برخى تحصيل رضايت خاطر طرف را لازم شمرده‌آند وظيفه ما در قبال اين احاديث چيست و خلاصه كدام يك از آنها بايد ملاك عمل واقع شود؟
پاسخ:
هر دسته از اين روايات ناظر به مقام خاصى است و هر كدام در جاى‏ خود بايد مورد عمل قرار گيرد ولى می‌توان بين آن دو به اين طريق جمع كرد:
رواياتى كه می‌گويد تنها استغفار كافى است مربوط به مواردى است كه حلّيت طلبيدن موجب درگيرى و ناراحتى و سبب به وجود آمدن كينه و عداوت می‌گردد و رواياتى كه استحلال را لازم می‌داند مربوط به مواردى است كه تبعات و عواقب سوئى نداشته باشد، كه در اين مورد انسان وظيفه دارد نزد كسى كه پشت سر وى بدگويى كرده برود و بگويد من آنچه در باره تو گفته‌ام ناروا بوده است، ظلم كردم، كار بدى انجام دادم، اگر می‌خواهى حق خود را از من بگير وگرنه مرا عفو كن. مرحوم فيض راه ديگرى براى جمع بين اين دو دسته روايات ذكر می‌کند و می‌گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:
«إِنِ‏ اغْتَبْتَ‏ فَبَلَغَ‏ الْمُغْتَابَ‏ فَاسْتَحِلَ‏ مِنْهُ‏ فَإِنْ لَمْ تَبْلُغْهُ وَ لَمْ تَلْحَقْهُ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَه‏.»[9]
«هرگاه غيبت كردى اگر [غيبت شده‏] از غيبت تو با خبر شد بايد نزد او بروى و او را از خود راضى كنى و در صورتى كه از غيبت تو اطلاعى ندارد براى او استغفار كن.»
و پس از نقل اين روايت می‌فرمايد: در صورتى كه خبر به او نرسيده باشد چه بسا درخواست رضايت و بخشش سبب بروز فتنه و وقوع كينه و عداوت خواهد شد.
 

مورد اتفاق‏
 

فقط در يك مورد فقها اتفاق نظر دارند كه استغفار كافى است و آن در جايى است كه طرف از دنيا رفته و يا اگر زنده است دسترسى به او ممكن نيست، كه در اين صورت، انسان بيش از اين مكلّف نيست چرا كه قرآن مى‌‏فرمايد:
«لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إلّا وُسْعَها ...»[10]
«خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايى‌‏اش تكليف نمى‌‏كند ...»
 

خودآزمایی
 

1- بنا به فرمایش حضرت علی(ع) استغفار چگونه است؟ مراحل آن را ذکر کنید.
2- نظر فقها در مورد جلب رضايت «غيبت شده» را بیان کنید.
3- با توجّه به اختلاف مضامين احاديث در ارتباط با كفّاره غيبت، وظيفه ما در قبال اين احاديث چيست و خلاصه كدام يك از آنها بايد ملاك عمل واقع شود؟
4- تنها موردی که فقها اتفاق نظر دارند كه استغفار كافى است، کدام است؟
 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] . اصول كافى، ج 2- ص 432، حديث 3، بحار الانوار، ج 6- ص 39، حديث 68.
[2] . مجمع البيان، چاپ بيروت، ج 10- ص 318، ذيل آيه 8 سوره تحريم. در دعاها نيز به مسئله توبه اهميت زيادى داده شده است از جمله مى‏توانيد به صحيفه سجاديه دعاى 31 در باره توبه و نيز مفاتيح الجنان مناجات خمسة عشر مناجات تائبين مراجعه فرماييد.
[3] . نهج البلاغه فيض الاسلام، حكمت 409.
[4] . بحار الانوار، چاپ بيروت، ج 6- ص 36، حديث 54 و ص 41، حديث 75، اصول كافى، ج 2- ص 435، حديث 10.
[5] . محجّة البيضاء، ج 5- ص 273، امالى شيخ طوسى، ص 120 با اندكى تفاوت.
[6] . مكاسب محرّمه شيخ انصارى، ص 40.
[7] . همان، ص 43، محجّة البيضاء، ج 5- ص 273.
[8] . مكاسب محرّمه، ص 43.
[9] . محجّة البيضاء، ج 5- ص 273.
[10] . بقره- 286.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: