کد مطلب: ۳۷۵۶
تعداد بازدید: ۱۶۶۳
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۰
آسیب‌های اجتماعی| ۴
اگر شهوت جنسی نبود، شاید عدّه کثیری رو به ازدواج نمی آوردند و خطر انقراض، نسل بشریّت را تهدید می نمود. امّا آن چه در این میان نباید مورد غفلت واقع شود، کنترل، مدیریّت و هدایت شهوات در درون انسان است.
در نوشتار قبلی از نیروی عقل و شهوت سخن گفتیم و در باره نقشی که آن دو می توانند در تحقّق رفتار درست و شایسته، و یا کجروی ها و افعال ناپسند ایفا کنند، بحث کردیم. اکنون در صدد آن هستیم تا در مورد دو نیروی قدرتمند دیگری که در وجود انسان حضور دارند و می توانند در درست کرداری و سعادت، و یا کج رفتاری و شقاوت انسان اثرگذار باشند، تحقیق و بررسی نمائیم.
 


نیروی شهوت
 


امّا قوّه و نیروی دیگری که خداوند حکیم در وجود انسان ها خلق فرموده، «شهوت» است. شهوت در لغت به معنی میل و خواستن می باشد. در کتاب قاموس قرآن آمده: «شهوة: دوست داشتن، میل كردن [شَهَاهُ‏ شَهْوَةً: أَحَبَّهُ و رغب فیه]. (قرآن کریم می فرماید:) «وَ هُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ‏ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ» [انبیاء/ 102] آن ها در آن چه دلشان خواسته پیوسته ‏اند. (همچنین می فرماید:) «وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ‏ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ» (زخرف/ 71) در بهشت است آن چه دل ها می خواهد و چشم ها لذّت می برد.[1]
وجود شهوت در نهاد انسان، نعمتی است که خداوند عزّ و جلّ به انسان ارزانی داشته. به عنوان نمونه اگر شهوت خوردن و آشامیدن نبود، چه بسیار انسان ها که بر اثر غفلت از غذا و آب یا خساست و حرص در انباشت ثروت و ...، به سوء تغذیه و بیماری و حتّی مرگ مبتلا می شدند. اگر شهوت جنسی نبود، شاید عدّه کثیری رو به ازدواج نمی آوردند و خطر انقراض، نسل بشریّت را تهدید می نمود. امّا آن چه در این میان نباید مورد غفلت واقع شود، کنترل، مدیریّت و هدایت شهوات در درون انسان است. قرآن کریم در وصف کسانی که شهوات خود را کنترل و مدیریت نکرده اند، می فرماید: «وَ اللَّهُ یرِیدُ أَنْ یتُوبَ عَلَیكُمْ وَ یرِیدُ الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیلاً عَظِیماً». خدا مى‏ خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك نماید)، امّا آن ها كه پیرو شهواتند، مى‏ خواهند شما به كلّى منحرف شوید.[2]
خدا به وسیله احكام مى‏ خواهد، نعمت ‏ها و بركاتى كه بر اثر آلودگى به شهوات از انسان قطع شده، به او بازگردد، ولى شهوت ‏پرستانى كه در امواج گناهان غرق هستند، مى‏ خواهند انسان های دیگر نیز از طریق سعادت به كلّى منحرف شوند و همانند آن ها از فرق تا قدم آلوده به انواع گناهان گردند.[3] در واقع آن ها که مالک شهوات خود نبوده و زمام آن را به دست نگرفتند، پس از مدّتی اسیر شهوت های خود می شوند و در منجلاب هلاکت و گمراهی تا بدان جا پیش می روند که می خواهند دیگران را نیز همچون خود آلوده و بیچاره نمایند. دین مبین اسلام برای کنترل و هدایت غرایز و شهوات، دستورات و برنامه های کامل و جامعی در نظر گرفته که عمل کردن به آن ها ضامن سلامت و سعادت بشریّت است و جلوی نابسامانی های حاصل از افراط و تفریط در شهوت ها را می گیرد.  
مولا امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه همام، در شمار اوصاف اهل تقوا، به آزادی ایشان از بند وابستگی های شهوانی اشاره نموده و می فرمایند: «میّتةً شهوتُهُ». یعنی شهوت اهل تقوا مرده است. مراد از مرگ شهوت، كنترل و اعتدال آن و عدم سركشى آن است، نه این كه واقعاً این غریزه و نیروی خدادادى را نابود كنند كه این نیز طبق روایات، عملى نكوهیده و غیر جائز است. در واقع حضرت، موت را كنایه از عدم طغیان گرفته ‏اند، زیرا مرده نیز بعد از مرگ دیگر قدرت طغیان گرى ندارد. شهوت اگر رها شود، انسان را به هلاكت مى ‏اندازد.[4] اگر انسان هر آنچه نفسش می خواهد، از حلال و حرام، به او بدهد و حدّ و مرزی برای خواسته های دل خود قائل نباشد، آن وقت شهوت در سرزمین جان او غلبه یافته و حاکم می گردد، در این هنگام است که عقل از عریکه قدرت به زیر آمده و ظلمتِ جهل سراسر وجودش را فرا می گیرد، لذا در روایتی از حضرت امیر علیه السّلام نقل شده است که: «الشَّهَوَاتُ تَسْتَرِقُّ الْجَهُولَ»‏. شهوت ها جاهلان را به بندگی می گیرند.[5] برای کنترل شهوات و ایمن ماندن از طغیان آن ها باید به دنبال چاره بود. مولای متّقیان علیه السّلام در عبارتی کوتاه امّا پُرمغز، پاسخ این چاره جویی را این گونه بیان می فرمایند: «مَنْ‏ لَمْ‏ یعْطِ نَفْسَهُ‏ شَهْوَتَهَا أَصَابَ رُشْدَهُ». هر کس هر آنچه را که نفسش می خواهد‏ به او ندهد، به رشد و کمال خود دست یافته است.[6] اگر شهوت کنترل شد و در مسیر درست خود قرار گرفت، آن وقت سکّان کشتی بدن به دست با کفایت عقل خواهد افتاد.
کدخدای تنِ بشر عقل است / از همه حال با خبر عقل است
هر که با عقل آشنا باشد/ از همه عیب ها جدا باشد
 


نیروی غضب

 
 
قوّه «غضب» در اصل یكى (دیگر) از نعمت هاى بزرگ الهى است كه به وسیله آن انسان مى ‏تواند بقاى خود را حفظ كند و مدخلیتى بزرگ در تشكیل مدینه فاضله و نظام برتر دارد. این قوّه مایه‏ « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»[7] است كه از اوصاف مؤمنین است، اشتباه كردند كسانى كه فكر كردند، باید قوه غضبیه كشته شود و خاموش كردن آن از كمالات و معارج نفس است، آن ها از مقام اعتدال و حدّ كمال غافلند، نفهمیدند كه در جمیع سلسله حیوانى، خداوند این قوّه را عبث و بیهوده نیافریده است، این سرمایه زندگانى را بى‏ جهت نداده است، جهاد با دشمنان دین و دفع دشمن از مال و ناموس و دیگر نوامیس مبتنى بر این قوّه است، آنچه مذمّت شده، جنبه افراط آن است.[8]‏
اگر نیروی غضب از حدّ اعتدال خود خارج شود به جایی می رسد که روح ایمان را از بین می برد و زمینه انواع گناهان و جنایات را فراهم می سازد. امام صادق علیه السّلام به نقل از جدّ گرامیشان رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «الْغَضَبُ‏ یفْسِدُ الْإِیمَانَ‏ كَمَا یفْسِدُ الْخَلُّ‏ الْعَسَلَ». غضب ایمان را فاسد می کند همان طوری که سرکه عسل را از بین می برد.‏[9] جالب است که در این روایت، پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله غضب را تشبیه به سرکه، و ایمان را به عسل تشبیه فرموده اند. چه تشبیه زیبا و مناسبی! غضب نعمتی است که وجود آن در مملکت جان انسان ضروری است و منافع بسیاری بر آن مترتّب شده است، چنان چه سرکه نیز خواص فراوانی دارد، امّا همین سرکه اگر بیش از اندازه استفاده شود و در خوردن آن افراط شود، سلامتی انسان را به خطر می اندازد. نیروی غضب نیز همچون سرکه اگر از حدّ اعتدال خارج گردد، سلامت روح و جسم انسان را تهدید می کند و آفات زیادی را گریبان گیر خود فرد و جامعه می نماید. و چه تشبیه زیبایی که امام علیه السّلام ایمان را به منزله عسل گرفته اند، چراکه ایمان همچون عسل شیرین است و مایه شفاء از تمام بیماری ها و دردها.
سرمنشأ بسیاری از کجروی ها و آسیب های فردی و اجتماعی، همین خارج شدن غضب از حالت اعتدال آن است. امام صادق علیه السّلام در این باره فرموده اند: «الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍّ». غضب کلید تمام شرور است.[10] حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه متّقین و در شمار صفات اهل تقوا، به صفت کظم غیظ نیز اشاره نموده و می فرمایند: «مكظوماً غیظُهُ»، یعنی انسان با تقوا اهل کظم غیظ است. مفردات راغب در مورد «غیظ» مى ‏گوید: «الْغَیظُ: أشدّ غضب، و هو الحرارة التی یجدها الإنسان من فوران دم قلبه، قال: قُلْ مُوتُوا بِغَیظِكُمْ‏ [آل عمران/ 119]». غیظ شدیدترین حالت غضب است و آن حرارتى است كه انسان آن را از فوران خون قلبش احساس مى ‏كند.[11] و در مجمع البحرین نیز در باره معنی «کظم» آمده است: «من كَظَمَ غیظه كَظْماً إذا تجرعه و حبسه، و هو قادر على إمضائه»، کسی که غیظش را کظم می کند (یعنی) آن را جرعه جرعه فرو می برد و حبس می کند در حالی که می تواند آن را اجراء کند (مثل این که پرخاش نماید و داد و فریاد کند).[12]‏
در لغت وقتى سقّا دهنه مشك را بعد از پر شدن آب مى ‏بندد، «كظم السقّاء» گویند، دهنه مشك را مى ‏بندد تا آب هاى جمع شده در درون آن بیرون نریزد، فردى كه در حالت عصبانیت به سر مى ‏برد، كوره‏ اى از آتش مى‏ شود، اگر خود را كنترل كند كظم غیظ كرده است، بسیارى از جنایت ها، قتل ها و كشتارها، از این آتش درونى (غضب) سرچشمه مى‏ گیرد. انسان در حال غضب، تجلّى ‏گاه جهنّم است، اگر خود را كنترل نكرد، زبانه و شراره این آتش به بیرون سرایت مى ‏كند و در روز قیامت با همین آتش مى‏ سوزد. چنان كه در روایت است، از جاهائى كه شیطان بسیار به انسان نزدیك مى ‏شود حال عصبانیت است، پس در این حالى كه محدوده قدرت شیطانى است، نه تصمیم گیر و نه عملى انجام ده، كه هر دو شیطانى است و همیشه این شعار را مدّ نظر داشته باش، كه در حال عصبانیت نه تصمیم، نه اقدام.[13]‏
در متانت مسلّم آن را دان‏ / كه به وقت غضب‏ نیارد جوش
‏غضب‏، افروزد آتش اندر دل / خنك آن ‏كس كه سازدش خاموش‏
بد بد آن سگ ‏منش كه در گیتى / كرد خود را در آدمى روپوش‏
 


خودآزمایی
 


1- معنی شهوت چیست و حکمت وجود آن در درون انسان را توضیح دهید؟
2- وظیفه قوّه غضب چیست و در چه صورتی زمینه ساز آسیب های فردی و اجتماعی می شود؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] قاموس قرآن ج 4 ص 88.
[2] سوره نساء/ آیه 27 (ترجمه مکارم).
[3] تفسیر نمونه ج ‏3 ص 353.
[4] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ج ‏2 ص 397 [خلاصه شده].
[5] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ص 35.
[6] روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط - القدیمة) ج ‏13 ص70.
[7] سوره فتح/ آیه 29.
[8] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ج ‏2 ص 403.
[9] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 302.
[10] همان ص 303.
[11] مفردات الفاظ القرآن ص 619.
[12] مجمع البحرین ج 6 ص 154.
[13] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ج ‏2 ص 401 و 402.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: