کد مطلب: ۳۶۸۰
تعداد بازدید: ۱۲۹
تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۲
تولی و تبری| ۹
شیطان به واسطه وسوسه، انسان را از مسیر سعادت دور می کند. شیخ مفید در بیان وسوسه می گوید: عبارت است از تحریک افعال و اعمال و نیات باطل انسانی به وسیله عوامل شیطانی. شیطان کارش این است که افراد را به افکار ناخواسته و مذموم بکشاند تا به وسیله آن، رفتاری ناپسند از آن ها صادر شود.
بر اساس آنچه گذشت به این نتیجه رسیدیم که خداوند در نهاد همه انسان ها فطرت توحیدی قرار داده است، یعنی معرفت به ربوبیت خداوند متعال و این معرفت و بیداری آن، در این دنیا بستگی به عواملی دارد و خاموشی فطرت و بی توجهی به آن، مانعی است که انسان را از این معرفت دور می کند. در این درس به یکی از موانع شکوفایی فطرت توحیدی خواهیم پرداخت.
 

وسوسه های شیطانی
 

یکی از مهم ترین عواملی که می تواند موجب ضعف و یا خاموشی فطرت توحیدی شود، شیطان و وسوسه های شیطانی است. وسوسه های شیطان از زمانی شروع شد، که ابلیس از دستور خدا به جهت سجده بر آدم که به عنوان خلیفه الهی معرفی شده بود خود داری کرد و تکبر ورزید که این امر سبب شد از درگاه خدا رانده شود و ابلیس قسم یاد کرد تا زمانیکه خدا به او مهلت داده است، این موجودی که خدا دستور به سجده آن را داده است از مسیر اصلی خود منحرف کند« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »، به عزتت سوگند كه همه آنها را گمراه خواهم كرد.[1]
یعنی شیطان رسالت خود را بعد از آن که از درگاه خدا رانده شد، اغوا کردن انسان قرار داد، به این معنا که انسان را به سمت هلاکت و نابودی می کشاند[2]. و از همان ابتدای خلقت انسان شروع کرد، چنانچه قرآن می فرماید: « فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِا »، سر انجام شيطان آن دو را به لغزش واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بيرون كرد[3]. آری شیطان با وسوسه حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام سبب شد او از بهشت هبوط کند.
 

کیفیت وسوسه شدن حضرت آدم ع
 

پس از آن که حضرت آدم ع از جانب خداوند برگزیده شد و فرشتگان بر او سجده کردند، خداوند به او و همسرش دستور داد در بهشت سکونت داشته باشند و از نعمت های خداوند استفاده کنند، ولی نزدیک درخت ممنوعه نشوند و از آن استفاده نکنند: « وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما - وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ »، به آدم گفتيم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هر چه مى ‏خواهيد از نعمت های آن گوارا بخوريد. ولى به اين درخت مخصوص نزديك نشويد كه از ظالمان خواهيد شد[4].
ولی شیطان شروع به وسوسه آدم كرد « فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى‏ »، اى آدم، آيا درخت عمر جاويدان را به تو نشان بدهم كه هر كس از ميوه آن بخورد هميشه زنده خواهد بود، آيا راه رسيدن به حكومت و سلطنت هميشگى را مى ‏خواهى بدانى.
وسوس به معنای حدیث نفس[5]، صدای روشن و آهنگ خفی و آرام است[6]. امام صادق علیه السلام در مورد کیفیت وسوسه شیطان می فرمایند:  «َجَاءَ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ: إِنَّكُمَا إِنْ أَكَلْتُمَا مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةَ الَّتِي نَهَاكُمَا اللَّهُ عَنْهَا صِرْتُمَا مَلَكَيْنِ وَ بَقِيتُمَا فِي الْجَنَّةِ أَبَداً وَ إِنْ لَمْ تَأْكُلَا مِنْهَا أَخْرَجَكُمَا اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ حَلَفَ لَهُمَا إِنَّهُ لَهُمَا نَاصِح‏ [7]»، ابلیس آمد به آدم ع گفت، اگر از این درختی که خدا شما را از آن نهی کرده است بخورید، شما تبدیل به ملک می شوید و در بهشت جاویدان خواهید شد. و اگر از آن نخورید خداوند شما را از بهشت اخراج می کند. و شیطان برای تایید حرفش برای آن دو قسم خورد که خیر خواه آنان است.
آدم که هنوز تجربه کافى در زندگى نداشت، و گرفتار دام هاى شیطان و خدعه و دروغ و نیرنگ نشده بود، و نمى توانست باور کند: کسى این چنین قسم دروغى یاد کند، و چنین دام هائى بر سر راه او بگذارد، سرانجام تسلیم فریب شیطان شد، و با ریسمان پوسیده مکر و خدعه او براى به دست آوردن آب حیات و ملک جاویدان، به چاه وسوسه هاى ابلیس فرو رفت و نه تنها آب حیات به دست نیاورد، که در گرداب نافرمانى خدا افتاد، آن چنان که قرآن آن را در یک جمله خلاصه کرده، مى فرماید: « فَدَلَّاهُما بِغُرُور »، به این ترتیب شیطان، آنها را فریب داد و با طناب خود آنها را در چاه فرو برد.[8]
شیطان به واسطه وسوسه، انسان را از مسیر سعادت دور می کند. شیخ مفید در بیان وسوسه می گوید: عبارت است از تحریک افعال و اعمال و نیات باطل انسانی به وسیله عوامل شیطانی. شیطان کارش این است که افراد را به افکار ناخواسته و مذموم بکشاند تا به وسیله آن، رفتاری ناپسند از آن ها صادر شود.
 یکی از اوصاف شیطان، خناس است. خناس از خنوس به معنای پنهان شدن و عقب نشینی است، یعنی شیطان هم خودش مخفی است و هم کارش مخفی است. اگر وسوسه او علنی باشد بر مردم مسلط نمی شود ولی با تظاهر و توجیه در لباس زیبا جلوه می کند و موفق می شود.
اصولا شياطين برنامه‏ هاى خود را با مخفى كارى مى ‏آميزند، و گاه چنان در گوش جان انسان مى ‏دمند كه انسان باور مى ‏كند فكر، فكر خود او است، و از درون جانش جوشيده، و همين باعث اغوا و گمراهى او مى‏ شود! كار شيطان تزيين است و مخفى كردن باطل در لعابى از حق، و دروغ در پوسته ‏اى از راستی، و گناه در لباس عبادت، و گمراهى در پوشش هدايت.[9]
 

درمان وسوسه شیطان
 

وسوسه های شیطانی همواره آدمی را به سوی گناه و معصیت می برند. راه درمان نسبت به وسوسه های شیطان این است که به خداوند متعال پناه ببریم که راه حل، فرمایش خداوند است در قرآن کریم که در سوره  «ناس» می فرمایند برای در امان بود از وسوسه های شیطان، به خداوندی که رب و مالک و اله انسان است پناه ببر. چنانچه در سوره اعراف می فرماید: « وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم‏ »، و هر گاه وسوسه‏ ای از شيطان به تو رسد به خدا پناه بر، كه او شنونده و دانا است[10]. چنانچه ابن مسعود نقل می کند که به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم: « أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ فَقَالَ لِي: يَا ابْنَ أُمِّ عَبْدٍ قُلْ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ هَكَذَا أَقْرَأَنِيهِ جَبْرَئِيلُ »، پناه می برم به خداوند سمیع علیم حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: ای پسر ام عبد بگو، پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده و این عبارت را جبرائیل برای من می خواند.[11]
 

شبهه
 

اگر انسان برای تکامل و رسیدن به سعادت آفریده شده است، وجود شیطان که یک موجود ویرانگر است و ضد انسان به حساب می آید، چه دلیلی می تواند داشته باشد؟
جواب، شیطان از ماده شطن، به معنای دور شدن و تمرد آمده است. شیطان به معنای دور شدن از خیر می باشد. شیطان وصف است نه اسم خاص به این معنی که کسیکه دور از خیر و رحمت خداوند متعال باش، شیطان بر او اطلاق می شود[12]. پس شیطان به هر موجود منحرف کننده و طاغی و سرکشی، خواه انسان باشد و یا غیر انسان، می گویند و ابلیس یکی از مصادیق بارز شیطان است.
آنچه مورد مناقشه است ابلیس است که سبب فریب حضرت آدم ع شد، و قسم یاد کرد که انسان را منحرف کند و با سپاهیانش آماده است تا با انسان دشمنی کند. ابلیس چنانچه از آیات و روایات معصومین به دست می آید، بر فطرت پاک بود و خدا پرست، ولی از زمانی که نسبت به فرمان خدا سرکشی و طغیان کرد، از درگاه خدا طرد شد و تا روز معلوم به او مهلت داده شد.
و این آزادی ابلیس نشان این است که وسیله ای باشد برای آزمایش انسان ها، نه آن که بتواند بر انسان تسلط پیدا کند و قرآن حکمت این کار را این چنین بیان می کند: « وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَك‏ »، او سلطه بر آنها نداشت (و آنها را بر پيروى خود مجبور نساخت) و هدف از آزادى شيطان در وسوسه ‏هايش اين بود كه مؤمنان به آخرت از آنها كه در شك هستند شناخته شوند.[13]
ادامه دارد ...
 

خودآزمایی
 

1-     یکی از عوامل فراموشی فطرت توحیدی چیست؟ توضیح دهید.
2-     کیفیت وسوسه حضرت آدم ع را توضیح دهید.
3-     چرا خداوند ابلیس را آفرید؟ 
 

پی‌نوشت‌ها


[1]  سوره ص آیات 75 الی 82 / ترجمه مکارم
[2]  قاموس قرآن ج5 ص 131
[3]  سوره بقره آیه 36 / ترجمه مکارم
[4]  سوره بقره آیه 35 / ترجمه مکارم
[5] العین ج7 ص 335
[6] مفردات الفاظ قرآن ج4 ص 451
[7]  تفسیر نور الثقلین ج 2 ص 13
[8]  سوره اعراف آیه 22 / ( تزجمه مکارم )، تفسیر نمونه ج 6 ص 117
[9] تفسیر نمونه ج 27 ص 473
[10]  سوره اعراف آیه 200 / ترجمه مکارم
[11]  تفسیر نور الثقلین ج4 ص 84
[12]  قاموس قران ج4 ص 33
[13] سوره سباء آیه 21 / ترجمه مکارم
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: