کد مطلب: ۳۷۵۸
تعداد بازدید: ۶۵۲
تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
آسیب‌های اجتماعی| ۶
مسأله رفتار و عملکرد انسان در طول زندگی و در نتیجه سرنوشت و فرجام او، از جمله مسایل اساسی و بنیادین در زندگی انسان است که همواره توجّه اندیشمندان را به خود معطوف داشته و عوامل متعدّدی را در رقم خوردن آن دخیل دانسته ‌اند.

نقش وراثت در آسیب های اجتماعی
 

مسأله رفتار و عملکرد انسان در طول زندگی و در نتیجه سرنوشت و فرجام او، از جمله مسایل اساسی و بنیادین در زندگی انسان است که همواره توجّه اندیشمندان را به خود معطوف داشته و عوامل متعدّدی را در رقم خوردن آن دخیل دانسته ‌اند. یکی از مؤلّفه ‌های مؤثّر در سعادت و یا شقاوت بشر، وراثت است. صفات و خصوصیّات والدین از طریق ژن‌ های[1] تشکیل دهنده نطفه به فرزند منتقل می‌ شود و در تعیین مسیر رشد و نموّ و شکل ‌گیری شخصیّت کودک تأثیر می ‌گذارد. از سوی دیگر، تربیت نیز نقش چشمگیری در تکامل شخصیّت دارد و از آن جا که اوّلین مکان برای رشد و نموّ بسیاری از زمینه ‌های اخلاقی محیط خانواده است، کودک بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی را از افراد خانواده، به خصوص پدر و مادر، کسب می ‌کند.
 


نقش وراثت در رفتار انسان از منظر دانش ژنتیک
 


یکی از حوزه‌ های پژوهش در علم ژنتیک، ژنتیک رفتاری است که به مطالعه وراثت، خصوصیّات رفتاری و شکل ‌گیری رفتار بر اساس ژنوم[2] می ‌پردازد. برخی از دانشمندان معتقد بودند که تکامل شخصیّت انسان ناشی از تأثیر عوامل ژنتیکی است و برخی دیگر بر این باور بودند که شخصیّت انسان از محیط تأثیر می ‌پذیرد. امروزه این اعتقاد مقبولیّت بیشتری یافته که شکل ‌گیری شخصیّت ناشی از هر دو عامل محیط و ژنتیک است. این نظریّه با عنوان «تأثیر و تأثّر متقابل ژنْ محیط» یا نظریّه «سرشت و تربیت» شناخته شده است.
به طور کلّی، در رابطه با عوامل شکل ‌دهنده شخصیّت و خصوصیّات رفتاری افراد، دیدگاه ‌های متفاوتی وجود دارد؛ عدّه ‌ای فقط به ساختار ژنتیکی افراد توجّه دارند (جبرگرایی ژنتیکی)، برخی عوامل محیطی را تنها عامل مؤثّر می ‌دانند (جبرگرایی محیطی) و عدّه ‌ای دیگر عوامل اجتماعی را مهم تلقّی می‌ کنند (جبرگرایی اجتماعی). از این میان، طرفداران فرضیّة جبرگرایی ژنتیکی بسیاری از رفتارها، حتّی سرنوشت انسان را فقط به ژن ‌ها نسبت می دهند، ولی بر خلاف چنین نگرش ‌هایی هیچ یک از عوامل یاد شده به تنهایی نمی ‌توانند در شکل ‌گیری خصوصیّات رفتاری افراد مؤثّر باشند؛ به عبارت دیگر، عوامل فوق علّت تامّه نبوده، بلکه به نحو اقتضا تأثیرگذار هستند. بنا بر این وراثت نیز در کنار عوامل دیگری چون تربیت و محیط، می تواند در رفتار و عملکرد انسان مؤثّر باشد.
امّا در پاسخ به کسانی که درباره نقش عامل وراثت و ژن در رفتار و سرنوشت انسان افراط نموده و قائل به جبر ژنتیکی هستند، باید گفت، اکنون نظر متخصّصان ژنتیک نسبت به جبرگرایی ژنتیکی منفی است و آن ها متذکّر می ‌شوند که دوقلوهای همسان با وجود داشتن مجموعه ژنی یکسان، از نظر شکلی و رفتاری کاملاً یکسان نیستند و این پدیده حاکی از آن است که مشخّصات و خصوصیّات انسان متأثّر از عاملی غیر از ژنتیک است. اکثر ژن ‌ها تا حدودی از محیط تأثیر می ‌گیرند. بنابراین، ژن‌ های دریافتی از والدین به هنگام لقاح دقیقاً صفات و خصوصیّات ما را دیکته نمی ‌کنند.
خصوصیّات رفتاری انسان، آمیخته ‌ای از تأثیرات وراثت و محیط است و در این میان، نباید از نقش اراده و اختیار غفلت ورزید. این حقیقتی است که علم ژنتیک به آن معترف است. بنابراین، وجود عوامل ژنتیکی در برخی ویژگی ‌های اخلاقی و رفتاری نامطلوب به معنای صدور مجوّز برای انجام عمل نیست؛ زیرا آن که در نهایت تصمیم می ‌گیرد که چگونه رفتار کند، خود آدمی است. ولی پرسشی در این جا به ذهن متبادر می ‌شود که اگر ژن ‌ها بر رفتار انسان تأثیر دارند، آیا اراده نیز تحت چنین تأثیری نیست؟ به بیانی دیگر، آیا این ژن‌ ها نیستند که شخصی را بااراده و مصمّم ساخته و دیگری را سُست ‌اراده یا‌ بی ‌اراده می ‌سازند؟! متخصّصان ژنتیک رفتاری به این سؤال چنین پاسخ داده ‌اند که هر خصوصیّت اخلاقی مانند سُست ‌اراده بودن یا کم ‌جرأت بودن، به ‌طور کامل تحت کنترل ژن‌ ها قرار ندارد و با تربیت، تمرین، پرورش و خواست خود فرد، قابل تغییر و بهبود است و در نهایت، هر کس مسئول اعمال خویش می باشد.[3]
 


نقش وراثت در رفتار انسان از منظر دین اسلام
 


مسأله وراثت و تأثیر آن در حالات و اوصاف و نتیجتاً عملکرد افراد، در بسیاری از جوامع بشری در طول تاریخ مطرح بوده و بسیاری آن را مسلَّم می دانستند. در آیات و روایات اسلامی نیز یا به شکل ضمنی و اشاره، و یا حتّی به صراحت این مطلب مورد تأیید واقع شده است. روی همین مبنا دین مبین اسلام سفارشات خاصی دارد که در ادامه برخی از آن ها را از باب نمونه بیان خواهیم کرد. قرآن کریم در جریان ولادت حضرت مسیح سلام الله علیه، از شماتت های مردم و اتّهاماتی که به بانوی پاکدامن و مقدّس یعنی حضرت مریم علیها السّلام زدند، پرده برداشته و در خلال این سخنان به نکاتی اشاره می فرماید: «فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْیمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیئاً فَرِیا * یا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِیا». (مریم) در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد. گفتند: اى مریم! كار بسیار عجیب و بدى انجام دادى! * اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كاره ‏اى.[4]
این که مردم به مریم علیها السّلام گفتند: «نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كاره ‏اى»، هم می تواند اشاره به نقش تربیتی محیط خانواده بر تربیت مریم علیها السّلام داشته باشد و هم می تواند بیان تأثیر وراثت از سوی پدر و مادر به فرزند باشد. یعنی: ای مریم! از پدر و مادر پاکدامن و درست کاری که داشتی، باید پاکی و درستی را به ارث برده برده باشی، پس چگونه است که (نعوذ بالله) مرتکب عمل منافی عفّت شدی؟!
و یا در قضیه حضرت یوسف علی نبیّنا و آله و علیه السّلام، آن جا که عزیز مصر شده بود و با تدبیری هوشمندانه می خواست برادرش بنیامین را از سایر برادران جدا کرده و نزد خود نگهدارد، قرآن می فرماید: «فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقایةَ فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیتُهَا الْعِیرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ». و هنگامى كه بارهاى آن ها را بست، ظرف آبخورى ملك را در بار برادرش قرار داد، سپس كسى صدا زد: اى اهل قافله شما سارق هستید.[5] و پس از آن که برادران ظرف را در بار بنیامین یافتند، گفتند: «قالُوا إِنْ یسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ ...». (برادران) گفتند: «اگر او [بنیامین‏] دزدى كند، (جاى تعجّب نیست) برادرش (یوسف) نیز قبل از او دزدى كرد.[6]
علّامه طباطبائی در تفسیر این آیه به استدلال برادران در باره تأثیر وراثت از مادر اشاره نموده و می نویسد: «گویندگان این سخن همان برادران پدرى یوسف ‏اند و به همین جهت یوسف را به بنیامین نسبت داده گفتند این بنیامین قبلا برادرى داشت، و معنایش اینست كه برادران گفتند: اگر این بنیامین امروز پیمانه پادشاه را دزدید، خیلى جاى تعجّب نبوده و از او بعید نیست، زیرا او قبلا برادرى داشت كه مرتكب دزدى شد، و چنین عملى از او نیز سرزد، پس این دو برادر دزدى را از ناحیه مادر خود به ارث برده ‏اند، و ما از ناحیه مادر از ایشان جدا هستیم.[7]
این ها برخی از شواهد قرآنی است که نشان می دهد مسأله وراثت در اقوام گذشته نیز مطرح بوده تا جایی که برای برخی از رفتارهای افراد نیز به آن استناد می شده است. امّا مسأله وراثت در روایات اهل بیت علیهم السّلام به خوبی مشاهده می شود و روایات متعدّدی بر وجود آن و اهمیتش دلالت دارد. نکته ای که از بررسی روایات متعدّد و مختلف به دست می آید، آن است که در لسان روایات از موضوع ژن و وراثت با عنوان «عِرْق» تعبیر شده است. گرچه معنای این کلمه در لغت «رگ، اصل و ریشه»[8] است ولی شواهد و دلائل مختلفی وجود دارد که در واقع این کلمه در برخی موارد مبیّن معنای «وراثت» و یا به اصطلاح امروزی آن «ژن» می باشد.
به عنوان نمونه در جنگ جمل، امیر المؤمنین علی علیه السّلام به دنبال علمدار سپاه كه پسرشان محمّد بن حنفیه بود فرستادند و به او فرمان دادند كه بر اصحاب جمل حمله كند. محمّد بن حنفیه در حمله به سپاه جمل‏ کُندی کرد، زیرا رو به روى او گروهى از تیراندازان بودند كه آماده بودند تیرهایشان را پرتاب كنند. امیر المؤمنین علیه السّلام پیش او آمدند و فرمودند: چرا بر این جماعت حمله نمى ‏كنى؟ او عرضه داشت: پیش رویم به جز تیراندازان كه تیر مى ‏اندازند كسى را نمى ‏بینم. امیر المؤمنین علیه السّلام با دسته شمشیر به او زدند و فرمودند: «ما ادركك عرق من ابیك‏»، این رگ (ژن ترس) از پدرت به تو نرسیده است (و طبق نقل ابن ابی الحدید فرمودند: «ادرکک عرق من امّک»، یعنی: این رگی است كه از مادرت به ارث برده ‏اى[9]) به میان نیزه ‏ها حمله كن كه مرگى این چنین براى تو عزیزتر است.[10]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی بررسی خواهیم کرد، ان شاء الله.
 


خودآزمایی
 


1- اثر وراثت در صفات و رفتار فرد را از منظر دانش ژنتیک توضیح دهید؟
2- اثر وراثت در صفات و رفتار فرد را از منظر دین مبین اسلام توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] ژن (Gene): عوامل وراثتی را که از نسلی به نسل دیگر انتقال می ‌یابند، ژن می ‌نامند. از طریق ژن ‌هاست که صفات و خصوصیّات والدین به فرزندان منتقل می ‌شوند.
[2] ژنوم (Genome): مجموعه ژن‌ هایی که در یک سلول انسان یا هر موجود زنده دیگر وجود دارد، ژنوم نامیده می‌ شود. ژنوم یک کتاب دستورالعمل است که هر ژن در آن یک دستورالعمل جداگانه است. در هر یک از سلول ‌های بدن (جز گلبول‌ های قرمز خون) یک نسخه از این کتاب وجود دارد و به زبانی نوشته شده که فقط سلول‌ ها می ‌توانند آن را بخوانند. برای فهم اسرار ژن ‌ها باید با تلاش فراوان این زبان را آموخت. این تلاشِ بین‌ المللی، طرح یا پروژه ژنوم انسان نام دارد.
[3] برگرفته از مقاله: نقش وراثت در سرنوشت انسان از منظر قرآن و حدیث (نویسندگان: حمیدرضا بصیری و مریم گوهری) منبع: فصلنامه علمی-ترویجی سراج منیر سال چهارم زمستان 1392 شماره 13.
[4] سوره مریم/ آیه 27 و 28 (ترجمه مکارم).
[5] سوره یوسف/ آیه 70 (ترجمه مکارم).
[6] همان/ آیه 77.
[7] ترجمه المیزان ج ‏11 ص 309.
[8] لسان العرب ج 10 ص 241/ فرهنگ ابجدی عربی فارسی ص 606.
[9] شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ج ‏1 ص 243.
[10] وقعة الجمل ص 141/ نبرد جمل ( ترجمه وقعة الجمل) ص 125 [با دخل و تصرّف در ترجمه].

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: